۵ مرداد ۱۳۸۷

شناخت امراض عمده گندم، و کنترول کیمیاوی آن

مقدمه:
گندم متعلق به سلسله ( Kingdom ) گیاهان ( Plant ) و کلاس ( Angiospermae ) گیاه سبز و بذر پوشیده ، از زیر کلاس یک مشیمه ای ها (Monocotyledonae) می باشند.
گندم منبع غذایی مهمی است که حدود 20% کالری لازم را تأمین می کند و دانه های آن حاوی کاربوهایدریت ها ،پروتئین ها و مواد معدنی مورد نیاز رشد و نگهداری بدن می باشند. مصرف این ماده غذایی بصورت نان و سایر فرآورده های غذایی است.
گندم عمدتاً به منظور تأمین غذا کشت می شود ولی تمامی اندام های گیاهی آن مورد مصرف دارد کاه برای سوخت ، علوفه خشک حیوانات و کشت قارچ های خوراکی و غیره به کار میرود.
این نبات دارای چندین نوع است. گندم خوشه سفید ، سرخ ، سیاه ، سخت ، نرم و غیره است.
گندم از نظر گیاه شناسی متعلق به جنس ( Triticum L ) از تیره ( Graminae ) گونه ( نوع ) آن بر اساس تعداد کروموزوم دیپلوئید ( Tritucum monocucum L ) تتراپلوئید ( AA*BB ) ( Triticum dococcum L) هگزاپلوئید n=21 ( AA*BB*CC ) ( T.vulgare vill ) سطح زیر کشت ( T. aestivum L ) ( T.Compactum Hosts ) .

تاریخچه:
تاریخچه کشت گندم به ( 15000 ) قبل از میلاد می رسد که ابتدا در خاور نزدیک و امروزه حدود 50% زمین های زراعتی را اشغال کرده است. بیش از 80% این محصول از مناطق آمریکای شمالی ، اروپا ، چین ، روسیه تأمین می شود.
این گیاه در غالب مناطق کشت شده و از جمله محصولات ضروری درجه اول و استراتژیک محسوب می شود و بیشتر به صورت دیم می باشند. (1 )
شناخت امراض عمده گندم و کنترل کمیاوی آن:
در مجموع بیماری های گندم را از لحاظ عاملین بیماری می توان به چهار نوع تقسیم بندی نمود که عبارتند از: بیماری های قارچی گندم ، بیماری های باکتریای گندم ، بیماری های نماتدی گندم و بیماری های ویروسی گندم.
بیماری های قارچی گندم:
1. سیاه قاق ها (Smuts (:
بیش از دو قرن است که سیاه قاق ها شناخته شده اند ولی به دلیل تولید ارقام مقاوم ، مبارزات زراعتی و کمیاوی در 50 سال اخیر در اغلب کشورها از خسارات آنها کاسته شده است. عاملین این بیماری ها عبارت از: Tillebia laevis ( syn.t .foetidae ) ، Tilletia intermedia ، Tilletia tritici ( عامل سیاه قاق پنهان ) Tilletia cotroversa عامل سیاه قاق پا کوتاه پنهان Tilletia indeca ( Neo vossia indica ) عامل بانت پنهان ( Urocystis agrupuris ) عامل سیاه قاق برگی و Ustilago tritici عامل سیاهک آشکار گندم می باشند. اغلب گونه های عامل سیاه قاقها دارای نژاد های بیماریزای مختلف و مستعد هستند که طی مراحل تولید مثل جنسی و خصوصیات میزبان به وجود می آیند. قارچ های عامل سیاهک به طور بین الحجروی و درون حجروی بدون مکیدن در بافت میزبان نفوذ کرده ، و اغلب در هر گیاه یک عمل وجود دارد. (1 )

الف: سیاه قاق پنهان گندم ( Covered smut ) :
این بیماری که انتشار جهانی دارد در قرن (18 م ) شناخته شده است و عامل آن در سال (1807) معلوم گردید. به دلیل اهمیت اقتصادی سیاه قاق پنهان گندم بررسی های وسیعی روی آن صورت گرفت.
سیاه قاق معمولی پنهان گندم در اثر دو گونه قارچ Tilletia leaves و Tilletia tritici حادث شده که شناسایی آنها روی شکل اسپور و تا حدی از روی انتشار جغرافیای آن انجام می شود.
سیاه قاق پنهان گندم باعث کاهش محصول و کیفیت دانه ها گردیده ودانه های آلوده به اسپوربوی ماهی گندیده می دهد و دارای رنگ سیاه است ، از ارزش آنها کاسته شده و بازار پسندی خود را از دست میدهد. ( 1 )

علائم بیماری:
بوته های بیمار ممکن است تا حدی کوتاه مانده و خوشه تولید نگردد، آلودگی قابل تشخیص نیست.
خوشه های مصاب به سیاه قاق باریک و رنگ آنها به مدت طولانی تری نسبت به خوشه های سالم سبز باقی می ماند. گلوم های بعضی ا ز خوشه ها یا تمامی آنها باز شده و دانه کروی حاوی اسپور به خصوص در ارقام بدون ریسک دیده میشود. رنگ بوته آلوده سبز مایل به آبی تا سبز خاکستری است. روی برگ ها لکه های کوچک کلروتیک به وجود می آید. در گلهای آلوده مادگی بلندتر و تخمدان بلند و پهن تر و به رنگ سبز می باشد در حالیکه تخمدان سالم سفید رنگ است. گاهی پنجه زنی افزایش می یابد ، شکل دانه های آلوده تقریباً شبیه دانه سالم بوده، به رنگ قهوه ای خاکستری کثیف است. در مزارع بسیار آلوده هر دانه می تواند 3-4 ملیون اسپور تولید نمایند.(1)



عامل بیماری :
دو گونه قارچ خیلی شبیه Tilletisa tritici و Tilletia laevis ( syn tilletia foetida) عامل بیماری سیاه قاق پنهان گندم است. و همچنین گونه T. tritici متداولتر نسبت به گونه T. foetidae می باشد. دوران زندگی این دو گونه شبیه به هم بوده و ممکن است در یک گیاه آ لوده هر دو وجود داشته باشد. مایسلیم شفاف وسلول های دو هسته یی قارچ پس از کامل شدن قطعه قطعه شده و به تیلوسپور های کروی تیره رنگ با دیوار ضخیم تبدیل می گردد که قطر آنها 15-23 میکرومتر است. سطح تیلوسپورهای T.laevis صاف بوده در حالیکه در گونه T.tritici سطح سپورها درشت می باشد. سپور ها حاوی ( ترای میتایل آمین) بوده که بوی ماهی فاسد را متصاعد می سازد. سپورها به چشم غیر مسلح قابل دید نیست. گونه T. tritici قطر سپورها ارتفاع شبکه و قطر شبکه ها 15-23 ، 1.5-2 و بیش از 2 میکرومتر می باشد.
درجه حرارت مناسب برای جوانه زدن تیلوسپور ها در گونه T. laevis تا 2+_14 می باشد. که بعد از 4 روز شروع و بعد از یک هفته 90% جوانه میزند. اما در T. tritici در 2+_14 از هفت روز شروع می شوند. ( 1 )

دوران زندگی :
پایداری قارچهای عامل سیاه قاق پنهان به وسیله تیلوسپورهای است که روی بذر و در خاک باقی مانده اند. تیلوسپور های خاکزی باعث اپیدیمی گندم های زمستانه در نواحی که تابستان خشک دارند می شوند. سپورها در سطح خاک و بذر در اثر رطوبت جوانه میزنند و در درجه حرارت پایین 5-150c برای جوانه زدن سپور ها تولید هیف آلوده کننده مناسب است و گیاهچه های حاصل از بذر را قبل از سر بر آوردن از خاک آلوده می سازند. هم زمان با رشد گیاهان میزبان قارچ عامل بیماری نیز به رشد طولی خود ادامه داده و در انساج مریستمی به ویژه در گل مؤلد سنبله مستقر می شود. مایسلیم قارچ در تخمدان ارقام حساس گندم باقی مانده توسعه می یابد. و جایگزین تمامی انساج پریکارپ دانه می شود. موقع برداشت ، دانه های آلوده کننده ترکیده سپور ها آزاد می شود خاک و بذر را آلوده می سازد. گونه T. foetidae بیشتر از طریق بذر و در گونه های دیگر آلودگی بیشتر از طریق خاک پایدارو انتشار می یابد.

کنترل:
استفاده از قارچ کشها در کنترول سیاه قاق پنهان مؤثر بوده قارچکش های آلی جیوه یی در کاهش آلودگی به وسیله بذر مؤثر بوده ولی تأثیر روی سپورهای خاکزی ندارند. ترکیبات کمیاوی مانند هگزاکلوروبنزین ، پنتا کلورونیترو بنزین و کاربوکسین که علیه سپور بذر زا وخاکزی مؤثر اند.
همچنین ویتا واکس Vetawax ، مانکوزبMancozib ، مانبManab ، کاربندازیم Charbindazium ، بینومیلBinomil را نام گرفت. (1)

ب: سیاه قاق پا کوتاه گندم ( Dwarf Bunt ) :
عامل سیاه قاق بیماری پا کوتاه در سال (1935م) عنوان شد. ابتدا شکلی از Tilletia tritici و سپس Tilletia cotroversa Kuhn دانستند. این گونه قارچ علاوه بر گندم ، جودر ، جو های تیر ماهی و گندمیان وحشی را آلوده می کند. میزبان های طبیعی آن فقط گندم و چاودار است.
سیاه قاق پا کوتاه از آرژانتین ، اروپا ، آسیایی مرکزی ، کانادا و ایالات متحده گزارش شده است. به نظر می رسد که این بیماری به مناطقی که گندم های زمستانه به مدت طولانی پوشیده از برف اند محدود میشود. آلودگی گندم های بهاره مشاهده نشده است. (1.2 )
علائم:
سیاه قاق پا کوتاه شبیه سیاقاق معمولی پنهان می باشد مگر آنکه اندازه بوته های آلوده به قارچ T.controversa به ½ تا ¼ طول بته های عادی برسد و تعداد پنجه های آن افزایش یابد. سنبله چنین بوته های وسیعتر بوده گلوم های آن بازتر از سنبله های سالم و آلوده به سیاقاق معمولی بوده و دانه های آلوده کمی گردتر است و توده سپور مختصری به هم چسپیده و کمتر به حالت پودری می باشد. (1.2)

عامل بیماری:
شکل تیلوسپور های T. controversa مشابه سپورهای T. tritici و T. leavis می باشد. دیواره های آن درشت ولی شبکه های آن وسیعتر و عمیقتر از T.tritici بوده و یک پوشش جلاتینی اطراف آن را فرا گرفته است. تیلوسپور های T.controversa در زیر میکروسکوپ فلورشانس نور مهتابی ساطع کرده و روشنتر ( قهوه ای زردرنگ) از رنگ سپور های عامل سیاهک معمولی به نظر میرسد. ووقتی که خشک میشوند کمتر از سپورهای T.tritici و T.laevis چروکیده میگردند. ابعاد قطر سپور ، قطر شبکه ، ارتفاع شبکه 17-24 ، 1.5-3 . 3-5 میکرومتر است.
روش های برولوژیکی ( آنتی بادی های مونو کلونال ) برای تشخیص سریع ، اختصاصی و قطعی تیلوسپور های عامل سیاقاقها توصیه شده است. (1.2)

دوران بیماری :
تیلوسپور های خاکزی مهم ترین منبع آلودگی اولیه به شمار می روند و حتی متجاوز از ده سال در خاک باقی میماند. درجه حرارت مناسب برای جوانه زدن آنها کمتر (3-8 درجه سانتيگراد) و دوره انکوبیشن یا رشد و جوانه زدن آنها طولانی تر ( 3-10 هفته) از سپور های سیاهک معمولی است.
آلودگی نشا ها پس از سر بر آوردن از خاک و رشد گیاهچه از جوانه زدن تیلوسپور های در زیر برف در سطح خاک اتفاق می افتد و بوته های 2-3 برگی حساس اند.

مبارزه:
این بیماری با کاربرد قارچ کشهای چون پلی کلروبنزین و پنتا کلرونيتروبنزین ( PCNB ) در سطح خاک پس از بذر کاری کنترل گردد. زیرا قارچ T.controersa بوته ها را پس از سر بر آوردن از خاک ممکن است آلوده سازد. قارج کشهای سیستمیک مانند Thiabendazole چنانچه جوانه زدن بذر به تأخیر افتد مؤثر است.

ج: سیاهک بانت کارنال ( Karnal Bunt ) :
سیاقاق بخشی یا سیاقاق جزئی ( Partial Bunt ) ابتدا از کارنال ، پنجاب هند در سال (1931م) گزارش شد. عامل این بیماری Tilletia indica است که در شمال غربی هند و نواحی همجوار پراکنده است .این بیماری گندم معمولی ، گندم (durum) تریتیکا ل و گونه های مربوط را آلوده می کند و کیفیت بذر را به طور قابل توجهی تقلیل میدهد. ولی در کاهش محصول تأثیر کمی دارند. (1.2)


علائم:
دانه های گندم به طور تصادفی مورد حمله قرار می گیرند و به طور ناقص به وسیله جوش های سیاه قاق آلوده می شوند. معمولاً فقط چند دانه در هر خوشه مبتلا می شود و خوشه های آلوده به طور کامل واضح نیست چون گلوم ها در اثر آلودگی مختصر بذوربه طور بارز تغیر نمیکنند. دانه های آلوده معمولاً فقط از قسمتی در انتهای جنین مبتلا می شوند. جوشهای بزرگتر امکان دارد در طول شیار بذر امتداد یا بند و گاهی تمام بذر را فرا گیرند. پریکارپ نازک اطراف جوشهای تیلوسپور دار در موقع خرمنکوبی به سهولت می ترکد. تیلوسپور های قهوه ای متمایل به سیاه رنگ T. indica همان بوی نامطبوع ماهی فاسد شده سیاهک معمولی را دارد. (1.2)
عامل بیماری :
قارچ ( Tilletea indeca mirta ) تولید تیلوسپور درشت ، گرد و قهوه ای تیره رنگ به قطر 22-49 میکرومتر می کند. تیلوسپور ها دارای نقش مضرس بوده و غشاء نازکی اطراف آنها را فراگرفته است. اسپورها جوانه زده و در نوگ آن پرومایسلیم قوی و سپوریدی های هاپلوئید متعددی بیش از 100 عدد بوجود می آید. سپوریدی های اولیه با سایر قارچ های عامل سیاهک آمیزش نیافته ولی مستقیماً جوانه زده و تولید هیف یا سپوریدی های ثانویه یک هسته یی می کند که به شدت آزاد میگردند.

دوران بیماری:
تیلوسپور های T. indica در خاک و در روی بذر دوام می آورد ، تیلوسپور های خاکزی منبع عمده آلوده کننده اولیه به شمار میرود. این سپورها در اثررطوبت در سطح خاک جوانه زده و تولید سپوریدی های اولیه و ثانویه مینماید که در اثر باد پراکنده شده و مستقیماً گلوم ها و دیواره تخمدان وسنبله ها را مبتلا می سازد. وجود رطوبت و هوای خنک سبب آلودگی قسمت از بذور و گاهی تمامی آن شده و توده ای از تیلوسپور های تیره رنگ در آن تشکیل میشود. در موقع خرمنکوبی پریکارپ دانه ها آلوده به سهولت آزاد شده و بالاخره در خاک وبذر آغشته می شود.

کنترل:
ضد عفونی بذر با قارچ کشها ، مانع جوانه زدن تیلوسپور های بذرزا می شود و کاربرد بعضی از آنها در موقع خوشه دادن مانع آلودگی می گردد.

د: سیاقاق آشکار گندم ( loose smut ) :
این بیماری به سهولت در مزرعه شناخته شده قرنها ست از آن آگاهی دارند. عامل بیماری قارچ Ustilago tritici است که همراه با تشکیل بذر توسع یافته و در جنین بذر دوام می آورد. بوته حاصل از چنین بذوری ایجاد سنبله های سیاه رنگ مشخص مینمایند.
سیاه قاق آشکار در سرتاسر جهان وجود داشته و بسته به شدت آلودگی محصول را تشکیل میدهد.
کاهش محصول معمولاً کمتر از 1% می باشد ولی در بعضی مزارع 27% افزایش می یابد.
وبالای کیفیت غذایی یا نان تأثیر ندارد. (1)



علائم:
سیاقاق آشکار گندم به محض ظهور خوشه قابل رؤیت است. خوشه های آلوده سیاه رنگ بوده و در بین خوشه های سالم و سبز به وضوح دیده می شود. خوشه چه های خوشه های آلوده تبدیل به توده زیتونی سیاه رنگ تیلوسپورهای خشک میگردند. همزمان با تشکیل خوشه تیلوسپور ها به وسیله باد و ترشح قطرات باران پراکنده می شوند و پس از محور سخت سنبله باقی می ماند. قبل از خوشه دهی ، امکان دارد بوته های آلوده برگهای سبز تیره رنگ ایستاده ایجاد کرده و گاهی خطوط زردرنگ روی آنها به وجود می آید.

عامل بیماری:
قارچ ( Ustilago tritici ) Postr تولید هیف شفاف ایکاریوتیک در میزبان و محیط کشت می کند. در مرحله کامل شدن ، هیف ها ضخیم و قطعه قطعه شده وتبدیل به تیلوسپورهای ( کلمیدوسپور) گرد، قهوه ای خاردار به قطر 5-9 میکرومتر میگردند. پس از جوانه زدن سپورها ی دپلوئید تولید ( پرومایسلیم ) چهار سلولی تک هسته یی مینماید ولی ( سپوریدی ) روی آنها به وجود نمی آید. هیف های سازگار حاصل از سلولهای پرومایسلیم با هم تلقیح شده تولید هیف ایکاریوتیک آلوده کننده مینمایند. (1)

چرخه بیماری:
Ustilago tritici به صورت مایسلیم داخل بذر گندم بقاء خود را حفظ می کند. وقتی که بذور آلوده جوانه زد قارچ عامل بیماری فعال شده و به سمت نوک ساقه رشد و پیشروی می کند و در سرتاسر گره های ساقه و بافت بذر زا انتشار می یابد. و معمولاً کلیه انساج خوشه به جز محور سنبله به صورت درون حجروی مورد حمله قرار میگیرد و از جوش پوشیده می شود. مایسلیم قارچ قطعه قطعه شده و تبدیل به تیلوسپور های قهوه ای تیره رنگ و خشک می شوند. (1)
که پس از خوشه دهی به وسیله باد و باران پراکنده می گردند. گلهای باز روی بوته های همجوار مورد حمله تیلوسپور های جوانه زده از طریق نفوذ در دیواره تخمدان یا کلاله آن قرار میگیرد وبدین ترتیب قارچ داخل بذر در حال تشکیل منتشر می شود و بذر به صورت طبیعی بوده و به طور کامل جوانه میزند. آلودگی فقط در موقع گل دهی انجام شده ورطوبت هوا و درجه حرارت نسبتا سرد ( 16-22 درجه سانتیگراد ) مناسب است حدود یک هفته پس از گل دهی تخمدان مقاوم به آلودگی می شود. (1)

مبارزه:
قارچ U.tritici در اثر ضد عفونی سطحی بذور به وسیله قارچ کشها غیر فعال میشود آب داغ و گرم کردن بذوربیماری را می توان کنترل کرد. اخیراً قارچکش های سیستمیک مانند کاربوکسین باعث از بین رفتن قارچ در جنین بذر میگردد. و همچنین قارچ کشهای مانند سرتوپین ام ، تیوفامین و کاربندازیم و دیتاواکس نیز مؤثر است. (1)


ز: سیاقاق برگی گندم ( Flag smut ) :
اولین گزارش این بیماری از استرالیا در سال (1868م) تهیه شده و در ایالات متحده امریکا این بیماری در سال (1918م) مشاهده شده است این بیماری روی انواع گندم های کاشت تیرماهی و گندم های سفید به وجود می آید. در نواحی استرالیا و غرب ایالات متحده محصول گندم های تیر ماهی را از (1-50%) خسارت وارد میکند.عامل بیماری قارچ ( Urocustis agropyri ) است که نژادهای مختلف آن میزبان های خاصی دارد. (1)


علائم:
سیاه قاق برگی روی برگ تنها در بهاره و تابستان ظاهر می شوند. اززمان به ساقه رفتن تا خوشه دهی خطوط کشیده و خاکستری سیاه رنگ روی پهنگ برگ ها و غلاف به وجود می آید. خطوط ایجاد شده به صورت جوشهای زیر اپیدرمی طولی است که بین رگبرگها تشکیل می شوند. به تدریج جوش ها طویل شده اپیدرم آنها شکافته و توده از سپورهای خاکستری سیاه رنگی آزاد میگردند. در اثر پیشروی بیماری برگها ضعیف شده و اغلب از طول پاره و تقسیم می شوند.
تشکیل جوش ها از بافتهای داخلی حلقه یا گره ( Whorl ) آغاز شده و به طور میکانیکی بیرون آمدن برگها و خوشه ها را تغیر میدهد. لبه های برگها اغلب پیچیده و ممکن است خوشه دهی انجام نشود. بوته های آلوده معمولاً کوتاه و پنجه زنی آنها فراوان است. ممکن است علائم در تمام پنجه های مصاب مشاهده شود. (1)

عامل بیماری:
عامل بیماری قارچ Urocustis agropyri ( Preuss ) schroet که تولید جوشهای خطی سیاه و شکوفا روی برگهای میزبان میکند. داخل جوشها ، نوک هیف زایشی منشعب شده ، درهم رفته تبدیل به سپورهای تقریباً کروی چند سلولی میشوند. سپورها به قطر 15-80 میکرومتر بوده و 1 تا 4 تیلوسپور یک پوشش سلولی عقیم مسطح ، شفاف و کوچک دارند. تیلوسپور های سرخ ، قهوه ای رنگ صاف و کروی بوده و به قطر 10-20 میکرو متر اند. آنها جوانه زده تولید پرومایسلیم میکنند. که در انتهای آن 3-4 سپوریدی کشیده و شفاف به وجود می آید. جوانه زنی خیلی متغیر بوده ولی درجه حرارت بین 18-24 درجه سانتیگراد برای آنها مناسب است. در حرارت کمتر از 50c و بیشتر از 300c جوانه زنی صورت نمیگیرد. (1)

دوران بیماری:
سپورهای آزاد شده از برگها و سایر قسمت های پاره شده ، گیاه ، خاک و بذر را آغشته می نماید. تیلوسپور های موجود در خاک و روی بذر قادر اند برای سه سال قبل از آنکه جوانه بزنند و تولید سپوریدی کنند زنده باقی بمانند. سپوریدی های حاصله گیاهچه یا کولئوپتیل گندم را آلوده میکند. آلودگی قبل ازسبز شدن نشاء صورت گرفته و درجه حرارت بین (10-200c ) خاک برای آن مناسب می باشد. درجه حرارت نزدیک به 5 و 28 درجه سانتیگراد عامل محدود کننده آنست . U.agropyri زمستان را به صورت مایسلیم در گیاهچه ها می گذارند. سپس به طورسیستمی در قسمت های بالایی بوته های میزبان د ربهار پیشروی نموده و سپورزا یی می کند. (1)


مبارزه:
ضد عفونی بذر با ترکیبات کمیاوی برای کنترل سیاقاق برگی مؤثر است. ضد عفونی بذر با قارچکشهای سیستمیک مانند کاربوکسین ، آلودگی های از اینوکولم ها ی خاکزی و بذر زاد میکاهد. (1)

سرخی ها ( Rusts ) :
سه نوع بیماری سرخی به نام های سرخی ساقه ، سرخی برگ و سرخی مخطط روی گندم به وقوع می پیوندد. لکه ها و جو شها ی که خشک و پودری است به رنگ های زرد و سرخ و سیاه بوده و اندازه آنها روی ارقام مختلف ، دردرجات حرارتی ، رطوبتی و نژادی متفاوت می باشد. تمام اندام های هوای نبات علائم بیماری را نشان داده و در بهار و تابستان مشخص تر است و امکان دارد گیاه نشانه های بیش از یک سرخی را نشان میدهد.
تاریخچه بروز سرخی ها که همزمان با کشت گندم گزارش شده از نظر تاریخی از اهمیت زیادی بر خوردار می باشد. خسارت های فراوانی را این بیماری در همه کشور ها سبب شده است مثلاً در امریکای شمالی محصول سالیانه را به میزان یک ملیون تن کاهش داده است. اپیدمی سرخی ها قبل از گل یا در موقع گل اتفاق می افتد و آلودگی خوشه خسارات فراوانی به بار می آورد. خسارات سرخی ها علاوه بر کاهش محصول ارزش علوفه را نیز کاهش میدهد. و نبات را نسبت به شرایط نا مساعد زمستان و ابتلا به سایر بیماری ها آسیب پذیر میسازد. و گاهی سرخی برای حیوانات هم می تواند سمی (زهری) باشد. (1)

عوامل بیماریزا:
بیماری ها ی سرخی در اثر Puccinia graminis F.S.P. tritici عامل سرخی ساقه P.recondita F.S.P tritici عامل سرخی برگ ، P.striiformis عامل سرخی مخطط است. هر کدام از عوامل مشتمل بر نژاد ها ی فزیولوژیکی متعددی می باشند که بر اساس بیماریزای که روی میزبانهای مختلف دارند و تأثیر متقابل ژنی هر نژاد و میزبان شناسایی می شوند. بسیاری از نژادهای سرخی ها که در گذشته متداول بوده اند امروزه به دلیل ارقام مقاوم از اهمیتی برخوردار نیستند. اما نژادهای جدید در اثر موتاسیون ( تناسخ) وتولید مثل جنسی به وجود آمده و در اثر قدرت بیماریزایی روی محصول زیان آوراند. (1)

دوران بیماری:
اغلب قارچها عامل سرخی گندم دیده می شوند که پرازیت اجباری می باشند، هر چند بعضی از نژادهای روی محیط کشت آگاردار رشد رویشی مختصری دارند وبرخی دور از میزبان قادر اند سپورزایی نموده و دوره زندگی خود را کامل سازند.
سرخی های گندم دوران زندگی متعدد دارند بعضی از آنها دارای میزبان واسطه می باشند و اغلب 5 مرحله سپورزایی دارند. یوریدیوسپور به تعداد زیادی در بهار و تابستان تولید میشود. و در اپیدمی بیماری از اهمیت زیادی برخورداراست. این سپور ها به وسیله باد روی گیاهان دیگر منتقل شده و سبب آلودگی و تولید سریع یوریدیو سپورهای جدید به فاصله (5-7) روز می شوند. یوریدیو سپورها یک سلولی ، دیواره خاردار و دو هسته یی هستند، آنها نیاز غذایی نداشته و در اثر مختصر آبی جوانه می زنند. (1)
یوریدیوسپورها و جوشها مجزا تشکیل شده و آنکه در جوش آنها تیلوسپور تشکیل می شود. تلیوسپور ها قهوه ای سیاه رنگ دو هسته یی ودو حجروی بوده. دیواره ضخیم و صاف دارند. این سپورها در جوش های ایجاد شده زمستان را سپری می کنند و جوانه زدن آنها در بهار شامل آمیزش هسته ها ، تقسیم ( به طریقه میوزس ) و تولید یک پرومایسلیم (Basidium ) با 4 سپوریدی (Basidiospore ) هاپلوئید است. باسیدیوسپورها قادر به آلوده کردن گندم نبوده ولی به وسیله باد پراکنده شده روی میزبانهای واسطه مستقر می شوند.
در اثر آلودگی میزبان جوشهای زرد نارنجي رنگی به نام پیکنیا (Pycnia ) در سطح روی برگها تولید میشون. در پیکنیاها سپورهای شفاف و یک هسته یی به نام پیکنیا سپور(Pycniospores ) و همچنین هیف های گیرنده ایجاد میشود. پیکنیو سپورها به وسیله بادو حشرات روی هیف های گیرنده منتقل می شوند. با آمیزش با هیف ها جنس مخالف در اثر تصادم ، تولید هیف های دو هسته یی می نمایند که پس از رشد در سطح زيري برگ اندام گیلاس (پیاله) شکل به نام (Aecial) ایجادمیکند. سپورهای داخل ایشیال را ایشیاسپور (aeciaspores) گویند که زرد رنگ ، خشک و دوهسته یی است. این سپور ها پس از آزاد شدن به وسیله باد روی گندم می افتد. سپورها از طریق روزنه ها در میزبان نفوذ کرده و با ایجاد آلودگی یوریدوسپور به وجود می آورند.

مبارزه:
قارچکشهای دای کلون ،زینب ویا مخلوط سلفاید نیکل با زینب و یا مانب و قارچکشهای سیستمیک مانند سابیتان یا پلنت واکس ، تابلیت ( پروپیکونازول) به صورت سمپاشی ، در صورتی که ازنظر اقتصادی صرف نمایند علیه سرخی ها مؤثر است. (1)

الف: سرخی ساقه گندم ( Stem Rusts ) :
سرخی ساقه از جمله قدیمیترین امراض شناخته شده ای گندم بوده جو ، جودر ، یولاف ، و یکتعداد دیگر ورایتی های وحشی را و زراعتی را نیز مورد حمله قرارمیدهند.
این مرض بالای گندم دارای اهمیت اقتصادی بیشتر با سایر غلات است. سرخی ساقع گندم در تمام نقاط جهان که گندم کشت می شود یافت شده و در افغانستان به شکل خفیفه آن گزارش شده است.

علائم بیماری:
مرحله سرخی ( Uredia ) در تمام مراحل نموئی گندم و سایر میزبان های دیگر این پتوژن ظاهر می گردد. یوریدیا معمولاً بعد از پاره شدن اپیدرمس گیاه میزبان به قسم زخم های نسبتاً طویل سطحی که حاوی سپورهای نصواری سرخ رنگ می باشد ظاهر میگردد. در اثر فشار میخانیکی زخم های کوچکی به وجود آمده و هر کدام آن به نام سورس ( Sorus ) یادمیگردد. جسامت ، شکل وتعداد این سورس ها نظر به شرایط اقلیمی و مقاومت ارثی انواع گندم ازهمدیگرفرق مینماید. رنگ سورس ها نظربه مقاومت میزبان متفاوت می باشد. در انواع حساس ، رنگ آنها سرخ تا نصواری بلوطی بوده و در انواع مقاوم لکه های کوچک سفید مایل به زرد گاهی انکشاف می نمایند. این علایم بالای برگ ، غلاف برگ و ساقه ظاهر گردیده و در صورتیکه شدت آن بیشتر باشد بالای خوشه نیز به نظر میرسد. در آخر فصل نمو هنگامیکه نبات به پختگی تقرب مینماید. و در داغک های قبلی سپورها ی نصواری تیره تا سیاه رنگ موسوم به Teliospores )) به وجود می آید. موجودیت این سپورها مخصوصاً بالای ساقه ، شکل خالک های طویل سیاه رنگ را به خود اختیار مینماید.
معمولترین میزبان متناوب قارچ عامل سرخی ساقه گندم بوته زرشک ( Berberies Vulgaries) است. معمولاً دونوع مرحله سپور ، پیکنیا ( Pycnia ) و ایشیا ( Aecia ) بالای بته زرشک تولید شده و انکشاف مینماید. در سطح فوقانی برگهای بوته مذکور لکه های زرد نارنجی کمی دندانه دار ، که مایع چسبناک از آن ترشح میشود ، تشکیل میگردد. این داغکها است که در آن پیکنیا موقعیت داشته و پیکنیو سپور ها در آن تولید میگردد. در سطح تحتانی برگ ها ، دنباله های برگ و اعضای گل آوری ایشیا به قسم یک گروپ پیاله مانند ( دارای قطر نیم سانتیمتر) بوجود آمده رنگ انساج میزبان به زردی گراییده و معمولاً به صورت غیر طبیعی بزرگ می گردند. ایشیا دارای رنگ زرد نارنجی بوده و بالای برگ ها به وضوح دیده می شود. (1)


عامل و دوران مرض:
عامل مرض قارچ ( Puccnia garminis tritici pers ) می باشد.
قارچ ( Puccnia garminis tritici ) دوران حیات خود را طی پنج مرحله سپوری بالای دو میزبان ( نبات گندم و بوته زرشک ) تکمیل مینمایند. مراحل سپوری آن عبارت اند از:
مرحله 1- پیکنیا Pycnia
مرحله 2- ایشیا Aecia
مرحله 3- یوریدیا Uredia
مرحله 4- تلیا Telia
مرحله 5- باسیدیا Basidea
پکنیم شکل فلس مانند داشته و در لکه های نارنجی انساج سطح فوقانی بته زرشک ملفوف میباشد. این ساختمان های بار دهی دارای ریشه ها و سپورهای به هم پیوست و به نام پیکنیوسپور یا (Spermartia) یاد میشود.
ساختمان متذکره به کمک میکروسکوپ قابل دید می باشد. ایشیا دارای رنگ زرد نارنجی بوده تعداد کثیری سپورهای دو هستوی ( Aediospores ) به شکل زنجیری در داخل آن تولید میگردد. ان سپورها اشکال کروی ، مستطیل و یا زاویه ای داشته و جسامت آنها به ( 15-19*16-23 میکرون ) میرسد. به وسیله با د انتقال می یابد. و این سپور ها بالای گندم جوانه زده و از طریق ستوماتا داخل انساج نبات مذکور گردیده و به مرحله یوریدیم و یوریدوسپورها انکشاف مینمایند.
یوریدیا شکل مستطیلی یا دایروی داشته ، رنگ آنها سرخ تا نصواری بلوطی بوده و نمای زخم های طویل را به خود میگیرد دربین آنها یوریدوسپورهای طویل وبیضوی شکل که دارای رنگ نصواری طلایی بوده تولید میگردد. که اطراف آنرا خارک ها احاطه کرده است. یوریدوسپورها دارای دو هسته بوده و تحت شرایط مساعد محیطی ( حرارت 18-22 درجه سانتیگراد ) و رطوبت نسبتی بلند درهر ده الی پانزده روز یکبار نسل جدید را تولید می نمایند. این مرحله سپوری که مواد تلقیحی ثانوی را تشکیل میدهد ، توسط باد به فاصله های زیاد انتقال می یابد.
هنگام پختگی نبات (تلیا) در یوریدیای کهن و یا در سورس های جدید تشکیل میگردد. دارای رنگ نصواری تیره تا سیاه بوده و شکل آن مستطیلی است. اما پودری نیستند، سپور های که در داخل آنها تشکیل میگردد (تیلوسپور ها ) برهنه می باشد. تیلوسپورها ببیضوی ویا مستطیلی دندانه دار (16-23 * 35-58 میکرون ) دوحجروی ، کمی منقبض در قسمت جدار های عرضی ، دارای دیوار ضخیم حجروی و هموار و رنگ نصواری تیره یا بلوطی می باشد. در تیلوسپور های پخته ، مرحله واقعی دیپلوئید هنگام جفت شدن هسته های مثبت و منفی بوجود آمده. سپورهای متذکره بالای دمچه های دیر پا تولیدگردیده و مایسلیم ابتدائی چهار حجروی ( باسیدیم ) را به وجود می آورد. (3)


شکل اپیدیمیک مرض هنگامی شیوع می یابد که :
a) انواع غیرمقاوم گندم به پیمانه وسیع دریک ساحه مشخص بذر گردد.
b) موجودیت نژادهای فزیولوژیک قارچ که قدرت تولید مرض را بالای انواع گندم های موجوده در همان ساحه داشته باشد.
c) اقلیم مطلوب که سبب مقدار تولید زیاد یوریدوسپورها گردد.
d) موجودیت جریان باد که یوریدو سپورها را انتقال میدهد. (3)

مبارزه:
کدام تدابیری واحدی نمیتواند برای کنترل مرض سرخی ساقه گندم و سایر سرخی ها غلات مؤثر واقع گردند. ومیتواند تا اندازه به وسیله ازبین بردن بته زرشک درمزرعه و یا در جاهای دیگر مؤثر واقع شده می تواند. اگر قارچکشها اقتصادی تمام شد میتوانیم از قارچکشهای استفاده نمائیم. (3)

ب: سرخی برگ ( Leaf Rusts ) :
سرخی برگ به طور احتمالی وسیع الانتشار ترین بیماریهای گندم است. اگر رسیدن گندم دیر هنگام باشد مانند نواحی کاشت گندم بهاره توسعه بیماری بیشتر می باشد. (1)

عامل بیماری:
قارچ عامل بیماری Puccinia rocondita Rob . ex Desm.f.sp tritici است که پرازیت ضعیف روی ارقام از جو و برخی گونه های Agropyron spp. ،Aegilops می باشد. این آلودگی ها مانند آلودگی میزبانهای واسطه اهمیت زیادی ندارند. پیکنیم ها و اسیدیم ها قادر اند و ابتدا در اروپا روی گونه های ( meadow rue ) ، Thalictrum spp ، از تیره Ranuneulaceae ایجاد شده اند. اسیدیم ها روی گونه های Clematis ، Isopyrum ، Anchuse ، Anemonella نیز گذارش گردیده است. (1)

علائم مرض:
یوریدیای P.recondita F.sp .tritici بیش از 1.5 ملیمتر قطر دارند و روی سطح بالایی برگ گرد می آیند. این جوشها کروی تا بیضوی و نارنجی سرخ رنگ وشگوفا اند ولی بدون بافت (انساج) اپیدرمی پاره شده مشخص در حاشیه آنهاست که در سرخی ساقه دیده میشود. یوریدوسپور به قطر 15-30 میکرومتر تقریباً کروی و سرخ قهوه ای رنگ می باشد. و 3-8 سوراخ تندش داشته که در دیواره آن پراکنده شده اند و دیواره آنها خاردار است.
حرارت مناسب برای آلودگی در حد یوریدوسپورهای قارچ P.striformis ، P.graminis می باشد. ( 1 )

مبارزه:
استفاده از قارچکشهای مناسب مؤثر بوده اما متأسفانه اقتصادی نیست.


ج: سرخی مخطط ( stripe Rust ) :
سرخی مخطط گندم ، نباتات دیگر چون جو ، جودر وبیشتر از 18 چنس نیزه برگ ها را مورد حمله قرار میدهد. سرخی مخطط در اکثر قسمت ها ی جهان که دارای اقلیم نسبتاً سرد و مرطوب بوده ویا در مناطق که هنگام زمستان قسمت فوقانی نبات تحت پوشش برف محافظت می گردد دیده شده است. در افغانستان سرخی مخطط به شکل خفیفه آن هر سال ظاهر میگردد. (3)

علائم بیماری :
علائم سرخی مخطط معمولاً قبل از سرخی ساقه وسرخی برگ به مشاهده می رسد ، چنانچه ازنام این سرخی بر می آید ، پاستیول های مولده آن به شکل نوارهای طویل باریک پهلوی هم ظاهر میگردد. طول این خطوط مساوی نبوده عمدتاً بالای تیغه برگ، غلاف برگ و خوشه ها به مشاهده میرسد ، رنگ خطوط مذکور معمولاً زرد بوده و برخی سرخی زرد هم می گویند. دانه ها نباتات مصاب ، رطوبت خود را در اثر تبخیر از دست داده ، کوچک و مقدار پروتین آنها کم در صورت شدت مرض 60% حاصل را تقلیل می کند. (3)

عامل ودوران بیماری:
عامل بیماری Puccinia striiformis west سپورهای تابستانی (یوریدوسپورها) در اوایل بهار قبل از ظهور انواع دیگر سرخی های گندم ظاهر میگردد. قطر آنها ( 20-30 میکرون ) بوده ، دارای رنگ زرد نارنجی و شکل کروی می باشد. این سپورها دارای دیوار ضخیم خارک داربوده و در سرتاسر آنها از ( 6-12 ) منفذ ها ریشه های مصاب کننده به شکل پراکنده وجود دارد.
بیماری سرخی خطط از میزبان های مصاب یک منطقه به شکل یوریدوسپور به نبات گندم انتقال می یابد. مصابیت گندم در طول فصول خزان وزمستان ( درمناطق زمستان معتدل ) صورت گرفته ، زیرا مایسلیم قارچ مذکور تا منفی پنج درجه سانتیگراد زنده مانده می تواند.
یوریدوسپورها در حرارت بالا تر از 150c قدرت جوانه زدن ونمو را به سرعت می بازند. بهترین حرارت برای جوانه زدن و نموی انها بین 5-150c بوده و اما حرارت پائین ( 5-18 درجه سانتیگراد ) و باران های وقفه ای ، و یا شبنم های سنگین توأم با روزهای آفتابی ، شرایط فوق العاده مساعد برای انکشاف بیماری می باشد.
در اخیر فصل نموی گندم پاستول های تلیا در سطح خارجی اپیدرمس به وفرت به مشاهده میرسد. این پاستول ها رنگ نصواری تاریک داشته و اکثراً خطوط تیره ای طویل را تشکیل میدهد. گر چه تیلوسپور های این سرخی به مشاهده مشابه تیلوسپور های سرخی برگ می باشد. اما جهت استراحت به درجه حرارت پائین ضرورت دارند.
انتشار و زندگی قارچ در ماه های گرم و خشک تابستانی بطی گردیده ، اما در فصل خزان در غلات و نیزه برگها دوباره به سرعت نمو و انکشاف می یابد. این قارچ زمستان را به قسم مایسلیم در حال رکود در برگ نباتات میزبان سپری نموده و در اوایل بهار با مساعد شدن شرایط محیطی دوران حیات خود را دوباره شروع می نمایند. (3 )

مبارزه:
می توانیم از قارچکشهای فولیکور ( Tebuconazole ) یک لیتر بایلتون ( Triadimefon ) 500 گرام. ایمپکت ( Flufrisfole ) یک لیتر تلیت ( Propiconazole ) 500 ملی لیتر ، مانکوزب ( Mancozeb ) 2 کیلوگرام و آلتو ( Cyproconazole ) 500 ملی لیتر در هکتار بوده. و قارچکشهای دیگر اگر اقتصادی باشد از جمله قارچ کش ( Flutriafolet + Thiabendazole ) نیز مؤثر است. (1.2)

3. پوسیدگی طوقه و بلایت خوشه گندم:
(Crown root and head blight of wheat)
این بیماری در بسیاری ازکشورها از جمله کشورهای اروپایی ، شوروی سابق ، امریکا ، چین ، استرالیا ومناطق مختلف آسیا عمومیت دارند که خسارات زیاد را متحمل میشوند. خسارات این بیماری دریک ناحیه از استرالیا به ده ملیون دالر در سال تخمین شده است. ( فرانسیس و برجس 1997م ). در منابع فارسی این بیماری به نام های سفید شدن سنبله گندم ، پوکی دانه ( Scab ) و فوزاریوم گندم نام برده شده است. (5)

علائم:
علائم بیماری هم در قسمت طوقه و هم در ناحیه خوشه گیاه ظاهر میگردد. چنانچه گیاه در هنگام گلدهی در معرض تنش آبی قرارگیرد علائم بیماری در ناحیه ریشه و طوقه مشاهده خواهد شد. ممکن است علت این بیماری ، گیاهچه ها در مراحل اولیه رشد ازبین بروند و یا میزان انتقال آب و املاح کاهش یابد و موجب تضعیف شدن و یا عدم تشکیل دانه ها گردد. وطوقه وریشه آلوده نکروزه میشوند و بر حسب میزان آلودگی خسارت ایجاد شده متفاوت است.
دربیماری پوسیدگی طوقه آلودگی شدید باشد قارچ عامل بیماری ( مایسلیم و کندی ها ) در اطراف طوقه ( پایه ) نمایان گشته و محل آلوده به رنگ صورتی مشاهده میگردد. خوشه های آلوده زودرس شده و سفید میگردند. این نوع خوشه ها اکثراً پوک و بدون دانه می باشند و یا دارای دانه های کم وزن و چروکیده است.
در اثر حمله بیماری های بلایت خوشه ممکن است فقط یک یا چند خوشه چه گندم آلوده گردند درین صورت خوشه چه ها سفید مي شود و بقيه خوشه چه ها سالم است. این بیماری بصورت پراکنده دریک مزرعه می باشند. (5)

عامل بیماری:
گرچه تعدادی زیادی از گونه های فوزاریوم از جمله Fusarium graminarum . Fusarium nivale ، F.avenaceum ، F.acuminabum ، F. sambucinum ، F.culmorum . به عنوان عوامل بیماری پوسیدگی طوقه و ریشه گندم و یا بلایت خوشه گندم معرفی شده اند. عمده ترین عامل بیماری آن F.graminearum است که در سراسر جهان پراکنده می باشد.
نتایچ تحقیقات وسیعی که برای شناسایی عامل بیماری انجام گرفته است ، بیانگر آن است که قارچ عامل بیماری دارای دو جمعیت متفاوت است. بدین سبب عامل بیماری را به دو گروپ مختلف که از نظر خاستگاه اکولوژیک وبعضی صفات فزیولوژیک تفاوت دارند تقسیم می نمایند. جمعیت متعلق به گروپ یک ( f.graminearum ) معمولاً خاکزی می باشد و به اندام های زیر زمینی و طوقه گندم حمله مینمایند. جمعیت مربوط به این گروه قادر به تولید فرم جنسی (Prithecium) در طبیعت ویا محیط کشت مصنوعی نمیباشد. در حالیکه گروپ دوم (F.graminearum) اکثراً هوازی است و در شرایط مرطوب بر روی خوشه های گندم فعالیت مینمایند. جمعیت این گروپ درطبیعت روی خوشه های آلوده و در محیط کشت (Carnation leafagar) فرم جنسی تولید می نمایند که متعلق به جنس آسکوماسیت ( Gibberellazeae ) می باشد. هر دو گروپ فوق قادر به تولید بیماری مرگ گیاهچه در گندم می باشند ولی جمعیت متعلق به گروپ یک در خاکهای خشک و در اثر آلوده شدن بذور در خاک آلوده بیماری را به وجود می آورد. یعنی بیماری بذرزاد Seed borne )) می باشد. (5)

دوران بیماری :
عامل بیماری یک قارچ خاکزی است و زمستان گذرانی آن عمدتاً به صورت مایسلیم و بروی بقایای گیاه آلوده در مزرعه می باشد. عامل بیماری می تواند روی بقایای علف های هرز گرامینه و جواری زمستان را سپری نمایند و همچنین بذور آلوده نیز می تواند ناقل بیماری از فصلی به فصل دیگر باشند. لذا مزرع گندم در اثر کشت بذور آلوده سالهای قبل آلوده میگردد. اگر آلودگی از طریق خاک آلوده صورت گیرد قارچ عامل بیماری معمولاً از ناحیه طوقه وارد گیاهچه در حال رشد میگردد. در این حالت توسعه پاتوژن در گیاه به نواحی طوقه محدود میگردد. قسمت کمی از ساقه وریشه را در برمیگیرد. عامل بیماری در انساج پارانشیم استقرار می یابد و تا آخر فصل ممکن است به دا(خل اندام های آوندی نفوذ نمایند). پس از برداشت گندم بصورت مایسلیم در بقایای گیاه آلوده در خاک باقی مانده ومنبع آلودگی برای سالهای بعد خواهد بود.
چناچه سپورهای قارچ عامل بیماری توسط باد به قسمت خوشه برسد، در صورت وجود رطوبت کافی و دمای گرم و مناسب ( 25-300c ) جوانه زده و در مدت کوتاهی قسمتهای مختلف خوشه را آلوده می نمایند. در هنگام گلدهی آلودگی فراوان وشدید خواهد بود. خصوصاً پاتوژن می تواند دانه های گرده و بساک را مورد تغذیه قراردهد. درین صورت درجه حرارت 25-300c علائم سفیدی خوشه حدوداً سه روز بعد بروز می نمایند.
عامل بیماری می تواند گیاه جو و یولاف را نیز آلوده نمایند و دوره زندگی خود را روی آنها سپری نمایند. (5)

مبارزه:
ضدعفونی بذر با قارچ کشهای نیتروتیازول وتیرام می تواند از پوسیدگی ریشه و طوقه برگ گیاهچه ها را تا حدودی جلوگیری نمایند. در بعضی کشورها در مراحل اولیه ظهور علائم سفیدی خوشه ها فارچکشها ( میتایل -2- بنزیمیدازول کاربامات ) سم پاشی میشود. و هم چنین قارچکش بنومیل ( Benlate ) تا حدودی کنترل مینماند. (5)

4- خاکسترک ( سفیدک سطحی گندم ) Powdery Mildew :
خاکسترگ روی گندم ، سایر غلات وبسیاری از گرامینه ها تولید علائمی میکند که قرنها است ، شناخته شده است. این سفیدک های سطحی به وسیله قارچهای پرازیت اجباری اختصاصی میزبان از نوع (گونه) ( Erysiphe graminis Dc.ex Merat ) حاصل میشود. همان طور که آشکار شده است این قارچها مدت طولانی همراه با میزبان گرامینه خود به سر برده اند نژاد های قارچی که به گندم حمله می کند اختصاص به آن دارد. و از Erysiphe graminis F.sp tritici که دیگر گونه آن است. در نواحی مرطوب و به طور نسبی کم آب جهان انتشار وسیع دارند.
قارچ ( E. graminis F.sp tritici ) ازمواد غذایی استفاده کرده ، قدرت فتوسنتز گیاه میزبان را کاهش میدهد ، تعرق و تنفس را افزایش میدهد. گیاهان بیمار ضعیف شده ، رشد ، خوشه دهی ، پرشده دانه در آنها دچار اختلال میگردد وبرگهای به شدت آلوده وحتی تمام بوته ها قبل از رسیدن می میرند. کاهش محصول بستگی به شدت آلودگی آن می باشد. در مجموع خسارت محصول بیش از 40% برآوردشده است.
چنانچه توسعه بیماری قبل یا هنگام گل دادن انجام شود زیاد تر است. (1)

علائم:
علائم خاکسترک گندم وسایر غلات به طور کامل مشابه است. قارچ E.graminis F.sp) tritici) امکان دارد کلیه اندام های هوایی گیاه را آلوده سازد ولی در سطح رويي برگ نسبت به سطح زیری آن متداولتر است. علائم بیماری ، پس از رشد گیاهچه ها در هر موقعی ظاهرمی شود. عامل بیماری به جزهستاریم ها که در سلول های اپیدرمی نفوذ میکند. به طور کامل سطحی است. (1)

عامل بیماری:
قارچ ( Erysiphe.graminis DC .f. sp tritici E Marshal ) هتروتالیک بوده و آمیزش (هیبریدیشن) بین نژاد های مشابه ژنتیکی اتفاق می افتد در اثر این عمل داخل کلستوتسیم ها ، سپورهای به فرم بیماریزای جدید ( نژادهای فزیولوژیک ) به روشهای گوناگون به وجود آمده که از نظر تأثیرات شان روی بعضی میزبان قابل تشخیص است. در سالهای اخیر قارچ Blumeria graminis ( DC .ex. Merat ) E o speer f .sp tritici عامل سفیدک سطحی ( خاکسترک ) گرامینه ها معرفی شده که به دلیل داشتن مایسلیم های ثانوی مو مانند ( Setose ) وهستوریم پنجه یی و میزبان فقط از تک لپه ها از آن متفاوت است. (1)

دوران بیماری:
E.graminis f.sp. tritici یا Blumeria graminis F.sp . tritici زمستان را به صورت کلستوتسیم در روی كاه می گذارند و در شرایط آب و هوای ملایم به فرم مایسلیم و کندی هم طی می کند آسکوسپورهای که به وسیله باد پراکنده می شوند. اینوکولم اولیه است. لوله تندش ( چرم تیوب ) هردو نوع سپور به طور مستقیم در سلولهای اپیدرم نفوذ می نمایند و هستوریم ها در سلول ها منتشر می شوند و در اثر رشد و سپورزایی آنها سطح میزبان را فرا میگیرند. کنیدی های ایجاد شده به وسیله باد انتشار میکند.
کنیدی ها از نظر اپیدمی بیماری مهم ترین عواملی هستند و آنها مدت فقط چند روز بقا می آورند ولی پراگندگی آنها بیش از کیلومترها است.
کنیدی ها در درجات حرارت وسیع ( 1-300c ) و بدون آب آزاد جوانه میزنند عده برای جوانه زدن فقط از آب داخلی حجرات استفاده میکنند. (1)
مبارزه:
در اروپا قارچکشهای سیستمیک مانند بیومیل و باویستین ( کاربندازیم ) اغلب مصرف میگردد و هم چنین ارقام مقاوم را نباید از یاد برد.

5- ارگوت ( ناخنگ ) :
بیماری ناخنگ ( Ergot ) غلات در قرن شانزدهم تشریح گردیده و بیش از دو صد سال می شود که مراحل انکشاف بیماری متذکره شناخته شده است. در گذشته های نزدیک در یکی از قریه جات فرانسه ارگاتییسم ( مریضی و مرگ ) به اثر مواد خوراکه ملوث به الکلاید های قارچ عامل ناخنک در انسان ها و حیوانات سبب ضایعات حیاتی گردیده.
این قارچ نظر به علایم واضح و مشخص ناخنگ غلات در مزارع و تغیر اشکال مارفولوجیک عامل نظربه شرایط محیطی استعمال آن در طبابت و علم سم شناسی ( Toxicology ) توجه خاصی را به خود جلب نموده است. گرچه میزبان اساسی این بیماری جودر است اما گندم ، جو ، یولاف و تعداد زیادی گرامینه های مزروعی و وحشی نیز مورد حمله قرار میگیرد خسارات زیادی به بار می آورد. این مرض در اکثر نقاط جهان به مشاهده رسیده ودر افغانستان از ولایات ننگرهاروبغلان گزارش شده است. (3)

علائم:
علامت مشخص این مرض سکلروشیای بنفش تاریک وناخن مانند است که عوض یک یا چند دانه در خوشه ها تشکیل میگردد در مرحله گل دهی گیاه نخست مواد چسبناک شیرین از گل های نباتات مصاب ترشح گردیده و به قسم قطرات نسبتاً لزجی زرد رنگ متراکم گردیده این مواد حشرات را به سوی خود جلب نموده و تجمع حشرات بالای خوشه های مصاب به وضاحت دیده میشود. تخمدان های مصاب متورم شده و قسمت فوقانی آنها بر اثر قشر متراکم کنیدیوفورهای محدب معلوم میشود. در تمام واقعات بیماری ترشح مواد چسبناک و یا تشکیل سکلورشیا صورت نگرفته ویگانه نشانه مشخص بیماری درین حالات عدم تشکیل دانه ها در غلات خواهد بود. درصورت تولید سکلورشیم جسم مذکور چهار مرتبه بزرگتر از دانه غلات نمو نموده وعلامت مشخص وواضح بیماری محدب میگردد.
بعد از جمع آوری حاصل سکلورشیای سالم ویا شکسته دربین غلات به آسانی دیده خواهد شد. درصورتیکه مزرعه خیلی مصاب به این بیماری شده است. از محصولات آن انسان نباید استفاده نماید. چرا که باعث تسمم وسمیت انسانها و حیوانات میگردد. (3)

عامل ودوران بیماری:
عامل بیماری clavisceps Purpurea (tr) tul است. این قارچ سه مرحله مختلف مارفولوجیکی را میگذرانند و ازین سبب محققان متقدم چنین تصور میکردند که مرض ناخنگ غلات را سه قارچ مختلف باعث میشود مراحل کنیدیایی و سکلورشیایی قارچ متذکره بالای غلات تولید گردیده و مرحله اسکوجینس آن در خاک انکشاف می یابد.
سکلورشیا دارای رنگ آبی تیره یا بنفش مانند بوده و طول آن از 2 تا 20 ملیمتر میرسد قارچ عامل مرض زمستان را به شکل سکلورشیا سپری می نماید سکلورشیا در خاک یا در مخلوط با غلات درگدام ها تامدت یک سال زنده باقی مانده میتوانند.
سکلورشیای که در خاک زمستان گذرانی نموده و یا مخلوط دردانه غلات کشت گردد در فصل بهار ویا دراوایل تابستان نمونموده وتولید یک یا چند سترومای ساقه چه دار را مینمایند.
سترومای نخست دارای رنگ سفید بوده وبه مرورزمان رنگ آن تیره گردیده ونظربه نوع نبات وشرایط اقلیمی طول آنها زیاد میشود درقسمت فوقانی غده مانند آنها ساختمان های فلسک مانند (perithecia) تولید میگردد. پریتیشیای که از ستروما به بیرون سرزده وچندین عدد آسکس های بیرنگ ودوگ مانند در آنها تشکیل میگردد. دربین اسکس های مذکور آسکوسپورهای نخ مانند که دارای جدارهای عرضی ظریف اند تولید میگردد این اسکوسپور ها مواد تلقیحی اولیه قسمتهای گل آوری غلا ت محسوب میگردد اسکوسپورها توسط باد و یا باران انتشار یافته وهنگام تماس به ستگما نمو نموده و درظرف 24 ساعت به تخمدان نفوذ می نماید بعد ازآنکه تخمدان توسط اسکوسپورها مصاب گردیده و طی مدت 5 روز کنیدی درسطح خارجی تخمدان ها تولید گردیده و مواد تلقیحی ثانوی را تشکیل میدهد.
کنیدی مولده توسط حشرات قطرات باران ویا تماس خوشه ها وقسمت گل آوری نباتات سالم را مصاب می نماید بالاخره کنیدی ها تقلیل یافته و تخمدان های مصاب پندیده و محدب شکل بیشتر بزرگ گردیده وبه سکلورشیا تبدیل و انکشاف می نماید.
برای انکشاف بیماری هوای نسبتاً سردو مرطوب که طول مدت گل آوری غلات را طویل میسازد و مطلوب تر است. این نوع شرایط اقلیمی تولید مرحله عصاره چسبناک را نیز بیشتر انکشاف داده و حشرات را به خود جلب می نماید. (3)

مبارزه كمياوي:
سمپاشي گرامينه ها با (Maleic Hydrazide ) از خوشه دادن گرامينه و گندم جلوگيري مي كند.


بیماریهای باکتریایی
1) پوسیدگی باکتریائی خوشه ها( بلایت سنبله ) Speke blight :
پوسیدگی باکتریائی خوشه های گندم برای نخستین بار در سال ( 1917م ) در هندوستان مشاهده ویادداشت گردیده و بعداً این مرض ازنقاط مختلف جهان گزارش داده شده است.
این بیماری معمولاً در ارتباط با نماتد عامل گال بذر ( بوغمه بذر) گندم ( Anglnia tritici ) ظاهر میگردد . خسارات وارده از ناحیه این بیماری ممکن محو کامل حاصل را در بر گیرد. خوشبختان شکل شیوع اپیدمیک بیماری تا هنوز از کدام کشوری گزارش نشده است. (1.2)

علائم:
اولین علائم بیماری جمع شدن برگهای پائین وتاب خوردن برگها مرکزی می باشد. این علائم معمولاً توأم با ترشحات زرد رنگ ، چسبناک و لزجی است که سرتاسر خوشه های مصاب را می پوشاند. در هوای مرطوب ترشحات باکتریایی به طرف پائین چکیده اما در هوای خشک ترشحات مذکور خشکیده و به قسم خالک های سفید بالای خوشه ها و سطح بالائی برگها به مشاهده میرسد.
درشرایط اقلیمی که هوا مرطوب باشد، کتله های باکتریایی متشکل از کالونی ها به قسم یک جریان کوچک مایع به مشاهده رسیده ، اما هنگامیکه رطوبت نسبتی پائین تر باشد ، کتله های مذکور خشک وسخت میگردد. این کتله های سخت به صورت میخانیکی سبب توقف نمو و انکشاف برگها و خوشه ها گردیده و از طویل شدن آنها جلوگیری می کند. (2)


عامل و دوران بیماری:
عامل بیماری Coryne bacterium tritici ( Hutheh ) Burk است. این باکتریا شکل چوبک ماند داشته و گرام مثبت می باشد. این باکتریا دارای جسامت ( 0.5-75 * 0.95-3 ) میکرون بوده و مورفولوژی آنها در وسط ها زرعیه مختلف تا اندازه یی از همدیگر فرق می نمایند.
باکتریای مذکور متحرک بوده و دارای یک شلاق قطبی می باشد. در اکثریت وسط های زرعیه سرخی زرد نارنجی را تولید نموده و کالونی های آنها شکل محدب دارد. این باکتریا ها هوازی (Aerobic) بوده و نایتریت ( No3 ) را ارجاع نموده اما قادر به هایدرولیز نشایسته نمی باشد حرارت مطلوب برای نموی باکتریای مذکور 25-300c بوده و در 510c می میرند. تحت 50c و بالاتر از 380c نموی آنها به کلی توقف می نمایند. Coryne bacterium tritici در خاک مرطوب که دارای موادعضوی باشد زندگی می نمایند. معمولاً انتقال باکتریا از طریق نماتد ناقل آن Anguinia tritici صورت میگیرند.گرچه لاروای این نماتد در خاک توسط باکتریا ملوث میگردد اما ملوث شدن نماتد مذکور هنگام حمله به دانه های گندم و تشکیل بوغمه ها نیز وسیعاً صورت میگیرد. به اینصورت C. tritici از طریق تخم های نماتدهای ملوث در خاک یا در ارتباط با بوغمه های متشکله نماتدی دانه های گندم انتشار مییابد.
تحقیقات که در هندوستان طی سالهای متعددی صورت گرفته ثابت نمودندکه مصابیت جوانه های گندم در خاک های صورت میگیرند که نماتد عامل ( ناقل ) و باکتریا هر دو موجود باشند.
معامله تخم قبل از کشت با مواد کمیاوی از قبیل گرانوران ( 1.8-2.5 ) فیصدی در مبارزه با این مرض کمک مینمایند. (3 )

2) سوختگی باکتریائی برگ ( Bacterial leaf blight ) :
Pseudomonas syringae pv .syringae عامل بیماری است که نژادی از باکتریاهای وسیع الانتشار خیلی متداول می باشد. این باکتری در گذشته پاتوژن ذرت ( جواری ) و سورگوم (باجره) محسوب میگردید ولی تا ( 1972م ) به عنوان عامل بیماریزای شناخته میشد. این بیماری با بیماری های لکه برگی دیگر و تحولات فزیولوژیک مشابه بوده و اغلب با آنها ارتباط دارد. کاهش محصول در اثر بیماری به طور کامل معلوم نشده ولی صدمات وارده به شاخ و برگ به 50% میرسد. بیماری اغلب در نواحی شمالی ایالات متحده مرکزی اتفاق می افتد. گندم های معمولی ، دوروم و تریتیکالها مانند سایر غلات چون جودر یولاف حساس اند. (1)

علائم:
پس از آنکه بوته ها به مرحل تورم برای خوشه دهی رسد بیماری سوختگی باکتریائی برگ روی بالاترین برگها به وجود می آید. لکه ها ی آب سوخته اولیه کوچکتر از یک ملیمتر قطر توسعه یافته نکروز می شوند و از خاکستری سبز خرمایی سفید تبدیل می شود. لکه ها امکان دارد به هم پیوسته شده و پس از 2 تا 3 روز به صورت نا منظم یا لکه های وسیع در آید. تمام برگ ممکن است بسوزد و در حالیکه خوشه و گلوم ها به طور معمول بدون علائم اند. در شرایط مرطوب قطراتی از سلول های باکتری ها امکان دارد روی زخم ها به وجود آید. (1)

عامل بیماری :
Pseudomonas syringae pv. Syringae van Hall یک باکتریای یک حجروی ، گرام مثبت میله ای به اندازه ( 0.7-22*0.5-0.7 ) میکرومتر سلولها آن متحرک و یک تا چند تاژه قطبی داشته و رنگ دانه های سبز درخشان در محیط کشت ( به ویژه در محیط ( King,S,B ) تولید می نمایند.
کالونی های آن روی عصاره گوشت گاو و آگار، سفید ، خاکستری تا آبی است. این باکتریا ژلاتین را ذوب کرده و اکسیدیشن ( اکسیدایز ) منفی و کاتالاز ( کتالیز ) P.syringae مجموعه از گونه ها است که مشتمل بر نژادهای متعدد گندم روی بسیاری از آنها بیماریزا بوده که با نوع میزبان متغیر می باشد. بسیاری از ایزوله های آن گندم را آلوده نمی کند ولی ممکن است میزبان های چوبی یا علفی دیگری را مورد حمله قرار دهند. (1)

شناسایی و کنترل:
این باکتریا در خاک و آب و سطح گیاه به سر میبرد وگسترش جهانی دارد. فرم های بیماریزای فزیولوژیک آن روی گندم ، جهت آلودگی ، نیاز به رطوبت دارد. آب و هوای مرطوب و رطوبت نسبتی زیاد و درجه حرارت 15-250c بهاری مناسب و گسترش بیماری است. وبه وسیله بذر گندم نیز امکان انتقال دارد. ارقام کانادایی ( Glenlea ) گزارش شده که با این بیماری مقاوم بوده و رقم ( Winoka ) در جنوب داکوتا خیلی حساس است.
سمپاشی با بعضی ترکیبات ، بر علیه بیماری توصیه میشود. (1)

بیماری های نماتدی گندم
Diseases caused by nematodes
نماتدها کرمها ( موجودات ) ریز هستند که با بزرگنمایی کم قابل رؤیت هستند. نماتد ها پرازیت غلات است که باعث خسارات و کاهش کیفی و کمی محصول می شوند و علاوه بر این با ایجاد زخم برروی اندام های گیاهی راه ورود سایر عوامل بیماریزای قارچی و باکتریایی را بازی مینمایند و در انتقال بعضی از ویروسها ، باکتری ها و قارچها نقش دارند.

1. نماتد مولد غده ریشه:
این نماتدها دامنه میزبانی بسیار وسیعی دارند و تقریباً تمام غلات را می توانند آلوده کنند و بیشتر از 2000 گونه های نباتات را مورد حمله قرار میدهد.
نماتد Meloedogyne naasi frank مهمترین نوع نماتد مولد غده درروی ریشه غلات است. که به غلات و برخی گراسها حمله میکنند. آلودگی از طریق گره ها یا گالهای کوچکی که روی ریشه ها ایجاد میشود. قابل تشخیص است. معمولاً نوک ریشه های آلوده دچار انحنا یا پیچ خوردگی می شود ، در برخی موارد انشعاب شدید ریشه ها دیده می شود.
نماتدها اغلب در بهار یا اوایل تابستان نبات را مورد حمله قرار می دهند و باعث ایجاد گره یا غده در روی ریشه ها می شوند. در داخل هر غده ممکن است یک یا چند عدد نماتد ماده وجود داشته باشد. هر نماتد تعداد زیادی تخم تولید می کند و در ماده ژلاتینی انتهای بدن میریزد. (1.4.3)

عوامل و دوران بیماری:
عاملین این بیماری عبارتند از: Meloidogyne nassi frank و Meloidogyne arenaria و Msloidogyne incognita ( Kofoiand white ) است. اکثریت گونه های (Meloidogyne) دارای دوران حیات مشابه است. لاروا در داخل تخم تشکیل گردیده پوست اندازی اول ( تشکیل کیوتیکل ) نیز داخل تخم صورت می گیرد. لاروای مرحل دوم از تخم خارج شده و در حجرات اپیدرمس انساج مرستماتیک نفوذ می نمایند. لاروای مذکور از انساج نباتی تغذیه نموده و به انکشاف بیشتر خود ادامه میدهد. این نماتد ها قبل از رسیدن به سن بلوغ در داخل انساج سه بار پوست اندازی مینمایند. و در مرحل چهارم ( پوست اندازی ) نماتد نر شکل رشته مانند را به خود می گیرد و اندازه بدن آن ( 0.2-4*0.7-1.3) ملیمتر است. انساج ریشه را ترک و به صورت آزاد در خاک زندگی میکند ، اما نماتد ماده بالغ در ریشه باقی می ماند.
گر چه القاح نماتدهای ماده توسط نماتد نر صورت میگیرد اما اکثر این نماتدها به صورت بکرزایی هر فرد ماده به طور متوسط ( 300-500 ) عدد تخم می گذراند. نماتدها اکثراً به صورت تخم زمستان گذرانی میکند. (1.3)

مبارزه:
با مواد کمیاوی مناسب ( Ethylene dibronide ) کلروپکرین ( Chloropicrin ) میتایل بروماید ، دای کلروپکرین ، دای برومو کلروپکرین از جمله نماتد کشهای اند که مواد استعمال دارند.

2. نماتد بذر گال ( نماتد بوغمه تخم ) ( Seed – Gall Nematoda ) :
این بیماری یکی از قدیمیترین بیماری های شناخته شده گندم بوده و عامل آن ( Anguina tritici) است. به گال بذری ( بوغمه ) بیماری تلخه زرشکی سیاقاق سخت نیز گفته می شود. اولین بار در انگلستان شناخته شد. این نماتد بوسیله بذر انتشار جهانی پیدا کرد. امروزه این نماتد پرازیت جودر و گندم های Aegilops Spelt بوده و بالاخره گندم را آلوده می سازد. این بیماری در شرق آسیا ، هند ، یوگسلاوی و جنوب شرقی اروپا بهتر شناخته شده است. به دلیل روشهای تمیز کن این بیماری به شدت نابود می گردد. (1.3.4)

علائم:
بیماری روی بوته های در حال رشد و بذرهای برداشت شده ایجاد علائم میکند. بوته های گندم قبل از خوشه دهی در نزدیکی سطح زمین ، متورم شده و برگها چروکیده ، پیچیده یا لوله ای می شود. در موقع ظهور خوشه ، پیچیدگی برگها کاهش یافته ولی بوته ها کنده شده و دیر رس می باشد. خوشه های بیمار کوچک گلوم خیلی باز است. دانه ها ي آن تیره رنگ شده و به قطر (3-5*2-3) ملیمتر است.
گالها قهوه ای سیاه و بدون ریشک و جنین اند. این بوغمه ها به سهولت ترکیده و در مقایسه با سیاقاق پنهان گندم بی بو هستند. (1)

عامل بیماری :
Anguina tritici ( steinb ) chit پرازیت اجباری است. دیواره کوتیکلی بدن مخطط ریز و لب آن باریک و حلقوی ستایلیت 8 تا 10 میکرومتر طول داشته و گره قاعده آن گرد است. ماده بالغ به طول متوسط 3.8 ملیمتر، کم تحرک نسبت به نر ها است. (1)

دوران بیماری:
نماتد A.tritici عمدتاً از طریق بوغمه های بذری مخلوط با دانه ها انتشار می یابند. و از این بوغمه ها هزاران لاروای سن 2 در خاک های مرطوب آزاد میشوند. بنابر این شرایط مرطوب برای حرکت لارواها و آلودگی گندم مناسب است.
بر خلاف دیگر نماتدها ( A. tritici ) روی ریشه ها تغذیه نمیکنند. نماتد در قشر آبی به سمت نوک بته ، حرکت می کند و به طریقه پرازیت خارجی ، روی برگها به سر میبرند. آب جمع شده در پیچیدگی غلاف برگ به ساقه راهی است که نماتد به گلهای در حال رشد نفوذ میکند نماتدها در مدت مهاجرت و تغذیه سایر عوامل بیماریزا مانند باکتری Rathayibacter spp و قارچ Dilophospora alopecuri را حمل کرده و ایجاد آلودگی میکند.
نماتد پس از نفوذ در خامه گلها بالغ شده ، جفت گیری نموده و تولید تعداد زیادی تخم میکند پس از انکه میزبان کامل شود بسیاری از تخمها تفریخ شده و لارواهای بیشتری به وجود می آورند. موقع برداشت بوغمه های بذری مخلوط با بذر های سالم شده منتشر میگردد یا روی زمین میریزند.(1)
مبارزه:
شناور ساختن بذر با آب داغ 54 درجه سانتیگراد به مدت 10 دقیقه لاروای سن 2 بی حرکت را کشته وزیان کمی به بذر وارد میکند. بذرهای حرارت دیده شده را باید آزمایش کرد. (1)

« بیماری های ویروسی گندم »

ویروسها موجودات ریزی هستند که قادر اند حجرات زنده را آلوده کنند و ضمن تکثیر به میزبان صدمه بزنند. ویروسهای که موجب بیماری در غلات میشوند ممکن است توسط شته ها ، زنجیره ها ، کنه ها ، قارچها ، بذرها یا به طور میکانیکی انتقال یابند. این موجودات بیماریزا از روی علائم بیماری که ایجاد میکنند. دامنه میزبان ، ناقلها و آزمایش های تکمیلی قابل شناسایی است.
بیماریهای ویروسی عمدتاً دارای علائم مشخصه ای هستند که آنها را از سایر بیماریها متمایز میکند. مهمترین این علائم کوتولگی پنجه زنی بیش از حد گیاه خطوط مختلف روی برگ و اندام های هوایی ، رنگ پریدگی ، خشکیدگی بافت ( نکروزه ) و غیره قابل تشخیص است.

1. موزائیک مخطط:
موزائیک مخطط یکی از امراض ویروسی مدهش گندم بوده تحت شرایط مساعد محیطی امکان ازبین رفتن تمام محصولات موجود است. این بیماری در تمام مناطق که گندم بذر میگردد . به طور شکل خفیف یا شدید وجود داشته و بعضاً با یک عده امراض دیگر اشتباه می گردد. به طور مثال اکثراً خساره را که بیماری پوسیدگی بیخ ساقه و ریشه گندم باعث می شود. از ناحیه موزائیک تصور میگردد. علاوه بر گندم روی جو ، جواری ، یولاف نیز موارد حمله دارد. (6)

علائم:
تقریباً تمام انواع گندم های بهاری و زمستانی در مقابل موزائیک مخطط غیرمقاوم بوده و امکان خسارات زیاد ازین ناحیه متصور است. مزارع مصاب در اوایل بهار صحتمند معلوم شده هنگام که هوا رو به گرمی میرود نموی نیات بطی گردیده و اگر برگها دقیقا مشاهده شود در سطح فوقانی آنها خطوط طویل کم عرض ، زرد و خالک های سیاه مایل به زرد رنگ مشاهده می شود. در این وقت نبات عوض نموی عادی مستقیم ، میلان منحرف افشانی پیدا نموده ، حتی یکتعداد نباتات دیده خواهد شد که در بندهای مختلف ساقه کاملاً خم گردیده اند ، تعداد دانه ها در خوشه تقلیل یافته و دانه ها کوچک است.
علائم موزائیک مخطط با علایم یک عده امراض دیگر چون موزائیک لکه موزئیک خاکزی موزائیک مخطط شکسته و قلت نایتروجن بسیار مشابهت دارد. (1)

عامل و دوران بیماری:
عامل بیماری ( Wheat streak mosaic virus ) ویروس است که شکل چوبک مانند داشته و تنها به کمک میکروسکوپ الکترونی قابل دید می باشد. این ذرات چوبک مانند 700 ملیمیکرون طول داشته در حدود 15-18 ملیمیکرون قطر دارد. قسمت مرکزی ذرات رایبونوکلئیک اسید (RAN) مذکور را اشغال کرده و با پوش پروتئین محافظت میگردد.
کنه ناقل بدون تغذیه بالای انساج زنده نباتی زنده باقی مانده نمیتواند. هنگام که این نوع کنه ها بالای نباتات بیمار تغذیه می نمایند ویروس موزائیک مخطط در شیره نبات داخل جسم آنها گردیده و کنه های ملوث در طول عمر خود قادر به مصابیت نباتات سالم است. میزبان این کنه گندم بهاری ، زمستان ، بالای گیاهان هرزه زندگی مینمایند. (6)

مبارزه :
نباتات خود رو ( هرزه ) که از دانه های به زمین افتاده میرویند، باید کاملاً ازبین برده شوند. زیرا کنه های ناقل در این نباتات تا هنکام روئیدن گندم زمستان ، به خوبی تغذیه نموده ، بعداً به گندم زمستانی انتقال می یابد.
وقت بذر نیز اثر زیادی بالای تغذیه کنه های ناقل دارد. به صورت عموم هر قدر که گندم زمستانی ناوقت تر بذر گردد به همان اندازه نبات کمتر به کنه های ناقل ویروس مواجه می شوند.(6)








« نتیجه گیری »
بیماری ها برای اینکه به مرحله اپیدمی برسند و خسارات زیادی را به بار بیاورند ضرورت به یک سلسله میزبان ها ، شرایط محیطی ، جوانه زنی ( تولید مثل ) و ارقام حساس ومناسب وغیره دارند تا شرایط مناسب برای شیوع بیماری مساعد شوند.
اکثر بیماریها مهم گندم مراحل زندگی خود را بالای یک نبات سپری نکرده بلکه بالای چندین نبات سپری کرده تا اینکه مراحل زندگی خود را طی کرده ، تولید مثل نموده و باعث خسارات زیاد شده. بنابر این میزبان برای انتشار ، اپیدمی بیماریها خیلی نقش دارند. همچنین در سایر بیماریها از جمله سیاقاق ها ( امراض قارچی ) باکتری ها ، نماتدها ، و ویروس ها در صورتیکه این بیماریها را به حد اقل برسانیم لازم و ضروری است که با میزبان های آن مبارزه و نابود کنیم. دیگر مفیدیت مبارزه آن اینست که دوران این بیماری شکسته وسکتگی در دوران حیات این بیماری به وجود آمده و بالاخره از جمعیت عوامل بیماریزا کاسته شده ویا از آن جلوگیری می نمایند.
عوامل بیماریزا با درجه حرارت مناسب ، رطوبت نسبتی محیط رابطه مسقیم داشته بسیاری این عوامل با درجه حرارت و رطوبت مناسب شروع به جوانه زدن ، تولید مثل میکند. اکثریت عوامل بیماریزا با درجه حرارت بین (0-500c) شروع به فعالیت کرده و همچنین از صفر درجه سانتیگراد پائینتر و بالاتر از 50در جه سانتیگراد فعالیت آن متوقف شده به حالت رکود و یا ازبین می روند.
رطوبت مناسب برای فعالیت عوامل بیماریزای بین 80-100% بوده که بسیاری این عوامل کمتر از 50% فعالیت کرده نمیتوانند. وبا بالارفتن رطوبت نسبتی ( به ویژه قارجها و باکتری ها ) فعالیت آن بیشتر میگردد.
اندام های رویشی با تولیدی قارچها ( سپور ، مایسلیم ، هیف ، کنیدیا ) وغیره بوده که به وسیله این اندامها رشدو نمو کرده وزیاد میگردد. باکتریها بوسیله کالونی افزایش یافته و انتشار مینمایند.
بسیاری از میزبانها در مقابل پرازیت خویش حساس بوده و خسارات از ناحیه این پرازیت نسبت به میزبان که در مقابل خود مقاومت دارند بیشتر است. بعضی از ارقام میزبان خاصیت سمیت را بالای پرازیت داشته بعضی از آنها دارای قابلیت زیاد ترمیم دوباره حجرات را دارند و بعضی از ارقام میتواند پرازیت بالای آن زندگی کرده ولی از یک یا چند اندام آن تغذیه نماید اما بستر مناسب برای رشد و نمو و جوانه زنی نبوده. لذا چنین ارقام که ذکر گردید تا حدی از میزان خسارات از ناحیه پرازیت ها را بکاهد.











« سفارشات »

برای اینکه از عوامل بیماریزای گندم جلوگیری کرده ویا از خساره وارده آن کمتر شود. لازم است فکتورهای ذیل را در نظر بیگیریم:
بستر مناسب برای مزرعه یکی از فکتور های مهم برای جلوگیری از انتشار عوامل بیماریزای گندم محسوب می شوند. موجودیت بیش از حد نایتروجن باعث افزایش جمعیت نماتدها گردیده لذا لازم است ، که علاوه نمودن کود نایتروجن دار را با نوبت های معین در زمین علاوه نمود.
بسیاری از عوامل بیماریزا به وسیله بذر آلوده زمستان گذرانی و انتشار می نمایند. عامل سیاقاقها و نماتد گال بذر از مثاالهای عمدۀ می باشد که بوسیله تخم انتشار و زمستان گذرانی می نمایند. ولی به خاطر سیستم تمیزکن بذر نماتد گال بذرتحت کنترل در آمده و خسارات ناشی از این عامل به حداقل رسیده است. بنابراین بذر اصلاح شده و عاری از عوامل بیماریزا یکی از عوامل مهم بروز آفات می باشد.
یکی از عوامل مهم و اساسی برای انتشار و زمستان گذرانی عوامل بیماریزا ، ناقلین ، و میزبان می باشند. ویروسها بدون ناقلین نمی تواند به مزارع حمله و مصاب نمایند.
بته زرشک یک میزبان مهم عامل سرخی ها به شمار رفته که یک بخش از دوران حیات این عامل بیماریزا بالای بته زرشک صورت میگیرند. با ازبین بردن ناقلین و میزبان های نا خواسته تا حدی از جمعیت عوامل بیماریزا تقلیل یافته و باعث خسارات زیاد نمیگردد.

















« منبع و مأخذ »
1. اخوت. دکتر سید محمود، بیماریهای غلات. انتشارات دانشگاه تهران.سال(1383) ص . 81 – 91
2. اخوت . دکتر سید محمود ، زاد – دکتر سید جواد . قارچ شناسی و بیماری های قارچی گیاهان . انتشارات آییشر . سال( 1384 ) ص. 383 – 417 .
3. پوپل . پوهنوال محمد اکبر ، امراض نباتات مزروعی . انتشارات دانشگاه کابل . سال( 1383 ). ص. 1 – 43 .
4. زیلنسکی . دکتر فرانک . مترجم : محمدی گل تپه- دکتر ابراهیم – علیزاده – دکتر عزیزالله – پورجم – مهندس ابراهیم . بیماری های مهم غلات دانه ریز ( رهنمای و تشخیص ) انتشارات دانشگاه تربیت مدرس . سال(1374) . ص . 260 – 265
5. صارمی . دکتر حسین ، بیماری ها ی گیاهی ( ناشی از گونه های فوزاریومی ) . انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد . سال ( 1379) . ص . 13- 21
6. نوروزی . عبدالله ، لکچر نوت امراض نباتی . دانشکده زراعت دانشگاه بامیان . سال( 1387 ). ص . 33 – 36


















۱ مرداد ۱۳۸۷

کنترول جنتیکی نبات در مقابل امراض

مقدمه:
ابتدا انسان زندگی خود را با شکار حیوانات و جمع اوری میوه جات می گذراند. ولی با گذشت زمان پی برد که می تواند ازتغیرات طبیعی که در موجودات وحشی وجود دارد و یا از تغییرات مصنوعی که خود به وجود می آورد ، استفاده نماید.
برداشت تخم ها و کشت مجدد تخم ها ی برداشت شده و مخلوط نکردن آنها با تخم های گیاهان وحشی , در انتخاب صفات زراعتی مثل عدم خواب تخم , گلدهی هم زمان و هم زمانی رسیدگی , بزر گی تخم و عدم ریزش , غربال(فلتر) انتخاب بسیار با ارزش بود که تو سط انسان اعمال میشد
علم و هنر تغییر و اصلاح ترکیب ژنتیکی گیاهان را که برای افزایش حاصل اقتصادی آنها صورت میگیرد اصلاح نبات یا plant breeding گویند. منظور از هنر اینست که اصلاحگر قادر به مشاهده و تشخیص اختلافات موجود در بین گیاهان باشد و بتواند بهترین نوع را مورد انتخاب و گزینش قرار دهد. در زمانهای قدیم، اصلاح نبات به عنوان یک هنر محسوب می شد زیرا انتخاب و گزینش بر اصول علمی استوار نبود. از زمان شروع انتخاب و گزینش تا زمان کشف مجدد قوانین مندل، انتخاب که انجام میشد هوشیارانه نبود، یعنی فلسفه انجام کارهای شان را نمی دانستند و بشترین گیاهان زراعی و ارقام بومی به وسیله همین روش موثر انتخاب بدون آگاهی ، اهلی شده اند.
با پیشرفت علم ژنتیک و علوم وابسته ای دیگر ، اصلاح گیاهان با این علوم مرتبط شد و دیگر هنر و مهارت به تنهایی در امر انتخاب دخالت نداشت و نسلگیران بنا براصول علمی و با تعمد می توانست تنوع و تغییرات در گیاهان ایجاد نماید و از این راه ورایتیها و ارقامی جدید با صفات دلخواه بوجود آورد. اگرچه مهارت و هنر هنوز هم یکی از ابزار مهم انتخاب به شمار می آید ولی در حال حاضر اصلاح نبات باید براساس اصول جنتیکی انجام گیرد، چراکه بدون در ک مفاهیم علم جنتیک شانس موفقیت بسیار کمي خواهد بود.
امروز انتخاب هوشیارانه است و بر اساس قوانین و روشهای خاص صورت می پذیرد، این عمل نه تنها برای اهلی کردن گیاهان وحشی صورت میگرد، بلکه برای بهبود گیاهان موجود نیز از همین روش استفاده میشود(مثلاً عدم حساسیت به طول روز، همزمانی رسیدگی ، مقاومت به سرمای زمستانه و......) بنا بر این، فلسفه کار هایی که در اصلاح نباتات صورت می گیرد برای نسلگیران مشخص و روشن است.
علم جنتک : ژنتیک علم مطالعه انتقال صفات از یک نسل به نسل دیگر است. علم بررسی صفات از یک نسل به نسل دیگر در انسان را ژنتیک انسانی می‌نامند. شاخه‌ای از ژنتیک انسانی که انتقال یک صفت از نسلی به نسل دیگر را در انسان و در ارتباط با سلامت و بیماری مورد بررسی قرار می‌دهد ژنتیک پزشکی می‌نامند.
شاخه‌های ژنتیک پزشکی عبارت‌اند از: ژنتیک بالینی، مشاوره ژنتیک، سیتوژنتیک، ژنتیک بیوشیمی، ژنتیک ملکولی، ژنتیک بیماری‌های شایع
شاخه‌های گوناگون ژنتیک پزشکی به نوبه خود ترکیبی از یک علم دیگر با ژنتیک هستند. برای مثال ژنتیک بالینی از ترکیب ژنتیک با پزشکی بالینی به وجود آمده‌است و ژنتیک بیوشیمی از ترکیب بیوشیمی و ژنتیک. ژنتیک ملکولی حاصل ترکیب ژنتیک با بیوشیمی DNA و RNA می‌باشد و سیتوژنتیک از ترکیب سیتولوژی و ژنتیک به وجود آمده‌است. مشاوره ژنتیک از ترکیب ژنتیک و علم مشاوره غیر مداخله جویانه به وجود آمده‌است.
تاریخچه جنتیک : ژنتیک مدرن توسط راهب اتریشی گریگور مندل و در قرن نوزدهم میلادی بنیان گذاری شده‌است. ژنتیک انسانی به آهستگی و در طی نیمه اول قرن بیستم و ژنتیک پزشکی از نیمه دوم قرن بیستم و بعد از سقوط اندیشه یوژنیک به سرعت رشد پیدا کرد. این توسعه تاکنون و به سرعت ادامه دارد.
گرگور مندل :راهب اتریشی که به عنوان پدر دانش ژنتیک شناخته می‌شود. گرگور مندل در سال ۱۸۶۵ (میلادی) توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، شناسایی کند. اما متاسفانه از آنجا که در جامعه علمی آن زمان بسیاری از افراد با نفوذ همچنان نظریات داروین و لامارک را صحیح می‌پنداشتند به دیدگاه‌ها و کشفیات او اهمیت چندانی ندادند و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. به نظر می‌رسید، پرونده این دانش رو به بسته شدن است. در سال ۱۹۰۰ میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل، توسط درویس، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.
زندگی نامه مندل
یوهان مندل ، در ژوئیه سال ۱۸۸۲ در یک خانواده روستایی بدنیا آمد . زادگاه او موراویا بود که در آن موقع جزو مستعمره‌های اتریش محسوب می‌شد . در دهکده هاینزدورف وارد مدرسه ابتدائی شد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی ، برای ادامه تحصیل از هاینزدورف به تروپا ، که از شهرهای مجاور بود ، رفت و وارد مدرسه متوسطه شد . به دلیل فقر مالی و به توصیه یکی از استادانش وارد خانقاه بزرگ آلبرون شد . وی در بیست و یک سالگی زندگی رهبانی پیشه کرد و لقب گریگور گرفت . مندل دوره مطالعات کشیشی را در سال ۱۸۴۷ به پایان رساند و به درجه افتخاری کلیسا نایل آمد . او در ۴۷ سالگی به مقام سرپرستی صومعه رسید . مندل در سال ۱۸۸۴ درگذشت.


تاریخچه اصلاح
شروع اصلاح گیاهان مختلف توسط انسان احتمالاً با آغاز زراعت همراه بوده است، زیرا زارعین برای کشت سال بعد محصول نخود مجبور به ذخیره تعداد از تخم ها بوده اند و طبعتاً از گیاهان قوی و دلخواه برای این منظور استفاده کرده اند. مثلاً انتخاب ارقام با تخم های درشت منجر به حذف گیاهان با تخم ریز شد وکم کم جمعیت، متشکل از گیاهان تخم درشت گردید. در زمانهای قدیم، انسان بدون آگاهی کامل به سستم تولید مثل گیاهان، اقدام به انتخاب می کرد.(4)
زارعین قدیمی فقط از تکنیک انتخاب کتلوی Mass selection method استفاده میکردند و هیچ توضیحی از روش های اصلاحی که انجام میدادند به جانگذاشته اند. کلوملا Clumela صاحب نظر رومی در امر زراعت (اگرونومیست) در حدود 650 سال قبل از میلاد برای بدست آوردن عملکرد خوب در سال بعد، چیدن خوشه های بزرگ گندم و یا انتخاب بزرگترین دانه ها را برای کشت در سال بعد پیشنهاد کرد.
در اواخر قرن هفده هم کامراریوس به سستم تولید مثل گیاهان پی برد اهمیت دانه گرده در پروسه القاح را مشخص کرد. پس از آن، انجام دورگ گیری بین ارقام مختلف معمول گردید و شمار زیادی از ورایتی های جدید دراثر دورگ گیری بوجودآمدند. با وجود این، پیشرفت اصلاح نبات بازهم چشمگیر نبود زیرا تزویج بدون آگاهی به اصول ژنتیکی صورت می گرفت و نتایج حاصله بیشتر به شانس و اساس علمی اصلاح نباتات بعد از کشف مجدد قوانین مندل در سال 1900 شروع شد.مطالعات وی و انتشار قوانین وراثت در اوایل قرن بیستم باعث شد که علم جنتیک پایه واساس اصلاح نبات را تشکیل می دهد. بعد از مندل، تحقیقات متعدد روی وراثت صفات مختلف در گیاهان صورت گرفت. درسال 1903 جانسن نتایج گزینش در جمعیت های خود بارور لوبیا را به طور صحیح تفسیر کرد، وفرق بین انتخاب از میان یک قطار هموزایگس و انتخاب از میان ژنوتیبهای هموزایگس در حال تفکیک در جمعیت اولیه را شناخت، و تفاوت بین اثرات محیطی و ژنو تیپی را روشن ساخت.


تقسیم بندی مقاومت
هر گونه گیاهی توسط صدها نوع پتوجن الوده می شود. غالباً هر بوته توسط صدها یا هزاران فرد از یک پاتوژن(اسپوریا کنیدی) مورد حمله قرار میگیرد. گیاهانی که باقی میمانند مقاوم هستند.

الف ) مقاومت براساس وجود
2. وجود از قبل. یعنی مقاومت حتی درغیاب پاتوژن درگیاه وجود دارد- این نوع مقاومت، مقاومت از قبل تشکیل شده یا مقاومت غیرفعال نامیده میشود.( مقاومت به سفیدک جو)
3. القایی. یعنی مقاومت درغیاب پاتوژن درمیزبان وجود ندارد اما با تماس پاتوژن با گیاه مقاومت القا میشود. این نوع مقاومت، مقاومت فعال نامیده میشود. مثلآ گیاهچه های پنبه به علت عدم وجود گوسیپول به بسیاری ازافات حساس اند، اما به مجرد الوده شدن با ورتی سیلیوم، گوسیپول درگیاهچه تولید میشود و گیاهچه مقاوم میگردد. معمولآ فقط گیاهان بالغ گوسیپول دارند و گیاهچه ها ندادند.

ب) بر اساس پاسخ میزبان
1. مصئونیت. مصئونیت یعنی استثنا ازالودگی یا صددرصد عاری از بیماری حالتی که هیچ نشانه ای ازبیماری ظاهر نمیشود. مثلآ سیب زمینی به زنگ گندم مصئون است.
2. تحمل. تحمل یعنی اینکه میزبان میتواند بیماری راتحمل کند. تحمل ممکن است به عنوان عدم اشکار شدن هیچ نوع نشانه ای ازبیماری باشد. در حالی که عامل بیماری مثلآ ویروس در میزبان وجود دارد. یا ممکن است به عنوان عدم کاهش عملکرد، در حالی که الودگی توسط پاتوژن رخ داده است، تعریف شود. بنابراین تحمل به عنوان توانایی ژنوتیپ میزبان برای جبران کاهش عملکرد حتی زمانی که الوده به بیماری میباشد.
3. مقاومت. به صورت خیلی ساده مقاومت حالتی را شامل میشود که اثرمتقابلی بین میزبان و پاتوژن وجود دارد . بنابر این مقاومت همیشه جزیی است، یعنی همیشه برعکس مصونیت که هیچ نشانه ای ازبیماری ایجاد نمیشود مقدار کمی بیماری میبینیم . گیاهی مقاوم است که اجازه ورود یا رشد و یا تکثیر ب پاتوژن ندهد.

ج) براساس کنترول ژنتیکی
2. الیگوژنیک. یا مقاومت توسط ژنهای بزرگ اثر، این نوع مقاومت توسط تعداد معدودی ژن کنترول میشود که اثر هرژن کاملآ بارز است. مثلآ مقاومت به زنگ زرد یا مقاومت به Late blight مقاومت ممکن است توسط ژن غالب یا مغلوب کنترول شود.
3. پلی ژنیک. یا مقاومت توسط ژنهای کوچک اثر، این نوع مقاومت توسط ژنهای زیادی کنترول میشودو اثرهرژن به صورت انفرادی مثل قبل زیاد مشهود نیست بلکه مثل خصوصیات کمی است.
4. سیستوپلاسمیک. چنین مقاومتی توسط عوامل سیتوپلاسمی کنترول میشود. برای مثال جواری های با سیتوپلاسم Texams male strile که برای تولید بذر هیبریدبه کارمیرفتند به نژاد Southern Corn Blight T حساس بودند. برعکس ان سیتوپلاسمهای C یاS که نرعقیم هستند به نژاد T پاتوژن مقاوم اند.

د) براساس مکانیسم مقاومت
4. مکانیکی. مقاومت مکانیکی یا ساختمانی به علت خصوصیات بیرونی یا درونی گیاهان میزبان اتفاق میافتد. اولین خط دفاع، سطح گیاه، یعنی سطح برگ وساقه است. پرزهای درشت، کوتیکول واکسی وپرزهای ریزبرروی ساقه های گیاه وبرگها باعث جلوگیری ازجوانه زدن وورود پاتوژن به بافت میزبان میشوند. سلولهای اپیدرمی واریته های برنج مقاوم به بلاست لیگنینی شده اند. تشکیل لایه چوب پنبه ای در پیشاپیش منطقه الوده به ریزوکتونیا درکچالو یا ایجاد لایه ای سخت و متورم در اطراف منطقه الوده از پیشروی بیماری جلوگیری میکند.
5. بیوشیمیایی. گیاهان به طرق متفاوتی به دفاع در برابر حمله پاتوژن میپردازند . بعضی از این عکس العمل های مقاومت به قرار زیر میباشند.
فوق حساسیت. فوق حساسیت به خاطر افزایش حساسیت سلولها میزبان در منطقه آلوده و به صورت نکروزه شدن آن منطقه پدیدار می شود.بافت نکروز شده پارازیت را از میزبان زنده جدا میکند, بنا براین مانع از رشد بیشتر پاتوژن میشود. فوق حساسیت را به این صورت تعریف کرده اند:
تمام تغیرات مورفولوژیکی و هستولوژیکی که توسط آلودگی به پاتوژن ایجاد میشود که باعث مرگ پیش رس بافتها یا سلولهای مجاور شده (نکروزه) و همین امر باعث غیر فعال شدن و توقف حرکت پاتوژن می گردد. مقاومت سیب زمینی به (Phytophthora infestance) یا مقاومت به نماتد زخم ریشه د رگندم مثالی از این نوع می باشند.
مقاومت به فیتو توکسین ها: بعضی از پتوجن ها توکسین های تولید می کنند که باعث مرگ میزبان می شوند. گیاهان مقاوم حالتی دارند که به این توکسین ها حساس نیستند. برای مثال عامل بیماری Victoria blight یعنی Helminthosporium Victoria تولید به نام ویکتورین می نامند.
ورایته های مقاوم جو، به این توکسین مقاوم می باشند.
فیتوالکسین. فیتو الکسین ها مواد هستند که توسط میزبان در پاسخ به ایجاد زخم- تحریکات فزیولوژیکی و یا عوامل آلودگی – تولید می شوند ویا محصولات حاصل از آنها که در اثر تجمع مانع از رشد میکرو ارگانیسم و نماتد می شوند. در پیاز و جواری DIMBOA، در نخود Pistin, و در لوبیا Phaseollin، در سیب زمینی Rishtin، فیتو آلکسین هایی هستند که مقاومت می کنند.

ه) مقا ومت بر اساس درجه و محدوده مقاومت:
دو نوع است.
2. مقاومت عمودی : این مقاومت همچنین تحت نام مقاومت افتراقی مختص نژاد نامیده میشوند، از این نظر عمودی نامیده می شوند که بعضی از نژاد ها پتوجن مقاوم به بعضی از نژادها حساس می باشد.
3. مقاومت افقی: این مقاومت تحت نام مقاومت یک نواخت و مقاومت غیر ویژه نیز نامیده می شود، و به این مفهوم است که به میزان معینی به تمامی نژادهای موجود پتوجن مقاوم است.

جنتیک اثر متقابل میزبان – پتوجن
اولین تلاش موفقیت آمیز برای درک جنتیک اثر متقابل میزبان – پتوجن توسط فلور انجام شد. وی نتایج ازمایشاتش را درسال 1956 به نام فرضیه جن- برای – جن بیان کرد. این فرضیه بیان میدارد که " برای هر جن که باعث عکس العمل مقاومت در میزبان می شود، یک جن عامل بیماریزایی در پتوجن وجود دارد. فلور در رابطه با کتان و زنگ کتان که توسط Melampsora lini ایجاد میشود، کار می کرد. در این قارچ حالت بیماریزایی پتوجن، مغلوب حالت عدم بیماری زایی است و در میزبان مقاومت برحساسیت غالب میباشد. در این حالت، مقاومت فقط زمانی مشاهده میشود که میزبان با جن غالب توسط پتوجنی با جن غالب مورد حمله قرار میگیرد. در بقیه حالات حساسیت مشاهده خواهد شد.
اصلاح برای مقاومت به امراض
الف : برای دستیابی به حداکثر تولید، مقاوم بودن به امراض ضروری است امراض باکتریایی و ویروسی در مقاطع مختلف از مرحله رشد گیاه بیشترین خسارت را به محصول وارد می‌کند. اصلاحگران همراه سعی بر دستیابی به گیاهان را دارند که حاوی ژنهای مطلوب به مقاومت وامراض هستند. علت مقاوم بودن بعضی از واریته‌ها را به مکانیزم فیزیولوژیکی فعال در برابر حمله های امراض می‌دانند به عنوان مثال ترکیبی به نام فیتوالکین در لوبیا همراه در هنگام شیوع بیماری فوزاریوم از گیاه ترشح می‌شود که باعث بلوکه شدن و توقف توسعه بیماری می‌شود. به هر حال از برنامه‌های اصلاحی مهم ایجاد گیاهان مقاوم می‌باشد. مقاومت به امراض و آفات بیشترین بازده اقتصادی را برای کشاورزان نوید بخش است. مقاوم منجر به سرشکست شدن بسیاری از هزینه‌های تحمیلی به کشاورزان و بی‌نیاز شدن به فعالیتهایی همچون سمپاش و آلودگی محیط زیست و مسائل باقیمانده سموم در بافت گیاهان زراعی با مصرف خوراکی می‌گردد.
ب : والدین حامل ژن ها مقاومت رامی توان در کلکسیون های موجود که در اختیار اصلاح کننده یا موسسات ملی و بین المللی قرار دارند، پیدا کرد.
گاهی اوقات والدین اهدا کننده جن های مقاومت فقط در گونه های وحشی موجود اند. برای مثال مقاومت برعلیه ویروس علفی شدن برنج فقط در رقم وحشی Oryza nivara پیداشد. در استفاده از والدین بخشنده ابتدا باید در ارقام زراعی به دنبال ژنهای مقاوم بگردیم و درصورت عدم موفقیت به گونه های غیر خویشاوند ووحشی مراجعه نمائیم، چراکه انجام دورگ گیری وسپس بدست اوردن تفکیک های خوب در تلاقی دور مشکل است اگر مقاومت در ژرم پلازم موجود وجود نداشته باشد ویا اگرباشد کفایت نکند میتوان با استفاده ازتناسخ، والدین بخشده مناسب تولید کردوبرچند نوع است.
1. جداسازی مقاومت
برای جداکردن گیاهان حاوی جنهای مقاوم بایدبطور مصنوعی بیماری شدیدی که اپی فیتوتیک نامیده میشود ایجاد کنیم. روش جداسازی به نوع بیماری، ماهیت محصول ومکان جداسازی بستگی دارد.
روشهای ازمایشگاهی برای جداسازی مقاومت به علت پخش یکنواخت ماده تلقیح ( اینوکولم) کنترول نور، رطوبت، درجه حرارت و... دقیق میباشد. جستجوی مقاومت در مزرعه معمولا درقطعاتی که هرساله بیماری به شدت دیده میشود صورت میگیرد ویادرمورد شناسایی گیاهان مقاوم وبعضی از بیماریها مثل زنگها، محیط مزرعه را درشرایط وقایه برای رشدقارچ مهیا نموده وعامل الودگی یعنی اسپورها را به محیط وارد میکند. کرت مریض باکشت یک ورایته حساس در طی سالیان متوالی وحتی اضافه کردن ماده تلقیح به کرت ایجاد میشود وقتی که مخلوطی ازمواد ازمایشی در چنین کرتهایی کشت شوند فقط گیاهان مقاوم باقی میماند برای بعضی از بیماریها ویروسی که ازطریق حشرات گسترش پیدا میکند توسط وارد کردن حشرات ناقل وافزایش جمعیت انها در کرت های ازمایشی امراض را به گیاهان تلقیح میکند. چنین حشراتی قبلا به بیماری الوده میشوند وسپس در روی کرتهای ازمایشی رها میگردند.
2. استفاده از جن های مقاوم
· معرفی و گزینش
والدین بخشنده و یا ورایتی های مقاوم از مکانهای مختلف کشور ویا از کشورهای دیگر معرفی می شود.

1 دورگ گیری وگزینش
این روش شامل ترکیب کردن مقاومت ازیک یا چندوالد بخشنده (D) به واریته زراعی محلی وپرمحصول (A) میباشد. تلاقیها ممکن است به دوروش D2 *(D1*A) یا چندگانه (D2*A)*(D1*A)*(D3*A)*(D1*D2) انجام شودوگزینش از نسلهای تفکیک صورت پذیرد.
شجره ای: در روش شجره ای گیاهان مقاوم ازنسلF2 گزینش میشوند. نتایج تک تک بوته های انتخابی برای چند نسل مورد بررسی قرار میگیرند. اگرمقاومت غالب باشد درنسلF2 ودرغیران صورت درنسلF3 اپی فیتونیک بایستی ایجادشود.
بک کراس: این روش ابتدا درسال1930 توسط بریگس برای انتقال ژنهای مقاوم بکار برده شد. دراین روش والد تکراری که همان گیاه زراعی حساس به پتوجن مورد نظر میباشد، چندین باربا نتایج هیبریدبه منظورارزیابی خصوصیاتش به جزژن عامل مقاومت، تلافی داده میشود. روش انتقال جن یا جن های عامل مقاومت بسته به اینکه مقاومت توسط جن غالب ویامغلوب کنترول شود فرق میکند.
تلاقیهای مرکب: در این روش اصلاح برای چند مقاومت مد نظر است وبذورF2 تعداد تلاقی که والدین بخشنده دران دخالت دارند به صورت مخلوط کشت میشوند. گیاهان توسط روش ترکیبی اداره میشوند ودرهرنسل برای بیماریها اپی فیتوتیک ایجاد میشود. درگیاه جو ازاین تلاقیها برای مقاومت به سفیدک وپاکوتاهی زرد(Yellow dwarf) استفاده شده است.
تلاقی دوره ای: این روش برای تجمع جن های عامل مقاومت به Helmintosporium Turcicum درجواری استفاده شده است. با استفاده ازجن های نرعقیمی درگیاهان خودباورنیزازاین روش میتوان استفاده کرد. ترعقیمی باعث دگرباروری شده ویا تلقیح یک بیماری درمزرعه، ژنهای مقاوم میتوانند تجمع حاصل کنند. گیاهان حساس رامیتوان قبل ازگلدهی حذف نمود.(1)
روش بالک: اگرمقاومت چند جنی باشدویانتوان درنسلی اپی فیتوتیک ایجاد کرد، گیاهان را میتوان باروش بالک یا روش نتایج تک بذر به پیش برد.


مکانیزمهای مقاومت به امراض
سه مکانیزم وجود داردکه بوسیله انها، گیاه اثرموجودات بیماریزا برروی رشد وتولیدمثل رابه حداقل میرساند. گیاه ممکن است در برابر استقرار پتوجن دربافتهای مقاومت خود مقاومت کند یا ممکن است دربرابررشد وتولید مثل پتوجنی که درگیاه مستقرشده مقاومت کند ویاممکن است باوجود فعالیت پتوجن رشد وتولید مثل نماید. معمولا دومکانیزم اول را مقاومت ومکانیزم اخرراتحمل میگویند.
مقاومت دربرابرپاتوجن
شکست پتوجن دراستقرار موفقیت امیزخود درگیاه، به چنداصطلاح ارجاع داده شده است که هریک بعضی ازخصوصیات این نوع ازمقاومت را توضیح میدهند.
1_ حساسیت بیش ازحد: گیاه از الوده شدن توسط پتوجن جلوگیری میکند.
2_ مقاومت ویژه: نژادهای خاصی ازبیماری، قادربه الوده کردن گیاه نیستند.
3_ مقاومت نا همگن: میزبان ازاستقرارنژادهای خاصی جلوگیری میکند، ولی ازاستقرار نژادهای دیگر نمیتواند جلوگیری نماید.
4_ مقاومت ژن اصلی: نژادهای بیماری توسط ژنهای اصلی میزبان کنترول میشود.
5_ مقاومت عمودی: مقاومت میزبان یک یا تعداد معدودی ازنژادها را کنترول میکند. تنوع درمقاومت میزبان بستگی زیادی به اثر مقابل رقم نژاد مجزا دارد.
مقاومت درمقابل پتوجن استقرار یافته
وسعت صدمه ای که توسط یک پتوجن ایجاد میشود به توانایی انتشاروتولیدمثل پتوجن ، پس از استقرار یافتن در میزبان بستگی دارد. مقاومت گیاه در برابر گسترش پتوجن به وسیله اصطلاحات زیر توضیح داده شده است.
1_ مقاومت مزرعه ای: مایه کوبی گیاه در ازمایشگاه ممکن است باعث شود که گیاه مقداری صدمه به بیند ولی درمزرعه گیاه اغلب باوجود پتوجن رشدطبیعی خودرا ادامه میدهد.
2_ مقاومت عمومی : میزبان قادر به مقاومت در برابر تمام نژاد های پتوجن است.
3_ مقاومت غیر خصوصی : مقاومت میزبان به نژاد های خاص از پتوجن، محدود نمی شود.
4_ مقاومت همگون: مقاومت میزبان د ربرابر تمام نژاد های پتوجن مشابه است، تا اینکه در مقابل در بعضی نژاد ها پتوجن، مقاومت خوب و برابر بعضی نژادها مقاوت خوب نداشته است.
5_ مقاومت جن های کوچک : مقاومت میزبان توسط یک تعداد از جن های کنترل می شود که هر یک داری اثر کوچکی است.
6_ مقاومت افقی : تنوع د رمقاومت میزبان عمدتاً به تفاوت های میان ارقام و میان نژاد های مجزا مربوط می شود، تا اثر متقابل ارقام و نژاد ها مجزا.(1- ص 353)


اصلاح برای مقاومت خصوصی

یافتن جنهای که نژادهای شایع جمعیتی از افات را کنترل می کند وسایر ژنهای که نژادهای کم اهمیت را کنترل کنند کاری عمومی است.سه استراتیژی عمومی برای به کاری بردن جنهای موجود برای مقاومت خصوصی نسبت به نژادهای شایع یا کم اهمیت تر وجود دارد. استراتژی که توسط اصلاح کننده اتخاذمی گردد،بانوع رقمهای که باید اصلاح شوند وبه روش اصلاح مورد استفاده ارتباط مستقم دارد .یک استراتژی ،تولید ارقامی است که دارای یکژن اصلی برای کنترل افت شایع در منطقه می باشد دومین استراتژی،قرار دادن ژنهای کنترل کننده نژادهای شایع وکم اهمیت تر تر افت ژنوتیپهای جداگانه است که تشکیل یک واریته چند قطاری باهم مخلوط گردند.
استراتژی سوم جای گذاری ژنهای کنترل کننده نژادهای شایع یا کم اهمیت در یک رق منفرد می باشد ،روشی که هرمی کردن مشهور است .
ارقام دارای تک ژنهای اصلی
موردستاده ترین استراتژی در اصلاح برای مقاومت به افت تولید ارقام دارای یک ژن اصلی برای کنترل نژادهای شایع می باشد .ارقام ممکن است از طریق انتخاب ازمیان نتایجی از جمعیت تفرق یافته که حاوی الل مقاومت هستند
یا از طریق انتقال الل از طریق تلاقی بر گشتی تولیدی گردند.مزیت مقاومت ژن اصلی ،اسان بودن کار با یک ژن در برنامه های اصلاحی است.عیب این مقاومت اسیب پزیری یک ژن در برابری نژادهای کم اهمیت تر می باشد که ممکن است در جمعیت افت ،غالب در بیابند.

ارقام چندقطاری
تخم های جنوتیپهای دارای جنهای اصلی خاص برای مقاومت به افت رامیتوان برای تشکیل یک چند قطاری به ان مخلوط یا ترکیب نیز گقته می شود مخلوط کرد جنوتیپهای جداگانه میتوانند ایزولاینهایی باشند که عمدتا در جن اصلی خود بایگدیگر متفاوت هستند .همچنین یک چند قطاری میتواند از ترکیب جنوتیپهای که علاوه بر جن اصلی مقاومت از نظر خصوصیات زراعی نیز متفاوت هستند به وجودبیاید .
چند قطاری را میتوان برای حفاظت نسبت به طیف وسیعی از نژاذهای افت زمانی که دروفور نژادهادر جمعیت افت،تغیر وجوددارد تهیه کرد،بعضی از جنو تیپهای که چند قطاری نسبت به هرنوع نژادی مقاومت مناسبی دارند.چنین گیاهان مقاومی انتشارنژاد جدید به گیاهان حساس را کاهش میدهند.
دو عیب اساسی استفاده ای گسترده ازاستراتژی چند قطاری را محدود می کند:
الف-تلاش قابل ملاحظه ای برای انتقال تعداد جنهای اصلی به جنوتیپهای برتر زراعی لازم است.
ب-اگر روشی تلاقی برگشتی برای تولید ایزولاینهای مورد استفاده قرار گیرند والد بر کرداننده خصوصیات زراعی چند قطاری را محدود می کند.در طول سالها زمانی که بر نامه تلاقی بر گشتی جریان دارد،ممکن است رقم جدید از طریق برنامه های انتخابی دیگر بوجود بیایند که از نظر خصوصیات زراعی نسبت به والد برگرداننده برتر باشند.رقم حدید ممکن است قایلیت پزیرفته شدن چند قطاری در زمانی که تولید می شود را محدود کند.

هرمی کردن
در استراتژی هرمی کردن ،ژنهای اصلی که باید برای تشکیل چند قطاری باید لاینهای منفرد قرار کیرند،در یک رقم با هم می پیوندند.ممکن است تعداد ژنهای اصلی زیادتری،بشتراز تنچه که برای بدست اوردن مقاومت کافی به نژادهای شایع افات موردنیاز است،استفاده شود،انتظار می رود تنوع ژنهای اصلی،حفاظتی بر علیه نژادهای تازه ای ممکن است در جمعیت افات تولید شوند،بوجود اورند
استراتیژی هرمی کردن،چندین عیب دارد که استفاده استفاده از ان را محدود می کند : الف­ – تلاش قابل ملاحظه ای برای وارد کردن تعدادی ازجنهای اصلی در جنوتیپهای مورد نیاز است.ازمونهای زیاد با نژادهای مختلف برای اطمنان از حضور هر یک از اللها لازم است.
ب-به کار بردن روشی تلاقی بر گشتی برای وارد کردن جنهای اصلی به یک جنوتیپ،خصوصیا ت زراعی ارقام جدید محدودبه والد های برگرداننده آنها می کند، ج- مقاومت رقم ممکن اس ظهور نژاد های مرض آور جدید آفت را تشویق کند، بویژه اگر همین ژنهای اصلی به تنهایی در سایر ارقام به کار برده شده باشد.

کاهش تغییرات د رنژاد ها:
تغییرات در نژاد های شایع جمعیت از آفت ، ارتباط اساسی با تولید محصول، زمانی با خساراتهای اقتصاد ی مهم مواجه می شود که توسط آفتی که بطور فراوان و سریع دچار تغییرات نژادی می شود، صدمه می بیند برای هر تغییری در نژاد که باعث حساسیت ارقام موجود میگردد ، لازم است که ژنهای جدید مقاومت شناخته شده و مورد استفاده قرار می گیرند. دسترسی به ژنهای جدید ، ممکن است در بعضی از گونه ها مشکل باشد. تثبیت ساختمان نژادی جمعیت آفت مطلوب می باشد.
امکان تثبیت نژاد در صورتی وجود دارد که نژاد هایی شایع آفت حفظ گردیده یا نژادهای جدید نتوانند به وجود آیند. هر دو امکان به عنوان راه حلهای عملی در تغییر نژاد در نظر گرفته شده اند. اینها شامل استفاده استراتژیک از ژنهای اصلی مقاومت د رارقامی است که برای تجاری کشت می گردند.

نگهداری نژاد های شایع
روشی که در آن ارقام با ژنها اصلی مقاومت در ارقامی است که مورد استفاده قرار میگرند ممکن است ثبات نژاد را تحت تاثیر قرار دهند.
تثبیت نژادهای شایع را می توان با هم فراهم کردن به اندازه کافی مواد گیاهی حساس برای زنده نگه داشتن آنها به دست آورد. دو راه عملی برای فراهم کردن مواد گیاهی حساس به روشی که منجر به زیانهای اقتصادی مهم نشود، وجود دارد. یک روش به کار بردن متناوب رقمهای حساس و مقاوم در یک کشت متناوب و راه دوم شامل به کار بردن مخلوط لاینهای حساس و مقاوم می باشد.

تناوب ارقام مقاوم و حساس: یک تناوب زراعی سه ساله در بعضی از مناطق جنوبی ایالات متحده برای ترغیب پایداری نژاد نماتد سیست سویا توصیه شده است. یک محصول غیر میزبان و یک رقم مقاوم سویا در چند سال متوالی برای کاهش جمعیت آفت به سطحی که هنگام کاشت گیاهان حساس باعث خسارتهای اقتصادی مهم نگردند کاشته می شوند. رقم حساس به منظور زنده نگهداشتن نژاد شایع و حفظ نقش غالب آنها در جمعیت کاشته میشود. تا کنون مدارک آزمایشی قاطعی در مورد ارزش کشت متناوب برای بدست آوردن پایداری نژادی وجود ندارد ، هر چند که این روش به تولید کنندگان تجاری معرفی شده است.

مخلوط ژنوتیبهای مقاوم و حساس: گیاهان حساس برای یک افت را می توان با کاشت بذور مخلوط لاینهای حساس و مقاوم به عوض کاشت یک رقم مقاوم خالص و همگن فراهم کرد. فراوانی گیاهان حساس در مخلوط به اندازه ای پاین نگه داشته می شود که از ایجاد خسارتهای اقتصادی مهم جلو گیری کند. ارزش بذور مخلوط درپایداری نژاد ها هنوز مشخص نشده است.

جلوگیری از ظهور نژاد های جدید
پایداری نژاد را در صورتی می توان به دست آورد که نژاد های جدید نتوانند بر مقاومت گیاه غلبه کنند هرمی کردن جنها بزرگ در یک رقم به عنوان موثر ترین راه برای جلوگیری از ظهور نژاد های تازه بیماریزا مطرح گردیده است (نلسون1973). این طرح براین مفهوم قرار دارد که نژادهای یک آفت ، تنها هنگام موثر هستند که دارای تمام جن های لازم برای بیماریزای باشند. چنین بر می آید که قابلیت یک آفت برای زنده ماندن در طبیعت با افزایش تعداد جن ها ی بیماریزایی وی کاهش می یابد.(واندر پلاک1963).به عنوان نتیجه،احتمال کمی وجود دارد که یک نژاد جدید توانسته باشد با غلبه جن های بیماری زابه هر یک از جنهای اصلی مقاومت گسترش یافته وهنوز دارای شایستگی مورد نیاز برای زنده ماندن باشد .سودمندی هرمی کردن جن برای به دست اوردن پایداری نژادی هنوز ثابت نشده است.

حد اقل نمودن برخورد با نژادهای جدید:
بر خورد یک جن جدید بیماریزا،زمانیکه محصولی به صورت یک نواخت حساس باشد بیشتر است .تنوع جن های اصلی مقاومت در ارقامی که برای تولید مورد استفاده قرار می گیرند تاثیر زیاد برآسیب پزیری محصول زراعی از نظرزیان های مهم دارد.تنوع در بین مزارع زمانی به دست می اید که ارقام با جنهای اصلی مختلف کاشته شوند .تنوع در جن های اصلی در داخل یک مزرعه با کاشتن تخم های مخلوطی از قطارهای که دارای جن های اصلی مقاومت مختلف می باشند انجام می گیرد.




















نتیجه گیری:
اصلاح برای مقاومت به امراض
الف : برای دستیابی به حداکثر تولید، مقاوم بودن به امراض ضروری است امراض باکتریایی و ویروسی در مقاطع مختلف از مرحله رشد گیاه بیشترین خسارت را به محصول وارد می‌کند. اصلاحگران همراه سعی بر دستیابی به گیاهان را دارند که حاوی ژنهای مطلوب به مقاومت وامراض هستند. علت مقاوم بودن بعضی از واریته‌ها را به مکانیزم فیزیولوژیکی فعال در برابر حمله های امراض می‌دانند به عنوان مثال ترکیبی به نام فیتوالکین در لوبیا همراه در هنگام شیوع بیماری فوزاریوم از گیاه ترشح می‌شود که باعث بلوکه شدن و توقف توسعه بیماری می‌شود. به هر حال از برنامه‌های اصلاحی مهم ایجاد گیاهان مقاوم می‌باشد. مقاومت به امراض و آفات بیشترین بازده اقتصادی را برای کشاورزان نوید بخش است. مقاوم منجر به سرشکست شدن بسیاری از هزینه‌های تحمیلی به کشاورزان و بی‌نیاز شدن به فعالیتهایی همچون سمپاش و آلودگی محیط زیست و مسائل باقیمانده سموم در بافت گیاهان زراعی با مصرف خوراکی می‌گردد.
ب : والدین حامل ژن ها مقاومت رامی توان در کلکسیون های موجود که در اختیار اصلاح کننده یا موسسات ملی و بین المللی قرار دارند، پیدا کرد.
گاهی اوقات والدین اهدا کننده جن های مقاومت فقط در گونه های وحشی موجود اند. برای مثال مقاومت برعلیه ویروس علفی شدن برنج فقط در رقم وحشی Oryza nivara پیداشد. در استفاده از والدین بخشنده ابتدا باید در ارقام زراعی به دنبال ژنهای مقاوم بگردیم و درصورت عدم موفقیت به گونه های غیر خویشاوند ووحشی مراجعه نمائیم، چراکه انجام دورگ گیری وسپس بدست اوردن تفکیک های خوب در تلاقی دور مشکل است اگر مقاومت در ژرم پلازم موجود وجود نداشته باشد ویا اگرباشد کفایت نکند میتوان با استفاده ازتناسخ، والدین بخشده مناسب تولید کرد.

منابع و ماخذ:
2. آرفهر ،والتر اصول اصلاح گیاهان زراعتی دانشگاه مشهد چاب دوم 1380
3. عبد مشانی، داکتر سروش اصول نباتات تکمیلی ج1 انتشارات دانشگاه تهران چاپ اول
4. اهدایی ، بهمن اصلاح نباتات انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد 1383
5. فارسی, داکتر محمد اصول اصلاح نباتات انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد 1383
6. سلیمان، فرشته ژنتیک عملی ،انتقالی،مالیکلولی، انسانی نشر ماهرنگ سال 1382
7. http//danishnamahroshd.ir
8. www.http//kishawarzi.blogspot.com



http://zahirnazari.blogspot.com/








۱۹ تیر ۱۳۸۷

خواننده گان گرامی و عزیزم که وبلاک ناچیزم را می خوانید به امید که استفاده کرده باشید. مدت چند روز این وبلاک بروز نمی گردد بعد از ختم امتحاناتم بروز خواهند شد.
اگر وبلاک خبری می خوانید این وبلاکم بروز می گردد
http://warasi.blogspot.com/

۷ تیر ۱۳۸۷

سبزیجات



کاهو گیاهیست یک ساله ، این گیاه از حوالی اروپای ساحلی یا آسیای مرکزی به نقاط دیگر جهان منتقل شده است .گروهی از محققین معتقدند که مبداء اصلی آن هندوستان می باشد . کاهو ، دارای ویتامین : آ،ب،ث و مواد دیگری مانند : ید ، آهن ، فسفر، منیزیم ، روی ، منگنز و مس می باشد .کاهو دارای برگ های کشیده و قاشقی شکل صاف و بدون کُرک می باشد .این گیاه به صورت خام در سالاد و به عنوان سبزی مصرف می شود . ● آب و هوا و خاک : این گیاه به آب و هوای معتدل مایل به سرما نیاز دارد .در مازندران ، در شهریورماه و مهرماه کشت می شود . محصول آن از اوایل بهمن ماه تا اواخر فروردین ماه بدست می آید . در نواحی سرد که دارای تابستان ملایمی باشد ، می توان کاهو را در اسفندماه کاشت ولی اگر کشت کاهو با گرما مصادف گردد ، ساقه های میانی آن بلند شده به گل می نشینند . کاهو گیاهیست پُر توقع و بایستی قبل از کاشت حداقل در هر هکتار ۲۰ تن کود حیوانی پوسیده و ۲۰۰ کیلو فسفات دامونیم و ۱۰۰ کیلو گرم پتاس داده شود . انواع کاهو عبارتند از : کاهو بابلی ، کاهو دولابی که در ایران کاشته می شود و اخیرا کاهوی پیچ و کاهوی گرد نیز کشت و مصرف می شود . در اروپا انواع متنوعی از آن کاشته می شود . انواع کاهو در آب و هوای مختلف قابل کشت است . برای مثال : بعضی از انواع آن به گرما مقاوم هستند و در مقابل سرما حساسیت نشان می دهند . برعکس بعضی از ارقام آن در مقابل سرما مقاوم و در برخورد با گرما حساسیت نشان می دهند . اقسامی که به گرما مقاومت می کنند دارای برگ های ضخیم تر بوده و طعم گس مایل به تلخی دارند . ● روش کاشت : این گیاه به دو روش کشت می شود : ۱ ) خزانه کردن : این روش به دو صورت انجام می گیرد . الف ) بذر کاهو را روی خطوطی به فاصله ۱۰ سانتیمتر در زمین اصلی می کارند و پس از جوانه زدن و زمانی که گیاه ۳ برگه شد آن را به خزانه دوم که فاصله ردیف ها از یکدیگر ۲۰ سانتیمتر باشد منتقل و به فواصل ۱۰ سانتیمتر از یکدیگر نشاء می کنند . زملانی که بوته ها ۵ تا ۶ برگه شدند ، آنها را به زمین اصلی که فاصله ردیف ها از یکدیگر ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر باشد ، منتقل و به فاصله ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر از یکدیگر می کارند . ب) در این روش پس از آن که بوته های جوان در خزانه اول ۳ برگه شدند آنها را مستقیما به زمین اصلی منتقل نموده و بفاصله ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر از یکدیگر روی ردیف هایی به فاصله ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر از هم می کارند . نکته مهم و قابل توجه آن است که دقت شود اگر خزانه کوُش گرم و یا شاسی باشد چون دارای حرارت مناسب است ، پس از انتقال بوته ها به زمین اصلی صدمه ای به گیاه وارد نشود . زیرا هوای آزاد حرارت مناسب خزانه را نخواهد داشت ، بنابراین روش اول تا حدود زیادی این مشکل را حل می نماید . ۲ ) کاشت کاهو در زمین اصلی : علت اساسی خزانه کردن گیاه آن است که چون کاهو گیاه پُرتوقعی است، در زمین کوچکتر تامین مواد غذائی و مراقبت های زراعی ارزانتر و آسانتر انجام می شود ، به خزانه کردن می پردازند. ولی اگر بخواهند در زمین اصلی اقدام به کشت کنند ، عملیات وجین کردن و تُنُک نمودن گران تمام می شو.د . به همین دلیل از گیاهان دیگری مانند : تربچه و پیازچه کمک می گیرند و آنها را باهم می کارند تا در زمانی که این گیاهان برداشت می شوند ، عملیات وجین کردن و تُنُک کردن هم خود بخود صورت گیرد و چنانچه نقاطی از زمین تُنُک و نقاطی دیگر انبوه باشد ، از نقاط انبوه تر بوته ها را خارج ساخته و در نقاط تُنُک تر نشاء نمایند . بهترین روش کاشت در زمین اصلی ، روش خطی ( ردیفکاری ) است و درکشت های وسیع این عمل را با ماشین بذرافشان انجام می دهند .کاهو به وسیله بذر کشت و تکثیر می شود . بذر آن دارای برجستگی و به دو رنگ سیاه و سفید است و در یک کیلو گرم حدود یک میلیون دانه یافت می شود . برای آن که بذر کاهو متراکم کاشته نشود بهتر است که بذر را با ۵ برابر حجم خود خاک نرم و یا ماسه مخلوط نموده و در زمین بپاشند . ● بذرگیری : برای آن که بذر سالم و قوی بدست آید ، بین بوته های کاهو آنهائی را که بهتر هستند انتخاب نموده و در اوایل فروردینماه در زمینی که آماده شده ( زمین انتخابی برای هر نوع از کاهو ، بایستی جداگانه در نظر گرفته شود و توجه بنمایند که انواع مختلف مانند : کاهو پیچ یا کاهو دولابی و غیره را باهم مخلوط نکارند ) مجددا می کارند . فاصله بین این بوته ها ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر از یکدیگر مناسب است . اواخر اردیبهشت ماه بوته ها بزرگ شده و به گل می نشینند و بذر آنها در ماههای خرداد و اوایل تیرماه کاملا می رسد . آنگاه ساقه های حامل بذر را قطع نموده دسته کرده و در محلی سایه خشک می کنند ، سپس آنها را با ملایمت تکان داده ( می کوبند ) تا بذرها جدا شوند . گروهی از متخصصین و افراد با تجربه معتقدند که بذر دوساله کاهو برای کشت بهتر از بذر یک ساله آن می باشد .
پرورش کرفس
کرفس گیاهیست دو ساله با ریشه الیافی و برگ های آن مرکب از برگچه های دندانه دار می باشد که از روی ریشه می رویند . برگ کرفس حدود ۵۰ سانتیمتر رشد می کند و در صورتی که آن را برای مصرف از خاک خارج نسازند در سال بعد از میان برگ ها شاخه های حامل گل خارج می شوند که در راس آنها گل چتری شکلی برنگ سبز قرار دارد .بذر کرفس ، معطر و سبز رنگ است . این گیاه در اکثر نقاط جهان کشت می شود و محل اصلی و اولیه آن را سواحل مدیترانه و اروپای شمالی و آسیای غربی می دانند .ولی به تحقیق مشخص نیست که این گیاه از کدام نقطه جهان به نقاط دیگر برده شده است . مصرف کرفس ، در انواع اعذیه و ساتلادها به عنوان یک سبزی خوش بو متداول است .▪ انواع کرفس : انواع مختلفی از کرفس بدست آمده که دو نوع آن معروفتر می باشند . ۱ ) کرفس برگ : که از ساقه و برگ آن استفاده می شود . ۲ ) کرفس قمری : که از ریشه آن که ضخیم شده و در سطح خاک قرار می گیرد استفاده می گردد . مصرف این نوع کرفس در ایران زیاد متداول نمی باشد .کرفس به سرما و گرمای شدید حساسیت نشان می دهد . به همین علت توجه به آبیاری این گیاه اهمیت دارد . ● آب و هوا و خاک : این گیاه مخصوص مناطق معتدل و معتدل سرد می باشد و احتیاج به آب فراوان دارد . به همین دلیل در نقاطی که تابستان مرطوب و یا پائیز و بهار طولانی دارند بهترین محصول بدست می آید . بهترین خاک برای کشت کرفس ، خاک های شنی رسی نمدار می باشند .ولی اگر آب و هوا و میزان رطوبت مناسب و مساعد باشد در هرخاکی کشت می شود . کرفس به مواد غذایی احتیاج مبرم دارد و به همین دلیل بایستی زمین محل کشت کرفس را تقویت نمود و بخصوص کودهای ازته مورد نیاز این گیاه هستند . ● روش کاشت : کشت و تکثیر کرفس ، فقط به وسیله بذر صورت می گیرد .بذر این گیاه کوچک ( ریز) و سه گوش است . کشت کرفس ، از اوایل اسفندماه تا اواسط فروردین ماه در خزانه انجام می گیرد . به این منظورپس ازکاشت بذرروی آن را با خاک برگ پوسیده میپوشانند و مرتبا آبیاری می کنند تازمانی که بذرها سبز شده و بوته های کرفس ۴ برگه شوند . آنگاه بوته های جوان را از خزانه خارج ساخته به خزانه دوم منتقل میسازند وآنها را به صورت خطی به فاصله چندسانتیمتر ازیکدیگر نشاء میکنند. پس از آن که بوته ها قوی شدند ، در اواخر اردیبهشت ماه و اوایل خردادماه آنها را از خزانه دوم خارج ساخته و به زمین اصلی منتقل می نماایند . بوته های جوان را روی ردیف هایی به فاصله ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر از یکدیگر و بفاصله ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر از هم می کارند . آنگاه زمین را آبیاری نموده دقت می نمایند که مرتبا آبیاری انجام شود ، زیرا آبیاری مرتب در رشد گیاه بسیار موثر خواهد بود . این امکان نیز وجود دارد که گیاه را مستقیما از خزانه اول به زمین اصلی منتقل سازند و به هر صورت مواظبت های زراعی لازمه کار می باشد . وجین کردن و سُلُه شکنی در کشت کرفس ، بسیار هم و ضروری است . بتدریج که گیاه رشد می کند ، پای بوته ها را خاک می دهند و یا برگ های پائینی را بدور بوته جمع می نمایند و با یک ساقه و یا برگ خودش اطراف آن را میبندند . این روش در سفید شدن ساقه های کرفس بسیار موثر می باشد . ● بذرگیری : برای بذرگیری از کرفس ، در پائیز تعدادی از بوته های قوی و سالم را انتخاب نموده آنها را به فاصله ۵۰ سانتیمتر از یکدیگر میکارند و سعی مینمایند که سرمای زمستان صدمه ای به آنها وارد نسازد . در صورت شدت سرما روی بوته ها را با برگ خشک می پوشانند و اواسط فروردین ماه سال بعد که هوا خوب و مساعد شد برگ های خراب شده بوته ها را قطع نموده تا بوته های کرفس گل کنند . بذراین گیاه بنا به درجه حرارت هوای محل درمردادماه و تیرماه میرسد. قبل از آن که بذرها به زمین بریزند ساقه های حامل بذر را قطع نموده ، سپس در محل سایه خشک می کنند . بذر را از پوسته آن جدا ساخته در ظرف مناسب نگهداری می کنند تا بموقع مورد استفاده قرار دهند .
پرورش بادمجان
بادمجان ، گیاهیست یک ساله با ساقه های قوی ، خشن و شاخه شاخه . این گیاه دارای برگ های پهن و کشیده و رنگ متمایل به خاکستری می باشد و برگها گاهی دارای خار هستند .گل بادمجان ، شبیه گل سیب زمینی ، ولی بزرگتر و رنگ آن بنفش کم رنگ می باشد .میوه بادمجان که به صورت های مختلف اعم از : کشیده ، قلمی ، دُلمه ای و یا کُرَوی می باشد همان بادنجان ، نام دارد که مورد مصرف خانگی است.بادمجان را به صورت پخته در غذاها و خورش ها مصرف می کنند و از آن نوعی ترشی نیز تهیه می شود که معروف به ترشی بادمجان و یا ترشی لیته است . همچنین آن را به صورت تنوری ( کبابی ) سرخ نموده در غذاهای محلی مصرف می کنند و درمواردی هم از میوه این گیاه مربا تهیه می نمایند .انواع بادمجان :تعدادی از انواع بادمجان را برای زینت در گلکاری کشت می نمایند مانند : بادمجان تخم مرغی سفید، کُرَوی قرمز ، ولی آنچه را به منظور تهیه غذا کشت می کنند شامل 7 نوع می باشد که مهمترین آنها عبارتند از :1 – بادمجان قلمی سیاه .2 – بادمجان آمریکائی ( بغدادی ) .3 – بادمجان ریحانی سفید و بلند .4 – بادمجان بارنپتال .5 – بادمجان بنفش ژاپونی .آب و هوا و خاک :بادمجان ، گیاهیست که در مناطق گرمسیر و معتدل گرم بخوبی عمل میآید . ولی در مناطق سردمیوه آن غالبا نرسیده و نمیتوان از آن استفاده نمود .این گیاه از نظر احتیاجات غذائی همانند ، گوجه فرنگی می باشد و بایستی زمین را تقویت نمود .روش کاشت :در مناطق گرمسیر بذر بادمجان را در بهمن ماه و در مناطق معتدل در فروردین ماه در خزانه گرم و یا شاسی می کارند .پس از آن که بوته های آن چهاربرگه شدند آنها را از خزانه خارج ساخته و در زمینی که قبلا آماده ساخته اند به فاصله 75 سانتیمتر از یکدیگر روی ردیف ها نشاء می کنند .فاصله بین ردیف ها بایستی یک متر منظور گردد .در طول تابستان هر چهار روز یک مرتبه آبیاری ضرورت دارد .در ایران پس از آن که بوته ها بزرگ شدند و اولین گل ها تبدیل به بادمجان شد روی مزرعه گوسفندان را می دوانند تا برگ ها و شاخه های گیاه بشکند ، آنگاه مزرعه را آبیاری می کنند تامجددا بوته ها شاخه و برگ بدهند و به گل نشسته میوه تولید کنند . ولی در اروپا ، روش دیگری را انتخاب نموده اند به این ترتیب که شاخه های اضافی را با ماشین ویا با دست قطع می کنند تا شاخه های جدید بوجود آیند و میوه بدهند .برداشت بادمجان ، از اواخر خردادماه آغاز می شود و تا اواخر مهرماه ادامه خواهد داشت . بادمجان های آخر محصول غالبا ریز و تلخ مزه هستند و برای تهیه ترشی بکار می روند .بذرگیری :بذرگیری بادمجان همانند گوجه فرنگی می باشد و با همان روش صورت می گیرد .
پرورش پیازپیاز گیاهیست دو ساله یا سه ساله که به وسیله بذر زیاد می شود .محل اصلی و اولیه آن مشخص نیست و آنچه مسلم است در زمانهای قدیم در قاره آسیا کشت میشده . این گیاه یکی از مهمترین سبزیهایی است که قسمت متورم و گوشتی انتهائی آن مورد استفاده قرار می گیرد و همین قسمت گوشتی و مطبق را پیاز می نامند . بذر این گیاه پس از کاشت در زمین ابتداء پیازهای کوچکی تولید می کند و در سال دوم اگر این پیازهای کوچک را بکارند آنها درشت شده و به عنوان پیاز مورد استفاده قرار می گیرند . در صورتی که پیازهای دوساله را که درشت شده اند مجددآ در سال سوم بکارند ، بوته آن به گل مینشیند و تولید بذر می کند . البته اگر در میان پیازهای کوچک سال اول پیازهای درشتری وجود داشته باشد ، آنها نیز در سال دوم ممکن است تولید گل و بذر نمایند . ریشه های پیاز ، به صورت ساده و از انتهای ساقه خارج شده و در زمین فرو میروند . در قسمت بالای ریشه های ساده گیاه ، پیاز که همان ورقه های گوشتی و مطبق گیاه است و شکل کُرَوی دارد قرار گرفته که تنها قشر روئی آن نازک و گاهی به رنگ های : سفید ، زرد ، قرمز و طلائی دیده می شود . در سال دوم کشت از میان بوته پیاز ، ساقه گل خارج می شود و تا یک متر بلند شده و در انتهای ساقه ، گل پیاز ظاهر می گردد . گل پیاز ، چتری شکل و به رنگ های : سفید مایل به سبز ، مایل به بنفش و یا ارغوانی می باشد آب و هوا و خاک : این گیاه در هر آب و هوا و خاکی محصول می دهد . لکن زمین های سخت مرطوب برای آن مناسب نیستند و از لحاظ درجه حرارت ، در هوای سرد طعم پیاز ، بسیار تند و زننده می شود . در حالی که طعم پیاز هائی که در نواحی گرم کاشته می شوند ملایم و شیرین می باشند . کود : نیاز پیاز ، به مواد غذائی فراوان است و بایستی زمینی را که برای کاشت این گیاه در نظر می گیرند کاملا تقویت کنند . ولی توجه داشته باشند که در زمان کاشت بذر پیاز و یا پیازهای کوچک از دادن کود حیوانی تازه خودداری شود . چون باعث فساد و بیماری و پوسیدگی و کرم زدگی گیاه می شود . بهترین روش تقویت زمین و یا کود دادن به محصول پیاز ، آن است که پیاز را پس از یک محصولی که برای کشت آن قبلا کودکافی به زمین داده شده است بکارند ، و کمبود مواد غذائی گیاه را با کودهای شیمیائی جبران نمایند روش کاشت : کشت پیاز ، به دو صورت انجام می گیرد : ۱ ) کاشت بذر در زمین . ۲) کاشت پیازهای کوچک در زمین . کشت این گیاه دو نوبت در سال ، در بهار و پائیز صورت می گیرد . به منظور کشت بهاره ، زمین را در پائیز آماده می سازند و کود کافی میدهند و در کشت پائیزه ، در بهار عملیات آماده سازی زمین انجام می پذیرد. لازم است زمینی را که می خواهند بذر و یا پیازهای کوچک را در آن بکارند ، قبلا به مقدار کافی تقویت نموده و در زمان کاشت آن را بیل بزنند و در مساحت بزرگ شخم کنند و سپس بذر پیاز ، را به یکی از دو روش خطی و یا دستپاش بکارند . مسلمآ در روش ردیفکاری ( خطی ) مقدار بذر مصرفی بسیار کمتر و در طریقه دستپاش میزان مصرف بذر زیاد خواهد بود . به این منظور زمین را با کشیدن شن کش و یا هر وسیله دیگری که در اختیار باشد صاف نمایند تا بذرها زیر خاک بروند و سپس آبیاری کنند . قبل از آنکه پیازها کاملا سبز شوند لازم است که زمین را وجین کنند و علف های هرز را خارج سازند تا آنها روی بوته های پیاز را نپوشانند . در صورتی که بخواهند پیازهای کوچک را در زمین به صورت خطی بکارند ، فاصله خطوط و یا ردیف ها ۲۵ تا ۳۰ سانتیمتر و فاصله پیازهای کوچک از یکدیگر بر روی خطوط ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر مناسب است . بذر پیاز سیه رنگ است و روی آن چین هایی وجود دارد .مقدار بذر مورد نیاز برای کشت یک صد متر مربع زمین نسبت به محصولی که مورد نظر است متفاوت می باشد . به این معنی که اگر منظور تهیه پیاز جهت مصرف به صورت خام و یا پخته باشد و لزومآ باید پیازها درشت باشند حدود ۲۵۰ گرم بذر لازم است . ولی اگر برای تهیه پیاز ترشی و یا پیازهای کوچک برای کشت سال بعد باشد چون اندازه پیازها کوچک است ، لذا ۵۰۰ گرم بذرمورد نیاز خواهد بود . به همین دلیل هر اندازه فاصله بوته های پیاز با یکدیگر کمتر باشد پیازها کوچکتروهراندازه که فاصله آنها از یکدیگر بیشتر باشد پیازها درشت تر خواهند بود. بهترین روش کشت پیاز ، نوع خطی ( ردیفکاری ) می باشد که فاصله بین خطوط ۲۵ تا ۳۰ سانتیمتر و فاصله بین بوته ها روی خطوط ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر باشد . لکن اگر منظور کاشت دستپاش باشد بهتر است بذر پیاز را تُنُک بپاشند تا در زمان برداشت هم پیازهای کوچک و هم پیازهای درشت داشته باشند و نیازی به تُنُک کردن و صرف هزینه زیاد و کار اضافی نباشند . هرگاه در محلی که پیاز ، را می کارند ، هوا خشک باشد پیاز ممکن است زودتر به گل بنشیند و گاهی در چنین نقاط در همان سال اول پیازها گل می کنند و بذر می دهند که بذر این پیازها برای کاشت مناسب نخواهند بود. بذرگیری : پیازهایی را که می خواهند از آنها بذر تهیه کنند از بین بهترین و سالم ترین و خوش فرم ترین آنها انتخاب می کنند و در محلی خشک و هواگیر نگهداری می نمایند تا به موقع مجددآ بکارند . در فروردین ماه پیازهای انتخاب شده را به فاصله ۴۰ سانتیمتر از هرطرف در زمینی که قبلآ آماده شده می کارند . در اواخر تیرماه و مردادماه که بذرها در داخل غلاف های نازکی که حامل بذر هستند رسیدند ، غلاف ها را از ساقه جدا نموده و دسته می کنند و در محیط تاریک و هواگیری در محل خشکی نگهداری می نمایند . یا آنکه غلاف ها را از بوته ها جدا ساخته و در کیسه کرده در محل خشکی نگهداری می کنند .مسلمآ روش اول در حفظ قوه نامیه ( رویش ) بذر پیاز اثر بهتری خواهد داشت .
پرورش هویجهویج ، گیاهی است دوساله که ریشه آن عمودی بوده و قسمت وسط ریشه گوشتی وخشبی و به رنگ زرد میشود که هویج مصرفی را تشکیل میدهد. به هر میزان که این قسمت ظریف تر و ضخامت آن کمتر باشد ، هویج مرغوب تر خواهد بود . برگ های این گیاه دندانه دندانه و ساقه گل آن درسال دوم ظاهر میشود . برای مصرف ، محصول هویج ، در سال اول و یا فصل زراعتی اول برداشت می شود و به منظور بذرگیری درسال دوم مورد استفاده قرار میگیرد . گل های این گیاه، سفید رنگ و ریز می باشند که در سال دوم به صورت چتری از داخل غلافی در راس ساقه گل خارج می گردند . هویج به صورت ، خام و پخته مصرف می شود . آب هویج را به عنوان آب میوه مصرف می نمایند . این گیاه دارای ویتامین " A " زیاد است و اغلب پزشکان و مردم مجرب مصرف آن را توصیه می کنند . از هویج در ترشی ها نیز استفاده می شود . آب و هوا و خاک : هویج ، در هر آب و هوا و خاکی می روید . ولی در زمین های نرم و عمیق بهار نتیجه می دهد . برای آن که ریشه هویج که همان قسمت خوراکی و مورد استفاده گیاه است صاف و خوش ترکیب باشد ، بایستی در زمین هائی به گشت آن پرداخت که اجسام سخت مانند : سنگ وگیاهان نپوسیده در زمین نباشد. زمین مورد استفاده برای کشت هویج احتیاج به مقدار کافی مواد غذائی (کود ) دارد . بایستی محل کاشت این گیاه را با کودهای لازم تقویت نمود . در صورتی که بخواهند کود حیوانی به خاک بدهند ، بایستی در پائیز سال قبل اقدام گردد تا کود کاملا پوسیده شود .روش کاشت : این گیاه وسیله بذر تکثیر می شود . بذر هویج کوچک و به رنگ های خاکستری و سبز و معطر می باشد . شکل بذر هویج کمی محدّب و دارای خار است و اغلب این خارها موجب می شوند که چند بذر بع هم بچسبند . به همین علت بایستی در زمان کاشت ، بذرها را کمی به یکدیگر مالید تا ازهم جدا شوند . بذر انواع زودرس را می توان در اسفندماه کاشت . البته در محل های محصور و بطور کلی پس از گذشت سرمای زمستان و بعد از عید نوروز در فروردین ماه می توان هویج را کاشت . طرز کاشت هویج به صورت خطی و یا دستپاش می باشد . در هردو صورت بایستی پس از سبز شدن گیاه ، زمین را از علف های هرز وجین کرد و در صورت لزوم هویج ها را تُنُک کرد . در صورتی که بذر هویج و تربچه را به نسبت مساوی باهم مخلوط نموده بکارند ، همزمان با سبز شدن هویج ها تربچه ها قابل برداشت می شوند و چون تربچه را برداشت می کنند خود به خود فضای لازم برای رشد و نمو هویج باز می شود و از یک زمین در یک زمان دو استفاده شده است . در طریقه خطی ، فاصله بین خطوط ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر مناسب است و بایستی دقت شود که روی بذرها زیاد خاک داده نشود . از زمان کشت بذر ، تا برداشت محصول هویج نسبت به انواع زودرس و دیررس ۳ تا ۶ ماه به طول می انجامد .
لوبیا سبزلوبیا سبز گیاهیست یک ساله . محل اصلی و اولیه آن روشن نیست. ولی عده ای معتقدند که از نواحی گرمسیر آمریکا ، به سایر نقاط انتقال یافته است و کاشت آن از زمان های دور در آنجا متداول بوده است . ساقه این گیاه ناصاف و خشن و بند بند و در نوع پابلند آن پیچنده میباشد. در نوع پاکوتاه ساقه ها ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر رشد می کنند . برگ لوبیا سبز ، مرکب بوده و از چند برگچه خشن که دارای کُرک های سخت می باشند تشکیل می یابد . گل لوبیا سبز ، به رنگ های : سفید ، صورتی و بنفش کم رنگ دیده میشود که تعدادی از ۲ تا ۸ گل بصورت خوشه به هر شاخه چسبیده اند . دانه های این گیاه در داخل غلاف کشیده و شمشیری شکل به حالت آویزان به ساقه قرار دارند . در انواع مختلف لوبیا سبز ، رنگ و اندازه آنها متفاوت می باشد . بعضی از انواع لوبیا سبز، غلاف نرم و گوشتی قابل خوردن دارند و در بعضی دیگر غلاف ها سخت بوده قابل خوردن نیستند . بذر لوبیا سبز ، بشکل قلوه ای ( کلیه انسان یا دام ) می باشد و در مواردی به صورت کُروی و یا بیضوی شکل دیده می شود . مصرف لوبیا سبز ، در غذاها بسیار متداول است و چون دارای مواد غذائی فراوان می باشد یکی از مهمترین سبزیهای مورد مصرف غذائی تلقی می شود . انواع لوبیا سبز : این گیاه انواع بسیار زیادی دارد . ولی در ایران فقط انواع زیر مورد مصرف عموم است : ۱ ) لوبیا سفید . ۲ ) لوبیا قرمز . ۳ ) لوبیا مَرمَری . ۴ ) لوبیا چشم بلبلی. ۵ ) لوبیا چیتی . ۶ ) لوبیا قلمدانی . آب و هوا و خاک : مناسب ترین محل برای کاشت لوبیا سبز ، زمین های بکر و تازه میباشد که قبلا کشت دیگری در آن نشده باشد .لوبیا ، در زمین های مرطوب و چسبنده محصول خوب نمی دهد . این گیاه احتیاج به مواد غذائی و کود حیوانی دارد . بوته های لوبیا به سرما حساسیت دارند و در حرارت کم سبز نمی شوند . به همین علت برلای نوبرکاری ابتداء بذر را در خزانه یا در شاسی و یا در زیر نایلون می کارند .روش کاشت : در نقاط معتدل و گرم از اواسط فروردین ماه بذر را در محل اصلی میتوان کاشت .بهترین روش کاشت لوبیا سبز ، طریقه خطی است . در نقاط سردسیر در خردادماه به کشت این گیاه می پردازند .در زمین اصلی فاصله دو بوته از یکدیگر نبایستی از ۴۰ تا ۵۰ سانتیمتر کمتر باشد و فاصله ردیف ها نیز همچنین ، تا برداشت محصول به خوبی انجام پذیرد . در زمان کاشت در زمین اصلی در هر حفره ای که در زمین ایجاد میکنند و عمق آن ۲ تا ۳ سانتیمتر خواهد بود ۲ عدد بذر می کارند تا اگر به هر علتی یکی از بذرها سبز نشد ، احتمال سبز شدن بذر دیگر وجود داشته باشد . در صورتی که بذر لوبیا را قبل از کاشت به مدت ۱۲ تا ۲۴ ساعت در آب بحیسانند گیاه زودتر سبز می شود . پس از کاشت زمین را آبیاری می کنند و پس از ۲ ماه بتدریج می توان محصول لوبیا را برداشت نموده به عنوان لوبیا سبز مصرف کرد . ولی برای بدست آوردن و برداشت محصول لوبیا که از دانه های خشک آن استفاده می شود ، بایستی منتظر ماند تا غلاف های حامل دانه ها زرد و خشک شوند . آنگاه آنها را از بوته ها جدا ساخته و دانه ها را از غلاف ها خارج ساخت . برای کاشت سال بعد می توان از محصول سال قبل استفاده نمود و نیاز به روشی خاص برای بذرگیری نیست .پرورش گوجه فرنگی
گوجه فرنگی ، که محل اصلی و اولیه آن کشورهای مکزیک و پرُو بوده و از این نقاط به سایر نقاط جهان منتقل گردیده است ، گیاهیست یک ساله با ساقه های خشبی و کرک دار و شاخه شاخه . گوجه فرنگی گوجه فرنگی ، که محل اصلی و اولیه آن کشورهای مکزیک و پرُو بوده و از این نقاط به سایر نقاط جهان منتقل گردیده است ، گیاهیست یک ساله با ساقه های خشبی و کرک دار و شاخه شاخه . این گیاه که از میوه آن استفاده می شود ، یکی از سبزیهای میوه ای بسیار مفید می باشد . برگ های گوجه فرنگی ، مرکب بوده و از برگچه های بریده و چروک دار تشکیل شده اند . اگر برگ این گیاه را میان انگشتان فشار دهند ، بوی مخصوص و مطبوعی از آن متصاعد می گردد . گل های گوجه فرنگی ، زرد رنگ و در انتهای شاخه قرار می گیرند . از هر گل یک میوه گوجه فرنگی ، بوجود می آید که گوشتی بوده کروی شکل و یا بیضوی شکل می باشد که علاوه بر مقادیر فراوانی ویتامین از نظر مواد دیگر مانند : فسفر ، آهن ، سیلیس و سایر مواد مفید غنی می باشد . مصرف گوجه فرنگی : میوه این گیاه به صورت خام ، پخته ، کنسرو ، جوشیده ( رُب گوجه فرنگی ) و حتی به عنوان یک نوشیدنی مفید از آب آن استفاده می شود که در همه موارد ذکر شده مطبوع و مطلوب می باشد . گوجه فرنگی ، به صورت پخته در غذاها ، به صورت سرخ کرده همراه کباب ، به صورت خام در سالاد ، یا بطور مستقل و به صورت جوشیده در تهیه سُس و رُب گوجه فرنگی و به صورت نوشابه با گرفتن آب آن و اضافه نمودن مقداری نمک خوراکی به مصرف می رسد . آب و هوا و خاک : گیاه گوجه فرنگی ، در هر آب و هوائی کشت می شود . روش کاشت : گوجه فرنگی ، در زمین های سبک و قوی و آفتاب گیر محصول خوب می دهد . به همین منظور در پائیز زمین را کود می دهند تا در زمان کشت کاملا آماده باشد . بذر گوجه فرنگی ، را از اوایل اسفند ماه تا اوایل فروردین ماه در خزانه و یا در شاسی و گلخانه می کارند . پس از آن که بوته ها ۶ تا ۱۰ سانتیمتر رشد کردند و خطر سرما مرتفع گردید ، بوته های جوان را به زمین اصلی منتقل نموده و بنا به انواع آن روی خطوطی به فاصله ۵۰ تا ۱۰۰ سانتیمتر از یکدیگر نشاء می کنند .فاصله بوته ها از یکدیگر بر روی خطوط ۲۰ تا ۴۰ سانتیمتر مناسب است . بهترین نحوه کاشت گوجه فرنگی ، روش جوی و پشته می باشد که آبیاری آن به صورت نشتی انجام می گیرد . در منازل که محیط کشت محدود است بهتر است فاصله بوته ها را کمتر منظور نموده و وسیله قیم بوته های گیاه را بطور عمودی در زمین نگهداری کرد تا بروی زمین پهن نشوند .در صورتیکه بخواهند در خانه مستقیما بذر گوجه فرنگی را در زمین اصلی بکارند . اوایل اردیبهشت ماه بذر را در زمینی که از قبل آماده ساخته اند با فاصله مناسب می کارند . برای این منظور در فواصل معین با میخ چوبی و یا هر وسیله دیگری حفره هایی به عمق ۱ تا ۲ سانتیمتر ایجاد می کنند ، در هر حفره ۲ تا ۳ دانه بذر میاندازند و روی آنرا با خاک پوشانیده آبیاری می کنند . پس از آن که بذرها سبز شدند و بوته ها ۴ برگه گردیدند ، یک و یا دو بوته اضافی را از انتهای یقه گیاه قطع می کنند تا تنها بوته ای که باقی می ماند ، قوی شده رشد کافی بنماید . بذر گیری : بوته های گوجه فرنگی ، به علت تلاقی انواع جدیدی را بوجود میآورند. لذا برای بذر گیری لازم است که بوته های بهتر هر نوع را انتخاب کرده و دور از یکدیگر بکارند و تعدادی از میوه های این بوته ها را از ساقه قطع نمایند و تعداد محدودی از میوه ها را باقی بگذارند تا میوه های باقیمانده کاملا درشت و خوش فرم بشوند . پس از آن که میوه های موجود کاملا رسیدند و رشد کافی نمودند ، تخم آنها را جدا ساخته و روی پارچه ای پهن نمایند تا خشک شود . سپس بذرها را جمع کرده در محل مناسبی نگهداری کنند تا بموقع برای کشت بعدی مورد استفاده قرار گیرد .
خیار
انتخاب زمان کشت : قبل از هر اقدامی در مورد کشت خیار ابتدا بهتر است اطلاعاتی از قبیل آمار هواشناسی منطقه نظرات و تجربیات مهندسین کشاورزی و کشاورزان با تجربه و مهمترین مورد قیمت این محصول در بازار کسب کرده و آنگاه زمان کشت را انتخاب نمایید زیرا زمان کشت در بهره برداری محصول تاثیر مستقیم داشته و باعث بالا رفتن روحیه کار و تلاش می گردد.مثلا در مناطق جنوبی کشور زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و در خرداد ماه سال بعد برداشت محصول پایان می یابد. و در مناطق شمالی و مرکزی کشور که در آذر ماه و دی ماه دارای هوای ابری و سرد می باشند زمان کشت را به نحوی انتخاب می کنند که این زمان یا آخر فصل برداشت و یا آغاز کشت باشد . به طور کلی زمان هایی که شرایط جوی نامساعد است باید از دوره کشت حذف گردد و اگر چنین کاری صورت نگیرد و زمانهای نامساعد در میان زمان برداشت قرار گیرد کشت با مشکلات عدیده ای روبرو می شود. انتخاب بذر:بعد از انتخاب زمان کشت باید بذر مناسب و خوبی انتخاب کنیم که بر اساس تقسیم بندی اقلیم های مناسب صورت می گیرد.مثلا برای مناطق جنوبی که زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و تا آخر خرداد سال بعد می توان برداشت محصول داشت و یا مناطق شمالی و مرکزی که کار کشت از اوائل دی ماه شروع می شود بذرهای تک گل پیشنهاد می شود که دارای برگ های کوچک و مقاوم به سرما بوده و جهت دوره های طولانی مناسب می باشد ولی در اقلیم های که دو فصل کشت دارند بهتر است از واریته های پرگل که محصول زیادی در زمان کوتاه دارنداستفاده گردد. شایان ذکر است که بسیاری از کشاورزان بدون توجه به نوع واریته و زمان کشت آن و تنها به علت پر گل بودن آن اقدام به کشت در فصولی می نمایند که مناسب حال آن بذر نیست در نتیجه با مشکلاتی مواجه می شوند که برای آنها اندکی ناشناخته و غریب می نماید.کشاورزانی که آشنایی با خواص واریته های مختلف ندارند اشتباه عمده ای را مرتکب می شوند و آن این است که واریته های پر گلی را که برای فصول بهاره کشت نموده اند و محصول خوب و زیادی برداشت کرده اند مجددا برای کشت پائیزه انتخاب می کنند.با شروع فصل سرما و کوتاه شدن طول روز تعداد زیادی میوه های کوچک در هر بوته مشاهده می کنند که به علت ریز ماندن میوه ها بر روی ساقه محصولی برداشت نمی کنند و با تصوراتی که دارند کود و سم را به گیاه تحمیل می کنند در حالی که بذر های تک گل بوده و از آن میوه کمتری مشاهده می کنند اما محصول بیشتری برداشت می شود. نحوه کشت :پس از انتخاب بذر باید فکر نحوه کشت باشیم به طور کلی در مقابل ما دو راه برای کشت بذر قرار دارد. یکی کشت مستقیم و کشت به صورت خزانه که از این دو راه به خاطر صرفه جویی در استفاده از امکانات گلخانه ای و مراقبت بیشتر و بهتر تا جوانه زدن٬ بهتر است از کشت در خزانه بهره گیری کرد. برای کشت مستقیم زمین باید رطوبت کافی داشته و به اصطلاح گاورو باشد و بهتر است زیر و روی بذر به مقدار مورد نیاز بیته موس ریخته شود. بهترین خاک برای کشت در گلدانهای نشاء ماده ای طبیعی به نام بیته موس می باشد که در بازار انواع خارجی و ایرانی آن یافت می شود.اگر محل قرار گرفتن سینی نشاء دارای ۳۰ درجه سانتی گراد حرارت بوده و نور و رطوبت کافی وجود داشته باشد پس از ۵ تا ۷ روز بذر جوانه می زند و چنانچه شرایط مناسب نبوده و عوامل نور و گرما و رطوبت به صورت دلخواه نباشد اولا در زمان جوانه زنی تاخیر ایجاد می شود و ثانیا در جریان رشد گیاه نیز اختلالاتی پدیدار خواهد شد. توصیه می شود این نوع بذرها را به علت گرانی آنها ۲۴ ساعت قبل از کاشت در زمین و یا گلدان در یک پارچه نخی و یا پنبه ای در دمای ۳۰ درجه سانتی گراد نگهداری کرد. باید دقت کرد قبل از این کار بذرها ابتدا در آب ولرم خیسانده شوند از طرفی باید مراقبت های لازم را به عمل آورد تا گیاه جوان بدون آفت و بیماری به زمین منتقل شود. انتقال نشاء به زمین اصلی :وقتی بذرها سبز شدند و رشد کافی نمودند باید آنها را به زمین گلخانه منتقل کنیم.بدین منظور حفره هایی که با فاصله معین و بر اساس تراکم بوته در متر مربع محاسبه شده است بر روی بسترها تعبیه می کنیم که دقیقا به اندازه حجم خاک گلدانهای سینی نشاءمی باشد. آنگاه با احتیاط کامل نشاء را همراه با خاک گلدان از گلدانها جدا کرده و در حفره ها قرار می دهیم.در اینجا باید مراقب باشیم تا به ریشه ها آسیبی وارد نیاید. بعد از انتقال نشاء به زمین آبیاری را شروع می کنیم . به یاد داشته باشیم مدت قرار گرفتن نشاء در گلدان نباید از حد معمول تجاوز کند زیرا در این صورت است که ریشه به علت حجم کم خاک دچار مشکل شده و از رشد طبیعی باز می ماند و در نتیجه گیاه از ابتدا ضعیف خواهد بود و پس از آن هم رشد درستی نخواهد داشت. تراکم بوته ها :به منظور دستیابی به بیشترین برداشت محصول از متر مربع تراکم بوته ها حائز اهمیت است.بعضی از کشاورزان و گلخانه داران بر این باورند که اگر تعداد بوته در واحد سطح بیشتر باشد محصول بیشتری می توانند برداشت کنند.بر اساس تجارب بدست آمده در گلخانه های خاکی برای واریته های موجود تراکمی برابر با ۷/۱ تا ۳ بوته٬ بنابر تجربه شخصی فصل کاشت و نوع واریته از نظر کوچکی و بزرگی برگ در نظر می گیرند که در این مورد می توان از کشاورزان با تجربه و کارشناسان مربوطه کمک گرفت. ناگفته نماند که این کار دلایل فنی و مهمی دارد که از جمله می توان میزان نوردهی و جذب مواد مغذی خاک در فصول سرد را نام برد.پس به خاطر اینکه بوته ها از نور کافی برخوردار بوده و رشد مناسبی داشته باشند باید به گونه ای کاشت شوند که به روی یک دیگر کمتر سایه بیاندازند و به عبارتی دیگر موجب جلوگیری از تابش نور کافی به گیاه نشوند از طرفی در فصول سرد میزان غذا رسانی خاک به ریشه کمتر می شود و اگر تراکم هم در چنین وضعیتی زیاد باشد طبیعی است که به ریشه مواد کافی نخواهد رسید آبیاری اولیه : برای آبیاری گلخانه بهتر است از سیستم تحت فشار به صورت قطره ای استفاده کنیم.در این روش که بهترین نوع آن استفاده از نوارهای آبیاری است که از حدر رفتن آب جلوگیری می کند. بر اساس برنامه ای منظم به آبیاری گیاه خواهیم پرداخت زیرا آبیاری به صورت سنتی ضمن بالا بردن مصرف آب و همچنین رطوبت گلخانه مواد غذایی در خاک را شسته و دسترسی ریشه را به این مواد کم کرده.شایان ذکر است که آبیاری گیاه بر اساس سن گیاه بافت خاک و زمان مصرف متفاوت است. برای مثال می توان گفت که خاک در زمستان به آب کمتری نیازمند است تا در فصل تابستان ولی در هر صورت باید به طور یکنواخت و دوره های منظم آبیاری کرد و مسلما در خاک های سبک مقدار آبیاری کمتر و فاصله زمانی بین آن نیز کمتر خواهد بود. توصیه می شود در هنگام آبیاری زمین را برای مدت طولانی به حالت اشباع قرار ندهیم و حتما رطوبت ۲۵ درصدی را در فاصله دو آبیاری رعایت نمایید به عبارت دیگر برای تناوب آبیاری٬ زمانی اقدام به آبیاری نمایید که رطوبت خاک به ۲۵٪ رسیده باشد ضمنا این را هم بدانید که گیاه خیار در زمانی که به گلدهی می رسد نیاز بیشتری به آب دارد. برخی از کشاورزان معتقدند بعد از اینکه گیاه جوان ۴ برگ حقیقی خود را کامل کرد باید یک دوره تشنگی به گیاه داد.چون اعتقاد دارند ریشه گیاه در حالت تشنگی به طور طبیعی به دنبال یافتن آب به عمق خاک نفوذ می کند و این حرکت ریشه باعث افزایش حجم ریشه می شود. به هر حال گیاه پس از دوره تشنگی و آبیاری پس از آن رشد سریعی خواهد داشت. در زمان رشد بوته باید نخهای گلخانه را آماده کرده و بر فراز بوته ها به سیم های مهار در فضای سقف گلخانه متصل نمود تا در هنگام رشد سریع بوته ها به طور منظم به دور نخ ها بسته شود برای بستن بوته ها به دور نخ ها روش های مختلفی وجود دارد می توان پائین نخ ها را به سیم مهار در پائین گیاه بست و یا اینکه نخ اضافه را به دور قرقره های سیمی پیچانده و بر روی سیم مهار قرار داد و یا اینکه به وسیله کلیپس های مخصوص که به اندازه قطر ساقه گیاه است و به انتهای نخ ها بسته می شود ارتباط ساقه و نخ را بدون گره زدن به گیاه برقرار نمود شایان ذکر است که نباید در مرحله نخ کشی بی توجهی نمود زیرا غفلت در این کار باعث شکستن ساقه گیاه می شود و سبب آسیب جدی به گیاه خواهد شد. آبیاری :آبیاری گلخانه برای خاک های سبک می تواند به روش نشتی باشد یعنی با ایجاد جوی و پشته آبیاری صورت می گیرد. در صورت استفاده از سیستم های قطره ای که با لوله های مخصوص صورت می گیرد نیازمند یک محاسبه دقیق هستیم زیرا معمولا وسط خط لوله از فشار آب کمتری برخوردار است و به این علت آبیاری به صورت یکنواخت انجام نمی شود.آبیاری قطره ای باید به صورتی باشد که پیازرطوبتی بین دو قطره چکان به یکدیگر متصل شود . همانطور که می دانید روزانه مقدار معینی اب زمین تبخیر می شود که باید در موقع مناسب تامین گردد.در صورتی که نسبت به آب یک منطقه مشکوک باشیم با آزمایش آب تصمیم نهایی را اتخاذ می کنیم مقادیر مجاز Ec در آب براساس میلی موس تامین می شود Ec کمتر از ۱ بسیار خوب Ec بین ۱ تا۲ مناسب و Ec ۲ تا ۳ کمی زیاد Ec ۳ تا ۴ زیاد و Ec بالاتر از ۴ بسیار زیاد غیر قابل قبول می باشد. هرس اولیه :در بته خیار تا زمانی که ارتفاع گیاه به ۳۰ سانتی متر نرسیده هیچگونه هرسی را انجام نمی دهیم . اما پس از اینکه بوته به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسید شاخه های فرعی و میوه و گلهای آن را به تدریج حذف می کنیم. با این کار به گیاه اجازه می دهیم که تمام انرژی تولیدی توسط گیاه صرف رشد ساقه و برگهای اولیه شود و بدین وسیله گیاه قوی و شاداب باشد از ارتفاع ۳۰ سانتی متر به بعد شاخه های فرعی را حذف کنیم ولی با توجه به فصل کاشت و نظر برخی کارشناسان و کشاورزان با سابقه برخی به شاخه های فرعی اجازه می دهند رشد نمایند و بر اساس واریته و فصل کاشت طول شاخه های فرعی را تنظیم می کنند. قابل ذکر است که در فصل بهار جوانه انتهایی شاخه های فرعی را بعد از ظهور برگ پنجم حذف می کنند به یاد داشته باشید که هرس اولیه گیاه تاثیر مستقیم و بسیار خوبی در رشد و بار دهی بوته خواهد داشت البته مشروط بر اینکه به طور صحیح و اصولی انجام گیرد. برداشت محصول :از مواردی که باید در انجام آن دقت بسیاری کرد تا آسیبی به گیاه وارد نشود نحوه چیدن خیار از بوته است که به دلایلی با اهمیت است شیوه اصولی و صحیح چیدن خیار از بوته این است که آن را به سمت بالا کشیده تا بدین وسیله از ساقه جدا شود این عمل باعث می شود که بقایا یا دنباله میوه بر روی ساقه باقی نماند زیرا باقی ماندن این قسمت بر روی ساقه باعث پوسیدگی ساقه می شود و از طرفی دنباله میوه علاوه بر اینکه وزن میوه را سنگین تر می کند باعث جلوگیری از نرم شدن سریع میوه هم می شود امروزه در اکثر گلخانه ها دیده می شود که خیار را به وسیله قیچی از شاخه جدا می کنند این کار زمانی می تواند مشکل آفرین باشد که قیچی آلوده به بیماریهای قارچی و ویروسی خاصی باشد. در این حالت امکان انتقال بیماری از یک بوته به بوته دیگر زیاد است. بد نیست بدانید به تازگی دستگاهی اختراع شده است که به وسیله اشعه می تواند میوه را از ساقه جدا کند.ولی تا زمانی که دسترسی به این وسائل امکان پذیر باشد بهتر است حتاالمقدور میوه با دستکش چیده شود ضمنا از ابزارهایی استفاده کنید که اطمینان داشته باشید آلوده نیستند. پائین کشی بوته ها :زمانی که بوته ها به سقف مفید گلخانه می رسند باید پائین کشیده شوند.نکته ای که در این دوره حائز اهمیت است هرس برگهای فرسوده تر و پیر تر در طول دوره برداشت است.به طوری که هنگام پائین کشیدن بوته برگهای پائینی ضمن اینکه عمر خود را سپری کرده اند تعداد کمی نیز برای هرس کردن باقی مانده باشد. باید همواره به یاد داشته باشید که هرس برگهای فرسوده در هر نوبت نباید بیش از ۳ برگ در بوته باشد و حداقل ۱۸ تا ۲۵ برگ روی بوته باقی بماند. هرس برگ های فرسوده باید در طول دوره و به تناوب انجام گیرد که در هنگام پائین کشی مشکلی پیش نیاید و ضمنا متوجه باشیم برگهایی که هرس می کنیم نباید از تعداد برگهای تولید شده بیش تر باشد. به هر حال بعد از هرس برگ های مسن تر و رسیدن بوته به سقف٬ ۳ روش برای هرس بوته خیار مرسوم است. اول اینکه با حذف برگهای پائینی و شل کردن نخ ها از قرقره که به سیم مهار متصل است ساقه را به صورت گرد در روی زمین قرار داده البته گاهی ساقه ها به جای اینکه روی زمین قرار گیرند بر روی شاسی های مخصوصی که با فاصله ۵۰ سانتی متر تعبیه شده اند قرار می گیرند. زمانی که بوته به انتها می رسد به دو شاخه فرعی اجازه می دهیم که رشد خود را ادامه دهند و دوباره به سمت پائین حرکت کنند.این دو شاخه فرعی را مانند شاخه های اصلی در نظر می گیریم و پس از رشد این شاخه ها جوانه ای انتهایی شاخه اصلی را حذف می کنیم و سوم اگر در پایان فصل کشت با فرا رسیدن هوای گرم مصادف باشد می توان به جای پائین کشیدن بوته ها آن را بر روی سیم ها انداخته تا مانند سایبانی در گلخانه عمل کند در این حالت باید کاملا مراقب بود که بوته ها در موقع خم شدن شکسته نشوند و بعد ها دچار ضایعات و بیماری نگردند.