June 24، 2009

مدیریت کشاورزی

هميت و ضرورت وجود يك بخش كشاورزي فعال

رشد بخش كشاورزي به عنوان بستري براي كسب اهداف توسعه در كشورهاي در حال توسعه امري ضروري قلمداد مي شود . در ميان اهداف مورد نظر ، بهبود و تقويت رشد اقتصادي و كاهش فقر، بهبود امنيت غذايي و حفظ منابع طبيعي بسيار مهم هستند.

كاهش فقر از طريق رشد اقتصادي

در كشورهاي كم درآمد ، بخش كشاورزي به دليل گستردگي و پيوند هاي قوي با ساير بخش هاي اقتصادي ، به عنوان موتور و محرك اوليه رشد اقتصادي عمل مي نمايد. كشاورزي در اين كشورها بيشترين سهم نيروي كار را به خود اختصاص داده و با 68 درصد اشتغال و 24 درصد توليد ناخالص داخلي جايگاه ويژهاي دارد. اغلب جمعيت فقير به طور مستقيم به اين بخش به اين بخش وابسته بوده و از طريق كشاورزي گذران زندگي ميكنند . افزايش ميزان بهره وري در بخش كشاورزي باعث ارزان تر شدن مواد غذايي شده و كمك قابل توجهي به اقتصاد خانوارهاي فقير مي كند . همچنين كشاورزي نوين با اشتغال بيشتر در واحدهاي فرآوري همراه شده و عرضه ي خدمات و نهاده هاي بيشتري را در بازار به دنبال دارد . اين روند به شكل غير مستقيم به ايجاد اشتغال در مزارع منجر خواهد شد.

به اين ترتيب بخش كشاورزي به طور مستقيم از طريق توليد بيشتر و صادرات و به صورت غير مستقيم از طريق افزايش تقاضا براي خدمات و كالاهاي صنعتي در جوامع روستايي ، به رشد اقتصادي كمك نموده و در نتيجه موجب خلق فرصت هاي شغلي جديد مي گردد.

رشد در بخش اقتصادي نتايج مثبتي بر " فقرزدايي" به خصوص در مناطق روستايي دارد و ذكر اين نكته نيز ضروري است كه روند كاهش فقر شهري را مي توان از طريق رشد بخش روستائي ، به ويژه در بخش كشاورزي تسريع كرد. به طور كلي رشد كشاورزي به صورت غير مستقيم به بهبود وضعيت خانوارهاي شهري و روستائي كمك كرده و با افزايش دستمزدها، كاهش قيمت مواد غذايي و تقاضاي بيشتر براي كالاها و خدمات واسطه اي همراه مي شود. اين پديده به ترغيب و توسعه ي فعاليت هاي زراعي ، افزايش سرمايه هاي توليدي به قشرهاي زحمت كش و بهبود كارايي بازار عوامل خواهد انجاميد . يك مطالعه در سال 1997 پيرامون 35 كشور نشان داد كه يك درصد افزايش توليد ناخالص داخلي سرانه ي كشاورزي ، 1.61 درصد افزايش در درآمدهاي سرانه ي 20 درصد فقيرترين قشرهاي جمعيت را به همراه خواهد داشت.

اهميت كشاورزي در كشاورزي در كشورهاي در حال توسعه از بعد تاريخي ، در فرآيند توسعه ، سهم كشاورزي در توليد و نيروي كار كاهش مي سابد. اين فرآيند باعث شده تا برخي كارشناسان توسعه ، بخش كشاورزي را به عنوان يك عامل فرعي در راستاي توسعه به شمار آورند. از اين رو كاهش فرآورده ها و نيروي كار اين بخش را مي توان ناشي از سياست هاي تبعيض آميز (يك سو نگر) داخلي و سازو كارهاي تجارت بين الملل دانست. بخش كشاورزي ، به عنوان محرك رشد اقتصادي ، به ويژه در كشورهاي در حال توسعه ي فقير مطرح بوده است و "كشاورزي" نقش مهمي در توليناخالص داخلي و اقتصاد روستايي ايفا كرده و بخش قابل ملاحظه اي از جامعه ي فقيران را تحت تاثير قرار مي دهد.

يك بخش سازمان يافته و يكپارچه ي كشاورزي مي تواند به بهبود امنيت غذايي ، كاهش قيمت محصولات غذايي ( به خصوص به نفع جمعيت فقير مي باشد كه سهم نامتناسبي از درآمد خود را صرف غذا مي كنند.) ، افزايش ميزان اشتغال و درآمد ، ايجاد پيوندهاي اقتصادي مهم در زنجيره ي توليد ، و ايجاد تاثيرات مثبت در محيط زيست كمك شاياني كند.

در طول دهه ي 1990، حمايت بين المللي توسعه بخش كشاورزي كاهش يافت زيرا بر اساس شواهد موجود بودجه هاي تخصيص يافته به پروژه هاي كشاورزي و تحقيقات از سوي دولت ها و سازمان هاي بين المللي مرتبط يافته است . با وجود چالش هاي موجود و روند سياست هاي تجارت كشاورزي در كشورهاي صنعتي ، شدت فقر روستايي و نقش مهم كشاورزي در رشد اقتصادي كشورهاي در حال توسعه به ظهور نيازهاي فوري و اضطراري براي تاكيد مجدد به اين بخش و نيز استفادهاز مزيت هاي نسبي در محصولات كشاورزي اين كشورها منجر شده است.

با توجه به فقر گسترده در روستاها و فعاليت هاي زيست محيطي زيان بار ، بايد يك چارچوب توسعه براي كشاورزي و با توجه باصول برابري و پايداري تدوين شود. اين چارچوب حداقل شامل موارد زير است:

· سياست هاي اقتصادي در كشورهاي در حال توسعه كه در برابر توليدات و صادرات عمده تبعيض آميز و يك سو نگر نيستند.

· سياست هاي تجاري در اقتصادي ثروتمند كه در قبال كشورهاي در حال توسعه تبعيض آميز نيستند.

· سرمايه گذاري خصوصي و دولتي در زير ساخت ها ، توسعه فني و اعتبار كه براي مدرن سازي توليد و بهبود رقابت ضروري هستند.

بهبود در امنيت غذايي

در مقياس جهاني ، نياز به مواغذايي و تغذيه، روندي رو به افزايش و وسيع داشته و اكنون تحت تاثير جمعيت و درآمدهاي رو به رشد و نيز تقاضاي حجيم براي خوراك دام قرار دارد. گزارش هاي انتشار يافته از سوي مؤسسه بين المللي پژوهش در سياست غذايي دلالت بر لزوم بازبيني مجدد در سرمايه گذاري هاي دولتي و خصوصي و تدوين برنامه هاي كلان در بلند مدت دارد، تا بتوان قيمت هاي غذايي را تا سال 2020 كاهش داد و اهداف هزاره ي سوم را براي كاهش فقر و سوء تغذيه محقق كرد. در سطح ملي ، رشد اقتصادي از طريق افزايش درآمد جمعيت فقير سهم قابل ملاحظه اي در ميزان دسترسي آنان به مواد غذايي خواهد داشت.

حفاظت از منابع طبيعي

بخش كشاورزي، بزرگترين مصرف كننده ي منابع طبيعي و در عين حال بيشترين نقش را در حفظ آن بر عهده دارد. تخريب منابع آب و خاك در بسياري از مناطق ، از جمله نگراني هاي توليد كنندگان بوده و آگاهي هاي عمومي نسبت به محيط زيست ، باعث ظهور و بكارگيري راهكارهاي حفاظتي شده است . در برخي كشورها استفاده ي زياد از مواد شيميايي و آفت كش ها كه با تاسف بايد اظهار داشت با پرداخت يارانه هاي مختلف همراه است ، مشكلات زيست محيطي بسياري را به وجود آورده است . خذف يارانه ها و افزايش درآمد كشاورزان از طريق بهبود بهرهوري از جمله راهبردهاي مؤثر در كاهش روند تخريب منابع هستند.

آزاد سازي تجاري ضامن موفقيت

تعامل و يكپارچگي با اقتصاد جهاني مي تواند روند رشد و فقر زدرا تقويت كند. در اغلب كشورها ، آزادسازي تجاري گسترده و سهولت در مناسبات تجاري باعث تقويت روند رشد درآمدها و محصول خواهد شد. انديشه ي تجارت باز و سياست سرمايه گذاري همواره تعامل با محيط تجارت جهاني و نيز واردات فناوري هاي متنوع و نوين را در جهت بهرهوري هرچه بيشتر ، تسهيل ميكند. به ويژه آزاد سازي تجارت با رشد هرچه بيشتر بخش كشاورزي همراه بوده است.در مقايسه ي فرآيندهاي مختلف اصلاح سياست هاي تجاري ، استنباط مي شود كه اگر تلاش هاي آزاد سازي ادامه يابند ، در آن صورت بخش كشاورزي در يك دوره ي چهار ساله بعد اصلاحات از يك نرخ رشد متوسط 5.7 درصدي برخوردار خواهد شد و اين نرخ در مقايسه با نرخ 2.8 درصدي پيش از آن قابل توجه به نظر مي رسد.

رفع موانعي مانند تعرفه هاي سنگين واردات محصولات كشاورزي و مواد غذايي از ابعاد مهمي در چرخه يفقرزددايي برخوردار است.اين پديده سبب مي شود تا قيمت مواد غذايي پايين آمده و درنهايت ، مصرف كننده بهره مند شود. از آن جا كه جمعيت فقير ، بخش قابل ملاحظه اي از درآمد خود را صرف غذا مي كند، به دنبال كاهش موانع تجاري، اين گروه از منفعت بيشتري بهره مند خواهند شد.

با هدف حمايت از روند رشد كشاورزي و فقرزدايي، لازم است تا نظام اقتصادي در حال توسعه از طريق حذف يا كاهش موانع تجاري با اقتصاد جهاني تلفيق و همراه شده و به موضوع تجارت چند جانبه در ميان خود و يا با كشورهاي توسعه يافته بپردازند. كشورهاي در حال توسعه براي ايفاي نقش رقابت آميز ، بايد مزيت ها و بهره وري محصولات كشاورزي خود را از طريق اعمال تغييرات لازم در الگوهاي مناسب كشت ، بهبود فناوري هاي توليد ، ارتقاي كانال هاي بازاريابي و ديگر راهكارهاي تكميلي افزايش دهند تا از منافع واقعي ناشي از آزاد سازي تجاري بهره مند شوند. اين به معني آن است كه اين كشورها بايد در مذاكره هاي تجاري خود ملاحظه هاي لازم و ويژه اي را در نظر گيرند. همچنين، بايد نسبت به اعمال ساز و كارهاي تضميني براي مواجهه با اثرات شديد ناشي از انطباق اين مذاكره ها با اقشار آسيب پذير ، از جمله كارگران روستايي اهميت دهند. به طور اساسي اهداف بلند مدت مورد نظر در كاهش موانع تجارت بايد براي كشورهاي د رحال توسعه و توسته يكسان باشد.

منتظر نظرات و انتقادات شما هستيم

انواع مدیریت-سیر تحولی مدیریت-اصول مدیریت-چهار اصل تیلور:

انواع مدیریت:

1.مدیریت صنعتی(تغییر شکل کالا)

2. مدیریت(خرید و فروش و معاوضه)

3. مدیریت(بالا بردن لیاقت ها و شایستگی ها)

4. مدیریت(اداره کردن سازمان های دولتی)

سیر تحولی مدیریت:

1. مدیریت سنتی(استاد شاگردی)

2. مدیریت کلاسیک 1. بوروکراسی

2.علوم اداری

3.مدیریت علمی

فعالیت از نظر هانری فایول:

.1.فعالیت فنی(تغییر شکل کالا ها)

2. فعالیت بازرگانی(خرید و فروش و معاوضه)

3. فعالیت مالی(تهیه منابع مالی)

4. فعالیت ایمنی(افراد و اموال)

5. فعالیت حسابداری(تنظیم صورت های مالی)

6. فعالیت اداری(برنامه ریزی و سازماندهی)

اصول مدیریت:

1.اصل وحدت مدیریت

2. اصل وحدت فرماندهی

3. اصل سلسله مراتب

4. اصل تقسیم کار

5. اصل تناسب اختیار

6. اصل تعادل

7. اصل انعطاف پذیری

8. اصل کارائی

9. اصل ضابطه نظارت

وظایف مدیران:

1.برنامه ریزی

2.سازمان دهی(مشخص کردن آدمها)

3.کار گزینی(هر کس را در جای خود قرار دهیم)

4.کنترل

5.هماهنگی

6.گزارش دهی و گزارش گیری

7.بودجه بندی

8.فرماندهی(صدور دستور)

چهار اصل تیلور:

1.برای هر کاری مناسبترین و بهترین راه وجود دارد.

2.کسانیکه کار انجام می دهند باید آموزش ببینند یا تخصص داشته باشند.

3.تقسیم بین مسولیت و اختیار بطور مساوی

4.طوری با کارکنان رفتار شود که بتواند مسائل و مشکلات را با مدیر مطرح کند

October 12، 2008

جنگلات در افغانستان



قوریه جنگلی:
انتخاب موقعیت قوریه: برای تربیه نهالهای جنگلی منطقه ای که از هر نقطه نظر با خواص محیطی و اوصاف بیولوجیکی آنها مطابقت داشته باشد، ضروری می باشد. پس برای انتخاب موقعیت قوریه باید نوع زمین، نشیب، و میدان ساحه ساحه ، ارتفاع از سطح بحر ، منزل مآمور فنی ، نزدیکی ساحه قوریه به زمین های زراعتی ، درختان اطراف ساحه ، موجودیت آب خطرات برودت، موجودیت و امکانات احداث سرکها و غیره مد نظر گرفته شوند. در اراضی هموار در یافت یک ساحه مناسب برای احداث قوریه جنگلی خیلی آسان بوده، و لی در اراضی مرتفع و نشیب دار به سهولت امکان پذیر نمی باشد.
1. نوع زمین
تربیه و تولید نهال های رشید و نیرومند صرف در بین زمین های قوی و غنی از مواد غذایی امکان پذیر می گردد. زمین های قوی و غنی از مواد غذایی آن نوع زمین های را می گویند که برای رشد و نموی نهال ها دارای مواد ضروری مانند اب ، هوا ، عکس العمل مناسب خاک(PH ) و میکرو ار گانیزم ها می باشد زمین های سخت و رسی و هم چنان اراضی ریگی برای احداث یک قوریه جنگلی غیرمناسب می باشد. د رحالیکه اگر زمین های مناسب تری که در اختیار نباشد ، بین انواع زمین های متذکره باید نوع ریگی را انتخاب نمود ، زیرا این نوع زمین ها به سهولت بهبود یافته ، زود تر به یک حالت مساعد تری دراورده می شود.
در صورت موجودیت زمین های خوب ، بهتر است زمین های نمه ریگی انتخاب گردد عکس العمل خاک یعنی PH خاک نیز در این مورد اهمیت فراوان دارد ، تثبیت گردیده است که برای سوزنی برگان د رحدود 5.5 تا 5 برای پهن برگان 6.5 تا 5.5 و انواع چنار ها در حدود 7تا 6.5 بهترین PH خاک را تمثیل می نماید. با آنهم بهتر است د رمود رانواع مختلفه نهال ها PH های زیل رعایت گردد.
برای انواع نهال های کاج سفید(Pinus silvestris) ، نشتر (Pinus wallichiana ) ، لارچ اروپای (larix decidua) ، و بلوط ترخ(Quercus robra) ، PH 4-5 .
برای نهال های سرب (Picea smithiana) بجور (Abies alba) و ریمه Betula alba)) ، PH 4.5 – 5.5.
برای نهال راش (Fagus silvatica) ، PH 5 – 6.
و برای سیاچوب (Acer negonda) ، چنار (Pupulus nigra) ، پشه خانه (Ulmus Montana) َ، PH 5.5 – 6.5 .
عمق زمین قوریه باید لا اقل از 40 – 50 سانتمتر اندازه گردیده و تا جایی که میسر باشد به نوعیت (ریگ – گل و گل و ریگ ) ترجیح داده شود.

1. سمت و شکل ساحه قوریه:
به منظور تاسس قوریه اشجار جنگلی ساحه که داری نشیب نسبتاً هموار باشد. مساعد تر است. سمت قوریه حسب مشخصات محیطی و اختلاف نسبتهای اقلیمی به نحو مختلف انتخاب می گردد. و در سطوح مرتفع سمت جنوب آن از همه سمتها مساعد تراست. چه در مناطق هموار و کم ارتفاع که داری بارندگی قلیل سالانه هستند، باید سمت شمال را که حایز میلان کمتر باشد، انتخاب نمود. از انتخاب سمتهای شرقی که تحت تاثیر تابش مستقیم اشعه آفتاب د رحوالی ظهر و فراستهای شبانه قرار دارند. جدا خود داری گردد. برای اینکه جریان و اخراج هوای سرد از ساحه قوریه امکان پذیر گردد باید ساحه قوریه دارای میل معتدل باشد. به ارتباط این موضوع د رحالی که اگر در قسمت پایین قوریه درختان رسیده موجود باشند، باید به ارتفاع 1.5- 2 مترشاخه بری گردد. هکذا در هر 10 -15 متر درختان متذکره باید یک جاده فراست به عرض یک متر احداث گردیده از طریق آن جریان هوای سرد به حارج راهنمای گردد.
2. ارتفاع زمین
ارتفاعات بلندی که فصل بهار نسبتا کوتاه دارند، برای احداث یک قوریه جنگلی غیر مساعد می باشد. می گویند نهالهایی که درقسمت پایین و هموار زمین تبیه شده نمی تواند در ارتفاعات بلند توافق محیطی داشته، به رشد و نموی و خویش ادامه دهند. این نوع قضاوت و مفکوره را می توان رد نمود، زیرا تخمی که از درختان سطوح مرتفع جمع آوری گردیده و در اراضی هموار و پایین تربیه گرفته شده باشند. د رسطوح مرتفع توافق محیطی داشته ، به رشد و نموی خویش ادامه می دهند. چه د رحالی که اگر تخم از جمعیتهایی که د راراضی هموار و پایین زمین می رویند جمع آوری گردیده و در سطوح مرتفع تربیه گردند، در عین ارتفاع توافق محیطی نداشته ، تحت تاثیر اختلافات محیطی و اقلیمی تدریجاً محو و نابود می شود. ازین موضوع چنین نتیجه گیری می شود که مسئله توافق زیست و انواع مختلفه درختان وا بسته به جای تبیه آنها نبوده، بلکه منَشاء و مبداء تخمی که درآن تولید نهال صورت می گیرد حایز اهمیت می باشد.
نقص هعمده قوریه ها که در اراضی هموار وپایین زمین برای احداث جنگلهای کوهستانی تاسیس می گردد، این است که نهال ها دراین نوع ساحات زودتر آغاز به پندک و جوانه زدن نموده و در حالی از قوریه کشیده که سطوح مرتفع و کوهها از برف پوشیده می باشند. در این نوع موارد لازم می افتد که نهالها از قوریه کشیده شده الی مساعدت هوا (درسطوح مرتفع) د رخاک ذخیره گردند.
3. موقعیت قوریه
قوریه باید در جای موقعیت داشته باشد که نهال های حاصله به زودترین فبصت ترانسپورت گردیده و سریعا بازگشت گردد. مرکزیت قوریه صرف وقتی مناسب است که اطراف آن ذریعه جاده های ترانسپورتی احاطه شده و به سرک عمومی وصل شده باشند. منزل مامور مسئول در نواحی قریب و یا در داخل خود قوریه یکی از شرایط ضروری دیگری است که باید در هنگام موقعیت قوریه مد نظر گرفته شود. موجودیت منزل مامور مسئول در نواحی قریب قوریه به منظوری پیش بینی می گردد که در مواقع فراستهای بهاری پیوسته در ساحه قوریه بوده و برای جلوگیری از صدمات آن ( هموار کردن لحاف های پوشش فیر نمودن کارتوسهای محافظوی ، به کار انداختن دستگاه های باران مصنوعی و غیره.....) تدابیر لازمه را اتخاذ نماید. تعقیب اخبار جوی از نیز یکی از وظایف مامور مسئول بوده ، طوری که از طریق آن در مواقع وضع ناگوار جوی اقدامات لازم به عمل آرد. د رقوریه های دایمی و مرکزی موجودیت یک رادیوی بطری دار ضروری می باشد.
4. اطراف ساحه قوریه
در حالیکه اگر سمتها ی شرقی ، جنوب و غرب قوریه به وسیله درختان رسیده، احاطه شده باشد، خیلی مفید می باشد، زیرا در صورت آن نه تنها یک اقلیم مساعد محیط جنگل فراهم آمده ، بلکه جای سایه داری برای ذخیره نمودن نهال ها میسر می گردد.سمت شمال قوریه حتی الامکان باید آزاد گذاشته شود، زیرا در صورت موجودیت درختان بزرگ اشعه آفتاب واپس به ساحه قوریه منعکس گردیده ، نوجستهای کوچک را متضرر می نمایند. جمعیت درختان بزرگ اطراف قوریه باید به فاصله ای از ساحه قوریه قرار داشته باشند که چکک آب باران از برگهای آن به خارج از ساحه قوریه ریخته و نتوانند که نو جستهای کوچک و تخمهای بذری را متضرر و متاثیر سازند. جمعیتهای درختانی که اگر در قسمتهای جنوب ، شرق و غرب قوریه قرار داشته باشند ، روی یک تعداد بسترهای بذری سایه نموده و از این طریق به رشد و نموی تخمهای بذری و نهالهای بازکاشت شده اشجار سایه پسند کمک می کند.
قوریه های که به شکل مربع احداث می گردند، ضرورت به یک مقدار کمتر سم خاردار (حصار) داشته ، از نقطه نظر اجراآت و سازماندهی کار اقتصادی تر می باشند. از اینجاست که به شکل مربع یک قوریه ترجیح می دهند. قوریه های جنگلی را نباید در نزدیکی اراضی زراعتی احداث نمود زیرا دراین صورت خطر ازدیاد علفهای هرزه و مهاجرت موشها به ساحه قوریه افزایش می یابد.در حالیکه اگر احداث قوریه در نواحی قریب اراضی زراعتی حتمی باشد،باید توجه نمود که سوزنی برگ(سرپ) که از طرف بایین کمی عریض و به جهت بالا کم عرض ترتیب گردد، نتیجه بهتر می دهد. این نوع حصار نباتی حایز برتریهای متعددی بوده که از همه اولتر ممانعت آن از صدمات بادهای تند و انتقال تخم علفهای هرزه قابل تذکر می باشد قوریه های که در اراضی نشیب داراحداث می گردند باید قسمت پایین آن به وسیله حصارنباتی احاطه نگردیده ، آزاد گذاشته شود، د رغیر این صورت مانعی را در برابر جریان سرد هوا فراهم آورده ، نوجستهای کوچک را متضرر می سازد.
5. آب قوریه
موجودیت آب که امکان حریان آن به ساحه قوریه میسرباشد، د رموارد انتخاب موقعیت قوریه رشد ضروری است. هنگامی که اگر فشار آب لااقل در حدود5/3 اتموسفیر باشد
شکل 1-2 دستگاه بارن مصنوعی





شکل 2-2 چاه عمیق در قسمت بالای قوریه




شکل 3-2 محل ذخیره آب باران از جام قوریه

نصب یک دستگاه مستقل باران به سهولت امکان پذیر می گردد شکل 1 -2 در حالی که اگر امکان آب جاری به ساحه قوریه میسر نباشد، حفر یک حلقه چاه به عمق آبهای تحت الارضی در قسمت بالایی قوریه لازم می باشد شکل 2-2 علاوتاً ذخیره آب برف و باران که از کلبه رهایش کارگران و ساختمانهای قوریه به زمین می ریزد، در بین بیرل و یا مخزنهای اساسی به ضرفیت آب قوریه کمک می نماید شکل 3-2 در این صورت ذخیره 8 متر مکعب آب برای قوریه های کوچک کاملاً کفایت می نماید. قابل یاداوری است که مسئله کمبود و یا قلت آب به این مفهوم نیست که قوریه در خندقها و فرورفتیگیهای زمین احداث گردد، تطبیق کودها و نرم ساختن ساحه قوریه به منظور رطوبت نیز خیلی مفید می باشد.

قوریه های دایمی و موقتی
قوریه های دایمی آن نوع قوریه های را می گویند که چندین قرن به منظور تربیه وتولید نهالهای مودر استفاده قرار می گیرند، چه قوریه های موقتی آنهایی را می گویند که برای مدت کوتاه به منظور جنگل کاری یک ساحه معین تاسیس گردیده و باالاخره از بین می روند.
1. قوریه های دایمی
برتری این نوع قوریه ها این است که به وسیله حصار سیمی و در وازه های مستحکم دخولی و خروجی تجهیز گردیده، هموارکاری و تنظیم ساحه َآن به طرز و میتودهای لاز صورت می گیرد دربین این نوع قوریه ها معمولاً کلبه های رهایش کارگران و منزل مامور مسئول موجود بوده، درداخل و اطراف آن سرک های ترانسپورتی احداث می شود. علاوه برآن این نوع قوریه ها دارای محل ذخیره نهالها بوده عملیات قوریه داری به نح. اقتصادی اجرا می شود.
نقص عمده این نوع قوریه ها این است که تجهیزات تعمیراتی و ساختمانی آن فوق العاده قیمت تمام می شود. علاوه برآن نسبت اینکه به طور مدارم تحت استفاده قرار می گیرند از مثمریت خاک آن تدریجاً کاسته می شود. بعضاً از اثر
تطبیق نادرست کود های مصنوعی ، خاک آن نیز تخریب گردیده ، زمینه را برای ایجاد امراض قارچی و حیوانی مهیا می سازد.
2. قوریه های موقتی
این نوع قوریه ها بالای زمینهای تازه وسالم احداث گردیده، از طریق آنها امکان تربیه و تولید نهالهای قوی و نیرومند امکان پذیر می گردد. قوریه های موقتی معمولاً در نواحی قریب ساحاتی که دران احداث جنگل پیش بینی می شود، تاسیس گردیده، وسیلتاً از مصارف گزاف ترانسپورتی جلوگیری می شود.
نقص قوریه های موقتی این است که نهالهای مولده آنها نسبتاً گران تمام می شود.

طرز احداث قوریه
1. آماده ساختن بسترهای بذر
قبل از اینکه یک قوریه جنگلی احداث می گردد. باید مواد غیر مقتضی مانند ریشه ها، کتده های درختان، سنگهای بزرگ و کوچک و غیره در ان جمع آوری گردیده واز ساحه قوریه خارج گردند .بهترین طرزی که برای کشیدن درختان بزرگ (در حالی که اگر در ساحه قوریه موجود باشند )همراه با ریشه های انها مورد استفاده گذاشته می شود ،همانا استعمال تراکتور های ثفیل بوده ،طوری که نخست چهار طرف انها کنده شده ،ریشه های اطرافی انها قطع وتنه ها به ارتفاع 4-6 متر ذریعه کبیل های قوی بسته گردیده ،از زمین کشیده می شوند. هموار کاری وتقسیمات ساحه قوریه به بستر های بذری حسب پلان قوریه داری وشکل طبیعی خود ساحه عملی می گردد .برای اینکه از مهاجرت موشها وحشرات مضره به ساحه قوریه جلوگیری گردد باید اطراف قوریه ذریعه یک جوی کوچک که حائز دیوار های عمودی باشد ،احاطه گردد.
2.تقسیمات ساحه قوریه
تقسیمات ساحه قوریه به بستر های بذری وابسته به فورم و شکل طبیعی ان می باشد .قوریه های جنگلی ای که دارای اشکال هندسی مستطیل ویا مربع باشند ، خیلی مساعدتراند . درحالی که اگر شکل قوریه مستطیل باشد ،باید ذریعه سرکی که 5/2متر عریض باشد به دوحصه مساوی تقسیم گردد .در صورتی که سرک مذکور به جاده ای عمومی وصل شود ،برای حمل ونقل کودهای حیوانی ،کمپوست ،برگ ،کودهای مصنوعی ،ترانسپورت نهال ها وغیره خیلی مساعد می شود . برای اینکه میتودهای قوریه داری تطبیق گردیده وطرز عملیات قوریه داری به نحوی اقتصادی اجرا کردد،بستر های بذری باید طویلتر باشند .قاعده عمومی این است که طول بستر های بذری را در حدود 20-30 متر وعرض انها را در حدود 10-20 متر رعایت می نمایند . بستر های بذری ای که به این ترتیب احداث می شود دارای برتری های متعدد بوده طوری که از من جمله اقتصادی ساختن تعاملات قوریه داری آن قابل ذکر می باشد بستر های بذری باید بوسیله لوحه های مستحکم تجهیز گردیده هرکدام آن به اساس سلسله مراتب نمره بندی شوند.
3. هموار کاری ساحه
به منظور هموار کاری ساحه قوریه لازم است، بسترهای یذر(کردها) د رفصل خزان قلبه گردیده و در اوایل بهار ماله گردند. برای اینکه از سرازیر شدن قشرمرده زمین به جای قشر زنده آن جلوگیری شده باشد، باید از قلبه کردن خیلی عمیق خود داری گردد. بعد از اینکه بستر های بذری ماله گردیدند، ذریعه پنجه های آهنی تکراراً سرازیر گردیده، آماده بذر می شوند.
1. حصار قوریه
قوریه های دایمی ویا مرکزی ای که مدتها زیادی مورد استفاده گذاشته می شوند، باید به وسیله یک حصار سمی احاطه گردند، پایه های چوبی ای که به منظور استحکام حصار مذکور مورد استفاده قرار داده می شوند، معولاً از اشجار (کاج سفیدPinus silestris، لارچ اروپایی – Larix s decidua ، نشترPica smithiana ، بجور – Abies spectabilis ) تهیه می گردند.
پایه های چوبی باید قبل از استعمال آنها پوست گردیده و تا زمانی خشک شوند که دربین چوب آنها درزهای متعدد بودجو آیند. متعاقباً ذریعه محلول کاربولینومKarbolinum و هوردایت Hordaeit باید طوری مالش داده شوند که محلول مذکور داخل درز های متذکره گردد. پایه ها به فاصله 3متر از هم دیگر قرار داده شده ، به عین عمق 70 سانتی متر در داخل زمین فرور برده شوند. برای حصار قوریه های دایمی سیم چارخانه نسبتاً ضخیم از همه انواع سیمها مناسبتر است شکل 4-2 . د رمناطقی که گذر حیوانات وحشی مانند آهو متصور باشد، حصار سیمی به ارتفاع 120 سانتیمتر کاملاً کفایت می نماید. برای کش کردن و استحکام سیم با پایه های چوبی از سه لین سیم دیگر طوری استفاده می شود که یکی آن در قسمت فوقانی ، دیگری در وسط وسومی د رحصه پایینی آتن بافت گردیده و به هر پایه حصار مذکور وصل شود. برای اینکه از دخول حیوانات کوچک جلوگیری شده باشد، باید سیم قسمت تحتانی آن ذریعه میخهای چوبی به زمین محکم گردد. فراموش نباید کرد که در هر چهار سمت حصار سیمی موجودیت دروازه های مناسب و مستحکم چوبی ضروری می باشد.
شکل 4-2 سیم چا رخانه بهمنظور حصار قوریه




به منظور تعمیر یک حصار سیمی در اثرتثبیت وقت کاریک نفر کارگز نورمال اوقات آتی بهدست امده است.
تعین خط والی حصار و تقسیم پایه ها در چهار اطراف ساحه قوریه د رهر مت 1 دقیقه ساختن سوراخها به وسیله برمه موتور دار دستی در هر متر 2 دقیقه
فرو بردن و محکم نمودن پایه ها در هر متر 2 دقیقه
اتصال سیم به پایه ها // // //
تعمیر امتحانی حصار // // //
اعمار نهایی حصار در هر مت ر3 دقیقه
نصب پایه های دوتایی د رهر فی 40 متر فاصله د رهر 0.8 دقیقه
جمعاً 120 دقیقه در هر متر طول حصار تثبیت گردیده است.

2. رهایش مامور و کار گران قوریه
اعمار یک کلبه رهایش که به عنوان استرحتگاه کرا گران قوریه د رساعات تفریح ، آماده ساختن تخم بذری ، سورتبندی نهالهای ، ذخیره کودهای کیمیاوی، حفاظت آلات ووسایل کار، دفتر مامور مسئول و غیره مورد استفاده قرار داده شده بتواند، در ساحه قوریه رشد ضروری می باشد.
بزرگی کلبه رهایش وابسته به نوع قوریه و تعداد کارگرانی است که در ان مشغول کار می باشد. اطاق استراحت کارگران باید ذریعه میز و چوکی تجهیز گردد. در پهلوی اطاق استراحت کارگران موجودیت یک اطاق کوچک که از ان به عنوان دفترمامور مسئول استفاده می گردد، اثر ضروری می باشد. تعمیر قوریه باید دارای زیر خانه ها بوده ، به وسیله دهلیزها مجهز باشند. دهلیزها به عنوان ذخیره خانه تخم مورد استفاده قرار می گیرند. قسمت دیگر زیرخانه ها برای حفاظت مواد زهری و تحویلخانه وسایل و آلات کا مورد استفاده قرار داده می شود. آلات و وسایل کار باید نمره بندی گردیده ، در تحویل خانه مطابق به نمرات آنها گذاشته شوند. در نواحی قریب کلبه رهایش اعمار یک تشناب که کارگران ازآن در مواقع لازم استفاده نمایند، لازم می باشد.

3. پلان قوریه
در پهلوی نقشه عمومی قوریه، همه ساله تطبیق کود ها و عملیات بذری نیز طرح و تصویب گردند. در پلان عملیات بذر، نوع تخم، مقدار تخم وقت تخم پاشی، عمق پوشش نهالهای قابل بازگشت ( نهال های قابل یکه کردن)، عمر نهال های بازکاشت شده و تعداد نهالهای درج و نشانی می شوند. بسترهای بذری و کرده های نهالهای مطابق به عمر و نوع آنها در روی نقشه به اشکال مختلف رنگ آمیزی می گردند. روی نقشه چگونگی تطبیق کود، اندازه و وقت تطبیق کودنشانی می گردد. علاوه بر نقشه ، پلان عملیات بذری و تطبیق کودها، لازم است که هر بستر بذری و یا نهال ذریعه لوجه هایی که در آنها نوع تخم، مبداء ویا منشاء اصل، وقت تخم پاشی و مقدار تخم( د رهر خط بذری) نوشته شده می باشند،تجهیز گردند. درمودر لوحه ها بستر های نهال البته نگاشتن نوع نهال ، مبداء ، تعداد و عمر نهال های باز گشت شده رعایت می گردد. قابل یادآوری است که در برخی از قوریه ها طرح یک پلان روی کاغذ در آورده نشده، شفاهاً از جانب مامور مسئول تطبیق وعمل می شود. این نوع عمل غیر منطقی بوده، در پیشبرد آن سکتگیهای متعددی رخ می دهد دراین صورت لازم است که پلان قوریه شکل تحریری داشته، مطابق آن اجراآت لازم صورت گیرد.

4. بزرگی قوریه
تعینن بزرگی و یا خوردی قوریه مربوط به احتیاج آینده (ساحه که در آن احداث جنگل پیش بینی گردیده است) و همپنان امکان استفاده از نو جستهای طبیعی جنگل می باشد.اخیراً به اساس میتود های جدید، بزرگی قوریه را یک برومیل (1000/1) یعنی یکی برهزار و یا هزارم حصه ساحه ای که درآن احداث جنگل پیش بینی می شود، نموده اند. فرض می کنیم که ساحه یک جنگل خالص سرپ هزار هکتار بزرگ بوده و احداث جنگل مطابق با رعایت فاصله به اندازه 2/1 متر بین نهال و 5/1 متر بین قطار صورت می گیرد د رحالی که اگر روتشن جنگل Forest rotation 80 سال پیش بینی گردیده باشد، ساحه احداث سالانه به 5/12 هکتار و احتیاج سالانه به 70000 اصله بالغ خواهد گردید( با در نظر داشت ده فیصد ضایعات این رقم به 80000 اصله نهال می رسد). اگر مدت وسطی باز کاشت نهالها دوسال تمام تخمین گردد، قوریه موجوده باید در طول هر فصل نموی نباتات د رحدود 160000 اصله نهال را تولید نماید البته ضایعات سالانه نهالها دراین مورد10 – 15 فیصد تخمین گردیده ، طوری که با ضم این رقم تعداد مجموعی نهالها سالانه به 180000 اصله بالغ می شود. پس با رعایت اندازه های 20 سانتی متری بین قطار و 5/7 سانتی متر بین نهال، بزرگی ساحه باز کاشت و نهالها 27/0 هکتار را احتوا می نماید. ساحه ای که به منظور بذر تخمیانه مرود استفاده گذاشته می شود، حشب قاعده عمومی یک بر دهم حصه ساحه نهالها را در برگرفته طوری که در این مورد 027/0 هکتار بزرگی هردو ساحه (ساحه بذر و ساحه باز کاشت نهال) به 3/0 هکتار بالغ می گردد. سرک و خیابان قوریه معولاً 25 فیصد ساحه قوریه را در بر می گیرد. درین صورت ساحه آن به اندازه 075/0 هکتار محاسبه گردیده که همراه با آن بزرگی مجموعی قوریه به 38/0 هکتار بالغ می شود. این رقم 40/0 پرومیل ساحه جنگل رانشان می دهد. د رحالی که اگر هر بستر بذری د رهر 5 سال یک بار تحت تطبیق کودهای سبز در آورده شود، مجموعاً 20 فیصد ساحه قوریه که عبارت از 06/0 هکتار می شود به مجموع ساحه قوریه افزوده می شده و در صورت آن بزرگی قوریه به 5/0 پرومیل ساحه جنگلی می رسد ( ساحه قوریه در نهایت امر5/0 هکتارزمین را احتوا می نماید)
از یک قاعده عمومی دیگر بر می آید که بزرگی قوریه باید 4 فیصد بزرگی ساحه جنگل را احتوا نماید. پس مثال فوق را می توان حسب ذیل محاسبه نمود. 5/0 = 4/0 * 5/12. هنگامی که اگر 25 فیصد ساحه سرک و خیابان ها و همپنان 20 فیصد ساحه بسترهای کود سبز را به آن علاوه ناییم، بزرگی ساحه قوریه به 7/0 هکتاربالغ گردیده ، طوری که رقم بزرگی نهایی قوریه را برای احداث ساحه مذکور که کاملاً ذریعه نهال به طوری مصنوعی صورت میگیرد، نشان می دهد.

آماده ساختن زمین و بستر ها بذری
مکان اساسی ای که د رمورد آماده ساختن زمین به کار میرود د نتایج خوبی از آن به دست می آید، عبارت از تغییراتی است که د رخواص فزیکی قشر فوقانی خاک ورد می آید. تغییرات متذکره بهبود رژیم هوا، آب ، غذا و حرارت خاک را برای جوانه زدن و نموی تخمها تامین نموده. زمینه خوبی را برای انکشاف میکروارگانیزمهای مفیده فراهم می آورد. از جانب دیگر اجرای تمام امور تولیدی (یکه کاری و کشیدن نهالها، تطبیق، کودها، آبیاری و غیره ) را به نحو اقتصادی امکانپذیر نموده، آماده ساختن بعدی آن را سهلتر می سازد. آماده ساختن زمین فنی است که خاصیت فزیکی خاک را مطابق به احتیاج نهالها تنطیم می نماید. د راثر آماده ساختن و یا نرم کاری زمین ایجاد مسامات و ذرات مناسب خام تامین می گردد.
برای بر آرودن اهداف قوریه مسامات خاک باید در حدود 50 – 60 فیصد انداز گردد. این معیار برای زمینهای خشک کمتر وبرای اراضی مرطوب زیاد تر می باشد. نرم کار زمین بالای اندازه های ذرات خاک نیز تاثیر می نماید. بالوسیله ذرات که به اندازه های 20/0 الی 10 ملی متر تشکیل گردند، خیلی مهم می باشد. در زمینهای خشک بزرگی ذرات خاک باید در حدود 25/0 – 5 ملی متر بوده و مقدارآن باید از دو بر سوم حصه مجموع ذرات خاک زیاد تر در اراضی مرطوب بهتر است ذرات خاک در حدود 5- 10 ملی متر اندازه گردد.
در حالیکه زمین صرف یک بار قلبه گردد، خاک آن طوری لازم است، نرم وآماده نمی گردد. درین صورت بهتر است چندین بار نرم کار گردیده، تا بالوسیله فیصدی معین مسامات و بزرگی لازم ذرات آن تامین گردد. نرم کار زمین معمولاً به شکل اساسی و هم چنان ضمنی صورت می گیرد. نرم کار اساسی عبارت از بیل زدن و یا قلبه نمودن زمین به عمق 20 سانتی متر می باشد. این نوع نرم کاری را بنام نرم کار نورمال یاد می کنند. ازینکه خاک زمین در اثر نرم کاری اساسی برای کشت تخم و نهالشانی اماده نمی گردد. ایجاب می نماید که نرم کاری بعد نیز صورت گیرد. د راثر این نوع نرم کاری کلوخ های بزرگ خورد گردیده و سطح خاک هموار می شود. این مرحله نرم کاری را بنام نرم کار ضمنی یاد می نمایند. نرم کاری اساسی به وسیله بیل و یا قلبه و نرم کاری ضمنی به وسیله پنجه یا کتمن صورت میگیرد.
هنگام که زمین نرم وآماده گردیده مواد غیر مقتضی مانند سنگ، ریشه علفهیا هرز آن جمع آوری و کناره گردیده ، و در صورت امکان عکس العمل کیمیاوی آن تثبیت و معین می گردد. د رهر بسوه آن 1 – 5/1 متر مکعب کمپوست علاوه گردیده ، مساویانه به آن مخلوط می شود. این عمل نه تنها خواص کیمیاوی زمین را نورمال نموده بلکه ساختمان فزیکی و جریان میکروبیولوجیکی آن را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهد.
هنگامیکه عملیات آماده نمودن زمین انجام می پذیرد، ساحه آن به شکل پشته و جویه طوری تقسیم می شود که عرض و عمق هر جویه 30 سانتی متر و عرض پشته های بذری یک متر تعیین گردد. بعضاً از احداث جویه ها صرف نظر گردیده با تقسمات 30 سانتی متر رهروهاویک متر عرض پشته های بذری اکتفا می شود.هر پشته و یا بستر های بذری که به عرض یک متر ترتیب و آماده می شود طول آن به چهار خط بذری موازی به هم طوری تقسیم می شود که هرکدام آن دارای 5 سانتی متر عرض بوده و به فاصله 15 سانتی متر از هم قرار بیگیرند. شکل 5-2 خطهای بذری د رموارد تخم تمام انواع سوزنی برگان و تخم سبک و کوچک پهن برگان به عمق یک سانتی متر احداث می شوند.
شکل 2-5


تخم و طرز کشت آن
برای تولید نهالهای جنگلی باید تخم استندرد و یا تخمی که دارای وضع بهتر کیفی باشد مورد استفاده قرار داده شود به این معنی که تخم بذری دارای ارزش های بهتر ارثی و کیفی باشد.
و بالاخره اخذ نتیجه مطلوب از کلیه امورقوریه داری وابسته به ارزش های بهتر ارثی تخم بوده ، باید جدا مورد توجه قرار داده شود. ارزش های بذری تخم نیز درین زمینه خالی از اهمیت نمی باشد. مثلا تخم که از درختان خوب محلی جمع آوری کردیده و داری کیفیت بهتر باشدَ، بعد از بذر به زودی جوانه زده نهال های استندرد را تولید می نماید.
برای تولید نهال های جنگلی از استعمال تخم های که امتحان نشده م منشا اصلی ان معلوم نباشد باید جدا خود داری کردد. پس لازم است که تخم ها نخست امتحان و آماده گردیده و متعاقبا به کشت آن اقدام گردد.
الف – امتحان کردن تخم قبل از بذر
تخم بذری معولا از نگاه خصوصیات صاف بودن، قوه نامیه (قوه نمو) وظرفیت آب آن امتحان می شود. تخمی که به منظور بذر امتحان و آماده می گردد. باید کاملاً صاف و پاک بوده ، سهم مواد اجنبی در آن ناچیز باشد. قوه نامیه این نوع تخم را می توان به نحو آتی تحقیق و امتحان نمود.
1. انواع تخم های قطور وبزرگ ذریعه برش ارضی امتحان می گردد. به نحویکه یک مشت تخم را گرفته از آن صد دانه را طوری امتحانی (بدون انتخاب ) جدا ساخته هر کدام آنرا به صورت جداگانه عرضا قطع وهسته آنرا به ارتباط علایم ظاهری (رنگ و ظرفیت آب ) مشاهده ومطالعه می نمایم در جریان این عملیات تخم های سالم را علیحیده نموده نظر به تعداد آن فیصدی قوه نامیه تخم بذری تعیین و تثبیت می گردد.
2. علیه ثانی تثبیت قوه وانرژی نمو عبارت از کشت صد دانه تخم در یک گلدان معمولی بوده طوریکه تخم را بعد از بذر ذریعه یک مخلوط ریک و یا هیومس ( بطور نازک) مستور نموده ، آنرا دریک اتاق نسبتاگرم قرار میدهیم نتیجه نمو الی 21 روز یاد داشت گردیده فیصدی قوه و انرجی نمو تعین می گردد.
3. طریقه ساده و عملی تثبیت قوه انرجی نموی تخم عبارت از استعمال کاغذ جاذب بوده ، به نحویکه صد دانه تخم را روی آن هموار نموده پیوسته مرطوب می شود. کاغذ مذکور رطوبت را حفظ نموده نموی تخم را به سهولت امکان پذیر می سازد. فیصدی قوه و انرجی نمو مطابق به مقدار تخم های که نمو می نمایند تعیین و تثبیت می گردد.
4. صورت صحیح و دقیق قوه و انرجی نموی تخم بذری دراین اواخر ذریعه ماشنهای مخصوص صورت می گیرد. چون تهیه این نوع ماشینها فوق العاده قیمت دشوار است، بناً استفاده از انها غیر اقتصادی تمام میشود. نتایج که از امتحان قوه نامیه تخم بذری بدست می آید، براساس پروگرام زرع سالانه را در اختیار ما قرار داده ، واضح می شود که تخم موجود حایز قوه وانرجی نامیه بوده یا اینکه آن را در اثر بعضی از عوامل خارجی از دست داده است. البته تخمهای که نافذ قوه نامیه می باشد هرگز کشت و زرع نمی گردند. درحالی که اگر قوه نامیه آنها حفظ و انرجی نموی آنها غیر مساوی باشد، باید نخست عملیات نموی قبلی قرار داده شده، آماده بذرگردند.
ب - آماده نمودن تخم قبل از بذر
تخمیانجات بعضی از اشجار حنگلی مانند اکاسی گلدار سفید، بلوط ، ارغوان ، سغورای جاپانی کاج سیا و بعضی از پهن برگان دیگر از اینکه کشت میگردند، به طور دسته جمعی دریک وقت معین سال (فصل بهار) نمو نکرده، به طور غیر مساوی در اوقات مختلفه جوانه می زنند. این نوع نوجستها که معمولاً د رفصل تابستان و یا اوایل خزان ظاهر می شوند، از اثر گرمای شدید تابستانی وسرمای خزان متاثر گردیده، نیست و نابود می گردند، علت اصلی این وضع وابسته به پوست ضخیم تخمهای متذکره بوده که مانع نفوذ آب و هوا گردیده ویا اکثراً به شکل غیر عادی به داخل تخم ( جنین تخم) امکانپذیر می سازد. دراین نوع پوست تخمیانجات قش پالیساد مانع نفوذ آب و هوا گردیده شکل 6-2. و نمی گذارد که حجرات پازیشم از آن استفاده نماید. برا جلوگیری از این وضع طرق مختلف نموی قبلی وجود داشته که ما دراینجا صرف چند طرز آن را به طور مختصر تحت مطالعه قرار می دهیم.
شکل 6-2






1. برای اینکه پوست تخم بعضی از اشجار ( ارغوان ، پسته، بلوط ، و غیره) قابل نفوذ آب و هوا گردیده و به طور نومال نمو نمایند. ار آب داغ و یا جوش استفاده می شو، به نحوی که تخم متذکره را در داخل یک غربال قرار داده ، روی آن آب داغ را برای 10-15 ثانیه پاش می دهیم متعاقباً به طور سطحی خشک گردیده و بلافاصله کشت می شود، یا اینکه تخم متذکره را دریک خریطه تکه ای انداخته آن را برای 5-10 ثانیه در آب جوش ویا یک ساعت درآبی که 40 درجه سانتیگراد گرم باشد فرو برده، بعداً به صورت فوری کشت می شود. درخصوص تخم پسته می توان از تجدید آب گرم استفاده نمود، بدین معنی که تخم بذری پسته را دربین تشتی که حاوی آب گرم باشد فروریخته و آن را بعد از هر 8 ساعت تجدید می نمایم. بعد از سه مرتبه تجدید آب گرم هنگامی که 24 ساعت از آغاز عملیه سپری گردید، تخم را از تشت متذکره بیرون آورده ، بالافاصله کشت می گردد. طریقه استفاده از آب جوش خیلی ساده و موثر بوده، مشروط بر اینکه درجه حرارت آب و وقت استعمال آن حسب فوق رعایت گردد.
2. برای اینکه پوست تخم بعضی از اشجار نازک گردیده و قابل نفوذ آب و هوا شوند، از طریق ساییدن آنها روی یک جسم سخت استفاده می شوند، بدین معنی که تخم را یکایک بالای یک جسم سخت ساییده ، متعاقباً بذر می گردد. این طریقه از نقطه نظر فزیولوژیکی کاملا ً بی ضرر بوده چه تطبیق آن مستلزم ضیاع وقت باشد.
3. طرزالعمل مشهور وقدیمی دیگری که در مورد نموی قبلی تخم مورد استفاده گذاشته می شود ،همانا مخلوط نمودن تخم با براده مرطوب اره بوده که چند هفته قبل از بذر در یک ظرف معمولی تهیه گردیده ودر یک اطاق گرم گذاشته می شود .تخم متذکره را تا زمانی نموی قبلی می دهند که نیش آنهخا از اثر تراکم تخم از هم شکسته وآن را از دست بدهند .دز این حالت تخم متذکره همراه با مخلوط آن بذر گردیده ،روی آن یک طبقه نازگ ریگ هموار می گردد .
4. درین آواخر برای اینکه تخم را برای بذر آماده نمایند ،از مواد کیمیاوی استفاده می شود .این مواد عبارت از تیزاب غلیظ گوگرد وسودیم هخایدرکساید بوده ککه از اثر استعمال آنها پوست ضخیم تخم بذری نازک گردیده ،آماده بذر می گردد .از جمله این دو مواد کمیاوی ،استفاده از محلول 35 فیصد سودیم هخایدرکساید موثر بوده ،به نحوی که آن را جوش نموده ،در بین آن تخم بذری اکاسی وانواع تخمیانجات هم ردیف آن را سه مرتبه برای یک یک ثانیه فرو برده بعد از اخراج آن بلا فاصله کشت می گردد .این عملیه قشر پالیساد وپوست تخم بذری زا نرم نموده نفوذ اب وهوا را بداخل تخم امکان پذیرمیسازد.
ج- قطع نمودن خواب عمیق تخم ها"
تخمها یک تعداد زیاد انواع درختان جنگلی نسبت اینکه خشک میباشند ویااینکه تحت تاثیرحرارتهای پائین نگهداری میشود، اغازبه نمو نمیکنند. ولی هنگامیکه دریک محیط مرطوب، با حرارت مناسب ونفوذ هوا قرارگیرند، سریعا نیش زده به نموی خویش اغازمینمایند. درعین حال تخمهای نیزموجود هستند که اگرتحت شرایط مساعد نمونیزقرارداده شوند برای چندماه حتی یک الی دوسال درحالت خواب عمیق بوده اغازبه نمونمیکنند. انواع درختان Tilia SPP ،F floibunda ، سیاه چوبAcer campestris ، Pinus leucodermis ،P.strobus وغیره دارای این نوع تخمها میباشد.
عقل واسبابی که خواب عمیق این نوع تخمها را فراهم میاورد تا هنوز کاملا واضح نمیباشد. فرضیاتی که چنین تخمهای متذکره به سرحد پختگی فزیولوجیکی بالغ نشده وباید برای یک مدت معینی گذاشته شوند که پخته گردند مورد قبول نمیباشد، زیرا تثبیت گردیده است که پختگی فیزیولوجیکی زودترازموعد انتشاروپختگی تخنیکی تخمها فرامیرسد. ازاینجاست که خواب عمیق تخمها بیاید به عنوان استراحتی تلقی گردد که ان را بعد ازجمع اوری به منظورپختگی نهایی خود سپری مینمایند. برخلاف ان باید فرضیاتی را قبول نمود که این حالت تخمها یکی از مشخصات آن نوع نباتاتی است که شرایط محیط خازجی توافق نموده ،تخمهای خود را از نموی قبل از وقت که نوجستها را به خطرات خشکی ،حرارت های بلند ویا پائین ویا بعضی از عوامل دیگر مواجه می سازد ،محافظت نمایند .خواب عمیق تخمها یک جریان مغلق بیوکمیاوی بوده ،علت آن هنوز هم معلوم نمی باشد .در رابط با آن اخیرآبه مرکبات نوکلیین که در حجره این نوع نباتات موجود هستند ،توجه زیادی مبذول می گردد .حجرات جنین که در حالت استراحت باشند عاری از RNK بوده وتعداد DNK آن خیلی قلیل می باشد .هنگامی که از دوره ای استراحت خارج می شوند ،تیزابهای نوکلیین تشکیل گردیده ،مقدار آن چندین مرتبه افزایش می یابد .جمع آوری یک مقدار تیزابهای عامل قطع خواب عمیق وآغاز نموی آنها می باشد تصور می رود که تشکیل تیزابهای نوکلیین وبعضی از مواد دیگر آن وابسته به مصرف انرژی است که از ترای فاسفیت ها ویا تیزابهای ادینورینتریفوسفور حاصل می شود .تقسیمات حجرات که به عنوان عامل اولی رشد ونموی تخمها پنداشته می شود صرف در صورت موجودیت یک مقدار معین تیزابهای ادینورینتریفوسفور امکان پذیر می شود .موجودیت آن امکان تشکیل تیزابهای نوکلیین را فراهم آورده در صورت که مقدار ان مناسب باشد تقسیمات حجرات را نیز ممکن می سازد


وقت بذر:
تخم اشجار جنگلی معمولا درفصل خزان ویا بهارکشت میشود. کشت بهاری درمورد آن نوع تخم درختان جنگلی ( اکاسی، گلدار سفید، سغورای جاپانی) عملی میشود که درمقابل سردی زیاد حساسیت داشته ویا اینکه قبل ازبذر امتحان واماده شده باشد. کشت بهاری درنواحی کوهستانی که دارای فصل زمستان سرد وطولانی باشد، نیز رعایت میشود. چه اگر دراین نوع موارد کشت خزانی عملی وتطبیق شود ، قسمت اعظم تخم های کاشت شده تحت تاثیر سردی زمستان وهجوم پرنده گان نیست ونابود میشود. تخمی که دارای قشرزخیم بوده ویا اینکه دیرترنیش میزند باید درفصل خزان کشت وبذرگردد. زیرا این نوع تخم درطول فصل زمستان نموی قبلی گرفته ، ازاغاز بهار اینده اماده نمو میشود. گذشته ازاین درنواحی خشک وحائز فصل نموی نباتات کوتاه، تطبیق بذر خزانی برتری خاصی دارد. تخمی که درخزان بدر میگردد دراوایل بهار نمو نموده ازاقلیم بهاری کاملا مستفید میشود. روی این نوع دلایل تخمهای درختان ارغوان بجور، نشترو بلوط وغیره باید درفصل خزان کشت وبذرگردد.

مقدار وعمق تخم بذری:
اینکه تخم درختان جنگلی به کدام عمق وچه مقداردرساحه معین یک خط بذری زرع میشود، وابسته به نوع تخم، نسبتهای اقلیمی ومحیطی وهم چنان قوه نامیه ان میباشد. چون وضع کمی وکیفی نهالهای حاصله وابسته به مقدار تخمی است که به عمق معین درساحه معین یک خط بذری زرع میشود. بنآء به ارتباط اهمیت این موضوع ( جدول 1-2) که دراثر تحقیقات وتجارب مزیدی تهیه وترتیب گردیده است، به عنوان رهنمای عملیات بذری ارائه میگردد. هنگامیکه تخم درختان جنگلی مطابق این جدول اماده وبذر میشود باید به عمق مورد نظر ذریعه یک مخلوط ریگ شسته دریایی ومواد عضوی( هیومس ویا براده اره) که بیرون امدن نوجسها رابه سهولت امکان پذیر میسازد، پوشانیده شود. با همه حال ازخاکها مانع بیرون امدن نوجسها گردیده، انها را متضرر میسازد. هنگامیکه تخم نیش زده وبه عنوان نوجست ازخاک بیرون میاید، کاملا نازک بوده علی اکثر تحت شرایط ناگوار اقلیمی مانند برف، باران، باد، سردی، گرمی وغیره متاثرگردیده محوونابود میشود. به منظورجلوگیری ازاین نوع ضایعات ازهمه بهتراین است که چهار اطراف بسترهای بذری رابه ارتفاع 20-30 سانتیمتر ذریعه چوکات ویا میخهای چوبی احاطه نموده وروی ان لحاف چوبی ای که خاصیت جمع وبازشدن را داشته باشد، هموارگردد. این نوع لحاف های چوبی رامیتوان ازنی نیز تهیه کرد. فراموش نباید کرد که چوکات چوبی باید دارای پایه های متحرک بوده ازیک محل به محل دیگری قابل انتقال باشد.

جدول 1-2 تخم انواع درختان مختلف جنگلی وطرزبذر ان
نوع تخم
قوه نامیه%
مقدارتخم درساحه هرخط بذری ( گرام)
عمق بذر
(میلیمتر)
تعداد تخم درهرکیلوگرام
(به 1000)
حفظ قوه نامیه(سال)
اغاز نمو درفصل بهار(روز)
محصول نورمال نهالها ازیک کیلوگرم
سرپ
کاج سفید
بجور
نشتر
راش
کاج سیاه
بلوط
اکاسی
95
95
60
80
75
75
75
50
5/1-5/2
1-5/2
10-20
4-6
20-30
5-8
60-120
3-5
8
8
10
8
30
8
35
2-4
135
165
20
75
4-5
50
2/0-4/0
55
4-6
4-6
5/0
4-6
5/0
2-4
5/0
5/0
16-30
14-35
16-25
20-35
14-21
14-25
30-40
16-25
60000
70000
5000
20000
1500
30000
300
5000

آبیاری بسترهای بذری:
ابیاری بسترهای بذری به منظور تسریع رشد ونموی تخم ونوجسها معمولا درتمام فصل نموی نباتات عملی میشود. دراوایل وقت الی هنگامیکه تخم بذری سرزده وازخاک بیرون میشود، ابپاشی به عمق 10 سانتیمترومتعاقبا ( هنگامیکه نوجستها ساقه وتاج خودرا تکمیل مینمایند) به عمق 20-30 سانتیمتر عملی میشود.
به منظور اینکه جریان اخذ اب به سهولت امکان پذیرگردیده وکاملا مورد استفاده نوجستها گذاشته شود، ابپاشی باید در اثنای عصر ویا عند اللزوم دراوایل صبح عملی گردد. ابیاری بسترهای بذری در طول روز علی الخصوص درمواقع افتابی نوجستها را متضرر میسازد. به منظوراینکه نوجستهای مورد نظر سخت وچوبی گردیده وشاخچه های اصلی انها تحت تاثیر سردی زمستان متاثرنشده باشد ابیاری انها دراواخر فصل نموی نباتات متوقف میشود.

تطبیق کود دربسترهای بذری:
کودها دررابطه با منشا ومحتوی مواد غذایی به گروپهای مختلفی تقسیم میشود. کودها ازنقطه نظر منشا به کود های عضوی، مزالی ومخلوط ازهم تفکیک میگردند. کودهای حیوانی، نباتی وهکذا کودهای سبزا زجمله کودهای عضوی و کودهای فاسفورس دار، پتاشیم دارونایتروجنی ازجمله کودهای مزالی به شمارمی روند. کمپوست، هیومس وپاروی شهرها کودهای مخلوط را تشکیل میدهند.
کودها دررابطه با محتوی مواد غذایی خود به سه گروپ ذیل یعنی کودهای ساده، مغلق ویاترکیبی وکودهای مکمل ازهم تقسیم میشوند. کودهای فاسفورس دار، نایتروجنی، وپتاشیمی درجمله کودهای ساده انواع کودهای حیوانی ونباتی وکودهای مزالی وعضوی ازجمله کودهای مکمل کودهای KNO ، NPK وغیره که دارای دوویا چندین قسم مواد غذایی هستند ، درمزه کودهای مغلق ویا ترکیبی به شمارمیروند. کودهای مکمل تمام انواع مواد ضرروی نباتات را ( نایتروجن، فاسفورس، پتاشیم، کلسیم) دارا میباشند. علاوه برکودهای ترکیبی ، کودهای مخلوط نیزموجود بوده که دارای یک ویا چندین عنصر غذایی میباشند. دررابطه بامطالعاتی که درمورد خصوصیات رشد ونمو و جریان انکشاف انواع بته ها ودرختان جنگلی صورت گرفته است، تصویرذیل درخصوص تغییرات مواد غذایی ومزالی ای که درطول فصل نموی نباتات صورت میگیرد، به شکل غیرمساویانه درتمام ارگانهای نباتات ذخیره میشوند. جریان این نوع ذخیره مواد غذایی به شکل مرحلوی دراوقات فصل نمویی نباتات یکی ازخواص تمام انواع سوزنی برگان وپهن برگان بوده ، درسال اول، دوم،سوم وحتی بیشترازان ادامه می یابد. دراوایل بهار هنگامیکه پندکها ظاهرمیشوند یک مقدارزیاد مواد غذایی که درریشه وساقه انها میباشند به مصرف میرسد.
توآم با انکشاف سطح برگها، مصرف این مواد بیشترگردیده مواد عضوی ومزالی روبه کاهش میگذارد. اما ذخیره سریع مواد عضوی درساقه وشاخچهای نهال بعد ازتشکیل مکمل تاج صورت میگیرد. دراین مرحله که برای نباتات جوان خیلی مهم میباشد باید رژیم بهتراب، هوا وغذا مهیا گردد . با همه حال نوجستها دردوره یکساله خود معمولا چهار دوره رشد را سپری می نمایند.
1. اغاز نمو( مرحله ای که نوجستها سرزده وایجاد برگهای اولی رامینمایند)
2. نموی سریع( مرحله ای که نهالها برگهای خود راتکمیل نموده واغاز به تجمع مواد غذایی می نمایند)
3. نموی بطی( اواخر فصل نمو)
4. انجام نمو( استراحت زمستانی)
ازتحقیقاتی که دراین مورد بعمل امده توضیح میشود که نهالها درمرحله اول به فاسفورس درمرحله دوم به نایتروجن وپتاشیم ودرمرحله سوم به فاسفورس وپتاشیم احتیاج فراوان داشته تغذیه انها درهمچو مراحل جداگانه نمو ذریعه مواد مذکور فوق العاده موثر میباشد. کمبود غذا درمرحله رشد سریع وضع صحی نهال رابه مخاطره انداخته و این حالت دراثر تغذیه بعدی( ناوقت) اعاده نمیگردد. پس دراین مرحله هنگامیکه نهال برگهای خود را تکمیل نموده واغازبه تجمع مواد غذایی می نماید باید ذریعه کود مکمل ( نایتروجن، فاسفورس وپتاشیم) تغذیه کردد. نسبتهای این کود درمورد پهن برگان 1:4:1 الی 1:6:1 ودرمورد سوزنی برگان 1:2:1 تعین گردیده است.

مراقبت ازنوجستها ونهالها:
خطراتی که نوجستها ونهالهای قوریه به ان مواجه میشود، عبارت ازافتاب سوختگی، فراستها، تشکیل قشرهای سخت خاکی، خشکی، رشد وانکشاف علفهای هرزه وهم چنان ظهورامراض وافات میباشد. درقوریه های جنگلی علیه این نوع خطرات ازتدابیر اتی استفاده میکنند.
ایجاد سایه بانها بالای بسترهای بذری، خشاوه ونرم کاری بسترها، ابیاری ومجادله علیه امراض وافات.
هنگامیکه بعضی ازانواع نوجستها مانند سرپ، لارچ، توت وغیره که خیلی نازک هستند تحت سایه ( ذریعه لحافهای چوبی ویا لحافهایی که ازنی ساخته میشوند وخاصیت جمع وبازشدن را دارا می باشند) دراورده شوند نهالهای قوی ونیرومند رابوجود میاورند. این عمل درمورد بذرتابستانی که به خاطر افتاب سوختگی مواجه میباشند نیزخیلی ضروری پنداشته میشوند. ایجاد سایه بانها میکروکلایمت بسترهای بذری را تغییر داده یک حالت معتدل محیطی را به وجود اورده که دارای ریشه های کوچک وقامت بلند میباشد. نهالهای روشنی پسند مانند ریمه، لارچ، کاج سفید، توت دررابطه با این اصل خیلی حساس می باشند.
نرم کاری ساحه بسترهای همزمان با خشاوه میخانیکی علفهای هرزه صورت میگیرد. اما بعضاممکن است بعد ازابیاری بسترهایی که خشاوه گردیده باشند نیزاجرا وعملی گردد. درصورت تبخیر رطوبت ازسطح فوقانی زمین نسبت به اینکه جریان کپیلری اب ازجهت پائین زمین به طرف بالای ان قطع میگردد، کاملا محدود میشود. گذشته ازان نفوذ اب به طرف پائین زمین امکانپذیرگردیده جریان هوا دربین خاک به سهولت صورت گرفته ازجریان روزمینی اب جلوگیری میشود. پس به هراندازه ایکه ازاثرنرم کاری زمین ازضایعات رطوبت جلوگیری میشود به همان اندازه برای نهالهای قوریه مفید میباشد.
عملیات نرم کاری بسترها درنیمه اول فصل نموی نباتات، هنگامیکه رطوبت خاک نسبتا زیادتربوده ورشد ونموی نهالها خیلی سریع میباشد، اهمیت فراوان دارد. نظم وسرعت تطبیق ان وابسته به عوامل زیاد ( محل قوریه، مشخصات اقلیمی، عمرنهالها وغیره) می باشد. اینکه نرم کاری وخشاوه ساحه نوجستها چند مرتبه ودرکدام وقت صورت میگیرد ، ذیلا سفارش میگردد. ساحه نوجستها یکساله درنیمه اول فصل نموی نباتات درهر15 روز یکبار ودرنیمه دوم درهر 30 روز یکبارخشاوه ونرم کاری شود. ساحه نوجستهای یکساله درمناطق خشک درحدود 6-8 دفعه وازنوجستهای دوساله درحدود 4-5 مرتبه نرم کاری گردد. نرم کاری معمولا به وسیله بیل، کلتیواتور، کتمن ویا تراکتور صورت میگیرد. مجادله کیمیاوی علیه علفهای هرزه ودفع افات وامراض بهتراست ازطریق مامورین وکارکنان حفاظه نباتات اجرا گردد.

یکه کاری نهالها:
برای یکه کاری نهالها بسترهای بذری به عمق ( 30-35 سانتیمتر) نرم کاری واماده میشوند . بستربذری درطول تمام کرد به شکل هموارویابه ارتفاع 5 الی 10 سانتیمتر ازسطح ان تنظیم واماده میشود. نوع اولی درمناطق خشک و شکل دومی ان درنواحی مرطوب وزمینهای سخت مورد استفاده قرارمیگیرد. نهالها معمولا به عمریک سالگی یکه کاری میگردند . باید یاد اوری نمود که نهالهای کوچک به سهولت یکه کاری گردیده فیصدی چسپش انها بیشتر میباشد. نهالهای بطی الرشد مانند سرپ، بجوروغیره نیز به عمریکساله گی یکه کاری میگردند . دربعضی ازقوریه های کوهستانی، جایی که رشد ونموی نهالها خیلی بطی میباشد نهالهای دوساله نیز یکه کاری میگردند. نوجستهایی که به منظوریکه کاری ازمسکن اولی خویش ( بسترهای بذری) کشیده میشوند، دربین سبدها ویا صندوقها قرارداده شده برای اینکه خشک نگردند، دریک محل سایه داری سورتبندی گردیده ،ریشه های طویل ان قطع وقیچی می شود .بعد از انجام این عملیه در ضورت که محل از کاشت انها نزدیک باشد ،بلا فاضله یکه کاری گردیده ،در غیر ان برای این که در برابر خشکی محافظت شوند ،به طور کاملا پوشیده در بین ضندوق ها انداخته شده ،انتقال می یابند .یکه کاری نهالهای کوچک معمولا در بین چاکها ویا خطوط شدیار صورت می گیرد ،چه یکه کاری نهالهای بزرگ در بین چقرکها که به وسیله بیل ویا بیلچه احداث می شوند احرا می گردد. برای احداث چاکها که باید در زمین نرم ومرطوب صورت گیرد از نهال کارهای چوبی ویا سیخهای آهنی استفاده شوند .خطوط شدیار به وسیله بیل ویت قلبه ایجاد می گردند ،درینصورت نهال ها به فواصل معینی در بین خط مورد نظر قرار داده شده ،ریشه های آنها از راست وچب به وسیله خاک مستور می گردد .
در رابط به یکه کاری نهال ها موضوع تغیر شکل ریشه هخا که از غرس غیر صحیح ناشی می شود قابل توجه می باشد .تجاربی که در مورد تغیر شکل ریشه ها (کج شدن ریشه به یک جهت ویا طرف بالا) صورت گرفته ،نشان می دهد .که این حالت رشد ونموی نهال ها را بطی ساخته ، پروسه بیداری پندکهارا مختل می سازد .
یکه کاری نهال ها در اثنای بهار ویا خزان اجرا می شود .به هر اندازاه ای که نهال ها وقشر در یک مرحله کوتاه یکه کاری شوند به همان اندازه فیصدی چسپش آنها افزایش می یابد .نهال های که در فصل خزان (مناطقی که دارای زمستان سرد می باشد ) یکه کاری می شوند ، اغلبآ از طریق یخبندان های زمستانی ریشه کن گردیده ،محو ونابود می شوند .از اینجاست که در این نوع موارد یکه کاری بهاری را ترجیح می دهند .در مناطقی که ریشه کن شدن نهال ها (مناطقی که دارای زمستان ملایم می باشند ) کمتر باشد ،یکه کاری نهال ها در فصل حزان نیز اجرا می گردد .نهال های که به منظوراحداث جنگلهای مصنوعی یکه کاری می شوند ،در موارد سوزنی برگان فواصل10× 10،15×،15،20×25 وندرتآ20×25 وبرای پهن برگان 20×20 ،25×25 ،20×30 و25×30 سانتیمتر رعایت می گردد .
برای نهال های سوزنی برگان 20×20 ویا 30×30 سانتی متر استفاده می شوند .
در رابط به این که در موقع یکه کاری ها فاصله بین نهال ها وقطار از چه قرار باشد جدول (2-2) که در مورد یک تعداد معین درختان جنگلی ترتیب یافته است ،معلومات کافی می دهد.













کشیدن نهال ها
در قوریه های کوچک محلی کشیدن هال ها باید بلافاصله فبل از باز کاشت ویا غرس آنها در ساحه جنگل کاری صورت گیرد .همچنان در قوریه های مرکزی نیز باید فاصله بین کشیدن نهال ها وغرس دوباره ای آنها خیلی کوچک باشد .کشیدن نهال ها باید در موقع کهه بستر های بذری مرطوب باشند ،تا به این وسیله از صدمه ای که به خاک ونهال های قابل باز کاشت وارد می آید ،جلوگیری کردد .حتی الامکان باید سعی گردد که کشیدن نهال ها در هنگام آفتاب سوزان ،وزش باد ها ویخزدگی خاک صورت نگیرد .سوزنی برگانی که در فصل خزان کشیده می شوند باید کاملا پخته بوده ،تاالا پندگهای نهای چوبی شده باشند .
همچنین پهن برگان نیز باید هنکام از زمین کشیده شوند که برگ های آنها کاملا ریخته باشد. نهال ها در فصل بهار باید هنگام از بستر اصلی شان کشیده شوند که پندگهای آنها هنوز به نموی خویش آغاز ننموده باشد .برای کشیدن نهال ها معمولا از بیل ،کج بیل وقلبه اسفاده می شود. هنگام که نهال ها توسط بیل کشیده می شوند . باید یک نفر بیل را یک کمی دورتر از ریشه های نهال ها در خاک فروبرده ،نفر دومی تاجهای چندین دانه شان را در دست گرفته ،آنها را طوری دسته جمعی از خاک بیرون می آورند. درینصورت ریشه های نهال ها متضرر نشده ،کاملا سالم از محل خود بیرون می آید. بر خلاف پهن برگان باید بطور جداگانه ذریعه ای دست محکم گرفته شده به احتیاط تمام که ریشه ویا پوست آن پاره نگردد ،از خاک کشیده شوند .هنگام که نهال ها کشیده شدند ،بلا فاصله باید در صندوقهای سرپوش دار که نهال هارا از تابش مستقیم اشعه ای آفتاب ویا صدمات باد حفاظت می نماید ،انداخته شوند. سورت بندی نهال ها باید دریک جای سایه دار صورت گیرد . بعد از انجام این عملیه صندوقهای نهال ها باید در لاری ترپال دار انداخته شده ،انتقال می یابند در حالی که انتقال ترانسپورت وغرس نهال ها به صورت فوری امکان پذیر نیاشد ،لازم است نهال ها در یک جای سایه داری حد اکثربرای دوروز ذخیره کردند. جایی که برای ذخیره نهالها پیش بینی میشود، باید دارای خاک نرم ریگی بوده، ازخاکهای روسی که به زودی مرطوب گردیده وریشه های نهالها را پوشیده میسازد، اجتناب گردد. جای ذخیره باید به عمق کافی حفرگردد تا ریشه ها بطورراحت دربین انها قرارگرفته وازکج شدن وقاط شدن انها جلوگیری گردد. ریشه باید الی حلقه ای که برساقه وصل است، ذریغه مسطورگردد، درصورت خشکی هوا بهتراست ریشه ها وقتا فوقتا مرطوب گردد.
فصل سوم:
جنگلکاری مصنوعی:
عمومیات
جنگلکاری مصنوعی یک بخش مهم جنگلکاری عمومی را تشکیل داده ،به منظور تامین اهداف ذیل عملی می شود.
الف) احداث جنگلهای اقتصادی :
1. احداث جنگل های اقتصادی (به منظور تولید چوب ومحصولات دیگر فرعی ).
2. احیای جنگلهای تخریب شده (نهالشانی در ساحه جنگل های تخریب شده طبیعی).
3. احداث جنگل های جدید (جنگل کاری تکثیری).
4. جنگل کاری مصنوعی در ساحه جنگل های کم ارزش صنعتی وساختمانی.
5. تبدیل جنگلهای قامت کوتاه به جنگل های قامت بلند
6. جنگل کاری مصنوعی به منظور تولید چوب در یک زمان کوتاه
7. احداث جنگل برای تولید محصولات خام فرعی مانند ریزین ،تانین وغیره .
ب)احداث جنگلهای محافظوی :
1.احداث جنگل به منظور مبارزه علیه فرسایش ولغزش خاک .
2.جنگلکاری برای حفاظت زمینهای زراعتی (باد شکنها وغیره )
3.جنگل کاری برای حفاظت راهها
4.احداث جنگل در برابر خطر حریق
5.جگل کاری به منظور تثبیت ریگهای روان
ج)احداث جنگل به منظور ایجاد فضای سبز
1. 1.احداث پارک وزون های سبز
2. ایجاد زون های سبز در مناطقی صنعتی
3. غرس در حتان بزرگ
4. غرس درختان جنگلی در کنار راهها وجاده ها
برای اینکه جمعیت های درختان جنگلی به صورت مصنوعی ایجاد گردد، از همه اولتر لازم است ، خصوصیت اقلیمی منطقه که یکی از عناصر مهم محیط زیست به شمار می رود ،مطالعه گردد. زیرا به اساس تثبیت شرایط اقلیمی ممکن می شود که جهات عمده جنگلکاری مصنوعی مانند آماده ساختن زمین انتخاب انواع بته ها ودرختان ،پلان کار وغیره معین گردد.در رابط به جنگلکاری مصنوعی تغییرات شرایط اقلیمی که در جهت های افقی (از طرف شمال به سمت جنوب )وعمودی (از طرف پایین به سمت بالا) موجود می باشد ، اهمیت فوق العاده دارد. این نوع تغیرات اقلیمی درنواحی جنوب شرق کشور ما ،جایی که جنگلهای فراوان طبعی وجود دارند ، در جهت عمودی با ازدیاد ارتفاع از سطح بحر که از گرم به خشک وسرد ومرطوب تبدیل می گردد ، سریحآۀ قابل ملاحظه می باشد .شرایط اقلیمی در رابط با سطح ارتفاع وهمچنان سمت های جغرافیای تغیر می نماید . جریان عملیت جنگل کاری نیز در همه جا یکسان نبوده ، مطابق یه خصوصیات وشرایط اکولوژیکی آن عیار می گرد .این که کدام یکی از کنگوری های احداث جنگل ها خیلی مهم بوده واهمیت حیاتی را دارا می باشد ،در رابط با شرایط محیطی واقتصادی هر کشور فرق می نماید .در کشر ما اجرای جنگل کاری که اهداف اقتصادی تعیین نماید ،اهمیت فروان دارد . یعنی اینکه کلیه جنگلهای طبعی قطع شده از طریق جنگلکاری مصنوعی اخیا وسطح تولیدی آنها افزایش یابد .زیرا اگر در این نوع ساحات تدابیر فوری احداث جنگلها اتخاذ نگردد امکان ساحات عاری از فرش درختی افزایش یافته محیط طبیعی جنگل به صحرا مبدل گرردد . مسلم است که این نوع جنگلها به شکل طبیعی (از اثر ریزش تخم ونوده های کنده ای )نیز احیا شده می توانند ،ولی اینکه خیلی بطی بوده ودر شرایط کشور ما نتیجه مطلوبی به دست نی دهد ،نباید خیلی زاید مورد توجه قرار گیرد. علاوه بر جنگلکاری ای که اهداف اقتصادی را تآمین می نماید، در کشور ما به منظور ایجاد فضای سبز وبر آوردن اهداف محافظوی نیز اهمیت فوق العاده دارد. درین مورد باید محافظت خاک (جلوگیری از فرسایش خاک) محافظت مناطق مسکونی ،ایستگاه های برق ،شبکه های آبیاری ،راهها ،زمینهای زراعتی ودامنه های کوهها وغیره مورد توجه جدی قرار گرفته شود.
جلوگیری از لغزش وفرسایش خاک با استفاده از تطبیق عملیات جنگلکاری خیلی ارزان وموثر بوده ،دراین زمینه نتائج خوبتری به دست می دهد. ایجاد محلات سبز مخصوصآ در بین واطراف شهرها که در کشور ما ندرتآ صورت گگفته است. باری تفریح اهالی ، تهیه وتولید اکسجن تصفیه هوا ف اهمیت فوقالعاده دارد . علاوه بر این در صورتی که شهرها ،نواحی ابرات تاریخی وراهها به وسیله فرش درختی تزئین گردند ، توجه سیاحین جلب گردیده ، اقتصاد کشور تقویه می گردد ،جنگل به تنها صدای بلند را کاهش می دهد ،رنگ سبز برگهای آن تسکین دهنده ای اعصاب مس باشد که در این صورت نیز باید درمحلات مسکونی ایجاد وحفاظت گردد .
به نتخاب انواع درختان به منظور جنگل کاری مصنوعی
در پهلوی سایر موضوعاتی که در رابط با جنگلکاری مصنوعی مد نظر گرفته می شود، یکی هم انتخاب نوع درخت است که باید به صورت دقیق صورت گیرد به هر اندازه ای که انتخاب انواع به نحوصحیح صورت گیرد ،به همان اندازه از عملیات جنگلکاری نتایج خوبی به دست مس آید یعنی اینکه در صورت آن موضوعات مربوط به سرسبزی ،سطح تولیدی ،احیای خود بخودی (احیای طبیعی )وغیره جمعیت درختان جنگلی تآمین وبرآورده گردیده ،قسمتهای دیگر کار جنگلکاری مانند آماده ساختن زمین ،روش وتخنیک کار ، مراقبت از جمعیت های جوان جنگلی وغیره آسان می گردد. هرگاه شرایط محیطی به خواست وخصوصیت زندگی نهالها مطابقداشته باشد ، جمعیت آنها به زودی استحکام یافته ، بالاخره به یک جنگل سالم که سطح تولیدی بلندتری را دارا می باشد ، تبدیل می گردد .
در مورد انتخاب درخت ،موضوعات دیل مد نظر گرفته می شود .اولتر از همه باید نوع ویا انواع انتخاب گردن که اهمیت اقتصادی بزرگتری را دارا باشند . ثانیآ محل غرس این انواع باید از لحاظ شرایط محیطی جوابگوی خواست وتقاضای زیست آنها باشد .در نهایت امر با تجارب محیطی ای که اگر در این زمینه صورت گرفته ویا موجود باشد ،مطابقت داشته باشد .
اهمیت اقتصادی انواع درختان جنگلی را می توان در پرتو خصوصیات بیولوژیکی وتخنیکی آنها جستجو ودریافت نمود . خصوصیات مهم بیولوژیکی یک درخت عبارت از سرعت نمو ،دیر سبزی در طول فصل نمو ،مقاومت علیه اوضاع نامناسب اقلیمی مقاومت علیه امراض وآفات وغیره بوده وخصوصیات بهتر تخنیکی آن عبارت از راست بودن ساقه ، پر بودن چوبی ، شاخه بری خود بخودی ، کیفیت بهتر چوب ، (تکسچر بهتر چوب) حائز بودن بعضی ار محصولات فرعی وغیره می باشد .
در عصر حاضر انتخاب نوع نهال برای جنگل کاری مصنوعی به اساس کیفیتهای بهتر تخنیکی وبیولوجیکی حل وفصل نشده ، بلکه در بین انواع نخست اکوتایپهای با ارزش انتخاب گردیده ومتعاقبآ در بین آنها بیوتایپهای مطلوب را جدا ومورد استفاه قرار می دهند . تنوع اکوتایپ که فورمها با ارزش اقتصادی را دز رابطه با مقاومتهای طبیعی در بر می گیرد . از اصر تغیرات شرایط جغرافیایی به جهت های افقی وعمودی (اقلیم خاک وعوارض زمین) ناشی می شود ،چه تنوع بیوتایپ که در افراد جداگانه قابل ملاحظه است ، آن نوع فورمهای با کیفیت اقتصادی را احتوا می کند که دارای ارزشهای تخنکی وبیولوژیکی باشد .
از اینکه کلیه خصوصیات بهتر تخنکی وبیولوژیکی را نمی در یک نوع واحد درخت سراغ نمود ، بنآء بهتر است پروسه انتخاب به شکل نسبی که در خلال آن مهمترین کیفیت های آنها مد نظر گرفته شود. عملی گردد . با همه حال در جریان این اصل مسئله دیگری که انواع محلی مورد استفاده قرار گیرند ویا خارجی نیز مطرح گردیده وباید مورد توجه قرار گیرند . این مورد باید از همه اولتر به انواع محلی در حالی که خصوصیات با ارزش آنها مد نظر باشد ، رجحان داده شود .
انواع وفورمهای محلی در نتیجه یک دوره ای طولانی حیات به شکل طبیعی توافق زیست نموده اگر در محلات رشد طبیعی خود مورد استفاده قرار گیرند.
نتایج مطلوبی به دست مس دهند. بعضآ ممکن است انواع خارجی ای که شرایط محیط زیست آنها به شرایط محیطی محل مورد نظر مشابه بوده حائز کیفیت بهتر باشد مورد استفاده قرار گیرد .
تشکل جمعیت نونهالان جنگلی
جنگلها از نقط نظر تشکل معمولا خالص ویا مخلوط می باشند . جنگلهای خالص به آنها اطلاق می گردد که از یک نوع درخت تشکیل گردیده باشند وجنگلهای مخلوط به آنها گفته کی شود که در تشکل آنها دو نوع درخت و یا بیشتر از آن موجود باشد. جنگلهای مخلوط وهمچنان خالص دارای یک سلسله برتریها و نواقص بوده که باید دقیقآ ارزیابی گردیده ، به اساس جنگل آینده را تشکیل می دهد تعین گردد. جنگلها نسبت اینکه دو طبقه ای ویا چند طبقه ای هستند ، در یک ساحهء واحد مقادیر بزرکتر چوبی را تولید می نمایند . گذشته از آن در بین این نوع جنگل ها درختان ساقه راست پر چوب وعاری از زخها که کیفیت تخنیکی بهتری ار دارا می باشند ، به بار آیند . جنگل های مخلوط در رابطه با تحفظ وتنظیم جریان آبها ، محافظت وبهبود کیفیت خاک امکانات بهتری دارا بوده ، بالای خاصیت فزیکی وکمیاوی آن اثر مثبت می گذارد . از اینکه مقاومت آنها در برابر امراض قارچی ، حشرات ، حریق وهمچنان شرایط ناگوار اقلیمی زادتر است . از این نگاه اهمیت دارند. نواقص جنگلهای مخلوط این است که ایجاد وتنظیم آنها به دشواری صورت گیرد. جنگلهای خالص نسبت اینکه به سهولت ایجاد ونتظیم گردیده ودر عین حال چوبهای پر حجم ساختمانی را در یک ساحهء واحد به یک فیصدی زیادتری تولید می نمایند ، نیز باید وقتآ فوقتآ مورد توجه قرار گیرند . به منظور تولید پایه ها برای استخراج معدنیات ،استحصال مواد خام فرعی ، تولید چوبهای حجیم در یک مدت کوتاه ودر موارد انواع زودرس درختان مانند فورمهای مختلف چنار وبید اغلبآ جنگلهای خالص را برتری می دهند .
در همه کشور های جهان احداث جنگلها مطابق به اهدافی که از آنها متصور است ، هم به شکل حالص وهم به شکل مخلوط صورت می گیرد ، ولی باید خاطر نشان ساخت که در شرایط کوهستانی باید به جنگلهای مخلوط رجحان داده شود .
از تذکرات فوق نتیجه گیری می شود که در مورد چگونگی تشکل جمعیت نونهالان سه موضوع ذیل یعنی اهداف اقتصادی ، شرایط محیطی وخصوصیات بیولوژیکی انواع درختان خیلی مهم بوده ، باید مورد توجه قرار گیرد .
انبوهی جمعیت نونهالان جنگلی
موضوعی انبوهی جمعیت نونهالان در رابطه به روشهای تنظیم جنگلات وهمچنان از نقطه نظر اقتصادی اهمیت فراوان دارد . زیرا سطح تولیدی جنگل ومقاومت آن در برابر امراض وآفات ، کیفیت تخنیکی چوب ، شکل ساقه وتاج ، تکرار وتداوم یکه کاریها وغیره به چگونگی انبوهی جنگل رابط مستقیم دارد .
/از تجاربی که صورت گرفته ، ثابت شده است که انبوهی زیاد ، سطح تولیدی جنگل را افزایش نمی دهد . مثلآ خیلی زیاد دیده شده است که جمعیتهای انبوهی نسبت به آنهای که انبوهی متوسط دارند ، ذخایر کمتر چوبی را دارا می باشند . در جمعیت های انبوه نسبت به اینکه ساقه های درختان آنها باریک وضعیف بوده ،یکه کاری خودبخودی که خیلی سریع می باشد برخلاف آن قطر درختان جمعیت های تنک بزرگتر بوده ولی ساقه های آنها اغلبآ زخدار وچوب آنها فاقد کیفیت بهتر تخنیکی می باشد. علاوه برآن در جمعیت های انبوه عملیات یکه کاری خیلی وقت آغاز گردیده ، زود زود تکرار می شوند که دراین صورت پروسه تنظیم وتربیه جنگل مصارف اضافی را ایجاب نموده ،محصول نهای قیمت تمام می شود .در گذشته ها برای اینکه بتواند چوب را باکیفیت بهتر تولید نمایند ،جمعیت های نونهالان را با انبوهی زیادتری ایجاد می نمودند . یعنی اینکه در هر هکتار ساحه جنگل به تعداد (50000- 100000 )نهال را غرس می نمودند ، زیرا تصور بر این بود که جنگل های انبوه فضای ساحه را بهبود بخشیده ، تحت تاثیر آن خاک جنگل به خودی خود حفاظت می گردد . درینصورت در بین این نوع جنگل ها تشکل یکه کاری خود به خودی آنها در سالهای اول عمر نظر به اوسط نموی زمانی جمعیت های نیمه انبوه کمتر بوده وتنظیم آنها ایجاب مصارف وزحمت اضافی را می نماید. بناء در اوایل قرن اخیر تایئد گردیده که محیطی وامکانات موجود اقتصادی بین 100000-200000 نهال در هر هکتار مد نظر گرفته شود . پیشرفتهای اخیری که در عرصه ساینس وتکنالوژی به وجود آمده است،در حال حاضر روی ایجاد جمعیت های تنک تآکید می نمایند . علت آن را می توان از برتریهای اقتصادی وبیولوژیکی این نوع جنگلها که ذیلآ توضیح می گردد ، ناشی دانست .
الف) برتریهای اقتصادی
1.مصارف ایجاد ونگهداری این نوع جمعیت های بین 50-100 فیصد وبعصا حتی 200 فیصد نسبت به جمعیت های انبوه کمتر محاسبه می گردد
2.در بین جمعیتهای تنک تولید چوبهای باریک کمتر گردیده وتولید چوبهای زخیم افزایش می گردد .
3.در این نوع جمعیت ها ساقه های بدون زخ (به شکل مصنوعی ) به قیمت نسبت کمتر تولید می گردد .
4. منکانیزه ساختن تاسیس ونگهداری جمعیتهای درختان به سهولت امکان پذیر می گردد .
5.تخم ونهال های اصلاح سده مورد اسفاده قرار می گیرد .
ب) برتریهای بیولوژیکی
1. بین انبوهی ونموی زمانی قطر درختان رابطه ای موجود است که در جمعیتهای تنک ازدیاد قطر را امکان می سازد .
2.پر چوبی ساقه ها وشاخه بری خود به خودی آنها نه تنها از اصر انبوهی زیاد جمعیت ها به دست می اید بلکه با استفاده از انواع اصلاح شده در جمعیتهای تنک نیز تامین گردیده می تواند
3. در صورت تطبیق تدابیر موثر جنگل کاری یک تساوی مطلوب بین انبوهی ابتدای جمعیتهای تنک وانبوهی پختگی افتصادی آنها حفظ می گردد .جمعیت های دوامدار ،موثر وحائز سطح بزرگ تولیدی که بتواند اهداف جنگل کاری در شرایط موجود محیطی واقتصادی یه نحوی مطلوب تامین نماید ، وقتی بوجود آمده می توانند که در هنگام ایجاد آنها یک انبوهی معتدل رعایت گردد .اینکه انبوهی معتدل ابتدای کدام است ودر مورد انواع مختلف درختان وشرایط جداگانه محیطی به چه شکل تثبیت می گردد، ایجاب تحقیقات ومشاهدات طولانی را می نماید ، در این زمینه تحقیقات لازم در خارج از کشور صورت گرفته که برخی از انها به ترتیب ذیل نقل می گردد.
در کشور آلمان در رابطه به انبوهی نونهالان کاج سفید (Pinus silvestris) فاصله بین نهال را 2/1×3/0 متر یعنی 27780اصله در هر هکتار برای تولید چوب های ذی قیمت و6/.0×3/1 متر یعنی 12830 اصله درهرهکتاربرای تولید چوبهای ساختمانی تثبیت نموده اند. درکشوربلجیم انبوه کمتری را دراین مورد یعنی 25/1×50/1 متر(5300) اصله نهال درهرهکتارمد نظرمیگیرند. درکشورفرانسه فاصله بین نهالهای کاج سفیدوکاج سیاه(Pinus nigra) را 3/1×5/1 متر و4444 اصله نهال درهرهکتارتعیین نمودند. درمورد سرب(Picea SPP) معمولا انبوه کمتری رامد نظرمیگیرند. درکشورالمان فاصله بین نهالهای 4 سال(2+2) 2/7×1 مترو3×1 متربالترتیب 3700 و3333 اصله درهرهکتارتعیین گردیده. درکشوربلجیم انبوه کمتری یعنی 2×2 مترویا 2500 اصله درهرهکتاررعایت میشود. درمورد بجور(Abies spp) فاصله بین نهالها به اندازه 5/1×5/1 متر یعنی 4444 اصله درهرهکتاریک انبوه مناسبی رابوجود اورده رعایت ان سفارش گردیده.
دررابطه با جمعیت های کاج سیاه که علیه فرسایش خاک ایجاد گردیده بودند، ازدونوع انبوه مختلف نخست 2/1×3/1 مترویا 6400 اصله نهال درهرهکتاروچند سال بعد 2×2 مترویا 2500 اصله درهرهکتاراستفاده گردیده است. سطح تولیدی هردوجمعیت مذکوردرجدول (1-3) نشان داده شده است.


جدول 1-3 سطح تولیدی دونوع انبوهی جمعیتهای درختان کاج سیاه
انبوهی
عمر
تعداد درختان
ارتفاع
قطر
اوسط ارزشها

درابتدا

درسال
1965
حجم عمومی
نموی زمانی
2×2
66
2500
1110
2/21
23
357متر مکعب فی هکتار
4/5متر مکعب

3/1×2/1
72
6400
1520
20
19
404متر مکعب فی هکتار
6/5متر مکعب

از جدول 1-3 توضیح می شود که اوسط نموی زمانی هر دوجمعیت تقریبآ یکسان بوده ولی تشکل سورتیمنت ها به اساس قطر وسطی قضاوت می شود، در جمعیت درختان تنک نسبتآ بهتر می باشد . بناء می توان نتیجه گیری نمود که در مورد فوق فاصله بین نهالها به اندازه 2×2 متر یک انبوهی مناسبی را تمثیل می نماید .
ب)نواقصبذر پاشی
تخمیانجاتی که به منظور بذر مورد استفاده قرار می گیرند ، اغلبآ توسط حیوانات وپرندگی مورد حمله قرار گرفته ،طور دسته جمعی نابود می گردد.
2. در حالی که شرایط مساعد باشد ،تطبیق طرز بذر افشانی می تواند ، موفیقت آمیز باشد ، ولی از ان در شرایط ناگوار ،اقلیمی مثلی که در کشور ما حکمفرما است نتایج مطلوبی به دست آورد.
3. نوجستهای که از طریق تخم به وجود می آیند در اوایل عمر خیلی ظریف بوده ، از اثر سردی ،فراستها ، تابش اشعه گرم آفتاب ، خشکی وغیره متضرر گردیده ، از بین می رود .
ج) برتریهای نهالشانی
1.میتودهای نهالشانی در مورد زیادی نسبت به طرز بذر افشانی موفقیت آمیز می باد . ز
1.میتودهای نهالشانی در موارد زیادی نسبت به طرز بذر افشانی موفیقت آمیز می باشد . زیرا نهالها در برابر شرایط ناگوار محیطی مقاومت داته ، در سال های اول عمر به سرعت نمو کرده ،جمعیتهای خوبی را ایجاد می نمایند .
2.از طریق نهالشانی طبق اهدافی که از یک جنگل متصور است ، انبوهی معتدل جمعیتها ، تنوع لازم درختان وتقسیم مساویانه آنها روی ساحه به نحوی مطلوبی بر اورده می گردد
3. چون از طریق نهالشانی انبوهی معتدل جمعیت ها براورده می شود ، بنائآ از یکه کاری زودتر وتکرار مزید آنها مثلی که در میتودهای بذر افشانی صورت می گیرد صرف نظر به عمل آید.
د) نواقص نهالشانی
1. از اینکه نهالها ب ریشه های برهنه از ساحه قوریه کشیده می شوند . بعضآ به زود ترین فرصت خشک گردیده ، نابود می شوند . گذشته از آن گاهی ساقه وپندک های ان نیز در هنگام ترانسپورت ویا غرس دوباره آنها متضرر گردیده از فیصدی چسپش انها در ساحه جنگل کاری کاسته می شود .
2. در مورد میتودهای نهالشانی معمولآ بلند ویا پائین غرس گردیده ،ریشه های آنها تغیر شکل می یابند که در این صورت از سرعت نموی آنها کاسته شده ویا اینکه در شرایط خشک محیطی حتی از بین می رود .
3. نهالشانی یک عمل بطی بوده ایجاب مراقبتهای بیشتری را می نمایند . اغلبآ نسبت قیمت گزاف نهالها غیر اقتصادی تمام می شود.
با در نظر داشت برتریها ونواقص میتودهای نهالشانی در رابطه با اینکه کدام یکی از آنها باید انتخاب گردد ،شرایط آتی مد نظر گرقته می شود .
- شرایط طبیعی ساحه جنگل کاری (اقلیم ،خاک ، عوارض زمین وغیره ).
- مشخصات بیولوژیکی انواع نهالها وشرایط اقتصادی .
با همه حال به شکل نسبی می توان خلاصه نمود که در اراضی کوهستانی ، جایی که شرایط مرطوب اقلیمی حکمفرما باشد ، باید از میتود بذر افشانی ودر نواحی هموار وخشک از میتود نهالشانی استفاده گردد.
طرزالعمل نهالشانی
به منظور ایجاد جنگلهای مصنوعی ار طرزهای مختلف نهالشانی استفاده می شود که به ترتیب آتی بررسی گردد.
1.غرس نهل در بین چقرک یکی از میتودهای قدیمی بوده نسبت به سایر میتودها نتایج خوبتری به دست می دهد . در صورتی که حفر چقرکها ذریعه دست اجرا گردد. خیلی بطی صورت گرفته ودر عین حال گران تمام می شود. از اینکه در کشور ما وسایل ماشینی برای حفر چقرکها رواج ندارد وضمنآ قوای بشری ارزانتری به این منظور در اختیار گرفته می تواند . بناء تطبیق آن از لحاظ اقتصادی قابل بحث نمی باشد. حفر چقرکها طوری صورت می گیرد که نخست ساحه ای جنگلکاری از مواد اضافی مانند سنگ ، بته ،علف وغیره پاک گردیده ، به فاصله معینی از همدیگر مطابق به سایز واندازه ای نهالها مورد غرس ذریعه وسایلی مانند بیل، کلند وکج بیل آماده می گردند . فاصله بین نهالها وقطار به اساس هدفی که از جنگل آینده متصور است. تعین می گردد. قسمی که تذکار یافت ،چقرکها به اندازه ای حجم ریشه نهل حفر می گردد، چه در کشور ما علی الخصوص در کشور کوهستانی بهتر است به عمق 80 سانتیمتر الی یک متر وعرض 60 سانتیمتر برای نهالهای(2+2،1+2 ،2+3 ) احداث گردند . به همه حال بهتر است بزرگی آن به اندازه ای باشد که ریشه نهال به راحتی بدون اینکه کج ویا قات گردد،در بین آن جاگزین گردیده بتواند . در وقت جفر چقرکها باید دقت شود خاک زنده (سطح خاک تقریبآ به عمق 20 سانتمتر ) در یک طرف چقرک وخاک متباقی آن که خاک مرده است به طرف دیگر آن ذخیره گردد. وقتی که چقرکبه ترتیب فوق آماده گردیده،نهال ها در بین آن به شکل عمودی قرار داده الی حلقه فوقانی ریشه که با ساقه ای آن پیوست است ، ذریعه خاک فوق الذکر طوری پر گرددکه خاک زنده در اطراف ریشه قرار گیرد . سعی شود که نهال به شکل نورمال یعنی یه بالا ونه پائین غرس گردد. هنگامی که نهال به این ترتیب غرس گردید، شخص ماهری آن را باید از قسمت فوقانی آن محکم گرفته ، ذریعه پاه چهار اطراف چقرک را نسبتآ آهسته که ریشه ها را متضرر نسازد ، به طرف پائین فشار دهد. تا نهال در بین آن استحکام یافته ، ذریعه باد ویا کدام عامل دیگری ریشه کن نگردد. کاملآ ضروری است که نهالها بعد از غرس بلافاصله آبیاری گردد.
2. غرس نهال در بین چاکها
احداث چاکهای عمودی ویا قایم الزاویه (شکل 1-3) به منظور غرس نهالها ذریعه آلات مخصوصی مانند کتمن،جبل نهالشانی ویابیلچه ای که به شکل فانه ساخته می شود،صورت می گیرد . در مورد باز نمودن چاکهای عمودی معمولآ از جبلهای آهنی (شکل2-3) استفاده میشود. این اله رامیتوان درزمینهای نرم به سرعت واسانی استعمال نمود، ولی سوراخهایی که به وسیله ان ایجاد میشود، کوچک وفشرده بوده، برای غرس نهالها نسبتا غیرمساعد میباشد. هنگامیکه نهال دربین ان به منظورغرس فروبرده میشود اغلبا ریشه های ان تغییرشکل داده ازسرعت نموی ان کاسته میشود. دراین طرزنهالشانی دونفرمصروف کارمیشوند، یکی ان به وسیله جبل اهنی چاکهارابازمی نماید ودونفردومی نهالهارا یکایک درچاکها فروبرده ، انها رابسته می نماید. اخیرا درمورد این نوع نهالشانی ازاحداث چاکهای قائم الزاویه که خیلی عملی ومناسب است استفاده میشود. این چاکها ذریعه کتمن که درخاک فروبرده شده وبعد ازنمودن کتمن خاک خود به خود به حالت اولی خود امده ریشه نهال را می پوشاند. ازمشا بلند نمودن ان چاکی را به زاویه 45 درجه ایجاد مینماید، احداث میگردند. نهال تقریبا به شکل مایل درچاک گذاشته شده درصورت بلند نمودن کتمن خاک خود به خود به حالت اولی خود امده ریشه نهال را میپوشاند. ازمشاهدات طولانی ای که دراین مورد صورت گرفته توضیح میشود که نهالها بعد ازیک مدت کوتاه استقامت اولی خود را بازیافته رشد ونموی ساقه تاج وریشه ان کاملا نورمال گردیده وهیچ نوع فرقی را با نهالهایی که طورعمودی غرس میشوند ظاهرنمیسازد.
شکل 1-3 غرس نهالها در بین چاکهای عمودی


شکل 2-3 جبل آهنی برای احداث چاکها


شکل 3-3 غرس نهالها در بین چاکهای مایل

وقت نهالشانی:
نهالشانی معمولآ در فصل بهار (بعد از آب شدن یخها ، بیدار شدن نهالها ) ودر فصل خزان (بعد از ریختن برگها الی یخبندان خاک ) صورت می گیرد. اگر محلی دارای زمستان گرم وعاری از برف باشد ، نهالشانی می تواند در فصل زمستان نیز اجرا شود. در صورتی که نهالها در بین خریطه های پلاستیکی تحت نموی نباتات انجام داد.
نهالشانی بهاری وخزانی دارای یک سلسله برتریهای مهم بیولوژیکی می باشد ، زیرا ریشه ها در این دو فصل سال نموی سریع داشته ، ضررهای که در وقت نهالشانی به آنها وارد آماده باشد ، آنرا به اسرع وقت ترمیم نموده ، چسپش نهال را به سهولت امکان پذیر می سازد. فصل تابستان مخصوصآ در اوقات گرم وخشک ودر مواردی که رشد سریع نباتات در جریان باشد ، برای نهالهای که با ریشه های برهنه غرس می شوند ، نا مناسب می باشد. اگر لازم باشد ، که نهالشانی در این فصل سال نیز صورت گیرد ، باید نهال ها همراه با گل آن از خاک کشیده شده وغرس گردند.
با همه حال باید خاطر نشان گردد که در شرایط کشور ما بهترین فصل نهالشانی فصل بهار بوده وباید بلافاصله بعد از تبخیر برف واب شدن یخها عملی گردد. اگر پلان نهال شانی در این فصل سال به صورت کلی عملی نگردد، باید در فصل خزان به عنوان فصل درجه دوم نهالشانی اجرا وعملی شود.
طرز العمل اذر افشانی (تخم پاشی )
احداث جنگل از طریق بذر افشانی
1.بدر افشانی مکمل (بذر افشانی آزاد) : بذر افشانی آزاد را باید در زمینهای که قبلآ قلبه وآماده گردیده باشد ، چه در مواردی که زمین قلبه وآماده نشده باشد ، بالای زمینهای ریگی وبالای برف که اغلبآ در جنوب فرانسه ویا کشور های سکندناوی اجرا می گردد، نیز نتیجه خوبتری می دهد . در کشورهای پیشرفته جهان بذر افشانی مکمل را ذریعه سیاره که 200-300 هکتار ساحه زمین را در یک ساعت تخم پاشی می نماید ، انجام می دهند .
2.بذر افشانی غیر مکمل : برای اینکه از مصارف قلبه وآماده نمودن تمام ساحه جنگل کاری جلوگیری شده ودر مقدار بذر تخم کاهیشی به عمل آمده باشد ، اخیرآ از اشکال مختلفه ای بذر افشانی غیر مکمل که به ترتیب آتی توضیح می گردند ، استفاده می شود .
الف) بذر تخم در بین خطوط شدیار: این نوع بذر افشانی در ساحات هموار ویا در ارراضی ای که میلان کمتر داشته وقلبه شده بتواند ، عملی می گردد.
در این نوع موارد خطوط شدیار که به فاصله 1-2 متر از همدیگر باز می گردند ، بستر اصلی تخم را تشکیل می دهند. تخم درختان در قسمت قاعده خط شدیار به فاصله 5/0-1 متر (در موارد تخمهای بزرگ ) ویا نسبتآ انبوه (در مورد تخم های کوچک) به وسیله دست ویا ماشین کاشت به اندازه جسامت آن ذریعه خاک مستور می گردد.
کشت تخم در بین خطوط شدیار یکی از میتودهای اقتصادی وارزان جنگلکاری بوده ، در موارد تخمهای بلوط ، چهار مغز، پسته وغیره نتایج خوبی به دست می دهد .
ب) بذر تخم در بین کردها : بذر افشانی در بین کردهای که قبلا آماده می گردند به سه شکل آزاد یعنی بذر تخم در تمام ساحه کرد، به شکل قطار در بین خطوط شدیار که در ساحه ای وسطی کرد باز می گردند ویا به شکل گروپ وار در بین 3-5 آشیانه بذری که در ساحه کرد احداث می شوند. صورت می گیرد. از اینکه در مورد طرز اولی یک مقدار زیاد تخم به مصرف رسیده ومراقبت بعدی آن نسبتآ مشکل تر می باشد،کمتر مورد تطبیق قرار می گیرد. کشت تخم به شکل قطار که در بین خطوط شدیار صورت می گیرد ، اغلبآ در مورد ایجاد زون های محافظوی وسیعآ استعمال می شود. در صورت تطبیق این میتود از مصرف تخم زیاد جلوگیری به عمل آمده ونرم کاری چهار اطراف نهالها به سهولت امکان پذیرمی گردد. بذر گروپ وار آشیانه ای نسبت اینکه نواقص زیادی را در بر داشته ، اخیرا به وسیله بذر قطار اشیانه ای تعویض گردیده است .
3. بذر تخم در بین سوراخهای کوچک : بذر تخم در بین سوراخهای کوچک خیلی اقتصادی بوده ، به سرعت اجرا می گردد. تطبیق این میتود در زیر تاج های درختان بزرگ نسبت به ساحات برهنه مساعدتر می باشد. در این صورت سوراخهای کوچک ب وسیله کتمن ویا چوب راست باز گردیده ، 2-3 دانه تخم در بین هر کدام آن فرو برده شده ، ذریعه خاک مستور می گردند. سوراخهای باید در حدود 50 سانتیمتر از همدیگر احداث گردند .
وقت بذر افشانی
اغلب انواع تخمها در فصل خزان ویا بهار کشت می شوند ولی تخمهای (پشه خانه ، ریمه وغیره ) نیز وجود دارند که در فصل تابستان همزمان بعد از پخته شدن آنها نز کشت می شوند. از اینکه قوه نامیه تخمهای متذکره الی خزان ویا بهار سال آینده حفظ شده نمی تواند وبه سدعت از بین می رود ، بناء کشت تابستانی آنها الزامی بوده باید صورت گیرد. تخمهای که می توانند بدون اجرای عملیه ستراتیفیکاسیون stratification)) نمو نمایند ، باید در بهار وآنهای که دارای قشر ضخیم اند ویا خاصیت خوابهای عمیق را دارا باشند بهتر است در خزان کشت شوند. از تجاربی که صورت گرفته ، توضیح می شود که بذر از بجور در فصل بهار وانواع پهن برگان ، مخصوصآ آنهای که دارای قشر ضخیم تر هستند ، در فصل بهار نتیجه خوبتر می دهند. باید دقت گردد که کشت یک کمی وقت تر یعنی همزمان بعد از تبخیر برفها ورفع یخ زدگی خاک صورت گیرد. البته انواعی که در برابر فراستها حساسیت دارند از این امر مستثنا می باشد.
مراقبت از بستر های بذری ونونهالان
مراقبت از بستر های بذری ونونهالان یکی از وظایف مهم جنگل کاری را تشکیل می دهند. بذر تخم ونموی بهتر آنها وهکذا غرس وچسپیدن بهتر نهالها به این معنی نیست که جمعیت های مطلوب درختان ایجاد گردیده وکار جنگل کاری به اتمام رسیده است. البه این یک آغاز بهتر کار است که باید برای چند سال آینده حفظ گردیده ومتعاقبآ بهبود یابد. جمعیت نونهالان معمولآ در ساحات برهنه که دارای شرایط ناگوار محیطی می باشند ، به وجود می آیند. در این نوع شرایط محیطی رشد ونموی آنها به تنها از اثر شرایط نا مساعد اقلیمی ، بلکه از طریق امراض وحشرات مضره نیز به اشکالاتی مواجه می گردد. در حالی که اگر تدابیر لازم برای بهبود شرایط محیطی ومجادله علیه امراض وآفات اتخاذ نگردد، ممکن است وضع کیفی آنها به مخاطره افتیده ومتعاقبآ به شکل تدریجی محو ونابود گردند. تدابیری که در رابطه با حفظ ومراقبت این نوع جمعیت ها اتخاذ گردیده می تواند عبارت اند از :
1.بهبود شرایط محیطی در داخل واطراف جمعیت های نوجستها ونونهالان .
2. حفاظت نهالها در برابر شرایط ناگوار اقلیمی .
3. پر نمودن جای خالی آن تعداد نهالهایی که از اثر امراض ویا آفات از بین رفته باشند .
بهبود شرایط محیطی جمعیت نونهالان
آماده نمودن زمین برای جنگل نخستین مرحله بهبود شرایط محیطی نهالها به شمار می رود. آماده نمودن بعدی زمین واز طریق آن تسریع رشد ونموی نهالها مرحله بعدی بهبود شرایط محیطی را تشکیل می دهد. اگر شرایط محیطی جمعیتهای نهالها کاملآ گورا می باشد ، با آنهم نمی توان بدون اتخاذ تدابیر لازم جمعیتهای با ارزش جنگلی را ایجاد نمود. چه در مواردی که شرایط طبیعی خیلی ناگوار بوده ، یعنی اینکه اگر ارارضی مورد نظر خشک ،فرسایشی ، سنگلاخی ، ریگی، جبه زار وغیره باشد، در آنصورت موضوع حفظ ومرافبت بیش از پیش جدی تر گردیده مورد توجه قرار گیرد.
بهبود شرایط محیطی جمعیتهای نونهالان معمولآ در دومرحله صورت می گیرد. در مرحله اول اتخاذ تدابیر لازم برای بهبود خاک وقسمآ میکروکلایمت الی هنگامی که تاجها تشکیل گردند. در مرحله بعدی تنظیم انبوهی نهالها الی وقتی که به عمر پختگی اقتصادی بالغ گردند. نرم کاری زمین ،تطبیق کودها ، آبیاری ، مجادله علیه علفهای هرزه از آن جمله تدابیری هستند که مثمریت خاک را بهبود می بخشد. در صورت آن وضع کیفی ورژیم آبی خاک بهتر گردیده مسئله رقابت بین علفهای هرز ونهال از بین رفته ، رشد ونموی نهالها بهبود می یابد.
نرم کاری زمین در یک سال یکبار ویا دو مرتبه معمولآ در سالهای اول عمر نهالها (1-4 سالگی ) به وسیله تراکتور ، قلبه گاوی ، ویا به وسیله بیل دستی صورت می گیرد. استعمال این نوع وسایل در رابطه به وضع توپوگرافی زمین فرق داشته ، مطابق با آن عیار ومورد استفاده قرار می گیرد. در هنگام نرم کاری زمین یک قسمت علفهای هرزه ریشه کن گردیده ، باید چیده شده ، کناره گردند . اگر مقدار علفهای هرزه مخصوصآ کبل زیاد باشد ، بهتر است یکبار قبل از نهالشانی وثانیآ بعد از آن از طریق استعمال علفکشها (هربسیدها ) از بین برده شوند. در اراضی خشک وهموار جایی که امکان آبیاری مصنوعی ممکن باشد، بهتر است به منظور تسریع رشد ونموی نهالها سالانه 3-4 بار حتی بیشتر از آن عملی گردد.


























فصل چهارم


انواع جنگلهای طبیعی افغانستان
وطرزتکثیر آنها
فرشهای درختی افغانستان به سیستم افقی وعمودی منطقه بندی گردیده است. فرشهای بته ای که در چوکات منطقه بندی افقی گنجانیده شده اند ، 6 فارمیشن (caligoneta,Halophileta,Haloxiloneta,Tamarixeta,Artemiseta,Zygophileta ) بوده که به ترتیب درجنوب وشمال وجنوب غرب افغانستان دریافت می گردند. بارندگی مناطق متذکره کمتر از 150 ملی متر اندازه گردیده ، خاکهای خشک وریگی را دارا می باشند. فرشهای درختی ای که در منطقه بندی عمودی گنجانیده شده اند، 13 طبقه را در بر می گیرد (جدول 1-4) .
این فارمیشن ها وطبقات درختان جنگلی تحت تاثیر اقلیم وشرایط مشخص اکولوژیکی پدید آمده ، برای طبقه بندی آنها به گمان اغلب از رهنمودهای برون بلانکه (braun Blanquet) که در آن از پرانسیپ نباتات غالب (dominant) پیروی می شود، استفاده گردیده است . اینکهبر پایه مطالعات عمیق اکولوژیکی استوار نیست ، برای تقسیمات تیپولوژیکی فرشهای درختی واستفاده از آن برای پلانهای مشخص احداث کافی پنداشته می شود.
قسمی که از جدول 1-4 دیده می شود ، جنگلهای صنعتی وساختمانی کشور درولایات جنوب شرق افغانستان مخصوصا پکتیا وکنرها (شکل 1-4) انتشار یافته اند.
جدول 1-4 فرشهای جنگل های افغانستان
شماره

ارتفاع از سطح بحر (متر)
بارندگی (ملیمتر)
نوعیت خاک
موقعیت
1
2
3
4
5
6
7
8
10
11
12
13

900-1200
1200-1800
1800-2800
600-800
1800-3800
580-890
850-1300
1300-2100
2100-2800
2800-3300
3000-4000
بالاتر از 4000 متر
150-250
250-400
400-600
600-1100
178-324
320-400
400-700
400-600
500-700
960-1100
1100-120
------
سطحی وسنگلاخی
-------
سطحی،خشک ومرطوب
--------
خشک- تازه
خشک – سنگلاخی
سطحی – عمیق
سطحی—عمیق
سطحی- عمیق،مرطوب
سطحی- عمیق،مرطوب
-------
---------


غرب وجنوب غرب
جنوب شرق ومرکز
غرب، جنوب وشرق
شمال،شمالشرق وشمال غرب
ننگرهار
پکتیا وکنرها
پکتیا وکنرها
پکتیا وکنرها
پکتیا، کنرها ، لغمان
پکتیا، کنرها ، لغمان
شرقی،شمالی ومرکزی

شکل 1-4 مدل جنگلهای صنعتی وساختمانی در منطقه ندهیر ولایت پکتیا






شکل 2-4 درخت لمنز به عنوان پیشتاز در یکی از جمعیت های درختان ولایت پکتیا

این جنگلها به ارتفاع 580 متر از سطح بحر که در ناحیه سواحل دریای کنر وننگرهار اقلیم نیمه استوایی کشور را تشکیل می دهد، آغاز یافته وبه ارتفاع 3300 متر از سطح بحر روی سطوح مرتفع ولایات کنر وپکتیا خاتمه می یابد. بارندگی سالانه در ناحیه نیمه استوایی مذکور بین 178-320 ملیمتر تثبیت گردیده، طوریکه این اندازه بعد از ارتفاع هر 4 الی 500 متر که همزمان با آن طبقات جنگل نیز تجدید می گردد،تغیر یافته و در کمربند فوقانی سالانه به طور اوسط به 960-1100 ملیمتر بالغ می گردد. درجه حرارت قوس نزولی داشته ، در منطقه اقلیم نیمه استوایی بین 40/18-20/21 درجه سانتیگراد ، در طبقه فوقانی ان با تنزیل دودرجه وبالاتر از آن در سه طبقه دیگر با تنزیل تقریبآ هریک پنج درجه سانتیگراد کاهش یافته ودر سرحدات بالایی جنگل به 7/1 درجه سانتیگراد پایین می آید . تغیرات اقلیمی متذکره که ناشی از وضع خاص اکولوژیکی این ناحیه می باشد . اسباب تشکیل جمعیتهای متنوع جنگلی را فراهم آورده است . جمعیتهای متذکره دارای یک پیشتاز مهم که ذریعه انواع درختان دوم بدرقه می شود،می باشد(شکل 2-4).
برای اینکه یک نظرعمومی راجع به وضع کمی وکیفی جنگلهای صنعتی وساختمانی کشور افگنده شده باشد، تقسیمات دیگر تیپولوژیکی در نواحی جنوب شرق کشور نیز صورت گرفته به اجمال آن در جداول (2-4 و2-3) پرداخته می شود.
جدول 2-4 ساحه تایپهای جداگانه جنگل در ولایات جنوب شرق کشور (به هزار هکتار)
ولایات
0
Ia
I
I /I I
I I
I I I
مجموع
کاپیسا
کابل
لغمان
کنر
ننگرهار
لوگر
پکتیا
غرنی
--
--
5/2
5/3
--
2
22
--
--
--
--
18
--
--
5/0
--
--
--
5/4
5/48
3
--
14
--
--
--
20
5/85
14
8
4
-
5/0
5/0
5/44
5/97
30
6
192
2
5/7
5/1
5/142
191
47
12
5/263
5
8
2
214
244
114
28
496
7
مجموع
30
5/18
70
131
373
690
1313

جدول 3-4 حد اقل ذخایر چوبی قابل استفاده (به هزار متر مکعب)
ولایات
Ia
I
I/II
مجموع
کاپیسا
کابل
لغمان
کنر
ننگرهار
لوگر
پکتیا
غرنی
--
--
--
4500
--
--
125
--
--
--
450
4850
300
--
1400
--
--
--
500
2137
350
200
100
--
--
--
950
5/11487
650
200
1625
--
مجموع





ارقام جداول (2-4 و3-4) در سال 1971 جمع آوری گردیده ، حروفی که در بین آنها به کار رفته اند، تایپهای آتی جنگلها را مشخص می سازد.
1.تایپ -0-ساحاتی که بالاتر ار سرحد فوقانی جنگل قرار می سارد.
2. تایپ –Ia- جنگلهایی که رشد بهتر داشتته وذخایر زیاد چوبی ر دارا می باشند.
3. تایپ-I--جنگلهای اقتصادی قابل استفاده.
4.تایپ-I/II- جنگلهای که وابسته به جنگلهای اقتصادی بوده، ولی ذخایر زیاد کمتر چوبی را دارامی باشد.
5. تایپ –II-ساحات جنگلی ای که اکنون دارای ذخایر چوبی قابل استفاده نمی باشند.
6. تایپ –III-ساحاتی که عاری از فرش درختی بوده ویا اینکه اهمیت اقتصادی کمتر دارند.
از مجموع ارقام جداول (2-4 و3-4) برمی آید که ساحه ای جنگلهای صنعتی وساختمانی کشور 1313000 هکتار وذخایر چوبی قابل استفاده آنها به 14912500 متر مکعب بالغ می گردد، از جمله ساحه ای جنگلهای متذکره به اندازه ای 444000 هکتار آن در کنرها و496000 آن در پکتیا نشان داده شده است که به ترتیب 11487500و1625000 متر مکعب چوب قابل استفاده را دارا می باشد. این ارقام نشان می دهد که هر دو ولایت در حدود 71% مجموع جنگلهای صنعتی وساختمانی کشور که بزرگترین ارقام ذخایر چوبی را نیزرا نیز دارا می باشد،تشکیل می دهند. پس به صراحت می توان تذکر نمود که ساحات متذکره تحت تاثیر مستقیم اقلیم مونسونی هند قرار داشته وبالاتر ممکن گردیده است که جنگلهای خوبی از درختان لمنز ، بجور، نشتر، جلغوزه ،بلوط،زیتون وغیره به شکل طبیعی پدید آمده ورویهمرفته توسعه وگسترش یافته اند.
ازخلال طبقه بندی درختان جنگلی وتقسیمات تیپولوجیکی آنها توضیح می شود که عوامل محیطی امکان جاگزینی یک نوع ویا انواع مختلف نباتات درختی را در ساحات مختلف جغرافیایی فراهم آورده ، زیست وحیات آنها را تضمین نموده ویا این را به محو ونیستی مواجه ساخته اند.
به همه حال جنگلهای مهم طبیعی افعانستان به صورت کل به انواع سوزنی برگان وپهن برگان از هم تفریق گردیده که اوصاف بیولوژیکی وطرز تکثیرهرکدام آن به ترتیب ذیل توضیح می شود.
الف)جنگلهای سوزنی برگان
برای ایجاد جنگلهای جدید امروز در اغلب کشورهای جهان سوزنی برگان را ترجیح می دهند . این نوع جنگلها برتریهای مزیدی را دارا می باشند. چوب آنها وضع کیفی بهتر داشته ، در صنایع چوبی وساختمان ها وسیعآ استعمال می گردد. انواع سوزنی برگان به طور اوسط چوبهای ضخیم تری را نسبت به انواع پهن برگان تولید می نمایند. پس در حالی که شرایط محیطی مانع رشدوانکشاف آنها نباشد،توصیه می شود که در موارد جنگلکاری مصنوعی ویا احیای جنگل های طبیعی به انواع سوزنی برگان ترجیح داده می شود . از جمله انواع سوزنی برگان محلی درختان لمنز،سرپ، نشتر،اوبخت وجلغوزه خیلی مهم بوده ،ایجاب می نمایند در مورد جنگلهای جدید مورد استفاده قرار گیرند. از انواع خارجی درختان کاج سفید،کاج سیاه،ناجوکه قبلا به کشورما معرفی گردیده اند، نیز نتیجه خوبتر داده ، باید در موارد ایجاد زونهای سبز،بادشکنها وجمعیت های محافظوی مورد توجه قرار گیرند . ساحه انتشار،خصوصیات بوتانیکی وطرز تکثیر هر کدام آن به ترتیب آتی توضیح می گردد.
1.درختان لمنز Cedrus deodara))
درختان لمنز به طور طبیعی در نواحی شمال وغربی همالیا،قسمتهای شمالی بلوچستان ومناطق جنوب غربی افغانستان انتشار یافته است . در کشور ما به ارتفاع 2100-2500 و2300-2800 متر از سطح بحر در ولایت پکتیا (شکل 3-4)،لغمان وننگرهار ساحات وسیعی را احتوا نموده است .
این نوع درخت رشد سریع داشته ، سطح تولیدی چوب آن قابل ملاحظه بوده،در برابر خشکی مقاومت زیاد دارد. خیلی روشنی پسند بوده ، در برابر فراستها وسردی زیاد مقاومت کمتر دارد. چوب آن که به چوب ارچه معروف است ، روغنی ،بودار ودوامدار می باشد. این درخت خیلی بزرگ گردیده ،(شکل4-4) بعضآ به ارتفاع 50 متر نیز دیده شده در کنرها جای که بارندگی تابستانی زیاد دارد،نسبت به قسمتهای جنوبی ولایت پکتیادر ساحات نسبتآ پایین تری جاگزین گردیده است .در مناطق نسبتآ پایین وخشک وبعضآ با جلغوزه مارو وکچو به شکل مخلوط در می آید . در مناطق بلند وخشک درختان اوبخت با آن همراه می شود . ودر نواحی بلند ومرطوب با درختان سرپ،بجور،کچو،تشکیل جمعیت داده است در حالی که ارتفاع منطقه بلندتر وانداره رطوبت زیاد تر می شود. جمعیتهای این درخت توسط جمعیت های سرپ منحل می شود. در جاهای که جمعیتهای آنها که هنوزهم سالم مانده ومتاثر نشده اند در فی هکتار الی 1500 متر مکعب چوب صنعتی وساختمانی را تولید می نماید. غوزه های تخم این درخت در وقت به نحو استاده قرار داشته محور آن برای سالهای متمادی روی شاخچه باقی می ماند . تخم این درخت دارای یک مقدار زیاد مواد روغنی بوده ، قوه ای نامیه خود را به سرعت از دست می دهد . تخم جدید وتازه قابلیت نموی زیادتر را دارا بوده بعضآ به 85-95% بالغ میگردد. تخمهای خوب ازقسمتهای وسطی غوزه به دست می آید.نوجستهای آن دارای 9-11 مشیمه بوده ، به سرعت نمو می نماید. انتقال نهال های قوریه به ساحه ای آزاد (ساحه جنگلکاری) باید به عمر 2+2 ویا 2+3 همراه باگل آن صورت می گیرد. درحالی که باریشه های برهنه ترانسپورت ومورد غرس قرار می گیرد، لازم است با احتیاط تام عملی شود، چه در غیر آن ریشه به اسرع وقت در برابر باد واشعه آفتاب متاثر گردیده ،عملیات جنگلکاری را به ناکامی مواجه می سازد. برای رفع این معضله بهتر است در جاهای بلند ومرطوب از بذر افشانی مستقیم استفاده گردد. در وقت نهال شانی رعایت فاصله به اندازه 5/1 ×5/2 ویا 2× 2
متر یک انبوهی مطلوب را در مورد این نوع درخت تمثیل می نماید.
2.درختان سرپ(Picea smithiana)
جنگلهای معمولآ درتمام مناطق جنگل زار افغانستان (پکتیا،کنرها،ننگرهار ولغمان) انتشار یافته اند. اهمیت اقتصادی آن بعد از لمنز در ردیف دوم قرارمی گیرد. مثل که تذکاریافت جمعیتهای این درخت در مناطق مرطوب جمعیتهای لمنز را منحل نموده ،خود به شکل خالص ویا مخلوط با انواع بجور ،نشتروکچو عرض وجود می نماید. درختان سرپ نسبت به بجور زیاد تر به طرف بالا پیش رفته ،آن رادرمناطق سرد وفقیر از بارندگی تابستانی علی الخصوص در سمت های جنوبی وغربی تحدید نموده ، به نابودی مواجه می سازد. روی محلات بهتر رشد در مناطق شمالی ومرکزی کنرها معمولآ ساقه های راست وعاری از شاخچه ها را بوجود آورده ، همراه با درختان نشتر ،بجورولمنز در فی هکتار تقریبآ هزار متر مکعب چوب ر تولید می نماید. در نواحی بلند وقسمت های غربی ولایت پکتیا ،اغلبآ شاخه ای وقامت کوتاه گردیده ،ذخایر چوبی آن در فی هکتار به 100 متر مکعب وحتی پایین تر از آن تخمین می گردد.
درخت سرپ یک درخت نیمه سایه پسند بوده در اوایل عمر باید از تابش مستقیم اشعه آفتاب نگهداری گردد وتدریجآ به آن روشنی داده شود. این درخت ریشه سطحی ای را تشکیل داده ،علیه وزش بادهای تند مقاومت ندارد درختان که به عمر 20 سال بالغ می گردند،آغاز به بار آوری نموده ،قوه نامیه تخم آنها در حدود 22-65 % تثبیت می گردد. تخم های که 18 ماه کهنه گردند قوه نامیه آنها به 25% کاهش می یابد. سالهای بهتر بارآوری معمولا بعد از 5 سال تکرارمی شود . تعداد مشیمه ای نوجستها معمولآ 8-10 عدد محاسبه می گردد.
سرپ ها به شکل موفقانه از طریق نهالشانی تکثیر می گردند. میتود بذر افشانی در رابطه به این نوع درخت نتیجه مطلوب را در بر ندارد،زیرا نوجستهای آن خیلی نازگ بوده ،در هنگام یخ زدگی خاک ریشه کن گردیده ویا اینکه از اثر تابش مستقیم اشعه آفتاب به سوختگی ساقه مواجه گردیده نابود می شوند. درسالهای اول عمر خود رشد بطی داشته رقابت آن با غلف های هرزه خیلی ضعیف می باشد. درمورد تکثیر آن غرس نهالهای 4 ساله (2+2) ویا سه ساله (2+1) نتیجه خوبتر می دهد.
3.درختان بجور(Abies spectabilis)
درخت بجور یکی ارانواع سوزنی برگ بوده ،ساحه انتشار آن درکشور ماخیلی محدود می باشد. به طرف شمال از منطقه جنگلزار کنر ندرتآ به سمت غربی آن پیش می رود . در لغمان صرف در سرحد شرقی آن منتشر گردیده است . به سمت جنوب الی منطقه جاجی ولایت پکتیا پیش رفته ومتعاقبآ متوقف می شود . جمعیتهای خالص را صرف روی ساحات کوچک بوجود آورده، اغلبآ همراه با سرپ ونشتر جمعیتهای مخلوط را تشکیل می دهد در مواضع که همراه با جمعیتهای سرپ مخلوط مانده اند، وضع وحالت بهتر داشته ، از لحاظ اندازه های حجمی حتی از سرپ پیشی می گیرد.
سوزنی برگهای این درخت بطور مجزا از هم قرار داشته ،مسطح بوده در حالی که خشک شوند ،مدت مدید روی شاخچه باقی می ماند. طولی آنها به 5/2 سانتمیتر وعرض آنها به 15/0 بالغ گردیده طوری غلو بالای شاخچها قرار می گیرند. غوزه های تخم در قسمت تحتانی نوک شاخچه های سال گذشته به شکل عمودی ومتمایل به بالا قرارمی گیرند . بعد ازریزش تخم از هم پاشیده شده ، محور آن بالای شاخچه باقی می ماند. بجور یک درخت سایه پسند بوده ، دارای ساقه راست واستوانه ای می باشد.
چوب آن ارزش بزرگ ساختمانی وصنعتی داشته ، وسیعآ مورد استفاده قرار می گیرند. این نوع درخت خیلی خوب ازطریق نهالشانی تکثیرمی گردد. از بذر افشانی در رابطه با این هدف نتایج خوبی به دست نمی آید. زیرا نسبت اینکه نوجستهای آن درسالهای اول عمر رشد بطی داشته ، درفصول سرد سال ریشه کن گردیده ویا این که از اثر گرمای آفتاب به سوختگی ساقه مواجه شده ، از بین می رود.
نهالهای آن معمولآ به عمر 2+2 ویا 3+2 به فاصله ای 5/1×1 و5/1×2 متر درساحه آزاد(ساحه ای جنگل کاری ) غرس می شوند از آن نتایج مطلوب به دست می آید.
4. درختان نشتر (Pinus wallichiana)
درخت نشتر یکی از انواع سوزنی برگها بوده ، درمنتاطق جنگلزار افغانستان به نحوی بهتری توافق زیست نموده است. در نواحی مرطوب همراه لمنز ودر قسمت های گرم با سرپ وبجور جمعیتهای مخلوط را تشکیل می دهد. به شکل خالص کم ویا هرگز به نظر نمی رسد.نسبت اینکه در برابر عوامل محیطی ادعای زیادتر دارد، همراهان (سرپ،بجور ولمنز ) خود را نخست تحدید نموده وبالاخره از بین می رود. در نواحی غربی لغمان (دره النگار) که همراهی بلوط های مارو وکچو جمعیتهای مخلوط را تشکیل داده است ،سریحآ قابل ملاحظه می باشد. درخت نشتر یکی از انواع درختان سریع الرشد بوده ، درنواحی مرکزی وشمالی کنرها حتی به ارتفاع 40 متر وقطر بیش از یک متر نیز دیده شده است . سوزنی برگهای این درخت معمولآ یک ویا دو سال روی شاخچه باقی مانده ، متعاقبآ می ریزند . اکثرآ به شکل 5 تای روی دنباله ای کوتاه به هم قرار داشته ، نازک ،نرم و رنگ سبز تاریک را دارا می باشد. شکل5-4
غوزه های جوان آن اغلبآ دوتای وبعضآ سه تای در قسمت فوقانی شاخچه های جدید پائین تر از پندگ نهای پدید آمده طول آنها به یک الی یک ونیم انچ بالغ می گردد، ولی هنگام که به سر می رسد (جمعآ مدت 18 ماه ) طول آنها به 3/1 الی 5/2 انچ رسیده مدت مدیدی (بعضآ بیش از 5 سال ) روی شاخچه درهت به حالی خود باقی می ماند.
تخم ها معمولآ در قسمت قاعده ای برگهای غوزه قرار داشته ، بال دار بوده ، 1-5/1 انچ اندازه می شود. رنگ نصواری داشته ، به وسیله ای خطوط نصواری تاریک مزین می باشند، نوجستهای این نوع درخت 9-12 مشیمه ای می باشند. شاخچه های درختان جوان به شکل عمودی واز درختان مسن به شکل افقی که انجام آنها به طرف پائین متمایل می باشند، به ملاحظه می رسند. رنگ پوست ساقه های جوان سبز خاکی نما بوده، متعاقبآ به نصواری روشن عوض می گردند.
چوب آن نسبتآ سخت بوده ،وضع کیفی بهتر داشته ، درموارد ساختمانی وصنعتی استعمال می شود(شکل 5-4).
از اینکه تخم درخت نشتر دارای پوست سخت بوده ، لازم است قبل از کشت تحت عملیه ای استراتیفیکیشن قرار گیرد. تکثیر آن در ساحه ای آزاد (ساحه جنگلکاری ) به عمر2+3 سالگی به وسیله ای نهال نتیجه ای خوبتر می دهد.
5. درختان جلغوزه(Pinus gerardiana)
این نوع درخت در تمام ساحه ای جنگلزار کشور ،پائینتر از محل زیست درختان لمنز انتشار یافته است . در ارتفاعات بلند ولایت کنرها ،جایی که اوسط بارندگی تابستانی آن زیادتر می باشد، روی همرفته ذریعه انواع بلوط های مارو تعویض می گردد. در سمت وجنوب ومواضع که مقدار بارندگی کمتر دارد، نیز انتشار محدود داشته، ندرتآ به ملاحظه می رسد. خیلی زیاد بین 1800-2000 متر از سطح بحر همراه با جمعیتهای لمنز ویا پائین تر از آن وبعضآ با بلوط های مارو تشکیل جمعیت داده است .
درخت جلغوزه یک درهت میانه قد بوده ،در محلات نا مناسب نمو شکل بوته ای داشته ودر جاهای که از لحاظ شرایط رشد ونمو مساعدتر هستند ، به ارتفاع الی 20 متر بالغ می گردد. چوب آن در حالی حاضر فاقد اهمیت ساختمانی بوده ولی تخم آن که خیلی خوش مزه است ارزش بزرگ اقتصادی وغذایی دارد. درنواحی غربی ولایت لغمان وجنوب ولایت پکتیا جمعیتهای خالص ر تشکیل داده ، به منظور استفاه از تخم آنها شدیدآ حفاظت می شوند. در مورد طرز تکثیر این درخت که آیا از طریق تخم بهتر بوده ویا اینکه از طریق نهال مساعدتر می باشند ، تجارب محلی در دست نیست، باید درزمینه تحقیقات لازم صورت گیرد. باهمه حال طرزنهالشانی مطمئن تربوده، رعایت فاصله به اندازه های 2×2 ویا 3×2 برای نهالهای به عمر3+2 ویا 2+2 نتیجه قناعت بخشی درقبال خواهد داشت.
6. درختان اوبخت(Juniprus semiglobosa)
درختان اوبخت به ارتفاع 2600 مترازسطح بحر درمواضع خشک منطقه جنگلزارولایات جنوب شرق کشورانتشاریافته اند. درکنارغربی وجنوبی منطقه لمنزجمعیت های تنگ وپراکنده ای را تشکیل داده به ارتفاع 3400 متر ازسطح بحرنیز دیده میشوند. اغلبا بوته ای بوده، بعضا به 10 مترارتفاع نیزبالغ میشود. علی الاکثرهمراه جمعیت های جلغوزه ویا جمعیت های پراکنده ای لمنزبطورمخلوط درمی اید. اوبخت برای رشد نورمال خود به اقلیم معتدل وروشنی زیاد ضرورت دارد. بالای خاکهای خشک وضعیف نیز نمونموده، خشکی های دوام وحرارت های بلند را متحمل میشود.
تاج این درخت دارای شاخه های بازوپراکنده بوده، سوزن برگهای ان به شکل متقابل وخیلی نزدیک به هم قراردارند. پوست ساقه درختان جوان رنگ نصواری مایل به سرخ داشته ودراوان پیری به رنگ سرخ مایل به نصواری عوض میگردد. چوب ان سخت بوده، درکشورهای خارج برای ساختن پنسل مورد استفاده قرارمیگیرد. درزمره سوزنی برگانی که قبلا توزیع گردیدند اوبخت یگانه درخت سوزنی برگی است که خارج ازمنطقه جنگلزارجنوب شرق کشورروی ساحات وسیع درشمال افغانستان نیز انتشاریافته است. درسطوح مرتفع بالاترازسرحد فوقانی جنگلهای سرب وبجوریک نوع دیگر اوبخت بنام(Juniperus communis) که شکل بوته ای داردنیزیافت میشود. درکشورما ازچوب درخت اوبخت صرف به منظورسوخت استفاده میگردد.
7. درختان کاج سفید(Pinus silvestris)
وطن اصلی این نوع درخت براعظم اروپا بوده، بین سالهای 1330-1340 به شهرکابل معرفی گردیده است . بعضی ازدرختان ان که درحوالی بند قرغه، پارک دانشگاه کابل وتپه مرنجان غرس گردیده اند، به خوبی نمو نموده نشان میدهد که به محیط کابل توافق زیست دارد.
سوزن برگهای ان طوردوتایی روی دنباله کوتاه قرار داشته ، نوک دار به نظرمیرسد غوضه های ان شکل تخم مرغ را دارا بوده قسمت فوقانی ان نوکدار میباشد. معمولا درخزان سال دوم پخته گردیده رنگ سبزسال گذشته ان به رنگ نصواری روشن عوض میگردد. تخم ان رنگ زرد وسیاه داشته، بیضوی وبالدارمیباشد. نوجست های ان 4-7 مشیمه داشته کمان مانند، سه رخه، مسطح وعاری ازدندانه میباشد. کاج سفید یک درخت نسبتا بزرگ بوده ساقه ان راست واستوائی میباشد. تاج ان دراوان جوانی تقریبا مدوربوده، متعاقبا پهن وعریض میشود. ریشه اصلی ان عمیق درخاک فرورفته وریشه های فرعی بعضا عمیق وبرخی ازانها درسطح فوقانی خاک انتشارمی یابد. پوست ساقه نخست لشم بوده، متعاقبا ازجهت پائین به سمت بالا به کفیده گی های عمیقی منتهی میگردد. رنگ پوست ان دراوایل عمر زرد خاکستری وبعدا به زرد سرخ نما عوض میشود. درساحه ازاد به عمر 15 الی 20 سالگی ودرساحه جنگل به عمر30 الی 40 سالگی بارورگردیده ودرهر دو الی 6 سال یکبا رتخم وافرمیدهد. قوه نامیه ان درحدود 95% بوده برای مدت 3 الی 4 سال حفظ میماند. هنگامیکه درفصل بهاربذرگردد بعد ازدو الی 5 هفته نمومینماید. بند اول ساقه را به عمر سه سالگی تشکیل داده، درچند دهه اول به سرعت نمود نموده به عمر 80 سالگی به اندازه 20 الی 25 سالگی بالغ میگردد. این نوع درخت خیلی حساس نبوده، علیه برودت وگرمای شدید مقاومت دارد روشنی پسند بوده درخاکهای عمیق نرم وتازه رشد بهترمی نماید. چوب ان رنگ سرخ نصواری داشته نرم وسبک بوده درصنایع چوبی وسیعا استعمال میشود.
تکثیر ان ازطریق بذرافشانی مستقیم وهم چنان نهال شانی صورت گرفته میتواند . درصورت استفاده ازمتودنهال شانی بهتراست ازنهالهایی به عمر 2+2 ویا 3+2 استفاده گردد.
8. درختان کاج سیاه(Pinus nijera)
کاج سیاه مانند کاج سفید یکی ازدرختان معرفی شده بوده، درشهرکابل به طورمحدودی انتشاریافته است برگهای این نوع درخت دوتایی بوده روی دنباله کوتاه قرار دارد. دراز، بسیارسخت وکمی تاب خورده بوده ،سبزتاریک با نوک زردنما بنظرمیرسد. مدت 4 الی 6 سال روی شاخچه باقی می ماند. گل های مونث ان رنگ سرخ داشته وغوزه های ان عریض ومخروطی بوده، به نحوی افقی قرارمیگیرند. رنگ انها نصورای روشن می باشد . تخم این درخت شکل بیضوی داشته رنگ ان زرد روشن ، بالداروبزرگترازتخم کاج سفید میباشد. نوجست ها ی ان دارای 4 الی 10 مشیمه بوده ، رنگ سبزابی نما داشته، برگهای اولی ان نسبت به کاج سفید طویل تروسخت ترمیباشد.
کاج سیاه یک درهت میانه قد بوده ،ساقه نحیف داشته تاج آن در اوایل عمر مخروطی متعاقبآ چتری مانند می شود. ریشه های آن سطحی بوده ولی وسیعآ انتشار می یابد. پوست ساقه در اوایل جوانی لشم ونصواری سبز بوده ، متعاقبآ به کفیدگیهای عمیقی منتهی گردیده ، رنگ آن به نصواری تاریک عوض می شود. در ساحه آزاد به 15-25 سالگی ورد بین جمعیتهای اشجار جنگلی به عمر 30-40 سالگی باور گردیده ، غوزه ها در حدود 2-3سال روی شاخچه های درخت باقی می ماند. تخم آن در خزان سال دوم پخته گردیده و در ماه ثور سال سوم به زمین می افتد. قوه نامیه تخم در حدود 75% تثبیت گردیده ،قدرت نموی خود را تقریبآ 2-4 سال حفظ می نماید. در صورتی که در فصل بهار کشت شوند، نوجستهای آن بعد از 3-4 هفته ظاهر می گردند. رشد آن نسبت کاج سفید سریعتر بوده ،به عمر 100 سالگی به اندازه ای 16-17 متر بالغ می گردد. این درخت می تواند الی 600 سال عمر نموده وبه 45 متر بالغ گردد. نیاز آن به مواد غذای زمین ورطوبت خاک خیلی کمتر می باشد. بالای زمنهای کم عمق وخاک های قلوی نیز رشد ونمو می نماید. کاج سیاه یک درخت نیمه سایه پسند بوده ، حرارت های بلند را ترجیح داده ، در برابر برودتهای وحرارت های شدید حساسیت ندارد. طوفان ها وحرارت ها را به خوبی تحمل می نماید .
چوب آن رنگ سرخ نصواری داشته ، مقاوم ودارای ذخایر بزرگ ریزینی می باشد. در صورت استفاده از طرز نهالشانی بهتر است از نهالهای 2+2 ویا 2+3 استفاده گردیده ،فاصله بین نهالهای ره اندازه(5/1×3/1متر )ویا 2+2 متر رعایت گردد.
9. درختان ناجو (Pinus helepensis)
وطن اصلی این درخت نواحی بحیره مدیترانه ، سوریه وترکیه بوده ،بین سالهای 130-1340 به شهرهای کابل ، قندهار ،هرات ،جلال آباد وغیره معرفی گردیده ، درکنار جاده ها وبرخی از پارک های این ولایت غرس گردیده است . ازشکل ظاهری این درهت در کلیه مناطق متذکره معلوم می شود که شرایط محیطی آنها توافق زیست داشته ، دریک مدت کوتاهی به اندازه های بزرگ حجمی بالغ آمده است . از یک تحقیق که در موارد سرعت نمو و چگونگی توافق زیست آنها درشهر کابل صورت گرفته توضیح می شود که در شرایط بهتر نمو(شرایط آبی ) درظرف 30 سال اول عمر حتی به 13 متر ارتفاع 38 سانتمیتر قطر نیز رسیده است.
ازلحاظ خصوصیات بوتانیکی یک درخت سرما پسند بوده ، در برابر برودتهای شدید زمستانی حساسیت دارد. در شرایط خاک توقع زیاد نداشته ، بالای خاک های خشک ،ضعیف و قلوی نیز رشد می کند. در اوایل جوانی رشد سریع داشته ، درحدود 100-150 سال عمر می نماید. چوب آن دارای کیفیت متوسط بوده ، ولی غنی از مواد ریزینی می باشد. پوست آن دارای یک مقدار زیاد مواد نانینی بوده ، در حدود 25% اندازه می شود. چوب آن رنگ زرد مایل به نصواری داشته ، در صنعت موبل سازی و موارد ساختمانی وسیعآ استعمال می شود.
تکثیر آن به وسیله تخم وهمچنان نهال ها صورت گرفته می تواند . در صورت استفاده از میتودهای نهالشانی بهتر است ، نهالها به عمر 2+2 و2+3 به فاصله 3/1×5/1 ویا 2×2 متر غرس گردند.
ب) جنگلهای پهن برگان
در افغانستان یک تعداد زیاد پهن برگان وجود دارند که به شکل طبیعی ساحات وسیعی را احتوا نموده اند. این عده پهن برگان عبارت از بلوط،مارو،کچو وزنتون که در سرحدات پائین جنگلهای سوزنی برگ منطقه جنگلزار جنوب شرق کشور وسیعآ انتشار یافته اند. در خارج از منطقه جنگلزار جنوب شرق کشور انواع دیگر پهن برگان مانند : بادام وحشی ، ارغوان ، سکساول، گز وغیره نیز هستند. که به طور طبیعی ساحات وسیعی را فرا گرفته ، ارزش بزرگ اقتصادی ومحافظوی را دارا می باشد. علاوه برآن یک عده پهن برگان دیگر مانند پشه خانه ، اکاسی ، گلدار سفید ، بید روسی ، توت چنار ، سنجید که هر کدام آن به نوبه خود دارای ارزشهای جداگانه ای اقتصادی ،محافظوی وزینتی می باشد.در کشور ما به شکل طبیعی ساحه ای مشخص جغرافیای را دارا نبوده ،اغلبآ به طور طبیعی غرس وتکثیر می گردند. از اینکه تمام این انواع به نوبه خود دارای اهمیت فراوان اقتصادی واکولوژیکی می باشند ، لازم است هر کدام آن به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفته ، مطابق به خصوصیات بوتانیکی وارزشهای بیولوجیکی آنها تکثیر وگسترش یابند.

1.درخت بلوط (Quercus balour)
این نوع درخت ساحات وسیعی را در سرحد پائینی منطقه جنگلزار جنوب شرق کشور احتوا نموده است . در ولایت کنرها به ارتفاع پایینتر1200 متر از سطح بحر دیده می شود ، چه در ولایت پکتیا پایینتر از 1500 متر قابل ملاحظه نمی باشد. به سمت بالا با 2300 متر از سطح بحر نیز دیده می شود. در قسمتهای بالای سطح انتشار خود همراه جلغوزه وکچو به شکل مخلوط در آمده ، طوری که در اینجا نخست توسط آنها تحدید گردیده وبالاخره منحل می شود. نسبت اینکه به طور متداوم تحت قطع وچراه موماشی قرار دارد، اغلبآ بته ای مانده ویا ا ینکه به کلی نابود گردیده است . علاوتآ تهیه ذغال که از چوب وشاخچه آن صورت می گیرد ،نیز در مورد انهدام آن رول بزرگی را بازی می نماید.
درخت بلوط یک از درختان همیشه بهار بوده ، سطح فوقانی برگ آن که عمیقآ دندانه دار است ،رنگ سبز تاریک وسطح تحتانی آن رنگ سفید را دارا می باشد. پوست تنه آن در اوایل عمر لشم بوده ،متعاقبآ به کفیدگی های عمیق منتهی می گردد. چوب آن سخن ومقاوم بوده ، ارزش بزرگ صنعتی وساختمانی را دارا می باشد. بلوط یک درخت روشنی پسند بوده ، در مقابل خشکی خیلی مقاوم می باشد. در خاکهای ضعیف ،کم عمق وسنگلاخی نیز نمو کرده می تواند . تکثیر آن به سهولت امکانپذیر بوده ،از طریق تخم نوده های کنده ای (تکثیر جسمی ) ونهالهای قوریه ای صورت می گیرد. در صورت نهالشانی ویا بذر افشانی بهتر است فاصله بین قطار 5/1متر وبین تخم ونهال 5/0 متر رعایت گردد.
3. درخت مارو(Quercus dilatata)
یکی از انواع درختان بلوط بوده به ارتفاع 2300 متر از سطح بحر در ولایات کنرها وپکتیا جمعیتهای خوبی همراه لمنز ،کچو وجلغوزه تشکیل داده است . این درخت در محلات مناسب رشد خیلی بزرگ گردیده ،طوری که به ارتفاع 40 متر نیز رسیده است. از اینکه رنگ قسمتهای آن تحتانی برگ آن نیز سبز است ،از نوع بلوط که سفید می باشد تفریق می گردد.برگ آن بیضوی دراز نما بوده ،اطراف آن عمیقآ دندانه دار می باشد . پوست ساقه آن در اوایلی عمر رنگ خاگستری مایل به زرد داشته ،متعاقبآ به خاگستری تبدیل می شود. چوب آن خیلی سخت بوده ،در مواردی زیاد از آن استفاده می شود. تخم های این درخت در خزان سال دوم پخته می شود.سالهای وافیری تخم گیری آن بعد 6-8 سال یکبار تکرار میگردد. تکثیر آن مانند بلوط از طریق بذر افشانی ،نوده های کنده ای ونهالشانی صورت گرفته ، طوری که رعایت فاصله به اندازه 5/1متر در بین قطار و4/0-6/0 متر بین تخم ویا نهال ضروری می باشد.

درخت کچو(Quercus semicarpifolia)
این درخت درسرحدات بالایی جنگلهای همیشه سبز بلوط در ولایات کنرها وپکتیاه به ارتفاع 2000-2500 متر از سطح بحر انتشار یافته است . در سرحدات پایینی همراه مارو ودر قسمت مرطوب همراه لمنز وسرپ جمعیتهای مخلوطی را تشکیل می دهد. این درخت یکی از انواع بلوطهای میانه قد بوده ، روی محلات بهتر رشد ساقه های راست وبلند وروی اراضی غیر مساعد ساقه های کوچکی را به وجود می آورد. برگهای آن شکل بیضوی داشته ،سطح فوقانی آن نقره ای می باشد. از اینجاست که از انواع دیگر بلوط ها تفریق می گردد.
پوست ساقه آن خاگستری تاریک بوده ،کفیدگی های مربع مانند را دارا می باشد. اوصاف توتانیکی آن ماننددرخت مارو بوده ، تکثیر آن نیز مانند آن صورت می گیرد.
4.درخت زیتون(Olea ferruginea)
این درخت به ارتفاع 850-1300 متر از سطح بحر در ولایت پکتیا وکنرها ساحات وسیعی رااحتوا نموده است . در سمت جنوب ولایت کنرها ، حتی به ارتفاع 1700 متر از سطح بحر نیز دریافت می شود . ساحه ای انتشار درخت زیتون از طرف پایین توسط طبقه نیمه حاره واز طرف بالا توسط طبقه بلوط احاطه گردیده است. اقلیم آن نسبت به منطقه نیمه حاره مرطوبتر بوده ،اوسط بارندگی سالانه آن به 320-400 ملیمتر بالغ می گردد.حرارت سالانه آن طور اوسط بین 16-18 درجه سانتی گراد پیشبینی می گردد. اراضی ای که در اینجا بوسیله زیتون وهمراهان آن گرگری (Reptonia buxifolia) وآقاقیا (Acacia modesta) پوشیده شده است ،اغلبآ نشیب های تند سنگلاخی را در بر گرفته ،خاک ان سطحی ،سنگ زار وخشک می باشد. در ولایت پکتیا یک تعداد زیاد درختان زیتون وحشی در دهه ای 1960 -1970 پوند گردیده نتیجه خوب نیز به دست داده است . زیتون وحشی از لحاظ اوصاف نباتی شباهت زیاد به زیتون اصلاح شده (پیوندی ) دارد،فرق آن این است که برگهای زیتون وحشی بزرگتر بوده ،رنگ قسمت تحتانی آن نسبتآ سرخ می باشد. زیتون به وسیله ای تخم وقلمه تکثیر می شوند . تخم زیتون دارای پوست سخت بوده، به مشکل نمو می کند . جوانه زدن آن یک مدت طولانی معمولآ بیش از یک سال را در بر می گیرد. از اینجاست که تخم زیتون را زیاد تر از اندازه معین آن بذر می نماید. بعد از اینکه تخم به نوجست تبدیل می شود ، نموی آن خیلی بطی بوده در ظرف یک الی دو سال آماده پیوند می شود. نهالها معمولآ در بستر اولی (قوریه ) به اساس میتود پوندک پیوند ویا شاخ پیوند اصلاح می شود. تکثیر جسمی زیتون از طریق قلمه های چوبی و یا نیمه چوبی صورت می گیرد. قلمه های چوبی از شاخه های که دو الی سه سال عمر داشته باشند وقطر شان 54/2 سانتیمتر وطول آنها 20-30 سانتمتر اندازه گردد،آماده می شوند. به منظور تشکیل سریع ریشه ها ،قلمه ها در محلول اندولبیوتاریک اسید که غلظت آن 15Pmm باشند برای 24 ساعت می گذارند ،بعدآ در براده ای مرطوب اره تحت حرارت 15-20 درجه سانتیگراد برای مدت یک ماه ذخیره می نمایند ودر وقت مناسب به غرس آنها اقدام می شود.
قلمه های چوبی از شاخه های قوی یک ساله به ضخامت 62/1 سانتی متر وطولی 15-20 سانتیمتر که در قسمت فوقانی خود دارای یک الی شش عدد باشند، تهیه می گردد. این نوع قلمه ها در شرایط مرطوب اقلیمی به خوبی جوانه زده از این جا است که در رابطه با آن از باران های ملایم مصنوعی استفاده می نمایند.
4. درخت سکساول(Haloxylon ammodendron)
درکشور ما افغانستان چهارنوع سکساول یافت می شودکه عبارتند از سکساول سیاه (Haloxylon ammodendron)،سکساول سفیدHaloxylon prrsicum) )،تاغ(Haloxylon salicornicum) وسکساول منطقه بامیان (Haloxylon multiflorum) .
سکساول سیاه مقابل نمکیات وخشکی مقاومت داشته ، در دشتهای لیلی وحیرتان در نواحی دریای آمو (درصفحات شمال کشور) توافق زیست نموده است.
خاک این ساحه ریگی بوده، اوسط بارندگی سالانه آن بین 100-250 ملیمتر اندازه می شود. شاخ وبرگ سکساول سیاه خیلی مغذی بوده ، به منظور تغذیه رمه های بز ،گوسفند وشتر مورد استفاده قرار می گیرد. این درختچه ها چراگای خوبی را برای حیوانات متذکره تشکیل می دهد.
سکساول سفید نمکیات را متحمل گردیده ،مقابل خشکی مقاومت زیاد دارد. در ریگستان های جنوب غرب کشور زیست نموده ، چوب سوخت اهالی این سرزمین را فرراهم می نماید. رنگ ساقه آن سفید بوده ،ارتفاع آن به 4-5 متر بالغ می گردد. در حالی که تنه این درخت به وسیله ریگ پوسیده شود ، از هان قسمت آن ریشه های جدیدی تولید گردیده ، در جریان زیست آن مزاحمتی ایجاد نمی گردد. از اینجاست که برای استحکام ریگهای روان اهمیت قابل ملاحظه ای را دارا می باشد. اوسط بارندگی سالانه این منطقه بین 100-150 ملیمتر اندازه می شود.
سکساول تاغ بته ای است که به ارتفاع 2-3متر، در مقابل خشکی مقاومت زیاد دارد. در دشت مارگو و نواحی آب استاده سیستان دریافت می شود. این بته سریع الرشد.بودن قوه نامیه تخم آن در حدود 75%تثبیت گردیده است . ریشه آن به عمق 8-9 متر در خاک فرو می رود.
سکساول منطقه بامیان به ارتقاع 2500 متر بحر روی اراضی سنگلاخی دره ای شکاری ولایت بامیان دریافت می گردد.
تمام انواع بته های در اوایل عمر ریشه های خود را در خاک فرو برده ،رشد به ارتفاع ساقه آنها بطی می باشد. ولی هنگامی که ریشه های آنها مستحکم گردیده، نموبه ارتفاع ساقه افزایش یافته درمدت کوتاهی به اندازه های بزرگ بالغ می آید. از انیکه درخت سکساول مقابل خشکی وشرایط نا مناسب خاک (خاک های ریگی ) مقاومت دارد. بناء برای تثبیت واستحکام ریکهای روان خیلی مناسب می باشد. در این نوع موارد بهتر است از نهال های سکساول که در قوریه بین خریطه های پلاستیکی تربیه شده باشند استفاده گردد. چه بذر افشانی مستقیم آن در هم چو ساحات نسبت عدم موجودیت رطوبت کافی بارندگی های غیر منظم وترسب ریک بالای تخم ونوجستها نتیجه مطلوب را در پی ندارد. چون بته های سکساول اغلبآ در محیط زیست خود ذریعه علف ها موسوم به صرف (Aristida piñata) و بته های اسکبنل (Coligonum comosum) بدرقه میشود بناً به منظور تثبیت ریگهای روان باید علاوه بر سکساول از بته های متذکره نیز استفاده گردد.

6. در خت پسته (Pestacea vera)
نوع در خت پسته تقریباً 300 سال قبل در آسیا کشف گردیده کشورهای ترکیه ایران ، هند و افغانستان از مراکز اصلی آن به شمار می رود. جنپلهای طبیعی پسته به ارتفاع 600 الی 1800 متر از از سطح بحر ساحات وسیعی را در صفحات شمال و شمال غرب کشور احتوا نموده یک منبع مهم عایداتی را تشکیل می دهد. درخت پسته دو پایه ای بوده جنس مذکر و مونث آن بطور جداگانه به سر می برند. یک در خت مذکر برای القاح تقریباً بیست درخت مونث کافی می باشد. درختان پسته دارای ارتفاع کوتاه ( به طور اوسط 6-5 متر) بوده ، در ظرف 10-15 سال به ثمر می رسند و بیش از هزاران سال عمر می کنند. هر درخت آن به طور معمول در حدود 70 کیلوگرام پسته حاصل می دهد. در افغانستان از هر درخت به طور اوسط در حدود سه کیلو گرام حاصل می گیرند. قلمه این درخت تولید ریشه نمی کند. مغز یک پسته یک غذای خوب بوده حایز یک مقدار کافی پروتین تیلهای نباتی و مواد قندی می باشد. از اینجاست که در طبابت صنایع شیرینی سازی و سایر خوراکه بابهای وسیعاً استعمال می شود. نهال این درخت ازطریق بذر افشانی به سهولت تولید می گردد. از اینکه تخم آن پوست خیلی ضخیم دارد، لازم است قبل از بذر تحت عملیه ستراتیفیکاسیون و یا نموی قبلی (Stratification) قرار گیرد. بدین ترتیب که یک مقدار معین تخم در یک تشت آب قرار داشته بالای آن آبی که 60 درجه سانتیگیراد گرم باشد، علاوه می گردد. مقدار آب باید کافی بوده ، تا سطح تخمها را در بین تشت پوشانیده بتواند . تشت مورد نظر برای 8 ساعت در یک جای محفوظ گذاشته شده ، متعاقبآ آب آن توسط آب جدیدی که 60 درجه سانتیگراد گرم باشد،عوض می گردد. این عملیه یک بار دیگر یعنی 8 ساعت بعد تکرار گردیده ،گذاشته می شود. تا جمعآ 24 ساعت سپری گردد.دریصورت یک تعداد کافی تخم ها نیش زده، بلافاصله کشت می شوند. نهال ها ی باید به اسرع وقت (در اخیر سال اول عمر) به ساحه ای آزاد (ساحه جنگل کاری) انتقال وغرس گردند. چه درغیر آن درمسکن اولی خود (قوریه) عمیقا ریشه زده ، کشیدن وانتقال آنها به مشکلاتی مواجه می شود.نهالهای تخمی ذریعه ای میتود پندگ پیوند به آسانی اصلاح شده می تواند.
8. درهت بادام کوهی Amygdalus cammunis
درهت بادم کوهخی که در ترکیب آنها گلاب کوهی (Rosa webbiana) Fraxinus xantholoides ،ترخ(Artemesia maritime) وغیره نیز شامل می باشند، به ارتفاع 1800-2800 متر از سطح بحر در نواحی غربی،جنوبی وشرقی افغانستان انتشار یافته اند. اقلیم این مناطق مرطوب بوده ،بین 400-600 ملیمتر اندازه می شود. بارندگی سالانه اغلبآ در فصول زمستان وبهار اتفاق می افتد. خاک آن سطحی الی عمیق وخشک الی مرطوب می باشد. از اینکه عوامل محیطی برای رشد ونموی نباتات متذکره مساعد هستند، ارتفاع آنها بعضآ به 4-5 متر نیز بالغ می گردد. بعضی از انواع بادام وحشی مانند(A.oriolata, A.obrahuica)که شکل بته ای دارند (1-5/1متر) به ارتفاع 900-1200 متر از سطح بحر در شرایط نامناسب محیطی (خاکهای سطحی وسنگزار) در نواحی غربی وجنوب کشور انتشار یافته اند. بته های متذکره در حال حاضر اهمیت اقتصادی داشته ، به منظور چراه مواشی مورد می گیرند. تکثیر تمام انواع بادام وحشی به سهولت ذریعه تخم وهمچنان نهال گرفته می تواند.
8.درخت یوکلپتوس Eucalyptus camaldolensis
وطن اصلی این نوع درخت قاره استرالیا بوده ،در کشورهای دیگر جهان مخصوصآ آنهای که اقلیم استوایی ونیمه استوایی دارند. نیز دریافت می شود. در حدود 3-4 دهه قبل به تعداد 16 نوع یوکلپتوس به ولایات لغمان ،جلال آباد وکنرها معرفی گردیده که از آن جمله camaldolensis وE.golbulus وE.rudis نتیجه خوبتر داده است . اوصاف نباتی هر یکی از این انواع به ترتیب زیر توضیح می گردد.
1. یوگلپتوس کمال دولنسس : این نوع به ارتفاع 30-600 متر از سطح بحر در تمام براعظم استرالیا انتشار یافته است. در اینجا اوسط بارندگی سالانه بین 250-650 ملیمتر اندازه گردیده، موعد خشک سال بین 4-8 ماه ادامه می یابد. درجه حرارت اصغری سالانه 11 واعظمی ان 35 درجه حرارت تثبیت گردیده است.
یوکلپتوس کمال دولنسس یکی از درختان بلند قامت بوده ، به ارتفاع 50 سانتیمتر نیز دیده شده است . تنه ای آن تاب خورده بوده ، تاج ان نسبتآ تنک می باشد. پوست ساقه ای آن در اوایل لشم بوده ،متعاقبآ خشن ودرشت می شود. برگها شکل بیضوی داشته ،روی دنباله کوتاه قراردارند. این درخت در مقابل عوامل محیطی ادعای بخصوص نداشته ،در خاکهای قلوی نیز نمو نموده می تواند. در مقلا خشکی مقاومت داشته در محلاتی که بارندگی سالانه آن کمتر از 400 ملیمتر اندازه گردد. نیز نمو می نماید. چوب رنگ سرخ داشته ،مقاوم وخیلی دوامدار است . در اقلیم نیمه استوایی جنوب کشور توافق نموده ،سرعت نموی آن رصایت بخش می باشد.
2. یوکلپتوس گلابلس : وطن اصلی آن مناطق کوهستانی وکتوریا بوده ، به ارتفاع خیلی کن الی 1000 متر از سطح بحر رشد ونمو می نماید. اوسط بارندگی سالانه این مناطق بین 750-1250 ملینتر واوسط درجه حرارت اصغری آن بین 2-7 واعظمی ان بین 21-27 درجه حرارت سانتیگراد تثبیت گردیده است.
این درخت به ارتفاع بیش از 40 متر نیز رسیده است. ساقه آن راست وتاج آن غلو ومتراکم بوده ، پوست آن رنگ قهوی دارد، در قسمت قاعد تنه درشت ودر قسمت بالایی نسبتآ لشم وهموار می باشد. برگهای جوان آن سبز زرد نما بوده ،فاقد دمبرگ می باشد. ولی هنگامی که پخته می شوند، حائز دمبرگ گردیده، به طور متناوب روی شاخچه قرارمی گیرند. چوب آن رنگ زرد قهوی داشته ودوامدار می باشد. این نوع در مقابل سردی وخشک مقاومت داشته ، برودتهای منفی 10 درجه سانتیگراد تحمل می نماید. در مناطق جنوب کشور توافق داشته ، درکنار جاده ها به عنوان یک زینتی تکثیر می گردیده است .
3. یوکلپتوس رودیس : وطن اصلی این درخت براعظم استالیا بوده ، به ارتفاع الی 220 متر از سطح بحر انتشار یافه است. در اینجا اوسط بارندگی سالانه بین 450-900 ملیمتر بوده ، موعد خشک سال بیش از پنج ماه دوام

July 26، 2008

پرورش ماهی


مقدمه:
با تخصصی شدن زراعت وایجادرشته علوم حیوانی انشعاباتی نیز دراین رشته به وجود امده است که میتوان زنبورداری، ماهی پروری، دامپزشکی، طراحی انواع زیست گاه های حیوانات فارم، تولید نسل جدید را نام برد. این انشعابات دررشته علوم حیوانی بیشتر به علت ویژه گی متفاوت دوره پرورش، نحوه استفاده وبهره برداری وروشهای مختلف تربیه مجموعا حیوانات بوده است.
حیوانات موجوداتی هستند که ازمحصولات مختلف انها مانند شیر، پشم، گوشت، استخوان وخون انها بصورت خام ، پخته، خشک شده، پودرشده یا کنسرو شده به تغذیه چه خود حیوانات وچه انسان میرسد.
یکی از زیرشاخه های علوم حیوانی تربیه وپرورش ماهی است، تربیه وپرورش ماهی نیزیک شغل بلکه به عنوان یک تفریح نیزمحسوب می شودکه می توان برای تربیه ان ازحد اقل امکانات دست داشته خویش استفاده کنیم واز طریق ان هم به اقتصاد وهم برای تامین مواد غذایی هموطنان مان کمکی کرده بتوانیم.
متاسفانه درافغانستان درطی چند دهه جنگ کلیه زیربناهای زراعتی مخصوص فارمهای پرورش ماهی به کلی ازبین رفته بود که دردوره جدید کم کم زراعت پیشه گان به این شغل رواورده اند وازطرف دولت به تعداد محدودی فارم ساخته شده که انگشت شماراست وزیادتراین فارمها توسط موسسات وخود اشخاص ساخته شده اند.
چرا پرورش ماهی؟
انسانها که اکثریت پروتین، ویتامینها را دربدن خود ساخته نمیتوانند مجبورند بطریقی به خاطرزنده ماندن و داشتن بدن سالم این مواد را برای حجرات بدنش تهیه کنند. پروتین که برای غذای انسانی بسیارمهم است، با وجودیکه پروتین دربیشترین غذا ها موجود است ولی گوشت ماهی دارای پروتین بیشتری است که قابلیت هضم ان بالاتروبا کیقیت تراست وپروتین برای انکشاف وزن بدن وانکشاف مغزمهم پنداشته میشود وماهی یک منبع عمده پروتین بشمار میرود فلهذا ماهی پروری یک عنصر عمده در تولید پروتین به شمار میرود.
وبه اساس تجزیه کیمیاوی درگوشت ماهی تثبیت شده است که گوشت ماهی یک غذای مکمل وپرارزش بوده وازنقطه نظر کالوری وتولید انرژی مشابه به گوشت گوساله می باشد وگوشت ماهی درترکیب خود دارای پروتین ، مواد معدنی وویتامینهای ضروری بوده ودرصورت میسربودن درغذای انسانها از بسا امراض وناخوشی های خطرناک جلوگیری میکند.
وچون اقلیم ومنابع ابی کشورعزیزما برای شغل ماهی پروری مساعد بوده وبا معطوف نمودن توجه به امرتربیه ان میتوان کمیت وکیفیت تولیدات ماهی را بلند برد.














تاریخچه پرورش ماهی:
احتمالا تاریخچه ماهی پروری درجهان به 2000 سال قبل ازمیلاد، در کشور چین مربوط میشود. در سال 475 قبل از میلاد نیز فان لای ( Fan lai) درعهد نامه چین ، بر روی پرورش ماهی کپور تائید کرده است. انجیل در ایسایاه (2) فصل 19 ایه (10) به پرورش ماهی دراستخرها وابگیره ها اشاره داشته است. علاوه براین درنقاشیهای مصرباستان، اثاری درزمینه استخرهای پرورش ماهیان زیستی مشاهده میشود.
رومیان باستان نیزنوعی پرورش ماهی درحاشیه ساحل را شروع کرده بودند که هنوز درایتالیا وجود دارد. دراین روش که در دوران قرون وسطی اعمال میشد، ماهیان کپور پس ازپرورش به حوضهای کاخ وحوضچه های اشپزخانه صومعه هدایت میشدند. بدین ترتیب، درتمام طول سال منبع اماده ای از ماهیان اب شیرین دراختیار صاحبان کاخ وصومعه قرارمیگرفت.
چینی ها گذشته از این که اغاز گر پرورش ماهی درجهان بودند، امروز سرزمینهای اصلی انها تقریبا نصف تولید جهان راکه سالیانه دومیلیون تن ازانواع ماهیان کپور پرورشی است به خود اختصاص میدهند.
مزارع پرورش ماهی به تدریج درسرتاسر اسیا گسترش یافت وبه اروپا رسید. درخلال دهه 1930 مهاجران اروپائی، پرورش ماهی رابه فلسطین کشاندند واین درحالی بود که زیست شناسان برازیلی با استفاده ازهورمونهای هیپوفیز، روش تخم ریزی القایی را درماهیان ابداع کردند. درهمین زمان نیز پرورش ماهیان قزل الا دردانمارک وجاهای دیگر اغاز شد که درپی خود پرورش سایر ازاد ماهیان را به همراه داشت.
وبعد ازجنگ جهانی دوم میزان صید ماهی درجهان سریعا افزایش یافت و از20 میلیون تن به حدود 65 میلیون تن رسید تا اینکه نهایتا دراوایل دهه 1970 دچار سکون شد.
صعود قیمت سوخت ازیک طرف وکاهش نژادهای ماهیان وحشی ازطرف دیگر منجر به ان شد که میزان رشد صنایع ماهی درسال به کمتراز8% و صید سالیانه جهان به حدود 85 میلیون تن برسد. درحالی که رشد جاری جمعیت جهان درسال به حدود 2% میرسد.
درحال حاظر ماهی بطور متوسط 6% میزان کل پروتین مورد استفاده بشرو 24% پروتین حیوانی را تشکیل میدهد وبسته به نواحی جغرافیائی مختلف مقدار ان متغییر است. البته لازم به ذکر است که یک سوم ماهیان صید شده برای تغذیه حیوانات استفاده میشوند.














معرفی مختصرماهی از لحاظ غذایی:
برای غذای انسانی پروتین بسیارمهم میباشد، باوجودیکه پروتین دربیشترین غذاها موجود است ولی گوست ماهی داری پروتین بیشتراست.
درکشورهای عقب مانده نظربه کشورهای پیش رفته ازگوشت ماهی به اندازه کافی استفاده بعمل نمیاید که به دلیل پائین بودن وضعیت اقتصادی مردم میباشد.
همچنان از طرف دیگرالودگی منابع ابی کشورباعث کمبود ماهی پروری طبیعی میشود، تولیدات ماهی بصورت طبیعی بسیارکم میباشد وازدیاد روزافزون نفوس تاعث این میگرددکه گوشت ماهی به اندازه کافی دردسترس مردم قرارنگیرد.
پروتین برای انکشاف وزن بدن وانکشاف مغزمهم پنداشته میشود وماهی یک منبع عمده پروتین به شمارمیرود فلهذا ماهی پروری یک عنصر عمده درتولید پروتین به شمارمیرود.
ازانجائیکه با انکشاف تکنالوژی امروزی ومدرنیزه شدن وسائل وتجهیزات سهولت را درعرصه های مختلف زندگی بشر بوجود اورده که یکی ازان جمله فعالیت های ماهی پروری وبدست اوردن محصولات ماهی بصورت فنی ومسلکی ان است که درمدت زمان کوتاهی اززمان تاسیس فارم ماهی الی بازار وعرضه نمودن گوشت ماهی جهت مصرف بشر میباشد.(2)

اهمیت گوشت ماهی درافغانستان:
چون اقلیم ومنابع کشورعزیزمابرای شغل ماهی پروری مساعد بوده بامعطوف نمودن توجه به امرتربیه ان میتوان کمیت وکیفیت تولیدات ماهی رابلندبرد.
دراین اواخرجهت ایجادشغل وبدست اوردن رزق حلال موردضرورت پروگرامهای جهت بلند بردن ظرفیت ها درجامعه روی دست گرفته شده که ازان جمله پرورش ماهی میباشد.
به اساس تجزیه کیمیاوی گوشت ماهی تثبیت گردیده است که گوشت ماهی یک غذای مکمل وپرارزش بوده وازنقطه نظرکالوری وتولید انرژی مشابه به گوشت گوساله میباشد چنانچه فی گرام گوشت گوساله دارای 4 کالوری انرژی میباشد وگوشت ماهی درترکیب کیمیاوی خود دارای پروتین، موادمعدنی، وویتامینهای ضروری بوده ودرصورت میسربودن درغذای انسانها ازبسا امراض وناخوشیهای خطرناک درجامعه ما جلوگیری بعمل خواهد امد.(3)
ازانجائیکه پروتین ها پایه واساس عضویت راتشکیل میدهد وبدون ان حیات ناممکن است وعلاوه بران ویتامینها نیزموثریت خودرابالای وجود به جامیگذارد ویکی ازمنابع عمده انها گوشت ماهی بشمارمیاید.
اهمیت گوشت ماهی:
Ø پروتینی که ازگوشت ماهی بدست میاید نسبت به پروتینی که ازنباتات بدست میاید اقتصادی میباشد.
Ø گوشت ماهی دارای جنسیت عالی بوده ودارای 60 % پروتین درجه اول به اساس وزن خشک بدن میباشد.
Ø گوشت ماهی ازنقطه نظرویتامین ها ومواد معدنی غنی میباشد.
Ø گوشت ماهی به نسبت گوشت سایرحیوانات یک غذای مکمل راتشکیل میدهد که برای صحت فامیلها ضروری محسوب میشود.

انواع ماهی که درافغانستان یافت میشود:
ماهی های ذیل بصورت محلی درافغانستان پیدامیشود.
v شیرماهی
v لقه ماهی
v خال ماهی
v طیاره ماهی
v ماهی موری
v ماهی قنات
v مارماهی.(3)

ساختن فارم پرورش ماهی:
برای کامیابی یک فارم ماهی تعیین جای مناسب بسیارقابل اهمیت میباشد. جای حاصل خیزومتناسب برای کامیابی یک فارم ماهی ضامن پیشرفت وموفقیت میباشد ولی میتوانیم که زمین های جبه زار، بیکاره وبی حاصل رابه فارمهای ماهی تبدیل نمائیم. برای یک فارم ماهی باید زمین خصوصیات ذیل را داشته باشد.
· زمین ریگ زارنباشد.
· دروقت ضرورت به اسانی ازفارم اب خارج گردد.
· به اسانی موتررفته بتواند.
· برای تربیه ماهی درتمام ماه های سال اب پاک موجودباشد.
· دراطراف فارم سرگین وفضله حیوانات، پخل برنج ودیگربقایای نباتی وحیوانی قابل دسترس باشد .
· زمین شوره زارنباشد.
· فارم بخصوص حوض پرورش ماهی باید از گردوغباریا سرک خاکه دورباشد.
· سهولت دربرق رسانی، وسهولت درنظافت وبهداشت موجود باشد.
· خاک رس باشد.
یک فارم کامیاب منحصربه تعیین زمین میباشد، بهترین زمین برای یک فارم پرورش ماهی زمینی است که اب را ایستاده نگهداشته بتواند. زمین ریگ زارقطعا برای ماهی پروری مناسب نیست زیراکه اب دران ایستاده نمیشود. برای فارم پرورش ماهی زمین چرب مناسب است، قبل ازساختن فارم پرورش ماهی لازم است که نمونه خاک به لابراتوارهای خاک شناسی تثبیت گردد وهمچنان لازم است قبل ازانتخاب جای همراه مامورین فنی ماهی پروری مشوره صورت گیرد.(1-2)
تست تعیین محل:
اگرخاک چسپنده باشد وبعدازفشاردادن به مثل گلوله باقی بماند دراین نوع زمین اب به اندازه کافی ایستاده میماند وبرای فارم پرورش ماهی جای مناسب میباشد.
وبرای تست تعیین محل درابتدا حوضی که اندازه ارتفاع، عرض وطولش یک متر باشد درقسمتی که میخواهیم فارم بسازیم حفر وازاب پرمینمائیم وبعد ارسپری شده مدت زمانی دیده شودکه اب درحوض ایستاده است یا خشک شده، اگراب حوض خشک شده باشد جای درست برای احداث فارم پرورش ماهی نمیباشد، اگراب خشک نشده بود جای مناسب برای احداث فارم میباشد.
ومعمولا برای یک فارم به این نسبت خاکها ضروری میباشد.
نوعیت خاک ریگ% سلت% خاک روغنی%
Loam Clay 20 تا 45 15 تا 53 27 تا 40
Silt Clay Loam 0 تا 20 40 تا 73 27 تا 40
Sandy Clay 45 تا 80 0 تا 28 20 تا 35
خاک چرب 45 تا 80 0 تا 28 20 تا 35

نقش اب درپرورش ماهی:
مهم ترین عاملی که برروی موفقیت یا شکست پرورش ماهی تاثیرمیگذارد، اب است. ازروی مقدارابی که دردسترس است، میتوان تعدادماهیان لازم جهت پرورش راتعیین کرد. اما اگرکیفیت اب نامناسب باشد، درهرصورت فارم پرورش ماهی با شکست مواجه خواهد شد. هرماهی میتواند درمحدوده معینی ازاندازه های مربوط به کیفیت اب نظیردما، اکسیجن محلول ودرجه شوری زنده گی کند. نتیجتا دریک فارم پرورش ماهی باید هراندازه ای درحد مطلوب باشد تاماهیان بتوانند سریع رشدکنندوکارایی امرافزایش یابد، با این وجود با توجه به کیفیت اب، باید مدنظرداشته باشیم که اندازه های متفاوت بایکدیگرواکنش متقابل دارند. هم چنین عوامل مورد نظرومحدوده های مربوط به انها ازجمله دمای اب واکسیجن محلول ، درطول دوره زنده گی به میزان قابل ملاحظه ای دچارتغییرونوسان میشوند.
دمای مناسب اب برای تخم ریزی وزمان لازم برای تخم گشایی وشروع تغذیه چوچه ماهیان دربین گونه های مختلف متفاوت است، مثلا دمای مناسب برای تخم پروری درازادماهیان بین(5 تا 12) ودرماهی کپور(17 تا25) درجه سانتیگراد است. ولی دمای لازم برای ازادماهیان درحال رشدبین (0تا 20) درجه متغییراست. برای مثال قزل الا رنگین کمان میتواند درزیرپوشش یخ تقریبا صفردرجه سانتیگراد زنده بماندوهمچنین بقای خودرا دردمای بالای 35 درجه نیزبرای مدت کوتاهی حفظ کندودردمای 21 درجه نمیتواند برای یک دوره طولانی به رشد خود ادامه دهد ودر25 درجه دچاراشفتگی میشود.
معمولا ماهیان برای انجام سوخت وسازبدن به اکسیجن محلول دراب نیازشدید دارند، قابلیت اب برای جذب اکسیجن وتبدیل ان به حالت محلول به دما ونمکهای محلول دران بستگی دارد. هرچه دمای اب افزایش مییابد اکسیجن کمتری میتواند درداخل ان باقی بماند. هم چنین فشاراتمسفیری اب دریادرحد متعارف (760 میلی لتر جیوه)* درنظرگرفته شده است.
هنگامیکه دمای اب بالامیرود وبه حداکثرمحدوده قابل تحمل برای ازادماهیان میرسد میزان اکسیجن موجود کاهش مییابد لذا هرلحظه که واقعه ای رخ دهدلازم است پرورش دهنده ماهی اطمینان حاصل کند که ایا اب توسط دستگاه هوادهنده و سایروسائل ازاکسیجن اشباع شده است یا نه؟ ازانجائیکه هرچه دمای اب بالامیرود میزان تغذیه ماهی نیزافزایش می یابد ونتیجتا اکسیجن زیادتری مصرف میشود. لذا باید توجه کردکه تراکم ماهی درحوض زیادنشود ودردمای بیش از(20) درجه به ماهی غذاندهند زیرا درغیراین صورت مصرف اکسیجن افزایش می یابد وماهیان کوچک نسبت به ماهیان بزرگتربه ازای واحد وزن، اکسیجن بیشتری مصرف میکنند.
اسیدی وقلیائیت PH اب ازجمله شاخصهای مهم برای بهداشت ماهی محسوب میشوند ومحدوده قابل قبول PH برای ماهیان بین (4/6) الی (4/8) قراردارد وتغییرات PH درخارج ازاولین محدوده باعث ایجاد استرس میشود.
بسیاری ازماهیان درطبیعت Euryhalaline هستند واین بدان معنی است که انها میتوانند تغییرات شوری اب راتحمل کنند وبه راحتی به داخل ابهای شوروارد ویا ازان خارج شوند. وماهی کفال مثال از این نوع ماهی ها است وماهی کپور، مارماهیان، رانیزمیتوان درچنین شرایطی پرورش داد.
ازانجاکه ازادماهیان برای مصارف خوراکی پرورش داده میشوند روکوچ رودخانه ای هستند وبه زادگاه خود برمیگردند(( قسمتی اززنده گی خودرادر دریا سپری میکنند)) اما برای تولید مثل لازم است که به داخل اب شیرین برگردند ومحققان نشان داده اند که تخمهای ازاد ماهیان ازنظرتحمل درجه شوری درپائینترین حدقراردارند امادرموردماهیان قزل الای رنگین کمان جوان عوامل مهم درزمینه شامل(( ارتباط بین شوری اب وسن ماهی درهنگام سازگارشدن)) میزان سازگاری دمای اب وسایرعوامل است. برای مثال ماهی قزل الای رنگین کمان با وزنی حدود 1000 گرم میتواند دردمای 6 درجه سانتیگراد مستقیما بداخل اب شوردریا(( میزان شوری 34-32 گرم درهزار)) وارد شود بدون اینکه هیچ گونه سازگاری قبل لازم داشته باشد.
برای پرورش ماهی ازابهای دریا، اب کانالها، اب باران واب چاهای عمیق میتوان استفاده نمود. اگربرای فارم اب ازدریا ویا کانال گرفته میشود بایداحتیاط شودکه اب به حوض ازطریق ابروداخل گردد ودردهانه ابرووحوض باید که جالی سیمی گرفته شود تاازدخول ماهی های گوشت خواروبعضی حیوانات مضرابی جلوگیری به عمل اید. حوض باید همیشه دارای 1-2 متراب باشد.
روشنی افتاب برای تهیه غذا درحوض ضرور است. کثافت اب باعث ممانعت دخول روشنی به حوض میگردد و درحوض اب که روشنی افتاب به اندازه 1.5 فت (40 سانتیمتر) داخل اب نگردد اب حوض کثیف میباشد وبرای پرورش ماهی مناسب نبوده وباعث اخلال درپروسه پرورش ماهی درحوض میگردد.(1-2-3)


طریقه ساختن حوض پرورش ماهی:
جهت ساختن حوض پرورش ماهی ازطریقه های مختلف استفاده بعمل میاید ونکات اساسی که درزمان ساخت حوض مد نظرگرفته میشود قرار زیر است:
§ نوعیت زمین واماده ساختن نقشه حوض.
§ اعمارابگردان یا دکه.
§ سیستم تخلیه یا مجرای خروج اب.
§ مجرای عبوراب اضافی.
§ چقری حوض ( یک مترتا یک ونیم متر).
§ کف حوض .
§ جویچه ها درکف حوض.
حوض باید طوری ساخته شودکه امکان تخلیه اب ازان به طورمکمل وبه زودی امکان پذیرباشدوبدون کدام مشکل انراخشک کرده بتوانیم. برای خشک کردن اب حوض جویچه ها درکف حوض بسیارنقش عمده دارد. وقتی که دریک ساحه چندین حوض بنا میگردد بهتراست که دهانه هرحوض( دهانه خروجی) جدا باشد تاکه اب یک حوض به حوض دیگرنریزد این عمل درممانعت ازاشاعه امراض وافات نقش عمده ای دارد. میتوانیم فارم ماهی به اشکال هندسی احداث نمائیم ولی بهترین شکل ان مستطیلی می باشد زیراکه مراقبت فارم وگرفتن ماهی قدری اسان استو اندازه یک فارم تجارتی در حدود 5 الی 10 جریب خوب است که نگهداری ازاین حوضهای کلان به مشکل صورت میگیرد. ومیتوانیم که حوض های خورد رانیزنظربه ضرورت احداث نمائیم. دراکثرمناطق حوض به هموار سطحه تعمیرمیگردد طوریکه به اندازه دوفت زمین چقرمیگرددواطراف حوض به اندازه 5 الی 6 فت دیوال جورمیگردد که به صورت مجموعی به اندازه 7 الی 8 فت یک حوض چقرتعمیرمیگردد، بندبه اندازه 10 الی 12 فت عریض میباشدوسطح مایل ان 1:2 میباشد. این نوع حوضها زمانی احداث میگردد که حوض توسط واترپمپ پرمیگردد. اگریک حوض به خصوصیات مذکورتعمیرگرددبه اندازه 6 الی 7 فت اب ذخیره کرده میتواند.اگربیش ازیک حوض تعمیرمیگرددسیستم ابیاری جداگانه باید مدنظرگرفته شود، اگراب حوض توسط اب جوی ویا دریا پر میگردد درین صورت حوض کامل توسط کندن کاری سطحه زمین جورگردد.
درکنارفارم ماهی باید یک حوض برای نرسری* نیزتعمیرگردد، حوض نرسری باید یک ششم حوض عمومی باشد. برای نگهداری ماهی درحوضهای بزرگ چوچه ماهی ازهیچری( جای تولیدنسل) و نرسری ها درماه حمل وسنبله خریده میشود ودرحوض نگاه میگردد. ماهی ازحوض کلاندردوران ماه عقرب الی دلو گرفته میشود وبه بازار عرضه میگردد.(2)
ساختن حوض بدوطریق صورت میگیرد.
1. ساختن حوض به شکل خام.
2. ساختن حوض به شکل پخته.

ساختن حوض به شکل خام:
برای ساختن این چنین حوض ها زمین رابه اندازه 2-1 مترچقرمیگرددودرداخل ان اب جای داده شده وچوچه ماهی دران رها میگردد.
نقض ساختن این چنین حوضها این است که دایم اب حوض گل الود میباشد وماهی بدرستی ازغذا استفاده کرده نمیتواند وهم چنان ازاثرناپاکی ماهیان مریض میگردند وهمچنان خالی نمودن اب ازحوضهای خام مشکل میباشد.
ساختن حوض های خامه ازجمله قدیمی ترین شکل ساختن حوض بوده که امروزه درجهان مروج میباشد.

ساختن حوض به شکل پخته:
ساختن حوض های پخته به خاطرتربیه وپرورش ماهی ازجمله جدیدترین طریقه پرورش ماهی به شمارمیرود.
فایده های ساختن حوض های پخته قرارزیراست.
ü حوض های پخته نسبت به حوض های خام اب کم ضرورت دارد.
ü محیط وماحول حوض پاک وخشک میباشد.
ü برای شنا ماهیان اب صاف میباشد.
ü تخلیه اب وخشک کردن ان اسان است.
ü درحوض های پخته ماهیان ازروشنی ونورافتاب به خوبی استفاده کرده میتواند.
ü جمع اوری وسرت نمودن ماهیان اسان است.
نظربه نکات ذکرشده حوض های پخته ازحوض های خام بهتراست.
حوض هابه انواع واشکال مختلف اعمارمیگردد بطورمثال به اشکال مربعی ومستطیلی وانواع خورد وکلان . وحوض ها ازنگاه تامین اب به سه دسته است.
1. حوض های چشمه دار.
2. حوض های که توسط اب باران یا ابهای جاری سیراب میگردد.
3. حوض های که مانند بندهای اب اندودرمسیردریاهاوجوی ها بنا میشود.(3)

لوازم ضروری جهت پرورش ماهی:
سامان ولوازمی که درپرورش ماهی استفاده صورت میگیرد عبارتند از:
o ترمامتربرای معلوم نمودن درجه حرارت اب.
o کراچی دستی برای انتقال دادن غذا.
o واترپمپ جهت تخلیه اب.
o سطل، سبد، لباس ضداب، موزه، دستکش.(2)

پرورش ماهی:
همانطوریکه مطلع هستید میزان رشدماهی بادمای اب، میزان تغذیه وترکیب جنتیکی نژادهای مختلف درارتباط است. فصل ودوره تابش نورنیزبرروی میزان رشد وخصوصا برروی اغاز بلوغ جنسی تاثیر میگذارد وازاین رونقش مهمی دردوره رشد ماهی ایفا میکند. البته این امربه میزان دسترسی پرورش دهنده به تخم یا چوچه بستگی دارد. برای مثال قزل الای رنگین کمان بالغی که درنیم کره شمالی دردمای محیط نگهداری میشود بطورطبیعی درطول ماه های میزان تاجدی تخم ریزی میکند. بنابراین باید فصلی بودن تخم ریزی دلیل اصلی وجود الگوی فصلی برداشت محصول باشد با این وجود درعمل نوسانی دمای اب ومتغییربودن میزان رشد دربین نژادهای پرورشی مختلف باعث میشود که همه این اثرات کاهش یابد. درقزل الای رنگین کمان یک دوره کامل پرورش ازتولید تخم تابرداشت ماهیان 200 گرمی متغییراست وبسته به دمای اب بین 10 تا 20 ماه به طول می انجامد.
اما بسیاری ازپرورش دهنده گان چوچه ماهی وماهیان انگشت قد را تولید کننده گان انها میخرند وکوشش خودرا تنها صرف پرورش این دسته ازماهیان ورساندن انها به مرحله بازاری میکنند. بخشی ازماهیان بعدازتقریبا دوازده ماه دراب دریا بالغ میشوند وبه انها گریلز(Grilse) گفته میشود اما ان دسته ازماهیان که درتابستان سال بعد قبل ازبلوغ ودراندازه های بزرگترصید میشوند کیفیت نامناسب تری دارند وارزش انها به تدریج کاهش می یابد. بنابراین عامل فصل برروی میزان ودستیابی به منابع چوچه ماهی درجای پرورشی ونتیجتا برروی دوره رشد تاثیر میگذارد.(1-3)

تغذیه ماهیان:
اگر توجه داشته باشیم که قیمت غذا درمزارع پرورش ازاد ماهیان 40% هزینه تولید را به خود اختصاص میدهد انگاه میتوان به اهمیت متعادل ساختن تمام جوانب مربوط به تغذیه پی برد. میزان تغذیه متفاوت است وبه اندازه ماهی ودمای اب بستگی دارد.
معمولا نوزادانی که شروع به شنای عمودی میکنند دردمای 10 درجه سانتیگراد به اندازه 7 تا 10% وزن بدن خود، غذامیخورند. همزمان بارشد ماهی میزان مصرف غذا برحسب وزن بدن، کاهش می یابد . بنابراین ماهی درمرحله رشد ازحالت انگشت قد تا سن یک سالگی دردمای 10 درجه سانتگراد به اندازه 1 تا 6% وزن بدن خود غذا میخورند، درصورتی که این نسبت دردمای 5 و15 درجه سانتیگراد به ترتیب 5/0 تا 5/2 و 5/1 تا 5/7 درصد وزن بدن درروز است. البته این مقادیر ممکن است تا 20 الی 30% افزایش یابد که نتیجه ان افزایش میزان رشد ماهی خواهد بود.
روشهای تغذیه ودفعات تجویزغذانیزدرافزایش کارایی جیره حائزاهمیت است. معمولا نوزادانی که تازه شروع به تغذیه میکنند، چه نوزادان قزل الا وچه نوزادان ازادماهی، باید به محض شروع به تغذیه به انها غذا داد . این کارباید به مقدارکم وبه دفعات زیاد صورت گیرد. درعمل دربسیاری ازمزارع، نوزادان رادرمراحل اولیه شروع به تغذیه به طورمداوم وبا استفاده ازغذادهنده های اتوماتیک غذامیدهند.
معمولا درتمام موارد جیره توصیه شده روزانه (برحسب وزن بدن درروز) رابه تعداد دفعات تغذیه تقسیم کنند. باوجود اینکه میتوان غذای لازم برای دفعات مختلف را به طورمساوی تقسیم کرد، اما دربرخی مزارع ترجیح میدهند که دراولین مرحله ازتغذیه روزانه، غذای بیشتری دراختیارماهیان قراردهند.
وسه روش عمده برای غذا دادن به ماهیان وجود دارد که شامل روش دستی، اتوماتیک وتغذیه به اساس تمایل ماهی است.
معمولا درمزارع کوچکتر ازروشهای دستی استفاده میکنند، بدین ترتیب دراستفاده ازسرمایه صرفه جویی میشود. روش دستی مزایای دیگری نیز نسبت به روش اتوماتیک دارد. اولا این روش فرد غذادهنده راقادرمیسازد که ازروی شدت پاسخ ماهیان به غذا دادن، درمورد سلامت انها قضاوت کرد. مثلا میتوان ازحرص ماهیان برای غذاگرفتن، دراولین دقایق پس ازغذادادن، ظاهرعمومی ورفتارانها نام برد. درمزارع پرورش قزل الاکاهش یا فقدان حرکات دیوانه وار یا به اصطلاح (به جوش امدن اب) پس ازبرخورد پلتها با سطح ان به همراه تیره شدن رنگ برخی ازماهیان یاحرکات غیرطبیعی شاخصهای خوبی جهت تعیین کیفیت اب یابروزبیماری درجمعیت محسوب میشوند. تغذیه دستی جلوی اتلاف غیرضروری غذا رانیزمیگیردزیرابه محض اینکه مشاهده شود که جیره، باقی مانده مصرف نشده است میتوان غذا دادن را متوقف کردو درهنگام تغذیه دستی استفاده ارپلتهای حجیم برای مشاهده پاسخ ماهیان دربرابرغذادادن مناسبتراست. زیرا این گونه جیره ها نسبت به پلتهای معمولی مدت بیشتری درسطح اب باقی میماند.
اگرچه روش تغذیه دستی دارای فوائد زیادی است اما درمزارع بزرگتربه خاطر
مشکل کمبود نیروی انسانی استفاده ازاین روش کارساده نیست. دربسیاری ازاین مزارع ازدستگاه های غذادهنده اتوماتیک استفاده میکنند وغذادهنده های اتوماتیک مجهزبه ساعت و نیزهستند.
غذادهنده های اتوماتیک خصوصا برای تغذیه نوزادان بسیارمفید هستند، نوزادانی که شروع به شنای عمودی میکنندبهتراست که تغذیه انها بصورت مداوم صورت گیرد. با استفاده ازنورمصنوعی به همراه نورطبیعی روزانه میتوان به این نوزادان 24 ساعت درروزغذا داداما درعمل بهتراست که انها فقط18 تا 20 ساعت درروزتغذیه کنند زیراتغذیه مداوم 24 ساعته ممکن است موجب بروزمشکلاتی درابشش انها شود. باافزایش سن، تعداد دفعات غذا دادن رادرروز میتوان کاهش داد.
دربرخی ازمزارع پرورش ماهی برای غذادادن ازروش تغذیه براساس تمایل ماهی استفاده میکنند. این روش غذا دهی، روشی است که دران میزان اشتهای ماهی مقدارغذای مصرفی راتعیین میکند. این دستگاه شامل یک نودانی هستندکه حاوی غذا است ویک روزنه دارد وبازشدن ان توسط یک دریچه متحرک کنترول میشود. یک پاندول نیزبه این دریچه متصل است ونوک ان درداخل اب قرار داردبه طوری که ماهی میتواندبه ان برخورد کند که حرکات جانبی پاندول سبب بازشدن دریچه میشودواجازه میدهد غذا ازنودان خارج شودوبه داخل اب بریزد.
ازمعایت این روش اینست که دریچه، دراثربرخوردماهی یاحرکات غیرعمدی وغیرضروری بازمیشود. درهردوحالت این امراتلاف غذا خواهد بود.
اشتهای ماهی درواکنش باعوامل زیادی متغیراست ودرنتیجه سهم تغذیه روزانه براساس دما درسرتاسر فصل رشد تغییرمیکند. اشتهای ماهی اشکارا به دما بستگی دارد. ماهی کپوردردمای 8 الی 10 درجه سانتیگراد فعالانه به تغذیه شروع میکنندووقتیکه دمابالا میرودماهی نیزافزایش می یابدتا اینکه بین 20 الی 25 درجه سانتیگراد به بهینه میرسد.
وبرای حاصل بیشترلازم است که بعضی غذاهای محلی وارزان به ماهی داده شود. پوست برنج،بقایای نباتات،اردجواری وکنجاره. غذای ذکرشده فوق به طریقه درست حل گردد ودرحوض ماهی درنظرگرفته به اندازه 2 الی 3% وزن ان روزانه غذا داده شود. درحوض ماهی باید ازماه حوت الی سنبله غذای اضافی انداخته شود.(3-4)

کارهای ضروری در طی مراحل پرورش:

تمیزکردن حوض پرورشی:
مخازن نگهدای که به خوبی طراحی شده اند، تراکم ماهی درداخل انهازیاد است، جریان اب کافی دریافت میکنند وعموما ازجنس سیمان هستند، تمیزکردن انها به صورت خود به خودی صورت میگیرد. برعکس دربسیاری ازاستخرهای خاکی وبرخی مخازن که طراحی انها قدیمی است، غذای مصرف نشده ومدفوع ماهیان درته انهاتجمع می یابدکه به عنوان بخشی ازفعالیت های رایج درامرپرورش ونگهداری ماهی بوده، انها راجمع اوری کردتابهداشت عمومی جمعیت یاکیفیت اب دچارمشکل نشود. هرشش ماه یکبارویا بیشترباید استخرهای خاکی را تخلیه وخشک کردوگل ولای تجمع یافته را خارج ساخت.
تغذیه ماهیان درنزدیکی پرده توری درچه خروجی نیزبه دفع گل ولای کمک میکند زیراماهیان نیزهمانندسایرحیوانات پس ازتغذیه اقدام به رفع مدفوع میکند ونزدیک بودن محل انجام دفع به جریان اب خروجی این مزیت راداردکه مدفوع شان سریعتربه خارج هدایت میشود درحالی که درسایرقسمتهای استخربه ته ان می افتد ورسوب میکند.
شاید مهم ترین فعالیت رایج درامرنگهداری وپرورش ماهی، کنترول وتمیزکردن پرده های توری موجوددرمحل ورودی اب باشد. این مسئله درهنگامی که برگ درختان می ریزد اهمیت ویژه ای دارد. برخی ازمزارع پرورش ماهی که مرتبا دچاراین مشکل هستند، درمنبع اب خود یک ابزاراتوماتیک برای جمع اوری برگها وسایرذرات قرارمیدهند. مزارعی که دراطراف شان درخت وجود دارد برگهای انها به داخل مخازن میریزد لذا لازم است که حداقل یک یا دوباردرشب خصوصا درهنگام بادهای شدید انها راجمع اوری کرد.
وتمام ماهیانی که تلف شده اند یا درحال تلف شدن هستندوماهیانی که ظاهربیماردارند باید جمع اوری شوند. اگرچه ماهیان تلف شده دربین جمعیت های سالم وحتی مزارعی که ازوضعیت خوبی برخوردارهستند نیزدیده میشود. با این وجود باید هرچه زودترانها را جمع اوری کردتابه منبع الودگی برای سایرماهیان تبدیل نشوند. جمع اوری این گونه ماهیان خصوصا دراستخرهای خاکی ازاهمیت زیادی برخورداراست زیرابه داخل گل ولای به استخرفرومیروند وخطرالودگی همچنان باقی میماند تا اینکه بالاخره استخرزهکشی شود.
انجام امورمربوط به تمیزکردن مزرعه ومراقبت ازماهیان توسط پرسونل زمانی بهترانجام خواهد شد که انها ازلباسها وچکه های ضد اب ومناسب برای تمام فصول استفاده کنند. برای جلوگیری ازاحتمال ورود موجودات زنده بیماریزابه مزرعه این لباسها باید اختصاصا برای کاردرمزرعه استفاده شود. ودرمحل ورود به مزرعه وخصوصا سالن تخم پروری باید حمامی واجد محلول ضد عفونی کننده مناسب،برای شستشوی کفشها وجود داشته باشد وهم ازان استفاده کنند. برگه کنترول باید درمحل مخازن استخرها یاکانالهای پرورش ماهی دردسترس باشد تا پرسونل بتوانند فعالیتهای مربوط به تمیزکردن ومراقبت ازماهیان را درانجا ثبت کنند. ثبت دقیق اطلاعات مربوط به جمعیت ماهیان وسایر اطلاعات ومقایسه انها با یکدیگر یکی ازوظایف مهم پرسونل مزرعه است وباید انها را به این کارتشویق کرد.(3)

تعویض اب حوض:
اب حوض رامیتوان به روشهای مختلف تعویض نمود.
1. استفاده ازواترپمپ که درابتداسرلوله داخل حوض ماهی میشود با تورسیمی بسته و پس واترپمپ را روشن میکنیم، هنگامیکه حجم اب به 30-40 سانتیمترازکف حوض رسید دستگاه را خاموش نموده ومجرای اب تازه رابه داخل حوض هدایت میکنیم وهنگامیکه حوض پرازاب شد اگرنیازبوده دوباره عمل بالا راتکرار میکنیم تا اب شفاف گردد درغیران جریان اب راقطع میکنیم.
2. یک جریان اب دایمی را ازیک طرف به حوض راه میدهیم که درابتدا این جریان اب دریچه مجهزبه تورسیمی نصب میکنیم تاازورودماهیان هرزه ولاروای حشرات دیگرمواد اجنبی به حوض جلوگیری کند ودرطرف دیگر حوض یک دریچه خروجی برای اب قرارمیدهیم تا جریان مداوم اب برقرارباشد وهمیشه اب تازه واکسیجن داردراختیارماهیان قرارگیرد.
3. باایجاد کانالهای انحرافی درکنارحوض میتوان درصورت لزوم با استفاده ازتورماهی هارادرمواقع لازم به داخل این کانال راهنمایی کرد وپس اب حوض راتعویض نمود وبعدازابگیری مجددا درچه کانال انحرافی رابازنموده تاماهیان وارد حوض گردند.

بهداشت ووقایه:
برای مبارزه درمقابل بیماریهای ماهی میتوان ازاصل های اتی استفاده نمود.
Ø درگام نخست باید حوض به مقدارکافی ودارای کیفیت خوب باشد تابه این ترتیب خطر کمبوداکسیجن وظهورالودگی ازمیان برود.
Ø کف حوض وجویچه ها یا شبکه های داخل حوض طوری تنظیم گردد که امکان تخلیه مکمل حوض فراهم شود.
Ø حوضها مکمل خشک شوند وبا چونه ضدعفونی گردند.
Ø ازورود ماهی های ازاد به حوض ممانعت بعمل اید.
Ø ماهی ها دروضع خوب نگهداری گردند. برای این کارازتراکم زیاد، ذخیره طولانی، اجرای کارهای غیرضروری وناراحت نمودن ماهی ها وازانتقال بی موجب انها خودداری گردد.
Ø برای بدست اوردن تخم یا چوچه ماهی به منظورتامین مجددماهی درحوضهای دست داشته نباید به هرکشتگاه ماهی پروری مراجعه صورت گیرد بلکه ازانهائیکه مطمئن و صحی اند تخم وچوچه بدست ایند.
Ø حوض ها ومواد الوده ضدعفونی گردند، هم چنان سامان ولوازم مربوط به طورمنظم ضد عفونی شوند.(1-3)

مشخصه های ماهی های مریض:
ماهی ها وقتی به مرضی دچارمیشوند علامات زیر درانها نمایان میگردد.
Ø ماهی سست میشود.
Ø خوراک رانمیخورد.
Ø روی گل ولای قسمت تحتانی حوض مینشیند وبه شکل معمولی حرکت نمیکند.
Ø به کناره های حوض خود رامیزند.
Ø دهن خود را برای تنفس کردن بازمیکند وکوشش میکند که ازاب بیرون شود.
Ø رنگ ماهی تغییرمیکند.
Ø به جسم ماهی زخم ویالکه دیده میشود.
Ø ماهی بیرون برامده دیده میشود.
زمانیکه همچون علایمی درماهیان فارم مشاهده میشود باید فورا به داکتر ویابه مرکز صحی مراجعه شودوهرچه زودتربه تداوی انها اقدام شود، زیرا بسیاری ازامراض ماهی ساری بوده وخیلی زود تمام ماهیان فارم را الوده میکند. وباید یاداورشویم که هیچ وقت نباید بدون مشوره داکتر به تداوی اقدام شودوازگوشت ماهیان مریض به هیچ صورت استفاده صورت نگیرد.
درنزد ماهی ها امراض اتی بطور عموم بملاحظه میرسد.
Ø بیماری های باکتریایی.
Ø بیماری های ویروسی.
Ø بیماریهای پروتوزوایی.
Ø بیماری های قارچی.
Ø بیماری هایی که بوسیله کرم ها بوجود میاید.
Ø بیماری های محیطی ( اب، هوا، روشنی).
Ø بیماریهای تغذیه وی.(1-3)

مبارزه دربرابرپرازیت های خارجی:
ماهی ها دارای پرازیت های داخلی وخارجی اند درمقابل پرازیت های داخلی انها مبارزه کاردشواراست مگرمیتوان با استفاده ازحمامهای مناسب ماهی راازپرازیت های خارجی عاری ساخت.
درمقابل پرازیت های خارجی ازموادی استفاده بعمل میاید که تاثیر عمومی دارند. مثلا
Ø چونه
Ø نمک
Ø کاپرسلفیت
Ø پتاشیم پرمنگنت
Ø فورمالین
Ø لیزول
هرگاه ازمواد مذکوربه اندازه مناسب کارگرفته شود ماهی های صحت مندبدست میاید ویا حداقل انقدربه ماهی کمک میشودکه باتداوی اندک صحت یاب گردد.
برخی ازعلما حمام نمک طعام را برای ماهی ها پیش ازگذاشتن به حوض ها منحیث یک وسیله مهم وموثروقایوی سفارش میکنند، زیرا چنین حمام انواع مختلف پرازیت های خارجی رانابودمیکند. وماهی را ارامش میدهد واشتهای انراتحریک میکند . اجرای این کار پس ازسپری کردن زمستان برای ماهی ارزش بزرگ دارد.
حمام نمک طعام درتانک های نگهداری، انجام می یابد. درزمان اجرا هوایا اکسیجن باید دراب افزوده شود برای یک حمام که یک تا یک ونیم ساعت رادربرمیگیرد مقداریک ونیم کیلوگرام نمک طعام در100 لیتراب حل میشود.(1-3)

ضد عفونی کردن حوض های الوده:
ضد عفونی نمودن حوضها به وسیله مواد زیرانجام می یابد.
1. چونه
2. کلسیم سیان اماید
3. پتاشیم پرمنگنات
استفاده ازچونه وکلسیم سیان اماید برای تانکهای بزرگ و حوض هایی بکارمیرود که کف طبیعی دارند . برای اجرای این کاراب حوض تخلیه میشود وهنوزکه نم دارد کف حوض زیروروگردیده وچونه به مقدار100 گرام درمترمربع یعنی یک تن درهکتارپاشیده شود. به دنبال ان اندکی اب جریان داده شود تا چونه به شیره تبدیل گردد پس ازان برای مدت 15 روزگذاشته شود . پس ازمدت مذکورحوض دوباره تخلیه وازاب تازه پرگردد.
ازابی که قلویت بلند دارد به حوض های حاوی ماهی ممانعت بعمل اید زیراکشنده است.(2)

دشمنان ماهی:
ماهی دشمن زیاد دارد شماری ازحشره ها، ماهی ها، دوزیسته ها، خزنده ها، پرنده ها، وپستاندارها درجمله دشمنان ماهی قراردارند . دشمنان ماهی یا دایمی اند یا تصادفی ویاهم انهایی که برای بدست اوردن غذا رقابت میکنند.
دوزیسته های کاهل ولاروای انها به خاطررقابت برای بدست اوردن غذا برای ماهی ها زیان اوراند. دوزیسته ها برای ماهی ها بحیث غذا نیزخدمت میکنند ازجمله دوزیسته ها بقه ها بیشترمضراند، یکی ازراه های نجات دوزیسته ها ازبین بردن تخم انها است . این کاربااستفاده ازجالی مخصوص یا تطبیق چونه عملی میگردد .
ان عده خزنده هائیکه دراب بخوبی شنا مینمایند وبخشی اززنده گی خودرا دراب میگذارند، چوچه ماهی ها وحتی ماهی های بزرگتر را ازبین میبرند مثال عمده انها را تمساح (کروکودیل) وبرخی ازمارها تشکیل میدهند.
شماری ازپرنده ها بالای ماهی ها وچوچه های ماهی هجوم برده وازانها تغذیه میکنند. ماهیخورک که یک پرنده کوچک ومقبول است به طورماهرانه ماهی را شکارمیکند. پرنده دیگری بنام مرغابی خاکستری به شدت به شکارماهی میپردازد. مرغابی هانیز برای ماهی مضرتمام میشوند. مرغابی ها به حوضهای تخم گیری وچوچه های ماهی اسیب میرسانند. امابرای حوض های ماهیان کلان مفیداند، زیرا مدفوعات انها بحیث کودبرای حوض اثرمینمایند. قوبرای ماهی ها مضرنیست ومدفوعات انها برای حوض مفید است.
سمورابی ازماهی تغذیه مینماید. درپهلوی ان به قسم اضافی ازسایرحیوانات ابی استفاده میکند. ووقتی مقدارماهی دراب زیاد باشد این حیوان درمقایسه با خوردن، شمارزیادی ماهی رانابود میکند. این حیوان بیشتربه حوضهای زمستانی ضرر میرساند. سمورابی ماهی بزرگ را شکارمینمایدکه به این اساس حوض های پرورشی مخصوص اند. سمورابی به وسیله تلک های بزرگ دفع میگردد حوض زمستانی باید بطورمناسبی باکتاره تجهیزشود.
دشمنان ماهی ازجمله حشرات ابی ازتعدادی قانغوزک های ابی، خسک های ابی، ووبمبیرکها عبارت میشوند. بادرنظرداشت بزرگی انها حشره های مذکوربالای تخم وچوچه های ماهی هجوم می اورد وهم چنان برای بدست اوردن خوراکه با ماهی ها رقابت مینمایند گاهی لاروای انها وگاهی هم حشره مکمل ولاروای انها برای ماهی ها مضرتمام میشود.
این حشرات دراب فراوان اند وبیشتردرجاهایی دیده میشوندکه ازنگاه گیاه های ابی غنی اند وقانغوزک بزرگ شناوریکی ازمضرترین انها راتشکیل میدهد. قانغوزک کاهل چوچه ماهی رامیخورد وخیلی حریص است لاروای ان دربالای پوست ماهی زندگی میکند. این قانغوزک اسیب های بزرگی به حوض های پرورشی میرساند.
قانغوزک سیاه ابی ازاینکه گیاه خوراست به ماهی هاضررنمیرساندمگرلاروای ان سبب مضرت بزرگی به ماهی ها میشود، زیرا چوچه های ماهی ازبین میرود. برای جلوگیری ازانها لازم است تا حوض های پرورشی کم ازکم تا 15 روز پیش ازرهایی ماهی ها به حوض ازاب پرنشوند تااین لاروای مضروقت کافی برای انکشاف پیدا نکند. هم چنان مردابها، جوی های پرلوش وپرسبزه را که دراطراف کشتگاه ماهی پروری قرار دارند پاک نمایند.
برخی ازماهی ها بطورمکمل بالای ماهی های دیگرزندگی میکنند وخسارات بزرگی رابه حوض های ماهی میرسانند. برای جلوگیری ازورود این ماهی ها جالی های مناسب دردهانه حوض ها نصب میگردد. درصورتی که این ماهی ها درحوض ها موجود باشند باید حوض خشک گردد وچونه پاشی دران صورت گیرد. ازداخل شدن ماهی های دیگرنیز ممانعت بعمل اید زیرا درگرفتن غذا به ماهی های اصلی حوض رقابت مینمایند.(2)

دسته بندی یا درجه بندی ماهیان:
درجه بندی یادسته بندی( سورت نمودن) ماهیان رابه انواع واندازه های مختلف تقسیم نمودن میباشد.
دسته بندی ماهیان سال یکباروقتی که حوض ها خشک میگردد صورت میگیردبه خاطرجلوگیری ازخودخوری درماهیان تروت(قزل الا)، دسته بندی انها سالانه چند مرتبه اجرامیشود تا ماهیان خوردوکلان ازهم جداگردند وبه این ترتیب زمینه تغذیه خوبتربرای ماهیان خورد نیزمهیا میشود.
دسته بندی ماهیان باید به دقت انجام یابدوان ماهیانی که درمقایسه بادیگران رشد بهتری مینمایند جداگردند ومنحیث ماهیان نسلی برای تولید نسلهای نوبکاررود.
دسته بندی ودرجه بندی ماهیان طبق معیارهای معین وبا استفاده ازسامان ولوازم خاص انجام میگیرد. بدون شک ماهیان گرفته شده اندازها متفاوت دارند برای جدانمودن انها ازنگاه بزرگی درروی میزگذاشته میشوند ودرجه بندی میگردند این کارزیاتربرای ماهیان مقاوم وماهیان اب گرم عملی میشود برای اجرای درجه بندی ازتورها کارگرفته میشودوماهیانی که ازنگاه بزرگی ونوع ازهم جداشده اند درسطلهایی که 3/2 حصه ازاب پرباشد انداخته میشودووقتی که این سطلها بوسیله ماهی ها پرشد به حوضهای ذخیره یا زمستانی رها میگردند این ماهیان قبل ازرهایی به حوض وزن وشمارمیگردد.

جمع اوری ماهیان:
ماهیان که درحوض نگهداری میشوند به دوطریق جمع اوری میگردند.
1. دراثرخشک نمودن یا تخلیه اب حوض.
2. درموجودیت اب حوض.
هردوروش فوق به منظورجابه جا نمودن دوباره یا رها نمودن ماهی های نو وکنترول وضع حوض، خشک نمودن حوض تطبیق میگردد.
به منظورجلوگیری ازذایعات درزمان گرفتن یا جمع اوری نکات زیر باید درنظرگرفته شود.
· تغذیه ماهیان دوتاسه روزقبل ازخشک نمودن حوض متوقف شود.
· جمع اوری دروقت هوای سرد صورت گیردمانند صبح یا درموجودیت ابریا بارنده گی، وباید به خاطرداشته باشیم که جمع اوری درزمان غرش اسمان ورعد وبرق صورت نگیرد.
· تاسیسات منظم برای درجه بندی ماهی ضروری است.
· ازانتقال ماهی به جاهای بسیاردورجلوگیری شود.
· قبل ازگرفتن وعرضه نمودن ماهی هارا درحوضی که قبلا درنظرمیگیریم به مدت دوروزنگهداری شود تا طعم گل ولای ندهد.
· ماهیان قزل الای راکه هم گوشت انها درموقع فروش واجد دنگدانه است باید حداقل 6 هفته قبل ازبرداشت محصول با جیره مناسب تغذیه کرد.
· ماهیان نباید درطورهای دسته دار یا مخزن (تانک های ترانسپورتی) ذخیره شود.
گرفتن ماهی دراثرخشک نمودن یاتخلیه اب حوض به وقت وپرسونل زیاد ضرورت دارد. اما گرفتن ماهی درموجودیت اب بیشتر به شکل ساعت تیری وسرگرمی به شکل زیراجرا میشود.
دراین روش ماهیگیری ازجالی های متنوع وگوناگون استفاده بعمل میاید.
چوچه های کارپ بوسیله تورهای دسته دارونفیس گرفته میشوند برای این کارباید چوچه های ماهی درپیشروی مجرای تخلیه اب حوض گردایند. این کاردراثرپائین اوردن سطح اب صورت گرفته میتواند. برای گرفتن چوچه های سایرماهی ها نیزبه عین شکل عملی شده میتواند.
تورهای ماهی ازتارهای نخی تهیه میگردد واین تورها پس ازهرباراستعمال باید به خوبی شستشوگردند وتورهای نامبرده درساحه اویزان شده تا خشک گرددودرهیچ صورت باشعاع مستقیم افتاب خشک نشوند.
قبل ازاینکه برداشت شروع شود کارهای مقدماتی زیادی وجود دارد که باید انجام شودمانند طناب،تور، لباسهای ضد اب، موزه، دستکش، سبدهایاجعبه های نگهداری ماهی باید اماده گردد.
برداشت ماهی با تخلیه حوض صورت میگیردتخلیه باید ازطریق یک صفحه سوراخدارکه اندازه سوراخهای ان متناسب باماهی است انجام میشود. وقتی اندازه اب به حدی رسیدکه باموزه میشد داخل حوض ماهی ها راگرفت چند نفرمیتوانند دریک طرف حوض وچند نفردیگردران طرف حوض ایستاده شوندودوطرف توررا بگیرندوتوررا ازقسمتی که دارای وزنه فلزی است داخل اب کنند وقسمت بالایی ان درروی اب قرارمیگیردوسپس کارگرها شروع به کشیدن تورمیکنند تابه انتهای حوض برسند. درانجا قسمتی ازتورراکه بالای سطح اب است بالای پایه های چوبی میگذارند وبرداشت ماهی راشروع میکنندکه توسط تورهای کوچک دستی این کارانجام میگیرد. پس ماهی ها با به اساس نوع درجه بندی کرده ودرداخل سبدها ویا جعبه های چوبی مخصوص قرارمیدهند .(2-4)


انتقال ماهیان:
حمل ونقل ماهیان زنده به کمک روشها ووسائل گوناگونی صورت میگیرد که میتوان ازموارد زیرنام برد.
Ø مخازن کوچک یا ظروفی که انها رادرپشت موترقرارمیدهند.
Ø مخازن بزرگتر که توسط واگنها وبارکشهای سربسته منتقل میشوند.
Ø مخازن بسیاربزرگ.
Ø تانکرهای سفارشی.
این روشها ازهرنوعی که باشد، باید مخازن راکاملا عایق بندی کردتاحتی الامکان دمای اب بدون تغییر بماند وبا دمای اب مزرعه تفاوتی نداشته باشد.
مشکل عمده حمل ونقل ماهی عمدتا به تامین اکسیجن کافی، دفع امونیاک وکاربن دای اکساید وحفظ دمای مناسب مربوط میشود. درهنگام انتقال میزان اکسیجن نباید درهیچ زمانی به کمتراز 6 میلی گرام درلیتربرسد، اکسیجن لازم لازم را میتوان به راحتی با پمپهای گازکه به ترتیب عمل هوادهی یا اکسیجن دهی را انجام میدهند تامین کرد.
هنگامیکه هواگرم است ممکن است که لازم شود که برای حفظ دمای اب درحد مناسب ازیخ اسفاده کنیم ولی درهیچ شرایطی نباید اجازه داد که ماهی با یخ تماس پیداکند. عایق بندی درست مخزن باعث میشودکه هنگام حمل ونقل، افزایش دمای اب به حد اقل ممکن برسد. درمورد دستگاه های بزرگترخصوصا درسفرهای طولانی وهنگامیکه دمای اب زیاد است لازم است که ازیک دستگاه خنک کننده استفاده کنیم تا اب رابطورمداوم خنک کند.
اگرچه، وزن ماهیانی که میتوان انتقال داد به عوامل متعددی بستگی دارد اما عنوان میشودکه دردمای 10 درجه سانتیگراد میتوان 5/0 تا 5/1 کیلوگرام ماهی قزل الای رنگین کمان 8 تا 11 اینجی(220) گرمی رادریک گالن اب جای داد به شرطی که کیفیت اب رضا بخش ومناسب باشد.
قبل ازجابجائی بایدماهیان رابسته به اندازه انها به مدت 24 تا 48 ساعت بدون غذا نگهداشت ، البته باید شرایط موجود ازنظربهداشتی مناسب باشد. 15 دقیقه پس ازحرکت باید رفتارماهیان مورد بازرسی قرار گیرد . عین همین کارراباید درهنگام سفردرفواصل منظم خصوصا یک ساعت پس ازشروع حرکت انجام داد زیرا بخش زیادی ازامونیاک دراین هنگام ازاد میشود. هنگام رسیدن به مقصد باید دمای اب مخازن وابی که ماهیان را درداخل ان تخلیه میکنیم اندازه گیری شود تامطمئن شویم که ماهیان درهنگام انتقال درمعرض شوک حرارتی قرارنخواهند گرفت . اختلاف دمای موجود رانیزمیتوان درطی چند ساعت باشناورکردن کیسه های حاوی ماهی درداخل مخازن جدید ازبین برد یا اینکه مقدارکمی ازاب جدید را به ارامی به داخل این کیسه ها ریخت.(2-4)
























نتیجه گیری:
ازانجائیکه برای غذای انسانی پروتین بسیارمهم میباشد وبا وجودیکه اکثریت مواد غذایی دارای پروتین است ولی با انهم گوشت ماهی دارای 60% پروتین درجه اول به اساس وزن خشک بدن میباشد. ودرکشورهای عقب مانده نظر به کشورها پیشرفته ازگوشت و محصولات ماهی به اندازه کافی استفاده به عمل نمیاید انهم بدلیل پائین بودن وضعیت اقتصادی و نداشتن معلومات کافی درباره فوائد اقتصادی وغذائی ان.
هم چنان ازطرف دیگر الودگی منابع ابی کشوروشکاریا گرفتن توسط مواد منفجره باعث کمبود ماهی وماهی پروری طبیعی درکشور شده است.
با انهم میتوان به صورت اسان پرورش ماهی را درکشورترویج نمود، انهم با توجه به ارائه معلومات اساسی درباره روشهای پرورش، فوائد غذایی اقتصادی و احتاجات ماهی.
ونیز ازانجائیکه پروتین ها پایه واساس عضویت را تشکیل میدهند وبدون انها حیات ممکن نیست وعلاوه براین ویتامین ها نیز موثریت خودرا بالای وجود بجا میگذارد ویکی ازمنابع عمده انها گوشت ماهی بشمار میرود.
وازلحاظ غذایی گوشت ماهی دارای فوائد زیادی است مانند:
Ø پروتینی که ازگوشت ماهی بدست میاید ازپروتینی که ازنباتات بدست می اید اقتصادی تر است.
Ø گوشت ماهی دارای جنست عالی بوده ودارای 60% پروتین خالص است.
Ø گوشت ماهی ازنقطه نظرویتامینها ومواد معدنی غنی است.
Ø گوشت ماهی درمقایسه با گوشت های سایرحیوانات یک غذای مکمل را تشکیل می دهد که برای صحت فامیل ها ضروری محسوب میشود.
وانچه دررابطه به پرورش ماهی گفته شده ، انواع ماهی های مختلف که بصورت ازاد دراین کشوریافت میشوند عبارتند از:
Ø شیرماهی.
Ø لقه ماهی.
Ø خال ماهی.
Ø مارماهی.
Ø ماهی طیاره ای.
Ø ماهی قزل الا.
وازانجائیکه اقلیم کشورما چه ازلحاظ اب وهوا برای پرورش ماهی یک بستر عالی بوده که می توان ازاین اقلیم با یک برنامه ریزی دقیق حداکثراستفاده نموده وبا این خصوصیات اب وهوائی کشورعزیزما دراکثرمناطق ان نظیرکاپیسا، جلال اباد، مزارشریف، وبامیان فارمهای پرورشی خوبی ساخته شده اند و طی تجربیاتی که انها درقسمت پرورش انواع مختلف ماهی ها انجام داده اند، تا اکنون به این نتیجه رسیده اند که افغانستان بسترخوبی برای پرورش ماهی قزل الا است که میتواند دراقتصاد کشور دراینده های نزدیک یک نقش مهمی مثل پوست قره قل ویا میوه جات خشک داشته باشد.

شناخت امراض عمده گندم، و کنترول کیمیاوی آن

مقدمه:
گندم متعلق به سلسله ( Kingdom ) گیاهان ( Plant ) و کلاس ( Angiospermae ) گیاه سبز و بذر پوشیده ، از زیر کلاس یک مشیمه ای ها (Monocotyledonae) می باشند.
گندم منبع غذایی مهمی است که حدود 20% کالری لازم را تأمین می کند و دانه های آن حاوی کاربوهایدریت ها ،پروتئین ها و مواد معدنی مورد نیاز رشد و نگهداری بدن می باشند. مصرف این ماده غذایی بصورت نان و سایر فرآورده های غذایی است.
گندم عمدتاً به منظور تأمین غذا کشت می شود ولی تمامی اندام های گیاهی آن مورد مصرف دارد کاه برای سوخت ، علوفه خشک حیوانات و کشت قارچ های خوراکی و غیره به کار میرود.
این نبات دارای چندین نوع است. گندم خوشه سفید ، سرخ ، سیاه ، سخت ، نرم و غیره است.
گندم از نظر گیاه شناسی متعلق به جنس ( Triticum L ) از تیره ( Graminae ) گونه ( نوع ) آن بر اساس تعداد کروموزوم دیپلوئید ( Tritucum monocucum L ) تتراپلوئید ( AA*BB ) ( Triticum dococcum L) هگزاپلوئید n=21 ( AA*BB*CC ) ( T.vulgare vill ) سطح زیر کشت ( T. aestivum L ) ( T.Compactum Hosts ) .

تاریخچه:
تاریخچه کشت گندم به ( 15000 ) قبل از میلاد می رسد که ابتدا در خاور نزدیک و امروزه حدود 50% زمین های زراعتی را اشغال کرده است. بیش از 80% این محصول از مناطق آمریکای شمالی ، اروپا ، چین ، روسیه تأمین می شود.
این گیاه در غالب مناطق کشت شده و از جمله محصولات ضروری درجه اول و استراتژیک محسوب می شود و بیشتر به صورت دیم می باشند. (1 )
شناخت امراض عمده گندم و کنترل کمیاوی آن:
در مجموع بیماری های گندم را از لحاظ عاملین بیماری می توان به چهار نوع تقسیم بندی نمود که عبارتند از: بیماری های قارچی گندم ، بیماری های باکتریای گندم ، بیماری های نماتدی گندم و بیماری های ویروسی گندم.
بیماری های قارچی گندم:
1. سیاه قاق ها (Smuts (:
بیش از دو قرن است که سیاه قاق ها شناخته شده اند ولی به دلیل تولید ارقام مقاوم ، مبارزات زراعتی و کمیاوی در 50 سال اخیر در اغلب کشورها از خسارات آنها کاسته شده است. عاملین این بیماری ها عبارت از: Tillebia laevis ( syn.t .foetidae ) ، Tilletia intermedia ، Tilletia tritici ( عامل سیاه قاق پنهان ) Tilletia cotroversa عامل سیاه قاق پا کوتاه پنهان Tilletia indeca ( Neo vossia indica ) عامل بانت پنهان ( Urocystis agrupuris ) عامل سیاه قاق برگی و Ustilago tritici عامل سیاهک آشکار گندم می باشند. اغلب گونه های عامل سیاه قاقها دارای نژاد های بیماریزای مختلف و مستعد هستند که طی مراحل تولید مثل جنسی و خصوصیات میزبان به وجود می آیند. قارچ های عامل سیاهک به طور بین الحجروی و درون حجروی بدون مکیدن در بافت میزبان نفوذ کرده ، و اغلب در هر گیاه یک عمل وجود دارد. (1 )

الف: سیاه قاق پنهان گندم ( Covered smut ) :
این بیماری که انتشار جهانی دارد در قرن (18 م ) شناخته شده است و عامل آن در سال (1807) معلوم گردید. به دلیل اهمیت اقتصادی سیاه قاق پنهان گندم بررسی های وسیعی روی آن صورت گرفت.
سیاه قاق معمولی پنهان گندم در اثر دو گونه قارچ Tilletia leaves و Tilletia tritici حادث شده که شناسایی آنها روی شکل اسپور و تا حدی از روی انتشار جغرافیای آن انجام می شود.
سیاه قاق پنهان گندم باعث کاهش محصول و کیفیت دانه ها گردیده ودانه های آلوده به اسپوربوی ماهی گندیده می دهد و دارای رنگ سیاه است ، از ارزش آنها کاسته شده و بازار پسندی خود را از دست میدهد. ( 1 )

علائم بیماری:
بوته های بیمار ممکن است تا حدی کوتاه مانده و خوشه تولید نگردد، آلودگی قابل تشخیص نیست.
خوشه های مصاب به سیاه قاق باریک و رنگ آنها به مدت طولانی تری نسبت به خوشه های سالم سبز باقی می ماند. گلوم های بعضی ا ز خوشه ها یا تمامی آنها باز شده و دانه کروی حاوی اسپور به خصوص در ارقام بدون ریسک دیده میشود. رنگ بوته آلوده سبز مایل به آبی تا سبز خاکستری است. روی برگ ها لکه های کوچک کلروتیک به وجود می آید. در گلهای آلوده مادگی بلندتر و تخمدان بلند و پهن تر و به رنگ سبز می باشد در حالیکه تخمدان سالم سفید رنگ است. گاهی پنجه زنی افزایش می یابد ، شکل دانه های آلوده تقریباً شبیه دانه سالم بوده، به رنگ قهوه ای خاکستری کثیف است. در مزارع بسیار آلوده هر دانه می تواند 3-4 ملیون اسپور تولید نمایند.(1)



عامل بیماری :
دو گونه قارچ خیلی شبیه Tilletisa tritici و Tilletia laevis ( syn tilletia foetida) عامل بیماری سیاه قاق پنهان گندم است. و همچنین گونه T. tritici متداولتر نسبت به گونه T. foetidae می باشد. دوران زندگی این دو گونه شبیه به هم بوده و ممکن است در یک گیاه آ لوده هر دو وجود داشته باشد. مایسلیم شفاف وسلول های دو هسته یی قارچ پس از کامل شدن قطعه قطعه شده و به تیلوسپور های کروی تیره رنگ با دیوار ضخیم تبدیل می گردد که قطر آنها 15-23 میکرومتر است. سطح تیلوسپورهای T.laevis صاف بوده در حالیکه در گونه T.tritici سطح سپورها درشت می باشد. سپور ها حاوی ( ترای میتایل آمین) بوده که بوی ماهی فاسد را متصاعد می سازد. سپورها به چشم غیر مسلح قابل دید نیست. گونه T. tritici قطر سپورها ارتفاع شبکه و قطر شبکه ها 15-23 ، 1.5-2 و بیش از 2 میکرومتر می باشد.
درجه حرارت مناسب برای جوانه زدن تیلوسپور ها در گونه T. laevis تا 2+_14 می باشد. که بعد از 4 روز شروع و بعد از یک هفته 90% جوانه میزند. اما در T. tritici در 2+_14 از هفت روز شروع می شوند. ( 1 )

دوران زندگی :
پایداری قارچهای عامل سیاه قاق پنهان به وسیله تیلوسپورهای است که روی بذر و در خاک باقی مانده اند. تیلوسپور های خاکزی باعث اپیدیمی گندم های زمستانه در نواحی که تابستان خشک دارند می شوند. سپورها در سطح خاک و بذر در اثر رطوبت جوانه میزنند و در درجه حرارت پایین 5-150c برای جوانه زدن سپور ها تولید هیف آلوده کننده مناسب است و گیاهچه های حاصل از بذر را قبل از سر بر آوردن از خاک آلوده می سازند. هم زمان با رشد گیاهان میزبان قارچ عامل بیماری نیز به رشد طولی خود ادامه داده و در انساج مریستمی به ویژه در گل مؤلد سنبله مستقر می شود. مایسلیم قارچ در تخمدان ارقام حساس گندم باقی مانده توسعه می یابد. و جایگزین تمامی انساج پریکارپ دانه می شود. موقع برداشت ، دانه های آلوده کننده ترکیده سپور ها آزاد می شود خاک و بذر را آلوده می سازد. گونه T. foetidae بیشتر از طریق بذر و در گونه های دیگر آلودگی بیشتر از طریق خاک پایدارو انتشار می یابد.

کنترل:
استفاده از قارچ کشها در کنترول سیاه قاق پنهان مؤثر بوده قارچکش های آلی جیوه یی در کاهش آلودگی به وسیله بذر مؤثر بوده ولی تأثیر روی سپورهای خاکزی ندارند. ترکیبات کمیاوی مانند هگزاکلوروبنزین ، پنتا کلورونیترو بنزین و کاربوکسین که علیه سپور بذر زا وخاکزی مؤثر اند.
همچنین ویتا واکس Vetawax ، مانکوزبMancozib ، مانبManab ، کاربندازیم Charbindazium ، بینومیلBinomil را نام گرفت. (1)

ب: سیاه قاق پا کوتاه گندم ( Dwarf Bunt ) :
عامل سیاه قاق بیماری پا کوتاه در سال (1935م) عنوان شد. ابتدا شکلی از Tilletia tritici و سپس Tilletia cotroversa Kuhn دانستند. این گونه قارچ علاوه بر گندم ، جودر ، جو های تیر ماهی و گندمیان وحشی را آلوده می کند. میزبان های طبیعی آن فقط گندم و چاودار است.
سیاه قاق پا کوتاه از آرژانتین ، اروپا ، آسیایی مرکزی ، کانادا و ایالات متحده گزارش شده است. به نظر می رسد که این بیماری به مناطقی که گندم های زمستانه به مدت طولانی پوشیده از برف اند محدود میشود. آلودگی گندم های بهاره مشاهده نشده است. (1.2 )
علائم:
سیاه قاق پا کوتاه شبیه سیاقاق معمولی پنهان می باشد مگر آنکه اندازه بوته های آلوده به قارچ T.controversa به ½ تا ¼ طول بته های عادی برسد و تعداد پنجه های آن افزایش یابد. سنبله چنین بوته های وسیعتر بوده گلوم های آن بازتر از سنبله های سالم و آلوده به سیاقاق معمولی بوده و دانه های آلوده کمی گردتر است و توده سپور مختصری به هم چسپیده و کمتر به حالت پودری می باشد. (1.2)

عامل بیماری:
شکل تیلوسپور های T. controversa مشابه سپورهای T. tritici و T. leavis می باشد. دیواره های آن درشت ولی شبکه های آن وسیعتر و عمیقتر از T.tritici بوده و یک پوشش جلاتینی اطراف آن را فرا گرفته است. تیلوسپور های T.controversa در زیر میکروسکوپ فلورشانس نور مهتابی ساطع کرده و روشنتر ( قهوه ای زردرنگ) از رنگ سپور های عامل سیاهک معمولی به نظر میرسد. ووقتی که خشک میشوند کمتر از سپورهای T.tritici و T.laevis چروکیده میگردند. ابعاد قطر سپور ، قطر شبکه ، ارتفاع شبکه 17-24 ، 1.5-3 . 3-5 میکرومتر است.
روش های برولوژیکی ( آنتی بادی های مونو کلونال ) برای تشخیص سریع ، اختصاصی و قطعی تیلوسپور های عامل سیاقاقها توصیه شده است. (1.2)

دوران بیماری :
تیلوسپور های خاکزی مهم ترین منبع آلودگی اولیه به شمار می روند و حتی متجاوز از ده سال در خاک باقی میماند. درجه حرارت مناسب برای جوانه زدن آنها کمتر (3-8 درجه سانتيگراد) و دوره انکوبیشن یا رشد و جوانه زدن آنها طولانی تر ( 3-10 هفته) از سپور های سیاهک معمولی است.
آلودگی نشا ها پس از سر بر آوردن از خاک و رشد گیاهچه از جوانه زدن تیلوسپور های در زیر برف در سطح خاک اتفاق می افتد و بوته های 2-3 برگی حساس اند.

مبارزه:
این بیماری با کاربرد قارچ کشهای چون پلی کلروبنزین و پنتا کلرونيتروبنزین ( PCNB ) در سطح خاک پس از بذر کاری کنترل گردد. زیرا قارچ T.controersa بوته ها را پس از سر بر آوردن از خاک ممکن است آلوده سازد. قارج کشهای سیستمیک مانند Thiabendazole چنانچه جوانه زدن بذر به تأخیر افتد مؤثر است.

ج: سیاهک بانت کارنال ( Karnal Bunt ) :
سیاقاق بخشی یا سیاقاق جزئی ( Partial Bunt ) ابتدا از کارنال ، پنجاب هند در سال (1931م) گزارش شد. عامل این بیماری Tilletia indica است که در شمال غربی هند و نواحی همجوار پراکنده است .این بیماری گندم معمولی ، گندم (durum) تریتیکا ل و گونه های مربوط را آلوده می کند و کیفیت بذر را به طور قابل توجهی تقلیل میدهد. ولی در کاهش محصول تأثیر کمی دارند. (1.2)


علائم:
دانه های گندم به طور تصادفی مورد حمله قرار می گیرند و به طور ناقص به وسیله جوش های سیاه قاق آلوده می شوند. معمولاً فقط چند دانه در هر خوشه مبتلا می شود و خوشه های آلوده به طور کامل واضح نیست چون گلوم ها در اثر آلودگی مختصر بذوربه طور بارز تغیر نمیکنند. دانه های آلوده معمولاً فقط از قسمتی در انتهای جنین مبتلا می شوند. جوشهای بزرگتر امکان دارد در طول شیار بذر امتداد یا بند و گاهی تمام بذر را فرا گیرند. پریکارپ نازک اطراف جوشهای تیلوسپور دار در موقع خرمنکوبی به سهولت می ترکد. تیلوسپور های قهوه ای متمایل به سیاه رنگ T. indica همان بوی نامطبوع ماهی فاسد شده سیاهک معمولی را دارد. (1.2)
عامل بیماری :
قارچ ( Tilletea indeca mirta ) تولید تیلوسپور درشت ، گرد و قهوه ای تیره رنگ به قطر 22-49 میکرومتر می کند. تیلوسپور ها دارای نقش مضرس بوده و غشاء نازکی اطراف آنها را فراگرفته است. اسپورها جوانه زده و در نوگ آن پرومایسلیم قوی و سپوریدی های هاپلوئید متعددی بیش از 100 عدد بوجود می آید. سپوریدی های اولیه با سایر قارچ های عامل سیاهک آمیزش نیافته ولی مستقیماً جوانه زده و تولید هیف یا سپوریدی های ثانویه یک هسته یی می کند که به شدت آزاد میگردند.

دوران بیماری:
تیلوسپور های T. indica در خاک و در روی بذر دوام می آورد ، تیلوسپور های خاکزی منبع عمده آلوده کننده اولیه به شمار میرود. این سپورها در اثررطوبت در سطح خاک جوانه زده و تولید سپوریدی های اولیه و ثانویه مینماید که در اثر باد پراکنده شده و مستقیماً گلوم ها و دیواره تخمدان وسنبله ها را مبتلا می سازد. وجود رطوبت و هوای خنک سبب آلودگی قسمت از بذور و گاهی تمامی آن شده و توده ای از تیلوسپور های تیره رنگ در آن تشکیل میشود. در موقع خرمنکوبی پریکارپ دانه ها آلوده به سهولت آزاد شده و بالاخره در خاک وبذر آغشته می شود.

کنترل:
ضد عفونی بذر با قارچ کشها ، مانع جوانه زدن تیلوسپور های بذرزا می شود و کاربرد بعضی از آنها در موقع خوشه دادن مانع آلودگی می گردد.

د: سیاقاق آشکار گندم ( loose smut ) :
این بیماری به سهولت در مزرعه شناخته شده قرنها ست از آن آگاهی دارند. عامل بیماری قارچ Ustilago tritici است که همراه با تشکیل بذر توسع یافته و در جنین بذر دوام می آورد. بوته حاصل از چنین بذوری ایجاد سنبله های سیاه رنگ مشخص مینمایند.
سیاه قاق آشکار در سرتاسر جهان وجود داشته و بسته به شدت آلودگی محصول را تشکیل میدهد.
کاهش محصول معمولاً کمتر از 1% می باشد ولی در بعضی مزارع 27% افزایش می یابد.
وبالای کیفیت غذایی یا نان تأثیر ندارد. (1)



علائم:
سیاقاق آشکار گندم به محض ظهور خوشه قابل رؤیت است. خوشه های آلوده سیاه رنگ بوده و در بین خوشه های سالم و سبز به وضوح دیده می شود. خوشه چه های خوشه های آلوده تبدیل به توده زیتونی سیاه رنگ تیلوسپورهای خشک میگردند. همزمان با تشکیل خوشه تیلوسپور ها به وسیله باد و ترشح قطرات باران پراکنده می شوند و پس از محور سخت سنبله باقی می ماند. قبل از خوشه دهی ، امکان دارد بوته های آلوده برگهای سبز تیره رنگ ایستاده ایجاد کرده و گاهی خطوط زردرنگ روی آنها به وجود می آید.

عامل بیماری:
قارچ ( Ustilago tritici ) Postr تولید هیف شفاف ایکاریوتیک در میزبان و محیط کشت می کند. در مرحله کامل شدن ، هیف ها ضخیم و قطعه قطعه شده وتبدیل به تیلوسپورهای ( کلمیدوسپور) گرد، قهوه ای خاردار به قطر 5-9 میکرومتر میگردند. پس از جوانه زدن سپورها ی دپلوئید تولید ( پرومایسلیم ) چهار سلولی تک هسته یی مینماید ولی ( سپوریدی ) روی آنها به وجود نمی آید. هیف های سازگار حاصل از سلولهای پرومایسلیم با هم تلقیح شده تولید هیف ایکاریوتیک آلوده کننده مینمایند. (1)

چرخه بیماری:
Ustilago tritici به صورت مایسلیم داخل بذر گندم بقاء خود را حفظ می کند. وقتی که بذور آلوده جوانه زد قارچ عامل بیماری فعال شده و به سمت نوک ساقه رشد و پیشروی می کند و در سرتاسر گره های ساقه و بافت بذر زا انتشار می یابد. و معمولاً کلیه انساج خوشه به جز محور سنبله به صورت درون حجروی مورد حمله قرار میگیرد و از جوش پوشیده می شود. مایسلیم قارچ قطعه قطعه شده و تبدیل به تیلوسپور های قهوه ای تیره رنگ و خشک می شوند. (1)
که پس از خوشه دهی به وسیله باد و باران پراکنده می گردند. گلهای باز روی بوته های همجوار مورد حمله تیلوسپور های جوانه زده از طریق نفوذ در دیواره تخمدان یا کلاله آن قرار میگیرد وبدین ترتیب قارچ داخل بذر در حال تشکیل منتشر می شود و بذر به صورت طبیعی بوده و به طور کامل جوانه میزند. آلودگی فقط در موقع گل دهی انجام شده ورطوبت هوا و درجه حرارت نسبتا سرد ( 16-22 درجه سانتیگراد ) مناسب است حدود یک هفته پس از گل دهی تخمدان مقاوم به آلودگی می شود. (1)

مبارزه:
قارچ U.tritici در اثر ضد عفونی سطحی بذور به وسیله قارچ کشها غیر فعال میشود آب داغ و گرم کردن بذوربیماری را می توان کنترل کرد. اخیراً قارچکش های سیستمیک مانند کاربوکسین باعث از بین رفتن قارچ در جنین بذر میگردد. و همچنین قارچ کشهای مانند سرتوپین ام ، تیوفامین و کاربندازیم و دیتاواکس نیز مؤثر است. (1)


ز: سیاقاق برگی گندم ( Flag smut ) :
اولین گزارش این بیماری از استرالیا در سال (1868م) تهیه شده و در ایالات متحده امریکا این بیماری در سال (1918م) مشاهده شده است این بیماری روی انواع گندم های کاشت تیرماهی و گندم های سفید به وجود می آید. در نواحی استرالیا و غرب ایالات متحده محصول گندم های تیر ماهی را از (1-50%) خسارت وارد میکند.عامل بیماری قارچ ( Urocustis agropyri ) است که نژادهای مختلف آن میزبان های خاصی دارد. (1)


علائم:
سیاه قاق برگی روی برگ تنها در بهاره و تابستان ظاهر می شوند. اززمان به ساقه رفتن تا خوشه دهی خطوط کشیده و خاکستری سیاه رنگ روی پهنگ برگ ها و غلاف به وجود می آید. خطوط ایجاد شده به صورت جوشهای زیر اپیدرمی طولی است که بین رگبرگها تشکیل می شوند. به تدریج جوش ها طویل شده اپیدرم آنها شکافته و توده از سپورهای خاکستری سیاه رنگی آزاد میگردند. در اثر پیشروی بیماری برگها ضعیف شده و اغلب از طول پاره و تقسیم می شوند.
تشکیل جوش ها از بافتهای داخلی حلقه یا گره ( Whorl ) آغاز شده و به طور میکانیکی بیرون آمدن برگها و خوشه ها را تغیر میدهد. لبه های برگها اغلب پیچیده و ممکن است خوشه دهی انجام نشود. بوته های آلوده معمولاً کوتاه و پنجه زنی آنها فراوان است. ممکن است علائم در تمام پنجه های مصاب مشاهده شود. (1)

عامل بیماری:
عامل بیماری قارچ Urocustis agropyri ( Preuss ) schroet که تولید جوشهای خطی سیاه و شکوفا روی برگهای میزبان میکند. داخل جوشها ، نوک هیف زایشی منشعب شده ، درهم رفته تبدیل به سپورهای تقریباً کروی چند سلولی میشوند. سپورها به قطر 15-80 میکرومتر بوده و 1 تا 4 تیلوسپور یک پوشش سلولی عقیم مسطح ، شفاف و کوچک دارند. تیلوسپور های سرخ ، قهوه ای رنگ صاف و کروی بوده و به قطر 10-20 میکرو متر اند. آنها جوانه زده تولید پرومایسلیم میکنند. که در انتهای آن 3-4 سپوریدی کشیده و شفاف به وجود می آید. جوانه زنی خیلی متغیر بوده ولی درجه حرارت بین 18-24 درجه سانتیگراد برای آنها مناسب است. در حرارت کمتر از 50c و بیشتر از 300c جوانه زنی صورت نمیگیرد. (1)

دوران بیماری:
سپورهای آزاد شده از برگها و سایر قسمت های پاره شده ، گیاه ، خاک و بذر را آغشته می نماید. تیلوسپور های موجود در خاک و روی بذر قادر اند برای سه سال قبل از آنکه جوانه بزنند و تولید سپوریدی کنند زنده باقی بمانند. سپوریدی های حاصله گیاهچه یا کولئوپتیل گندم را آلوده میکند. آلودگی قبل ازسبز شدن نشاء صورت گرفته و درجه حرارت بین (10-200c ) خاک برای آن مناسب می باشد. درجه حرارت نزدیک به 5 و 28 درجه سانتیگراد عامل محدود کننده آنست . U.agropyri زمستان را به صورت مایسلیم در گیاهچه ها می گذارند. سپس به طورسیستمی در قسمت های بالایی بوته های میزبان د ربهار پیشروی نموده و سپورزا یی می کند. (1)


مبارزه:
ضد عفونی بذر با ترکیبات کمیاوی برای کنترل سیاقاق برگی مؤثر است. ضد عفونی بذر با قارچکشهای سیستمیک مانند کاربوکسین ، آلودگی های از اینوکولم ها ی خاکزی و بذر زاد میکاهد. (1)

سرخی ها ( Rusts ) :
سه نوع بیماری سرخی به نام های سرخی ساقه ، سرخی برگ و سرخی مخطط روی گندم به وقوع می پیوندد. لکه ها و جو شها ی که خشک و پودری است به رنگ های زرد و سرخ و سیاه بوده و اندازه آنها روی ارقام مختلف ، دردرجات حرارتی ، رطوبتی و نژادی متفاوت می باشد. تمام اندام های هوای نبات علائم بیماری را نشان داده و در بهار و تابستان مشخص تر است و امکان دارد گیاه نشانه های بیش از یک سرخی را نشان میدهد.
تاریخچه بروز سرخی ها که همزمان با کشت گندم گزارش شده از نظر تاریخی از اهمیت زیادی بر خوردار می باشد. خسارت های فراوانی را این بیماری در همه کشور ها سبب شده است مثلاً در امریکای شمالی محصول سالیانه را به میزان یک ملیون تن کاهش داده است. اپیدمی سرخی ها قبل از گل یا در موقع گل اتفاق می افتد و آلودگی خوشه خسارات فراوانی به بار می آورد. خسارات سرخی ها علاوه بر کاهش محصول ارزش علوفه را نیز کاهش میدهد. و نبات را نسبت به شرایط نا مساعد زمستان و ابتلا به سایر بیماری ها آسیب پذیر میسازد. و گاهی سرخی برای حیوانات هم می تواند سمی (زهری) باشد. (1)

عوامل بیماریزا:
بیماری ها ی سرخی در اثر Puccinia graminis F.S.P. tritici عامل سرخی ساقه P.recondita F.S.P tritici عامل سرخی برگ ، P.striiformis عامل سرخی مخطط است. هر کدام از عوامل مشتمل بر نژاد ها ی فزیولوژیکی متعددی می باشند که بر اساس بیماریزای که روی میزبانهای مختلف دارند و تأثیر متقابل ژنی هر نژاد و میزبان شناسایی می شوند. بسیاری از نژادهای سرخی ها که در گذشته متداول بوده اند امروزه به دلیل ارقام مقاوم از اهمیتی برخوردار نیستند. اما نژادهای جدید در اثر موتاسیون ( تناسخ) وتولید مثل جنسی به وجود آمده و در اثر قدرت بیماریزایی روی محصول زیان آوراند. (1)

دوران بیماری:
اغلب قارچها عامل سرخی گندم دیده می شوند که پرازیت اجباری می باشند، هر چند بعضی از نژادهای روی محیط کشت آگاردار رشد رویشی مختصری دارند وبرخی دور از میزبان قادر اند سپورزایی نموده و دوره زندگی خود را کامل سازند.
سرخی های گندم دوران زندگی متعدد دارند بعضی از آنها دارای میزبان واسطه می باشند و اغلب 5 مرحله سپورزایی دارند. یوریدیوسپور به تعداد زیادی در بهار و تابستان تولید میشود. و در اپیدمی بیماری از اهمیت زیادی برخورداراست. این سپور ها به وسیله باد روی گیاهان دیگر منتقل شده و سبب آلودگی و تولید سریع یوریدیو سپورهای جدید به فاصله (5-7) روز می شوند. یوریدیو سپورها یک سلولی ، دیواره خاردار و دو هسته یی هستند، آنها نیاز غذایی نداشته و در اثر مختصر آبی جوانه می زنند. (1)
یوریدیوسپورها و جوشها مجزا تشکیل شده و آنکه در جوش آنها تیلوسپور تشکیل می شود. تلیوسپور ها قهوه ای سیاه رنگ دو هسته یی ودو حجروی بوده. دیواره ضخیم و صاف دارند. این سپورها در جوش های ایجاد شده زمستان را سپری می کنند و جوانه زدن آنها در بهار شامل آمیزش هسته ها ، تقسیم ( به طریقه میوزس ) و تولید یک پرومایسلیم (Basidium ) با 4 سپوریدی (Basidiospore ) هاپلوئید است. باسیدیوسپورها قادر به آلوده کردن گندم نبوده ولی به وسیله باد پراکنده شده روی میزبانهای واسطه مستقر می شوند.
در اثر آلودگی میزبان جوشهای زرد نارنجي رنگی به نام پیکنیا (Pycnia ) در سطح روی برگها تولید میشون. در پیکنیاها سپورهای شفاف و یک هسته یی به نام پیکنیا سپور(Pycniospores ) و همچنین هیف های گیرنده ایجاد میشود. پیکنیو سپورها به وسیله بادو حشرات روی هیف های گیرنده منتقل می شوند. با آمیزش با هیف ها جنس مخالف در اثر تصادم ، تولید هیف های دو هسته یی می نمایند که پس از رشد در سطح زيري برگ اندام گیلاس (پیاله) شکل به نام (Aecial) ایجادمیکند. سپورهای داخل ایشیال را ایشیاسپور (aeciaspores) گویند که زرد رنگ ، خشک و دوهسته یی است. این سپور ها پس از آزاد شدن به وسیله باد روی گندم می افتد. سپورها از طریق روزنه ها در میزبان نفوذ کرده و با ایجاد آلودگی یوریدوسپور به وجود می آورند.

مبارزه:
قارچکشهای دای کلون ،زینب ویا مخلوط سلفاید نیکل با زینب و یا مانب و قارچکشهای سیستمیک مانند سابیتان یا پلنت واکس ، تابلیت ( پروپیکونازول) به صورت سمپاشی ، در صورتی که ازنظر اقتصادی صرف نمایند علیه سرخی ها مؤثر است. (1)

الف: سرخی ساقه گندم ( Stem Rusts ) :
سرخی ساقه از جمله قدیمیترین امراض شناخته شده ای گندم بوده جو ، جودر ، یولاف ، و یکتعداد دیگر ورایتی های وحشی را و زراعتی را نیز مورد حمله قرارمیدهند.
این مرض بالای گندم دارای اهمیت اقتصادی بیشتر با سایر غلات است. سرخی ساقع گندم در تمام نقاط جهان که گندم کشت می شود یافت شده و در افغانستان به شکل خفیفه آن گزارش شده است.

علائم بیماری:
مرحله سرخی ( Uredia ) در تمام مراحل نموئی گندم و سایر میزبان های دیگر این پتوژن ظاهر می گردد. یوریدیا معمولاً بعد از پاره شدن اپیدرمس گیاه میزبان به قسم زخم های نسبتاً طویل سطحی که حاوی سپورهای نصواری سرخ رنگ می باشد ظاهر میگردد. در اثر فشار میخانیکی زخم های کوچکی به وجود آمده و هر کدام آن به نام سورس ( Sorus ) یادمیگردد. جسامت ، شکل وتعداد این سورس ها نظر به شرایط اقلیمی و مقاومت ارثی انواع گندم ازهمدیگرفرق مینماید. رنگ سورس ها نظربه مقاومت میزبان متفاوت می باشد. در انواع حساس ، رنگ آنها سرخ تا نصواری بلوطی بوده و در انواع مقاوم لکه های کوچک سفید مایل به زرد گاهی انکشاف می نمایند. این علایم بالای برگ ، غلاف برگ و ساقه ظاهر گردیده و در صورتیکه شدت آن بیشتر باشد بالای خوشه نیز به نظر میرسد. در آخر فصل نمو هنگامیکه نبات به پختگی تقرب مینماید. و در داغک های قبلی سپورها ی نصواری تیره تا سیاه رنگ موسوم به Teliospores )) به وجود می آید. موجودیت این سپورها مخصوصاً بالای ساقه ، شکل خالک های طویل سیاه رنگ را به خود اختیار مینماید.
معمولترین میزبان متناوب قارچ عامل سرخی ساقه گندم بوته زرشک ( Berberies Vulgaries) است. معمولاً دونوع مرحله سپور ، پیکنیا ( Pycnia ) و ایشیا ( Aecia ) بالای بته زرشک تولید شده و انکشاف مینماید. در سطح فوقانی برگهای بوته مذکور لکه های زرد نارنجی کمی دندانه دار ، که مایع چسبناک از آن ترشح میشود ، تشکیل میگردد. این داغکها است که در آن پیکنیا موقعیت داشته و پیکنیو سپور ها در آن تولید میگردد. در سطح تحتانی برگ ها ، دنباله های برگ و اعضای گل آوری ایشیا به قسم یک گروپ پیاله مانند ( دارای قطر نیم سانتیمتر) بوجود آمده رنگ انساج میزبان به زردی گراییده و معمولاً به صورت غیر طبیعی بزرگ می گردند. ایشیا دارای رنگ زرد نارنجی بوده و بالای برگ ها به وضوح دیده می شود. (1)


عامل و دوران مرض:
عامل مرض قارچ ( Puccnia garminis tritici pers ) می باشد.
قارچ ( Puccnia garminis tritici ) دوران حیات خود را طی پنج مرحله سپوری بالای دو میزبان ( نبات گندم و بوته زرشک ) تکمیل مینمایند. مراحل سپوری آن عبارت اند از:
مرحله 1- پیکنیا Pycnia
مرحله 2- ایشیا Aecia
مرحله 3- یوریدیا Uredia
مرحله 4- تلیا Telia
مرحله 5- باسیدیا Basidea
پکنیم شکل فلس مانند داشته و در لکه های نارنجی انساج سطح فوقانی بته زرشک ملفوف میباشد. این ساختمان های بار دهی دارای ریشه ها و سپورهای به هم پیوست و به نام پیکنیوسپور یا (Spermartia) یاد میشود.
ساختمان متذکره به کمک میکروسکوپ قابل دید می باشد. ایشیا دارای رنگ زرد نارنجی بوده تعداد کثیری سپورهای دو هستوی ( Aediospores ) به شکل زنجیری در داخل آن تولید میگردد. ان سپورها اشکال کروی ، مستطیل و یا زاویه ای داشته و جسامت آنها به ( 15-19*16-23 میکرون ) میرسد. به وسیله با د انتقال می یابد. و این سپور ها بالای گندم جوانه زده و از طریق ستوماتا داخل انساج نبات مذکور گردیده و به مرحله یوریدیم و یوریدوسپورها انکشاف مینمایند.
یوریدیا شکل مستطیلی یا دایروی داشته ، رنگ آنها سرخ تا نصواری بلوطی بوده و نمای زخم های طویل را به خود میگیرد دربین آنها یوریدوسپورهای طویل وبیضوی شکل که دارای رنگ نصواری طلایی بوده تولید میگردد. که اطراف آنرا خارک ها احاطه کرده است. یوریدوسپورها دارای دو هسته بوده و تحت شرایط مساعد محیطی ( حرارت 18-22 درجه سانتیگراد ) و رطوبت نسبتی بلند درهر ده الی پانزده روز یکبار نسل جدید را تولید می نمایند. این مرحله سپوری که مواد تلقیحی ثانوی را تشکیل میدهد ، توسط باد به فاصله های زیاد انتقال می یابد.
هنگام پختگی نبات (تلیا) در یوریدیای کهن و یا در سورس های جدید تشکیل میگردد. دارای رنگ نصواری تیره تا سیاه بوده و شکل آن مستطیلی است. اما پودری نیستند، سپور های که در داخل آنها تشکیل میگردد (تیلوسپور ها ) برهنه می باشد. تیلوسپورها ببیضوی ویا مستطیلی دندانه دار (16-23 * 35-58 میکرون ) دوحجروی ، کمی منقبض در قسمت جدار های عرضی ، دارای دیوار ضخیم حجروی و هموار و رنگ نصواری تیره یا بلوطی می باشد. در تیلوسپور های پخته ، مرحله واقعی دیپلوئید هنگام جفت شدن هسته های مثبت و منفی بوجود آمده. سپورهای متذکره بالای دمچه های دیر پا تولیدگردیده و مایسلیم ابتدائی چهار حجروی ( باسیدیم ) را به وجود می آورد. (3)


شکل اپیدیمیک مرض هنگامی شیوع می یابد که :
a) انواع غیرمقاوم گندم به پیمانه وسیع دریک ساحه مشخص بذر گردد.
b) موجودیت نژادهای فزیولوژیک قارچ که قدرت تولید مرض را بالای انواع گندم های موجوده در همان ساحه داشته باشد.
c) اقلیم مطلوب که سبب مقدار تولید زیاد یوریدوسپورها گردد.
d) موجودیت جریان باد که یوریدو سپورها را انتقال میدهد. (3)

مبارزه:
کدام تدابیری واحدی نمیتواند برای کنترل مرض سرخی ساقه گندم و سایر سرخی ها غلات مؤثر واقع گردند. ومیتواند تا اندازه به وسیله ازبین بردن بته زرشک درمزرعه و یا در جاهای دیگر مؤثر واقع شده می تواند. اگر قارچکشها اقتصادی تمام شد میتوانیم از قارچکشهای استفاده نمائیم. (3)

ب: سرخی برگ ( Leaf Rusts ) :
سرخی برگ به طور احتمالی وسیع الانتشار ترین بیماریهای گندم است. اگر رسیدن گندم دیر هنگام باشد مانند نواحی کاشت گندم بهاره توسعه بیماری بیشتر می باشد. (1)

عامل بیماری:
قارچ عامل بیماری Puccinia rocondita Rob . ex Desm.f.sp tritici است که پرازیت ضعیف روی ارقام از جو و برخی گونه های Agropyron spp. ،Aegilops می باشد. این آلودگی ها مانند آلودگی میزبانهای واسطه اهمیت زیادی ندارند. پیکنیم ها و اسیدیم ها قادر اند و ابتدا در اروپا روی گونه های ( meadow rue ) ، Thalictrum spp ، از تیره Ranuneulaceae ایجاد شده اند. اسیدیم ها روی گونه های Clematis ، Isopyrum ، Anchuse ، Anemonella نیز گذارش گردیده است. (1)

علائم مرض:
یوریدیای P.recondita F.sp .tritici بیش از 1.5 ملیمتر قطر دارند و روی سطح بالایی برگ گرد می آیند. این جوشها کروی تا بیضوی و نارنجی سرخ رنگ وشگوفا اند ولی بدون بافت (انساج) اپیدرمی پاره شده مشخص در حاشیه آنهاست که در سرخی ساقه دیده میشود. یوریدوسپور به قطر 15-30 میکرومتر تقریباً کروی و سرخ قهوه ای رنگ می باشد. و 3-8 سوراخ تندش داشته که در دیواره آن پراکنده شده اند و دیواره آنها خاردار است.
حرارت مناسب برای آلودگی در حد یوریدوسپورهای قارچ P.striformis ، P.graminis می باشد. ( 1 )

مبارزه:
استفاده از قارچکشهای مناسب مؤثر بوده اما متأسفانه اقتصادی نیست.


ج: سرخی مخطط ( stripe Rust ) :
سرخی مخطط گندم ، نباتات دیگر چون جو ، جودر وبیشتر از 18 چنس نیزه برگ ها را مورد حمله قرار میدهد. سرخی مخطط در اکثر قسمت ها ی جهان که دارای اقلیم نسبتاً سرد و مرطوب بوده ویا در مناطق که هنگام زمستان قسمت فوقانی نبات تحت پوشش برف محافظت می گردد دیده شده است. در افغانستان سرخی مخطط به شکل خفیفه آن هر سال ظاهر میگردد. (3)

علائم بیماری :
علائم سرخی مخطط معمولاً قبل از سرخی ساقه وسرخی برگ به مشاهده می رسد ، چنانچه ازنام این سرخی بر می آید ، پاستیول های مولده آن به شکل نوارهای طویل باریک پهلوی هم ظاهر میگردد. طول این خطوط مساوی نبوده عمدتاً بالای تیغه برگ، غلاف برگ و خوشه ها به مشاهده میرسد ، رنگ خطوط مذکور معمولاً زرد بوده و برخی سرخی زرد هم می گویند. دانه ها نباتات مصاب ، رطوبت خود را در اثر تبخیر از دست داده ، کوچک و مقدار پروتین آنها کم در صورت شدت مرض 60% حاصل را تقلیل می کند. (3)

عامل ودوران بیماری:
عامل بیماری Puccinia striiformis west سپورهای تابستانی (یوریدوسپورها) در اوایل بهار قبل از ظهور انواع دیگر سرخی های گندم ظاهر میگردد. قطر آنها ( 20-30 میکرون ) بوده ، دارای رنگ زرد نارنجی و شکل کروی می باشد. این سپورها دارای دیوار ضخیم خارک داربوده و در سرتاسر آنها از ( 6-12 ) منفذ ها ریشه های مصاب کننده به شکل پراکنده وجود دارد.
بیماری سرخی خطط از میزبان های مصاب یک منطقه به شکل یوریدوسپور به نبات گندم انتقال می یابد. مصابیت گندم در طول فصول خزان وزمستان ( درمناطق زمستان معتدل ) صورت گرفته ، زیرا مایسلیم قارچ مذکور تا منفی پنج درجه سانتیگراد زنده مانده می تواند.
یوریدوسپورها در حرارت بالا تر از 150c قدرت جوانه زدن ونمو را به سرعت می بازند. بهترین حرارت برای جوانه زدن و نموی انها بین 5-150c بوده و اما حرارت پائین ( 5-18 درجه سانتیگراد ) و باران های وقفه ای ، و یا شبنم های سنگین توأم با روزهای آفتابی ، شرایط فوق العاده مساعد برای انکشاف بیماری می باشد.
در اخیر فصل نموی گندم پاستول های تلیا در سطح خارجی اپیدرمس به وفرت به مشاهده میرسد. این پاستول ها رنگ نصواری تاریک داشته و اکثراً خطوط تیره ای طویل را تشکیل میدهد. گر چه تیلوسپور های این سرخی به مشاهده مشابه تیلوسپور های سرخی برگ می باشد. اما جهت استراحت به درجه حرارت پائین ضرورت دارند.
انتشار و زندگی قارچ در ماه های گرم و خشک تابستانی بطی گردیده ، اما در فصل خزان در غلات و نیزه برگها دوباره به سرعت نمو و انکشاف می یابد. این قارچ زمستان را به قسم مایسلیم در حال رکود در برگ نباتات میزبان سپری نموده و در اوایل بهار با مساعد شدن شرایط محیطی دوران حیات خود را دوباره شروع می نمایند. (3 )

مبارزه:
می توانیم از قارچکشهای فولیکور ( Tebuconazole ) یک لیتر بایلتون ( Triadimefon ) 500 گرام. ایمپکت ( Flufrisfole ) یک لیتر تلیت ( Propiconazole ) 500 ملی لیتر ، مانکوزب ( Mancozeb ) 2 کیلوگرام و آلتو ( Cyproconazole ) 500 ملی لیتر در هکتار بوده. و قارچکشهای دیگر اگر اقتصادی باشد از جمله قارچ کش ( Flutriafolet + Thiabendazole ) نیز مؤثر است. (1.2)

3. پوسیدگی طوقه و بلایت خوشه گندم:
(Crown root and head blight of wheat)
این بیماری در بسیاری ازکشورها از جمله کشورهای اروپایی ، شوروی سابق ، امریکا ، چین ، استرالیا ومناطق مختلف آسیا عمومیت دارند که خسارات زیاد را متحمل میشوند. خسارات این بیماری دریک ناحیه از استرالیا به ده ملیون دالر در سال تخمین شده است. ( فرانسیس و برجس 1997م ). در منابع فارسی این بیماری به نام های سفید شدن سنبله گندم ، پوکی دانه ( Scab ) و فوزاریوم گندم نام برده شده است. (5)

علائم:
علائم بیماری هم در قسمت طوقه و هم در ناحیه خوشه گیاه ظاهر میگردد. چنانچه گیاه در هنگام گلدهی در معرض تنش آبی قرارگیرد علائم بیماری در ناحیه ریشه و طوقه مشاهده خواهد شد. ممکن است علت این بیماری ، گیاهچه ها در مراحل اولیه رشد ازبین بروند و یا میزان انتقال آب و املاح کاهش یابد و موجب تضعیف شدن و یا عدم تشکیل دانه ها گردد. وطوقه وریشه آلوده نکروزه میشوند و بر حسب میزان آلودگی خسارت ایجاد شده متفاوت است.
دربیماری پوسیدگی طوقه آلودگی شدید باشد قارچ عامل بیماری ( مایسلیم و کندی ها ) در اطراف طوقه ( پایه ) نمایان گشته و محل آلوده به رنگ صورتی مشاهده میگردد. خوشه های آلوده زودرس شده و سفید میگردند. این نوع خوشه ها اکثراً پوک و بدون دانه می باشند و یا دارای دانه های کم وزن و چروکیده است.
در اثر حمله بیماری های بلایت خوشه ممکن است فقط یک یا چند خوشه چه گندم آلوده گردند درین صورت خوشه چه ها سفید مي شود و بقيه خوشه چه ها سالم است. این بیماری بصورت پراکنده دریک مزرعه می باشند. (5)

عامل بیماری:
گرچه تعدادی زیادی از گونه های فوزاریوم از جمله Fusarium graminarum . Fusarium nivale ، F.avenaceum ، F.acuminabum ، F. sambucinum ، F.culmorum . به عنوان عوامل بیماری پوسیدگی طوقه و ریشه گندم و یا بلایت خوشه گندم معرفی شده اند. عمده ترین عامل بیماری آن F.graminearum است که در سراسر جهان پراکنده می باشد.
نتایچ تحقیقات وسیعی که برای شناسایی عامل بیماری انجام گرفته است ، بیانگر آن است که قارچ عامل بیماری دارای دو جمعیت متفاوت است. بدین سبب عامل بیماری را به دو گروپ مختلف که از نظر خاستگاه اکولوژیک وبعضی صفات فزیولوژیک تفاوت دارند تقسیم می نمایند. جمعیت متعلق به گروپ یک ( f.graminearum ) معمولاً خاکزی می باشد و به اندام های زیر زمینی و طوقه گندم حمله مینمایند. جمعیت مربوط به این گروه قادر به تولید فرم جنسی (Prithecium) در طبیعت ویا محیط کشت مصنوعی نمیباشد. در حالیکه گروپ دوم (F.graminearum) اکثراً هوازی است و در شرایط مرطوب بر روی خوشه های گندم فعالیت مینمایند. جمعیت این گروپ درطبیعت روی خوشه های آلوده و در محیط کشت (Carnation leafagar) فرم جنسی تولید می نمایند که متعلق به جنس آسکوماسیت ( Gibberellazeae ) می باشد. هر دو گروپ فوق قادر به تولید بیماری مرگ گیاهچه در گندم می باشند ولی جمعیت متعلق به گروپ یک در خاکهای خشک و در اثر آلوده شدن بذور در خاک آلوده بیماری را به وجود می آورد. یعنی بیماری بذرزاد Seed borne )) می باشد. (5)

دوران بیماری :
عامل بیماری یک قارچ خاکزی است و زمستان گذرانی آن عمدتاً به صورت مایسلیم و بروی بقایای گیاه آلوده در مزرعه می باشد. عامل بیماری می تواند روی بقایای علف های هرز گرامینه و جواری زمستان را سپری نمایند و همچنین بذور آلوده نیز می تواند ناقل بیماری از فصلی به فصل دیگر باشند. لذا مزرع گندم در اثر کشت بذور آلوده سالهای قبل آلوده میگردد. اگر آلودگی از طریق خاک آلوده صورت گیرد قارچ عامل بیماری معمولاً از ناحیه طوقه وارد گیاهچه در حال رشد میگردد. در این حالت توسعه پاتوژن در گیاه به نواحی طوقه محدود میگردد. قسمت کمی از ساقه وریشه را در برمیگیرد. عامل بیماری در انساج پارانشیم استقرار می یابد و تا آخر فصل ممکن است به دا(خل اندام های آوندی نفوذ نمایند). پس از برداشت گندم بصورت مایسلیم در بقایای گیاه آلوده در خاک باقی مانده ومنبع آلودگی برای سالهای بعد خواهد بود.
چناچه سپورهای قارچ عامل بیماری توسط باد به قسمت خوشه برسد، در صورت وجود رطوبت کافی و دمای گرم و مناسب ( 25-300c ) جوانه زده و در مدت کوتاهی قسمتهای مختلف خوشه را آلوده می نمایند. در هنگام گلدهی آلودگی فراوان وشدید خواهد بود. خصوصاً پاتوژن می تواند دانه های گرده و بساک را مورد تغذیه قراردهد. درین صورت درجه حرارت 25-300c علائم سفیدی خوشه حدوداً سه روز بعد بروز می نمایند.
عامل بیماری می تواند گیاه جو و یولاف را نیز آلوده نمایند و دوره زندگی خود را روی آنها سپری نمایند. (5)

مبارزه:
ضدعفونی بذر با قارچ کشهای نیتروتیازول وتیرام می تواند از پوسیدگی ریشه و طوقه برگ گیاهچه ها را تا حدودی جلوگیری نمایند. در بعضی کشورها در مراحل اولیه ظهور علائم سفیدی خوشه ها فارچکشها ( میتایل -2- بنزیمیدازول کاربامات ) سم پاشی میشود. و هم چنین قارچکش بنومیل ( Benlate ) تا حدودی کنترل مینماند. (5)

4- خاکسترک ( سفیدک سطحی گندم ) Powdery Mildew :
خاکسترگ روی گندم ، سایر غلات وبسیاری از گرامینه ها تولید علائمی میکند که قرنها است ، شناخته شده است. این سفیدک های سطحی به وسیله قارچهای پرازیت اجباری اختصاصی میزبان از نوع (گونه) ( Erysiphe graminis Dc.ex Merat ) حاصل میشود. همان طور که آشکار شده است این قارچها مدت طولانی همراه با میزبان گرامینه خود به سر برده اند نژاد های قارچی که به گندم حمله می کند اختصاص به آن دارد. و از Erysiphe graminis F.sp tritici که دیگر گونه آن است. در نواحی مرطوب و به طور نسبی کم آب جهان انتشار وسیع دارند.
قارچ ( E. graminis F.sp tritici ) ازمواد غذایی استفاده کرده ، قدرت فتوسنتز گیاه میزبان را کاهش میدهد ، تعرق و تنفس را افزایش میدهد. گیاهان بیمار ضعیف شده ، رشد ، خوشه دهی ، پرشده دانه در آنها دچار اختلال میگردد وبرگهای به شدت آلوده وحتی تمام بوته ها قبل از رسیدن می میرند. کاهش محصول بستگی به شدت آلودگی آن می باشد. در مجموع خسارت محصول بیش از 40% برآوردشده است.
چنانچه توسعه بیماری قبل یا هنگام گل دادن انجام شود زیاد تر است. (1)

علائم:
علائم خاکسترک گندم وسایر غلات به طور کامل مشابه است. قارچ E.graminis F.sp) tritici) امکان دارد کلیه اندام های هوایی گیاه را آلوده سازد ولی در سطح رويي برگ نسبت به سطح زیری آن متداولتر است. علائم بیماری ، پس از رشد گیاهچه ها در هر موقعی ظاهرمی شود. عامل بیماری به جزهستاریم ها که در سلول های اپیدرمی نفوذ میکند. به طور کامل سطحی است. (1)

عامل بیماری:
قارچ ( Erysiphe.graminis DC .f. sp tritici E Marshal ) هتروتالیک بوده و آمیزش (هیبریدیشن) بین نژاد های مشابه ژنتیکی اتفاق می افتد در اثر این عمل داخل کلستوتسیم ها ، سپورهای به فرم بیماریزای جدید ( نژادهای فزیولوژیک ) به روشهای گوناگون به وجود آمده که از نظر تأثیرات شان روی بعضی میزبان قابل تشخیص است. در سالهای اخیر قارچ Blumeria graminis ( DC .ex. Merat ) E o speer f .sp tritici عامل سفیدک سطحی ( خاکسترک ) گرامینه ها معرفی شده که به دلیل داشتن مایسلیم های ثانوی مو مانند ( Setose ) وهستوریم پنجه یی و میزبان فقط از تک لپه ها از آن متفاوت است. (1)

دوران بیماری:
E.graminis f.sp. tritici یا Blumeria graminis F.sp . tritici زمستان را به صورت کلستوتسیم در روی كاه می گذارند و در شرایط آب و هوای ملایم به فرم مایسلیم و کندی هم طی می کند آسکوسپورهای که به وسیله باد پراکنده می شوند. اینوکولم اولیه است. لوله تندش ( چرم تیوب ) هردو نوع سپور به طور مستقیم در سلولهای اپیدرم نفوذ می نمایند و هستوریم ها در سلول ها منتشر می شوند و در اثر رشد و سپورزایی آنها سطح میزبان را فرا میگیرند. کنیدی های ایجاد شده به وسیله باد انتشار میکند.
کنیدی ها از نظر اپیدمی بیماری مهم ترین عواملی هستند و آنها مدت فقط چند روز بقا می آورند ولی پراگندگی آنها بیش از کیلومترها است.
کنیدی ها در درجات حرارت وسیع ( 1-300c ) و بدون آب آزاد جوانه میزنند عده برای جوانه زدن فقط از آب داخلی حجرات استفاده میکنند. (1)
مبارزه:
در اروپا قارچکشهای سیستمیک مانند بیومیل و باویستین ( کاربندازیم ) اغلب مصرف میگردد و هم چنین ارقام مقاوم را نباید از یاد برد.

5- ارگوت ( ناخنگ ) :
بیماری ناخنگ ( Ergot ) غلات در قرن شانزدهم تشریح گردیده و بیش از دو صد سال می شود که مراحل انکشاف بیماری متذکره شناخته شده است. در گذشته های نزدیک در یکی از قریه جات فرانسه ارگاتییسم ( مریضی و مرگ ) به اثر مواد خوراکه ملوث به الکلاید های قارچ عامل ناخنک در انسان ها و حیوانات سبب ضایعات حیاتی گردیده.
این قارچ نظر به علایم واضح و مشخص ناخنگ غلات در مزارع و تغیر اشکال مارفولوجیک عامل نظربه شرایط محیطی استعمال آن در طبابت و علم سم شناسی ( Toxicology ) توجه خاصی را به خود جلب نموده است. گرچه میزبان اساسی این بیماری جودر است اما گندم ، جو ، یولاف و تعداد زیادی گرامینه های مزروعی و وحشی نیز مورد حمله قرار میگیرد خسارات زیادی به بار می آورد. این مرض در اکثر نقاط جهان به مشاهده رسیده ودر افغانستان از ولایات ننگرهاروبغلان گزارش شده است. (3)

علائم:
علامت مشخص این مرض سکلروشیای بنفش تاریک وناخن مانند است که عوض یک یا چند دانه در خوشه ها تشکیل میگردد در مرحله گل دهی گیاه نخست مواد چسبناک شیرین از گل های نباتات مصاب ترشح گردیده و به قسم قطرات نسبتاً لزجی زرد رنگ متراکم گردیده این مواد حشرات را به سوی خود جلب نموده و تجمع حشرات بالای خوشه های مصاب به وضاحت دیده میشود. تخمدان های مصاب متورم شده و قسمت فوقانی آنها بر اثر قشر متراکم کنیدیوفورهای محدب معلوم میشود. در تمام واقعات بیماری ترشح مواد چسبناک و یا تشکیل سکلورشیا صورت نگرفته ویگانه نشانه مشخص بیماری درین حالات عدم تشکیل دانه ها در غلات خواهد بود. درصورت تولید سکلورشیم جسم مذکور چهار مرتبه بزرگتر از دانه غلات نمو نموده وعلامت مشخص وواضح بیماری محدب میگردد.
بعد از جمع آوری حاصل سکلورشیای سالم ویا شکسته دربین غلات به آسانی دیده خواهد شد. درصورتیکه مزرعه خیلی مصاب به این بیماری شده است. از محصولات آن انسان نباید استفاده نماید. چرا که باعث تسمم وسمیت انسانها و حیوانات میگردد. (3)

عامل ودوران بیماری:
عامل بیماری clavisceps Purpurea (tr) tul است. این قارچ سه مرحله مختلف مارفولوجیکی را میگذرانند و ازین سبب محققان متقدم چنین تصور میکردند که مرض ناخنگ غلات را سه قارچ مختلف باعث میشود مراحل کنیدیایی و سکلورشیایی قارچ متذکره بالای غلات تولید گردیده و مرحله اسکوجینس آن در خاک انکشاف می یابد.
سکلورشیا دارای رنگ آبی تیره یا بنفش مانند بوده و طول آن از 2 تا 20 ملیمتر میرسد قارچ عامل مرض زمستان را به شکل سکلورشیا سپری می نماید سکلورشیا در خاک یا در مخلوط با غلات درگدام ها تامدت یک سال زنده باقی مانده میتوانند.
سکلورشیای که در خاک زمستان گذرانی نموده و یا مخلوط دردانه غلات کشت گردد در فصل بهار ویا دراوایل تابستان نمونموده وتولید یک یا چند سترومای ساقه چه دار را مینمایند.
سترومای نخست دارای رنگ سفید بوده وبه مرورزمان رنگ آن تیره گردیده ونظربه نوع نبات وشرایط اقلیمی طول آنها زیاد میشود درقسمت فوقانی غده مانند آنها ساختمان های فلسک مانند (perithecia) تولید میگردد. پریتیشیای که از ستروما به بیرون سرزده وچندین عدد آسکس های بیرنگ ودوگ مانند در آنها تشکیل میگردد. دربین اسکس های مذکور آسکوسپورهای نخ مانند که دارای جدارهای عرضی ظریف اند تولید میگردد این اسکوسپور ها مواد تلقیحی اولیه قسمتهای گل آوری غلا ت محسوب میگردد اسکوسپورها توسط باد و یا باران انتشار یافته وهنگام تماس به ستگما نمو نموده و درظرف 24 ساعت به تخمدان نفوذ می نماید بعد ازآنکه تخمدان توسط اسکوسپورها مصاب گردیده و طی مدت 5 روز کنیدی درسطح خارجی تخمدان ها تولید گردیده و مواد تلقیحی ثانوی را تشکیل میدهد.
کنیدی مولده توسط حشرات قطرات باران ویا تماس خوشه ها وقسمت گل آوری نباتات سالم را مصاب می نماید بالاخره کنیدی ها تقلیل یافته و تخمدان های مصاب پندیده و محدب شکل بیشتر بزرگ گردیده وبه سکلورشیا تبدیل و انکشاف می نماید.
برای انکشاف بیماری هوای نسبتاً سردو مرطوب که طول مدت گل آوری غلات را طویل میسازد و مطلوب تر است. این نوع شرایط اقلیمی تولید مرحله عصاره چسبناک را نیز بیشتر انکشاف داده و حشرات را به خود جلب می نماید. (3)

مبارزه كمياوي:
سمپاشي گرامينه ها با (Maleic Hydrazide ) از خوشه دادن گرامينه و گندم جلوگيري مي كند.


بیماریهای باکتریایی
1) پوسیدگی باکتریائی خوشه ها( بلایت سنبله ) Speke blight :
پوسیدگی باکتریائی خوشه های گندم برای نخستین بار در سال ( 1917م ) در هندوستان مشاهده ویادداشت گردیده و بعداً این مرض ازنقاط مختلف جهان گزارش داده شده است.
این بیماری معمولاً در ارتباط با نماتد عامل گال بذر ( بوغمه بذر) گندم ( Anglnia tritici ) ظاهر میگردد . خسارات وارده از ناحیه این بیماری ممکن محو کامل حاصل را در بر گیرد. خوشبختان شکل شیوع اپیدمیک بیماری تا هنوز از کدام کشوری گزارش نشده است. (1.2)

علائم:
اولین علائم بیماری جمع شدن برگهای پائین وتاب خوردن برگها مرکزی می باشد. این علائم معمولاً توأم با ترشحات زرد رنگ ، چسبناک و لزجی است که سرتاسر خوشه های مصاب را می پوشاند. در هوای مرطوب ترشحات باکتریایی به طرف پائین چکیده اما در هوای خشک ترشحات مذکور خشکیده و به قسم خالک های سفید بالای خوشه ها و سطح بالائی برگها به مشاهده میرسد.
درشرایط اقلیمی که هوا مرطوب باشد، کتله های باکتریایی متشکل از کالونی ها به قسم یک جریان کوچک مایع به مشاهده رسیده ، اما هنگامیکه رطوبت نسبتی پائین تر باشد ، کتله های مذکور خشک وسخت میگردد. این کتله های سخت به صورت میخانیکی سبب توقف نمو و انکشاف برگها و خوشه ها گردیده و از طویل شدن آنها جلوگیری می کند. (2)


عامل و دوران بیماری:
عامل بیماری Coryne bacterium tritici ( Hutheh ) Burk است. این باکتریا شکل چوبک ماند داشته و گرام مثبت می باشد. این باکتریا دارای جسامت ( 0.5-75 * 0.95-3 ) میکرون بوده و مورفولوژی آنها در وسط ها زرعیه مختلف تا اندازه یی از همدیگر فرق می نمایند.
باکتریای مذکور متحرک بوده و دارای یک شلاق قطبی می باشد. در اکثریت وسط های زرعیه سرخی زرد نارنجی را تولید نموده و کالونی های آنها شکل محدب دارد. این باکتریا ها هوازی (Aerobic) بوده و نایتریت ( No3 ) را ارجاع نموده اما قادر به هایدرولیز نشایسته نمی باشد حرارت مطلوب برای نموی باکتریای مذکور 25-300c بوده و در 510c می میرند. تحت 50c و بالاتر از 380c نموی آنها به کلی توقف می نمایند. Coryne bacterium tritici در خاک مرطوب که دارای موادعضوی باشد زندگی می نمایند. معمولاً انتقال باکتریا از طریق نماتد ناقل آن Anguinia tritici صورت میگیرند.گرچه لاروای این نماتد در خاک توسط باکتریا ملوث میگردد اما ملوث شدن نماتد مذکور هنگام حمله به دانه های گندم و تشکیل بوغمه ها نیز وسیعاً صورت میگیرد. به اینصورت C. tritici از طریق تخم های نماتدهای ملوث در خاک یا در ارتباط با بوغمه های متشکله نماتدی دانه های گندم انتشار مییابد.
تحقیقات که در هندوستان طی سالهای متعددی صورت گرفته ثابت نمودندکه مصابیت جوانه های گندم در خاک های صورت میگیرند که نماتد عامل ( ناقل ) و باکتریا هر دو موجود باشند.
معامله تخم قبل از کشت با مواد کمیاوی از قبیل گرانوران ( 1.8-2.5 ) فیصدی در مبارزه با این مرض کمک مینمایند. (3 )

2) سوختگی باکتریائی برگ ( Bacterial leaf blight ) :
Pseudomonas syringae pv .syringae عامل بیماری است که نژادی از باکتریاهای وسیع الانتشار خیلی متداول می باشد. این باکتری در گذشته پاتوژن ذرت ( جواری ) و سورگوم (باجره) محسوب میگردید ولی تا ( 1972م ) به عنوان عامل بیماریزای شناخته میشد. این بیماری با بیماری های لکه برگی دیگر و تحولات فزیولوژیک مشابه بوده و اغلب با آنها ارتباط دارد. کاهش محصول در اثر بیماری به طور کامل معلوم نشده ولی صدمات وارده به شاخ و برگ به 50% میرسد. بیماری اغلب در نواحی شمالی ایالات متحده مرکزی اتفاق می افتد. گندم های معمولی ، دوروم و تریتیکالها مانند سایر غلات چون جودر یولاف حساس اند. (1)

علائم:
پس از آنکه بوته ها به مرحل تورم برای خوشه دهی رسد بیماری سوختگی باکتریائی برگ روی بالاترین برگها به وجود می آید. لکه ها ی آب سوخته اولیه کوچکتر از یک ملیمتر قطر توسعه یافته نکروز می شوند و از خاکستری سبز خرمایی سفید تبدیل می شود. لکه ها امکان دارد به هم پیوسته شده و پس از 2 تا 3 روز به صورت نا منظم یا لکه های وسیع در آید. تمام برگ ممکن است بسوزد و در حالیکه خوشه و گلوم ها به طور معمول بدون علائم اند. در شرایط مرطوب قطراتی از سلول های باکتری ها امکان دارد روی زخم ها به وجود آید. (1)

عامل بیماری :
Pseudomonas syringae pv. Syringae van Hall یک باکتریای یک حجروی ، گرام مثبت میله ای به اندازه ( 0.7-22*0.5-0.7 ) میکرومتر سلولها آن متحرک و یک تا چند تاژه قطبی داشته و رنگ دانه های سبز درخشان در محیط کشت ( به ویژه در محیط ( King,S,B ) تولید می نمایند.
کالونی های آن روی عصاره گوشت گاو و آگار، سفید ، خاکستری تا آبی است. این باکتریا ژلاتین را ذوب کرده و اکسیدیشن ( اکسیدایز ) منفی و کاتالاز ( کتالیز ) P.syringae مجموعه از گونه ها است که مشتمل بر نژادهای متعدد گندم روی بسیاری از آنها بیماریزا بوده که با نوع میزبان متغیر می باشد. بسیاری از ایزوله های آن گندم را آلوده نمی کند ولی ممکن است میزبان های چوبی یا علفی دیگری را مورد حمله قرار دهند. (1)

شناسایی و کنترل:
این باکتریا در خاک و آب و سطح گیاه به سر میبرد وگسترش جهانی دارد. فرم های بیماریزای فزیولوژیک آن روی گندم ، جهت آلودگی ، نیاز به رطوبت دارد. آب و هوای مرطوب و رطوبت نسبتی زیاد و درجه حرارت 15-250c بهاری مناسب و گسترش بیماری است. وبه وسیله بذر گندم نیز امکان انتقال دارد. ارقام کانادایی ( Glenlea ) گزارش شده که با این بیماری مقاوم بوده و رقم ( Winoka ) در جنوب داکوتا خیلی حساس است.
سمپاشی با بعضی ترکیبات ، بر علیه بیماری توصیه میشود. (1)

بیماری های نماتدی گندم
Diseases caused by nematodes
نماتدها کرمها ( موجودات ) ریز هستند که با بزرگنمایی کم قابل رؤیت هستند. نماتد ها پرازیت غلات است که باعث خسارات و کاهش کیفی و کمی محصول می شوند و علاوه بر این با ایجاد زخم برروی اندام های گیاهی راه ورود سایر عوامل بیماریزای قارچی و باکتریایی را بازی مینمایند و در انتقال بعضی از ویروسها ، باکتری ها و قارچها نقش دارند.

1. نماتد مولد غده ریشه:
این نماتدها دامنه میزبانی بسیار وسیعی دارند و تقریباً تمام غلات را می توانند آلوده کنند و بیشتر از 2000 گونه های نباتات را مورد حمله قرار میدهد.
نماتد Meloedogyne naasi frank مهمترین نوع نماتد مولد غده درروی ریشه غلات است. که به غلات و برخی گراسها حمله میکنند. آلودگی از طریق گره ها یا گالهای کوچکی که روی ریشه ها ایجاد میشود. قابل تشخیص است. معمولاً نوک ریشه های آلوده دچار انحنا یا پیچ خوردگی می شود ، در برخی موارد انشعاب شدید ریشه ها دیده می شود.
نماتدها اغلب در بهار یا اوایل تابستان نبات را مورد حمله قرار می دهند و باعث ایجاد گره یا غده در روی ریشه ها می شوند. در داخل هر غده ممکن است یک یا چند عدد نماتد ماده وجود داشته باشد. هر نماتد تعداد زیادی تخم تولید می کند و در ماده ژلاتینی انتهای بدن میریزد. (1.4.3)

عوامل و دوران بیماری:
عاملین این بیماری عبارتند از: Meloidogyne nassi frank و Meloidogyne arenaria و Msloidogyne incognita ( Kofoiand white ) است. اکثریت گونه های (Meloidogyne) دارای دوران حیات مشابه است. لاروا در داخل تخم تشکیل گردیده پوست اندازی اول ( تشکیل کیوتیکل ) نیز داخل تخم صورت می گیرد. لاروای مرحل دوم از تخم خارج شده و در حجرات اپیدرمس انساج مرستماتیک نفوذ می نمایند. لاروای مذکور از انساج نباتی تغذیه نموده و به انکشاف بیشتر خود ادامه میدهد. این نماتد ها قبل از رسیدن به سن بلوغ در داخل انساج سه بار پوست اندازی مینمایند. و در مرحل چهارم ( پوست اندازی ) نماتد نر شکل رشته مانند را به خود می گیرد و اندازه بدن آن ( 0.2-4*0.7-1.3) ملیمتر است. انساج ریشه را ترک و به صورت آزاد در خاک زندگی میکند ، اما نماتد ماده بالغ در ریشه باقی می ماند.
گر چه القاح نماتدهای ماده توسط نماتد نر صورت میگیرد اما اکثر این نماتدها به صورت بکرزایی هر فرد ماده به طور متوسط ( 300-500 ) عدد تخم می گذراند. نماتدها اکثراً به صورت تخم زمستان گذرانی میکند. (1.3)

مبارزه:
با مواد کمیاوی مناسب ( Ethylene dibronide ) کلروپکرین ( Chloropicrin ) میتایل بروماید ، دای کلروپکرین ، دای برومو کلروپکرین از جمله نماتد کشهای اند که مواد استعمال دارند.

2. نماتد بذر گال ( نماتد بوغمه تخم ) ( Seed – Gall Nematoda ) :
این بیماری یکی از قدیمیترین بیماری های شناخته شده گندم بوده و عامل آن ( Anguina tritici) است. به گال بذری ( بوغمه ) بیماری تلخه زرشکی سیاقاق سخت نیز گفته می شود. اولین بار در انگلستان شناخته شد. این نماتد بوسیله بذر انتشار جهانی پیدا کرد. امروزه این نماتد پرازیت جودر و گندم های Aegilops Spelt بوده و بالاخره گندم را آلوده می سازد. این بیماری در شرق آسیا ، هند ، یوگسلاوی و جنوب شرقی اروپا بهتر شناخته شده است. به دلیل روشهای تمیز کن این بیماری به شدت نابود می گردد. (1.3.4)

علائم:
بیماری روی بوته های در حال رشد و بذرهای برداشت شده ایجاد علائم میکند. بوته های گندم قبل از خوشه دهی در نزدیکی سطح زمین ، متورم شده و برگها چروکیده ، پیچیده یا لوله ای می شود. در موقع ظهور خوشه ، پیچیدگی برگها کاهش یافته ولی بوته ها کنده شده و دیر رس می باشد. خوشه های بیمار کوچک گلوم خیلی باز است. دانه ها ي آن تیره رنگ شده و به قطر (3-5*2-3) ملیمتر است.
گالها قهوه ای سیاه و بدون ریشک و جنین اند. این بوغمه ها به سهولت ترکیده و در مقایسه با سیاقاق پنهان گندم بی بو هستند. (1)

عامل بیماری :
Anguina tritici ( steinb ) chit پرازیت اجباری است. دیواره کوتیکلی بدن مخطط ریز و لب آن باریک و حلقوی ستایلیت 8 تا 10 میکرومتر طول داشته و گره قاعده آن گرد است. ماده بالغ به طول متوسط 3.8 ملیمتر، کم تحرک نسبت به نر ها است. (1)

دوران بیماری:
نماتد A.tritici عمدتاً از طریق بوغمه های بذری مخلوط با دانه ها انتشار می یابند. و از این بوغمه ها هزاران لاروای سن 2 در خاک های مرطوب آزاد میشوند. بنابر این شرایط مرطوب برای حرکت لارواها و آلودگی گندم مناسب است.
بر خلاف دیگر نماتدها ( A. tritici ) روی ریشه ها تغذیه نمیکنند. نماتد در قشر آبی به سمت نوک بته ، حرکت می کند و به طریقه پرازیت خارجی ، روی برگها به سر میبرند. آب جمع شده در پیچیدگی غلاف برگ به ساقه راهی است که نماتد به گلهای در حال رشد نفوذ میکند نماتدها در مدت مهاجرت و تغذیه سایر عوامل بیماریزا مانند باکتری Rathayibacter spp و قارچ Dilophospora alopecuri را حمل کرده و ایجاد آلودگی میکند.
نماتد پس از نفوذ در خامه گلها بالغ شده ، جفت گیری نموده و تولید تعداد زیادی تخم میکند پس از انکه میزبان کامل شود بسیاری از تخمها تفریخ شده و لارواهای بیشتری به وجود می آورند. موقع برداشت بوغمه های بذری مخلوط با بذر های سالم شده منتشر میگردد یا روی زمین میریزند.(1)
مبارزه:
شناور ساختن بذر با آب داغ 54 درجه سانتیگراد به مدت 10 دقیقه لاروای سن 2 بی حرکت را کشته وزیان کمی به بذر وارد میکند. بذرهای حرارت دیده شده را باید آزمایش کرد. (1)

« بیماری های ویروسی گندم »

ویروسها موجودات ریزی هستند که قادر اند حجرات زنده را آلوده کنند و ضمن تکثیر به میزبان صدمه بزنند. ویروسهای که موجب بیماری در غلات میشوند ممکن است توسط شته ها ، زنجیره ها ، کنه ها ، قارچها ، بذرها یا به طور میکانیکی انتقال یابند. این موجودات بیماریزا از روی علائم بیماری که ایجاد میکنند. دامنه میزبان ، ناقلها و آزمایش های تکمیلی قابل شناسایی است.
بیماریهای ویروسی عمدتاً دارای علائم مشخصه ای هستند که آنها را از سایر بیماریها متمایز میکند. مهمترین این علائم کوتولگی پنجه زنی بیش از حد گیاه خطوط مختلف روی برگ و اندام های هوایی ، رنگ پریدگی ، خشکیدگی بافت ( نکروزه ) و غیره قابل تشخیص است.

1. موزائیک مخطط:
موزائیک مخطط یکی از امراض ویروسی مدهش گندم بوده تحت شرایط مساعد محیطی امکان ازبین رفتن تمام محصولات موجود است. این بیماری در تمام مناطق که گندم بذر میگردد . به طور شکل خفیف یا شدید وجود داشته و بعضاً با یک عده امراض دیگر اشتباه می گردد. به طور مثال اکثراً خساره را که بیماری پوسیدگی بیخ ساقه و ریشه گندم باعث می شود. از ناحیه موزائیک تصور میگردد. علاوه بر گندم روی جو ، جواری ، یولاف نیز موارد حمله دارد. (6)

علائم:
تقریباً تمام انواع گندم های بهاری و زمستانی در مقابل موزائیک مخطط غیرمقاوم بوده و امکان خسارات زیاد ازین ناحیه متصور است. مزارع مصاب در اوایل بهار صحتمند معلوم شده هنگام که هوا رو به گرمی میرود نموی نیات بطی گردیده و اگر برگها دقیقا مشاهده شود در سطح فوقانی آنها خطوط طویل کم عرض ، زرد و خالک های سیاه مایل به زرد رنگ مشاهده می شود. در این وقت نبات عوض نموی عادی مستقیم ، میلان منحرف افشانی پیدا نموده ، حتی یکتعداد نباتات دیده خواهد شد که در بندهای مختلف ساقه کاملاً خم گردیده اند ، تعداد دانه ها در خوشه تقلیل یافته و دانه ها کوچک است.
علائم موزائیک مخطط با علایم یک عده امراض دیگر چون موزائیک لکه موزئیک خاکزی موزائیک مخطط شکسته و قلت نایتروجن بسیار مشابهت دارد. (1)

عامل و دوران بیماری:
عامل بیماری ( Wheat streak mosaic virus ) ویروس است که شکل چوبک مانند داشته و تنها به کمک میکروسکوپ الکترونی قابل دید می باشد. این ذرات چوبک مانند 700 ملیمیکرون طول داشته در حدود 15-18 ملیمیکرون قطر دارد. قسمت مرکزی ذرات رایبونوکلئیک اسید (RAN) مذکور را اشغال کرده و با پوش پروتئین محافظت میگردد.
کنه ناقل بدون تغذیه بالای انساج زنده نباتی زنده باقی مانده نمیتواند. هنگام که این نوع کنه ها بالای نباتات بیمار تغذیه می نمایند ویروس موزائیک مخطط در شیره نبات داخل جسم آنها گردیده و کنه های ملوث در طول عمر خود قادر به مصابیت نباتات سالم است. میزبان این کنه گندم بهاری ، زمستان ، بالای گیاهان هرزه زندگی مینمایند. (6)

مبارزه :
نباتات خود رو ( هرزه ) که از دانه های به زمین افتاده میرویند، باید کاملاً ازبین برده شوند. زیرا کنه های ناقل در این نباتات تا هنکام روئیدن گندم زمستان ، به خوبی تغذیه نموده ، بعداً به گندم زمستانی انتقال می یابد.
وقت بذر نیز اثر زیادی بالای تغذیه کنه های ناقل دارد. به صورت عموم هر قدر که گندم زمستانی ناوقت تر بذر گردد به همان اندازه نبات کمتر به کنه های ناقل ویروس مواجه می شوند.(6)








« نتیجه گیری »
بیماری ها برای اینکه به مرحله اپیدمی برسند و خسارات زیادی را به بار بیاورند ضرورت به یک سلسله میزبان ها ، شرایط محیطی ، جوانه زنی ( تولید مثل ) و ارقام حساس ومناسب وغیره دارند تا شرایط مناسب برای شیوع بیماری مساعد شوند.
اکثر بیماریها مهم گندم مراحل زندگی خود را بالای یک نبات سپری نکرده بلکه بالای چندین نبات سپری کرده تا اینکه مراحل زندگی خود را طی کرده ، تولید مثل نموده و باعث خسارات زیاد شده. بنابر این میزبان برای انتشار ، اپیدمی بیماریها خیلی نقش دارند. همچنین در سایر بیماریها از جمله سیاقاق ها ( امراض قارچی ) باکتری ها ، نماتدها ، و ویروس ها در صورتیکه این بیماریها را به حد اقل برسانیم لازم و ضروری است که با میزبان های آن مبارزه و نابود کنیم. دیگر مفیدیت مبارزه آن اینست که دوران این بیماری شکسته وسکتگی در دوران حیات این بیماری به وجود آمده و بالاخره از جمعیت عوامل بیماریزا کاسته شده ویا از آن جلوگیری می نمایند.
عوامل بیماریزا با درجه حرارت مناسب ، رطوبت نسبتی محیط رابطه مسقیم داشته بسیاری این عوامل با درجه حرارت و رطوبت مناسب شروع به جوانه زدن ، تولید مثل میکند. اکثریت عوامل بیماریزا با درجه حرارت بین (0-500c) شروع به فعالیت کرده و همچنین از صفر درجه سانتیگراد پائینتر و بالاتر از 50در جه سانتیگراد فعالیت آن متوقف شده به حالت رکود و یا ازبین می روند.
رطوبت مناسب برای فعالیت عوامل بیماریزای بین 80-100% بوده که بسیاری این عوامل کمتر از 50% فعالیت کرده نمیتوانند. وبا بالارفتن رطوبت نسبتی ( به ویژه قارجها و باکتری ها ) فعالیت آن بیشتر میگردد.
اندام های رویشی با تولیدی قارچها ( سپور ، مایسلیم ، هیف ، کنیدیا ) وغیره بوده که به وسیله این اندامها رشدو نمو کرده وزیاد میگردد. باکتریها بوسیله کالونی افزایش یافته و انتشار مینمایند.
بسیاری از میزبانها در مقابل پرازیت خویش حساس بوده و خسارات از ناحیه این پرازیت نسبت به میزبان که در مقابل خود مقاومت دارند بیشتر است. بعضی از ارقام میزبان خاصیت سمیت را بالای پرازیت داشته بعضی از آنها دارای قابلیت زیاد ترمیم دوباره حجرات را دارند و بعضی از ارقام میتواند پرازیت بالای آن زندگی کرده ولی از یک یا چند اندام آن تغذیه نماید اما بستر مناسب برای رشد و نمو و جوانه زنی نبوده. لذا چنین ارقام که ذکر گردید تا حدی از میزان خسارات از ناحیه پرازیت ها را بکاهد.











« سفارشات »

برای اینکه از عوامل بیماریزای گندم جلوگیری کرده ویا از خساره وارده آن کمتر شود. لازم است فکتورهای ذیل را در نظر بیگیریم:
بستر مناسب برای مزرعه یکی از فکتور های مهم برای جلوگیری از انتشار عوامل بیماریزای گندم محسوب می شوند. موجودیت بیش از حد نایتروجن باعث افزایش جمعیت نماتدها گردیده لذا لازم است ، که علاوه نمودن کود نایتروجن دار را با نوبت های معین در زمین علاوه نمود.
بسیاری از عوامل بیماریزا به وسیله بذر آلوده زمستان گذرانی و انتشار می نمایند. عامل سیاقاقها و نماتد گال بذر از مثاالهای عمدۀ می باشد که بوسیله تخم انتشار و زمستان گذرانی می نمایند. ولی به خاطر سیستم تمیزکن بذر نماتد گال بذرتحت کنترل در آمده و خسارات ناشی از این عامل به حداقل رسیده است. بنابراین بذر اصلاح شده و عاری از عوامل بیماریزا یکی از عوامل مهم بروز آفات می باشد.
یکی از عوامل مهم و اساسی برای انتشار و زمستان گذرانی عوامل بیماریزا ، ناقلین ، و میزبان می باشند. ویروسها بدون ناقلین نمی تواند به مزارع حمله و مصاب نمایند.
بته زرشک یک میزبان مهم عامل سرخی ها به شمار رفته که یک بخش از دوران حیات این عامل بیماریزا بالای بته زرشک صورت میگیرند. با ازبین بردن ناقلین و میزبان های نا خواسته تا حدی از جمعیت عوامل بیماریزا تقلیل یافته و باعث خسارات زیاد نمیگردد.

















« منبع و مأخذ »
1. اخوت. دکتر سید محمود، بیماریهای غلات. انتشارات دانشگاه تهران.سال(1383) ص . 81 – 91
2. اخوت . دکتر سید محمود ، زاد – دکتر سید جواد . قارچ شناسی و بیماری های قارچی گیاهان . انتشارات آییشر . سال( 1384 ) ص. 383 – 417 .
3. پوپل . پوهنوال محمد اکبر ، امراض نباتات مزروعی . انتشارات دانشگاه کابل . سال( 1383 ). ص. 1 – 43 .
4. زیلنسکی . دکتر فرانک . مترجم : محمدی گل تپه- دکتر ابراهیم – علیزاده – دکتر عزیزالله – پورجم – مهندس ابراهیم . بیماری های مهم غلات دانه ریز ( رهنمای و تشخیص ) انتشارات دانشگاه تربیت مدرس . سال(1374) . ص . 260 – 265
5. صارمی . دکتر حسین ، بیماری ها ی گیاهی ( ناشی از گونه های فوزاریومی ) . انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد . سال ( 1379) . ص . 13- 21
6. نوروزی . عبدالله ، لکچر نوت امراض نباتی . دانشکده زراعت دانشگاه بامیان . سال( 1387 ). ص . 33 – 36


















July 22، 2008

کنترول جنتیکی نبات در مقابل امراض

مقدمه:
ابتدا انسان زندگی خود را با شکار حیوانات و جمع اوری میوه جات می گذراند. ولی با گذشت زمان پی برد که می تواند ازتغیرات طبیعی که در موجودات وحشی وجود دارد و یا از تغییرات مصنوعی که خود به وجود می آورد ، استفاده نماید.
برداشت تخم ها و کشت مجدد تخم ها ی برداشت شده و مخلوط نکردن آنها با تخم های گیاهان وحشی , در انتخاب صفات زراعتی مثل عدم خواب تخم , گلدهی هم زمان و هم زمانی رسیدگی , بزر گی تخم و عدم ریزش , غربال(فلتر) انتخاب بسیار با ارزش بود که تو سط انسان اعمال میشد
علم و هنر تغییر و اصلاح ترکیب ژنتیکی گیاهان را که برای افزایش حاصل اقتصادی آنها صورت میگیرد اصلاح نبات یا plant breeding گویند. منظور از هنر اینست که اصلاحگر قادر به مشاهده و تشخیص اختلافات موجود در بین گیاهان باشد و بتواند بهترین نوع را مورد انتخاب و گزینش قرار دهد. در زمانهای قدیم، اصلاح نبات به عنوان یک هنر محسوب می شد زیرا انتخاب و گزینش بر اصول علمی استوار نبود. از زمان شروع انتخاب و گزینش تا زمان کشف مجدد قوانین مندل، انتخاب که انجام میشد هوشیارانه نبود، یعنی فلسفه انجام کارهای شان را نمی دانستند و بشترین گیاهان زراعی و ارقام بومی به وسیله همین روش موثر انتخاب بدون آگاهی ، اهلی شده اند.
با پیشرفت علم ژنتیک و علوم وابسته ای دیگر ، اصلاح گیاهان با این علوم مرتبط شد و دیگر هنر و مهارت به تنهایی در امر انتخاب دخالت نداشت و نسلگیران بنا براصول علمی و با تعمد می توانست تنوع و تغییرات در گیاهان ایجاد نماید و از این راه ورایتیها و ارقامی جدید با صفات دلخواه بوجود آورد. اگرچه مهارت و هنر هنوز هم یکی از ابزار مهم انتخاب به شمار می آید ولی در حال حاضر اصلاح نبات باید براساس اصول جنتیکی انجام گیرد، چراکه بدون در ک مفاهیم علم جنتیک شانس موفقیت بسیار کمي خواهد بود.
امروز انتخاب هوشیارانه است و بر اساس قوانین و روشهای خاص صورت می پذیرد، این عمل نه تنها برای اهلی کردن گیاهان وحشی صورت میگرد، بلکه برای بهبود گیاهان موجود نیز از همین روش استفاده میشود(مثلاً عدم حساسیت به طول روز، همزمانی رسیدگی ، مقاومت به سرمای زمستانه و......) بنا بر این، فلسفه کار هایی که در اصلاح نباتات صورت می گیرد برای نسلگیران مشخص و روشن است.
علم جنتک : ژنتیک علم مطالعه انتقال صفات از یک نسل به نسل دیگر است. علم بررسی صفات از یک نسل به نسل دیگر در انسان را ژنتیک انسانی می‌نامند. شاخه‌ای از ژنتیک انسانی که انتقال یک صفت از نسلی به نسل دیگر را در انسان و در ارتباط با سلامت و بیماری مورد بررسی قرار می‌دهد ژنتیک پزشکی می‌نامند.
شاخه‌های ژنتیک پزشکی عبارت‌اند از: ژنتیک بالینی، مشاوره ژنتیک، سیتوژنتیک، ژنتیک بیوشیمی، ژنتیک ملکولی، ژنتیک بیماری‌های شایع
شاخه‌های گوناگون ژنتیک پزشکی به نوبه خود ترکیبی از یک علم دیگر با ژنتیک هستند. برای مثال ژنتیک بالینی از ترکیب ژنتیک با پزشکی بالینی به وجود آمده‌است و ژنتیک بیوشیمی از ترکیب بیوشیمی و ژنتیک. ژنتیک ملکولی حاصل ترکیب ژنتیک با بیوشیمی DNA و RNA می‌باشد و سیتوژنتیک از ترکیب سیتولوژی و ژنتیک به وجود آمده‌است. مشاوره ژنتیک از ترکیب ژنتیک و علم مشاوره غیر مداخله جویانه به وجود آمده‌است.
تاریخچه جنتیک : ژنتیک مدرن توسط راهب اتریشی گریگور مندل و در قرن نوزدهم میلادی بنیان گذاری شده‌است. ژنتیک انسانی به آهستگی و در طی نیمه اول قرن بیستم و ژنتیک پزشکی از نیمه دوم قرن بیستم و بعد از سقوط اندیشه یوژنیک به سرعت رشد پیدا کرد. این توسعه تاکنون و به سرعت ادامه دارد.
گرگور مندل :راهب اتریشی که به عنوان پدر دانش ژنتیک شناخته می‌شود. گرگور مندل در سال ۱۸۶۵ (میلادی) توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، شناسایی کند. اما متاسفانه از آنجا که در جامعه علمی آن زمان بسیاری از افراد با نفوذ همچنان نظریات داروین و لامارک را صحیح می‌پنداشتند به دیدگاه‌ها و کشفیات او اهمیت چندانی ندادند و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. به نظر می‌رسید، پرونده این دانش رو به بسته شدن است. در سال ۱۹۰۰ میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل، توسط درویس، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.
زندگی نامه مندل
یوهان مندل ، در ژوئیه سال ۱۸۸۲ در یک خانواده روستایی بدنیا آمد . زادگاه او موراویا بود که در آن موقع جزو مستعمره‌های اتریش محسوب می‌شد . در دهکده هاینزدورف وارد مدرسه ابتدائی شد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی ، برای ادامه تحصیل از هاینزدورف به تروپا ، که از شهرهای مجاور بود ، رفت و وارد مدرسه متوسطه شد . به دلیل فقر مالی و به توصیه یکی از استادانش وارد خانقاه بزرگ آلبرون شد . وی در بیست و یک سالگی زندگی رهبانی پیشه کرد و لقب گریگور گرفت . مندل دوره مطالعات کشیشی را در سال ۱۸۴۷ به پایان رساند و به درجه افتخاری کلیسا نایل آمد . او در ۴۷ سالگی به مقام سرپرستی صومعه رسید . مندل در سال ۱۸۸۴ درگذشت.


تاریخچه اصلاح
شروع اصلاح گیاهان مختلف توسط انسان احتمالاً با آغاز زراعت همراه بوده است، زیرا زارعین برای کشت سال بعد محصول نخود مجبور به ذخیره تعداد از تخم ها بوده اند و طبعتاً از گیاهان قوی و دلخواه برای این منظور استفاده کرده اند. مثلاً انتخاب ارقام با تخم های درشت منجر به حذف گیاهان با تخم ریز شد وکم کم جمعیت، متشکل از گیاهان تخم درشت گردید. در زمانهای قدیم، انسان بدون آگاهی کامل به سستم تولید مثل گیاهان، اقدام به انتخاب می کرد.(4)
زارعین قدیمی فقط از تکنیک انتخاب کتلوی Mass selection method استفاده میکردند و هیچ توضیحی از روش های اصلاحی که انجام میدادند به جانگذاشته اند. کلوملا Clumela صاحب نظر رومی در امر زراعت (اگرونومیست) در حدود 650 سال قبل از میلاد برای بدست آوردن عملکرد خوب در سال بعد، چیدن خوشه های بزرگ گندم و یا انتخاب بزرگترین دانه ها را برای کشت در سال بعد پیشنهاد کرد.
در اواخر قرن هفده هم کامراریوس به سستم تولید مثل گیاهان پی برد اهمیت دانه گرده در پروسه القاح را مشخص کرد. پس از آن، انجام دورگ گیری بین ارقام مختلف معمول گردید و شمار زیادی از ورایتی های جدید دراثر دورگ گیری بوجودآمدند. با وجود این، پیشرفت اصلاح نبات بازهم چشمگیر نبود زیرا تزویج بدون آگاهی به اصول ژنتیکی صورت می گرفت و نتایج حاصله بیشتر به شانس و اساس علمی اصلاح نباتات بعد از کشف مجدد قوانین مندل در سال 1900 شروع شد.مطالعات وی و انتشار قوانین وراثت در اوایل قرن بیستم باعث شد که علم جنتیک پایه واساس اصلاح نبات را تشکیل می دهد. بعد از مندل، تحقیقات متعدد روی وراثت صفات مختلف در گیاهان صورت گرفت. درسال 1903 جانسن نتایج گزینش در جمعیت های خود بارور لوبیا را به طور صحیح تفسیر کرد، وفرق بین انتخاب از میان یک قطار هموزایگس و انتخاب از میان ژنوتیبهای هموزایگس در حال تفکیک در جمعیت اولیه را شناخت، و تفاوت بین اثرات محیطی و ژنو تیپی را روشن ساخت.


تقسیم بندی مقاومت
هر گونه گیاهی توسط صدها نوع پتوجن الوده می شود. غالباً هر بوته توسط صدها یا هزاران فرد از یک پاتوژن(اسپوریا کنیدی) مورد حمله قرار میگیرد. گیاهانی که باقی میمانند مقاوم هستند.

الف ) مقاومت براساس وجود
2. وجود از قبل. یعنی مقاومت حتی درغیاب پاتوژن درگیاه وجود دارد- این نوع مقاومت، مقاومت از قبل تشکیل شده یا مقاومت غیرفعال نامیده میشود.( مقاومت به سفیدک جو)
3. القایی. یعنی مقاومت درغیاب پاتوژن درمیزبان وجود ندارد اما با تماس پاتوژن با گیاه مقاومت القا میشود. این نوع مقاومت، مقاومت فعال نامیده میشود. مثلآ گیاهچه های پنبه به علت عدم وجود گوسیپول به بسیاری ازافات حساس اند، اما به مجرد الوده شدن با ورتی سیلیوم، گوسیپول درگیاهچه تولید میشود و گیاهچه مقاوم میگردد. معمولآ فقط گیاهان بالغ گوسیپول دارند و گیاهچه ها ندادند.

ب) بر اساس پاسخ میزبان
1. مصئونیت. مصئونیت یعنی استثنا ازالودگی یا صددرصد عاری از بیماری حالتی که هیچ نشانه ای ازبیماری ظاهر نمیشود. مثلآ سیب زمینی به زنگ گندم مصئون است.
2. تحمل. تحمل یعنی اینکه میزبان میتواند بیماری راتحمل کند. تحمل ممکن است به عنوان عدم اشکار شدن هیچ نوع نشانه ای ازبیماری باشد. در حالی که عامل بیماری مثلآ ویروس در میزبان وجود دارد. یا ممکن است به عنوان عدم کاهش عملکرد، در حالی که الودگی توسط پاتوژن رخ داده است، تعریف شود. بنابراین تحمل به عنوان توانایی ژنوتیپ میزبان برای جبران کاهش عملکرد حتی زمانی که الوده به بیماری میباشد.
3. مقاومت. به صورت خیلی ساده مقاومت حالتی را شامل میشود که اثرمتقابلی بین میزبان و پاتوژن وجود دارد . بنابر این مقاومت همیشه جزیی است، یعنی همیشه برعکس مصونیت که هیچ نشانه ای ازبیماری ایجاد نمیشود مقدار کمی بیماری میبینیم . گیاهی مقاوم است که اجازه ورود یا رشد و یا تکثیر ب پاتوژن ندهد.

ج) براساس کنترول ژنتیکی
2. الیگوژنیک. یا مقاومت توسط ژنهای بزرگ اثر، این نوع مقاومت توسط تعداد معدودی ژن کنترول میشود که اثر هرژن کاملآ بارز است. مثلآ مقاومت به زنگ زرد یا مقاومت به Late blight مقاومت ممکن است توسط ژن غالب یا مغلوب کنترول شود.
3. پلی ژنیک. یا مقاومت توسط ژنهای کوچک اثر، این نوع مقاومت توسط ژنهای زیادی کنترول میشودو اثرهرژن به صورت انفرادی مثل قبل زیاد مشهود نیست بلکه مثل خصوصیات کمی است.
4. سیستوپلاسمیک. چنین مقاومتی توسط عوامل سیتوپلاسمی کنترول میشود. برای مثال جواری های با سیتوپلاسم Texams male strile که برای تولید بذر هیبریدبه کارمیرفتند به نژاد Southern Corn Blight T حساس بودند. برعکس ان سیتوپلاسمهای C یاS که نرعقیم هستند به نژاد T پاتوژن مقاوم اند.

د) براساس مکانیسم مقاومت
4. مکانیکی. مقاومت مکانیکی یا ساختمانی به علت خصوصیات بیرونی یا درونی گیاهان میزبان اتفاق میافتد. اولین خط دفاع، سطح گیاه، یعنی سطح برگ وساقه است. پرزهای درشت، کوتیکول واکسی وپرزهای ریزبرروی ساقه های گیاه وبرگها باعث جلوگیری ازجوانه زدن وورود پاتوژن به بافت میزبان میشوند. سلولهای اپیدرمی واریته های برنج مقاوم به بلاست لیگنینی شده اند. تشکیل لایه چوب پنبه ای در پیشاپیش منطقه الوده به ریزوکتونیا درکچالو یا ایجاد لایه ای سخت و متورم در اطراف منطقه الوده از پیشروی بیماری جلوگیری میکند.
5. بیوشیمیایی. گیاهان به طرق متفاوتی به دفاع در برابر حمله پاتوژن میپردازند . بعضی از این عکس العمل های مقاومت به قرار زیر میباشند.
فوق حساسیت. فوق حساسیت به خاطر افزایش حساسیت سلولها میزبان در منطقه آلوده و به صورت نکروزه شدن آن منطقه پدیدار می شود.بافت نکروز شده پارازیت را از میزبان زنده جدا میکند, بنا براین مانع از رشد بیشتر پاتوژن میشود. فوق حساسیت را به این صورت تعریف کرده اند:
تمام تغیرات مورفولوژیکی و هستولوژیکی که توسط آلودگی به پاتوژن ایجاد میشود که باعث مرگ پیش رس بافتها یا سلولهای مجاور شده (نکروزه) و همین امر باعث غیر فعال شدن و توقف حرکت پاتوژن می گردد. مقاومت سیب زمینی به (Phytophthora infestance) یا مقاومت به نماتد زخم ریشه د رگندم مثالی از این نوع می باشند.
مقاومت به فیتو توکسین ها: بعضی از پتوجن ها توکسین های تولید می کنند که باعث مرگ میزبان می شوند. گیاهان مقاوم حالتی دارند که به این توکسین ها حساس نیستند. برای مثال عامل بیماری Victoria blight یعنی Helminthosporium Victoria تولید به نام ویکتورین می نامند.
ورایته های مقاوم جو، به این توکسین مقاوم می باشند.
فیتوالکسین. فیتو الکسین ها مواد هستند که توسط میزبان در پاسخ به ایجاد زخم- تحریکات فزیولوژیکی و یا عوامل آلودگی – تولید می شوند ویا محصولات حاصل از آنها که در اثر تجمع مانع از رشد میکرو ارگانیسم و نماتد می شوند. در پیاز و جواری DIMBOA، در نخود Pistin, و در لوبیا Phaseollin، در سیب زمینی Rishtin، فیتو آلکسین هایی هستند که مقاومت می کنند.

ه) مقا ومت بر اساس درجه و محدوده مقاومت:
دو نوع است.
2. مقاومت عمودی : این مقاومت همچنین تحت نام مقاومت افتراقی مختص نژاد نامیده میشوند، از این نظر عمودی نامیده می شوند که بعضی از نژاد ها پتوجن مقاوم به بعضی از نژادها حساس می باشد.
3. مقاومت افقی: این مقاومت تحت نام مقاومت یک نواخت و مقاومت غیر ویژه نیز نامیده می شود، و به این مفهوم است که به میزان معینی به تمامی نژادهای موجود پتوجن مقاوم است.

جنتیک اثر متقابل میزبان – پتوجن
اولین تلاش موفقیت آمیز برای درک جنتیک اثر متقابل میزبان – پتوجن توسط فلور انجام شد. وی نتایج ازمایشاتش را درسال 1956 به نام فرضیه جن- برای – جن بیان کرد. این فرضیه بیان میدارد که " برای هر جن که باعث عکس العمل مقاومت در میزبان می شود، یک جن عامل بیماریزایی در پتوجن وجود دارد. فلور در رابطه با کتان و زنگ کتان که توسط Melampsora lini ایجاد میشود، کار می کرد. در این قارچ حالت بیماریزایی پتوجن، مغلوب حالت عدم بیماری زایی است و در میزبان مقاومت برحساسیت غالب میباشد. در این حالت، مقاومت فقط زمانی مشاهده میشود که میزبان با جن غالب توسط پتوجنی با جن غالب مورد حمله قرار میگیرد. در بقیه حالات حساسیت مشاهده خواهد شد.
اصلاح برای مقاومت به امراض
الف : برای دستیابی به حداکثر تولید، مقاوم بودن به امراض ضروری است امراض باکتریایی و ویروسی در مقاطع مختلف از مرحله رشد گیاه بیشترین خسارت را به محصول وارد می‌کند. اصلاحگران همراه سعی بر دستیابی به گیاهان را دارند که حاوی ژنهای مطلوب به مقاومت وامراض هستند. علت مقاوم بودن بعضی از واریته‌ها را به مکانیزم فیزیولوژیکی فعال در برابر حمله های امراض می‌دانند به عنوان مثال ترکیبی به نام فیتوالکین در لوبیا همراه در هنگام شیوع بیماری فوزاریوم از گیاه ترشح می‌شود که باعث بلوکه شدن و توقف توسعه بیماری می‌شود. به هر حال از برنامه‌های اصلاحی مهم ایجاد گیاهان مقاوم می‌باشد. مقاومت به امراض و آفات بیشترین بازده اقتصادی را برای کشاورزان نوید بخش است. مقاوم منجر به سرشکست شدن بسیاری از هزینه‌های تحمیلی به کشاورزان و بی‌نیاز شدن به فعالیتهایی همچون سمپاش و آلودگی محیط زیست و مسائل باقیمانده سموم در بافت گیاهان زراعی با مصرف خوراکی می‌گردد.
ب : والدین حامل ژن ها مقاومت رامی توان در کلکسیون های موجود که در اختیار اصلاح کننده یا موسسات ملی و بین المللی قرار دارند، پیدا کرد.
گاهی اوقات والدین اهدا کننده جن های مقاومت فقط در گونه های وحشی موجود اند. برای مثال مقاومت برعلیه ویروس علفی شدن برنج فقط در رقم وحشی Oryza nivara پیداشد. در استفاده از والدین بخشنده ابتدا باید در ارقام زراعی به دنبال ژنهای مقاوم بگردیم و درصورت عدم موفقیت به گونه های غیر خویشاوند ووحشی مراجعه نمائیم، چراکه انجام دورگ گیری وسپس بدست اوردن تفکیک های خوب در تلاقی دور مشکل است اگر مقاومت در ژرم پلازم موجود وجود نداشته باشد ویا اگرباشد کفایت نکند میتوان با استفاده ازتناسخ، والدین بخشده مناسب تولید کردوبرچند نوع است.
1. جداسازی مقاومت
برای جداکردن گیاهان حاوی جنهای مقاوم بایدبطور مصنوعی بیماری شدیدی که اپی فیتوتیک نامیده میشود ایجاد کنیم. روش جداسازی به نوع بیماری، ماهیت محصول ومکان جداسازی بستگی دارد.
روشهای ازمایشگاهی برای جداسازی مقاومت به علت پخش یکنواخت ماده تلقیح ( اینوکولم) کنترول نور، رطوبت، درجه حرارت و... دقیق میباشد. جستجوی مقاومت در مزرعه معمولا درقطعاتی که هرساله بیماری به شدت دیده میشود صورت میگیرد ویادرمورد شناسایی گیاهان مقاوم وبعضی از بیماریها مثل زنگها، محیط مزرعه را درشرایط وقایه برای رشدقارچ مهیا نموده وعامل الودگی یعنی اسپورها را به محیط وارد میکند. کرت مریض باکشت یک ورایته حساس در طی سالیان متوالی وحتی اضافه کردن ماده تلقیح به کرت ایجاد میشود وقتی که مخلوطی ازمواد ازمایشی در چنین کرتهایی کشت شوند فقط گیاهان مقاوم باقی میماند برای بعضی از بیماریها ویروسی که ازطریق حشرات گسترش پیدا میکند توسط وارد کردن حشرات ناقل وافزایش جمعیت انها در کرت های ازمایشی امراض را به گیاهان تلقیح میکند. چنین حشراتی قبلا به بیماری الوده میشوند وسپس در روی کرتهای ازمایشی رها میگردند.
2. استفاده از جن های مقاوم
· معرفی و گزینش
والدین بخشنده و یا ورایتی های مقاوم از مکانهای مختلف کشور ویا از کشورهای دیگر معرفی می شود.

1 دورگ گیری وگزینش
این روش شامل ترکیب کردن مقاومت ازیک یا چندوالد بخشنده (D) به واریته زراعی محلی وپرمحصول (A) میباشد. تلاقیها ممکن است به دوروش D2 *(D1*A) یا چندگانه (D2*A)*(D1*A)*(D3*A)*(D1*D2) انجام شودوگزینش از نسلهای تفکیک صورت پذیرد.
شجره ای: در روش شجره ای گیاهان مقاوم ازنسلF2 گزینش میشوند. نتایج تک تک بوته های انتخابی برای چند نسل مورد بررسی قرار میگیرند. اگرمقاومت غالب باشد درنسلF2 ودرغیران صورت درنسلF3 اپی فیتونیک بایستی ایجادشود.
بک کراس: این روش ابتدا درسال1930 توسط بریگس برای انتقال ژنهای مقاوم بکار برده شد. دراین روش والد تکراری که همان گیاه زراعی حساس به پتوجن مورد نظر میباشد، چندین باربا نتایج هیبریدبه منظورارزیابی خصوصیاتش به جزژن عامل مقاومت، تلافی داده میشود. روش انتقال جن یا جن های عامل مقاومت بسته به اینکه مقاومت توسط جن غالب ویامغلوب کنترول شود فرق میکند.
تلاقیهای مرکب: در این روش اصلاح برای چند مقاومت مد نظر است وبذورF2 تعداد تلاقی که والدین بخشنده دران دخالت دارند به صورت مخلوط کشت میشوند. گیاهان توسط روش ترکیبی اداره میشوند ودرهرنسل برای بیماریها اپی فیتوتیک ایجاد میشود. درگیاه جو ازاین تلاقیها برای مقاومت به سفیدک وپاکوتاهی زرد(Yellow dwarf) استفاده شده است.
تلاقی دوره ای: این روش برای تجمع جن های عامل مقاومت به Helmintosporium Turcicum درجواری استفاده شده است. با استفاده ازجن های نرعقیمی درگیاهان خودباورنیزازاین روش میتوان استفاده کرد. ترعقیمی باعث دگرباروری شده ویا تلقیح یک بیماری درمزرعه، ژنهای مقاوم میتوانند تجمع حاصل کنند. گیاهان حساس رامیتوان قبل ازگلدهی حذف نمود.(1)
روش بالک: اگرمقاومت چند جنی باشدویانتوان درنسلی اپی فیتوتیک ایجاد کرد، گیاهان را میتوان باروش بالک یا روش نتایج تک بذر به پیش برد.


مکانیزمهای مقاومت به امراض
سه مکانیزم وجود داردکه بوسیله انها، گیاه اثرموجودات بیماریزا برروی رشد وتولیدمثل رابه حداقل میرساند. گیاه ممکن است در برابر استقرار پتوجن دربافتهای مقاومت خود مقاومت کند یا ممکن است دربرابررشد وتولید مثل پتوجنی که درگیاه مستقرشده مقاومت کند ویاممکن است باوجود فعالیت پتوجن رشد وتولید مثل نماید. معمولا دومکانیزم اول را مقاومت ومکانیزم اخرراتحمل میگویند.
مقاومت دربرابرپاتوجن
شکست پتوجن دراستقرار موفقیت امیزخود درگیاه، به چنداصطلاح ارجاع داده شده است که هریک بعضی ازخصوصیات این نوع ازمقاومت را توضیح میدهند.
1_ حساسیت بیش ازحد: گیاه از الوده شدن توسط پتوجن جلوگیری میکند.
2_ مقاومت ویژه: نژادهای خاصی ازبیماری، قادربه الوده کردن گیاه نیستند.
3_ مقاومت نا همگن: میزبان ازاستقرارنژادهای خاصی جلوگیری میکند، ولی ازاستقرار نژادهای دیگر نمیتواند جلوگیری نماید.
4_ مقاومت ژن اصلی: نژادهای بیماری توسط ژنهای اصلی میزبان کنترول میشود.
5_ مقاومت عمودی: مقاومت میزبان یک یا تعداد معدودی ازنژادها را کنترول میکند. تنوع درمقاومت میزبان بستگی زیادی به اثر مقابل رقم نژاد مجزا دارد.
مقاومت درمقابل پتوجن استقرار یافته
وسعت صدمه ای که توسط یک پتوجن ایجاد میشود به توانایی انتشاروتولیدمثل پتوجن ، پس از استقرار یافتن در میزبان بستگی دارد. مقاومت گیاه در برابر گسترش پتوجن به وسیله اصطلاحات زیر توضیح داده شده است.
1_ مقاومت مزرعه ای: مایه کوبی گیاه در ازمایشگاه ممکن است باعث شود که گیاه مقداری صدمه به بیند ولی درمزرعه گیاه اغلب باوجود پتوجن رشدطبیعی خودرا ادامه میدهد.
2_ مقاومت عمومی : میزبان قادر به مقاومت در برابر تمام نژاد های پتوجن است.
3_ مقاومت غیر خصوصی : مقاومت میزبان به نژاد های خاص از پتوجن، محدود نمی شود.
4_ مقاومت همگون: مقاومت میزبان د ربرابر تمام نژاد های پتوجن مشابه است، تا اینکه در مقابل در بعضی نژاد ها پتوجن، مقاومت خوب و برابر بعضی نژادها مقاوت خوب نداشته است.
5_ مقاومت جن های کوچک : مقاومت میزبان توسط یک تعداد از جن های کنترل می شود که هر یک داری اثر کوچکی است.
6_ مقاومت افقی : تنوع د رمقاومت میزبان عمدتاً به تفاوت های میان ارقام و میان نژاد های مجزا مربوط می شود، تا اثر متقابل ارقام و نژاد ها مجزا.(1- ص 353)


اصلاح برای مقاومت خصوصی

یافتن جنهای که نژادهای شایع جمعیتی از افات را کنترل می کند وسایر ژنهای که نژادهای کم اهمیت را کنترل کنند کاری عمومی است.سه استراتیژی عمومی برای به کاری بردن جنهای موجود برای مقاومت خصوصی نسبت به نژادهای شایع یا کم اهمیت تر وجود دارد. استراتژی که توسط اصلاح کننده اتخاذمی گردد،بانوع رقمهای که باید اصلاح شوند وبه روش اصلاح مورد استفاده ارتباط مستقم دارد .یک استراتژی ،تولید ارقامی است که دارای یکژن اصلی برای کنترل افت شایع در منطقه می باشد دومین استراتژی،قرار دادن ژنهای کنترل کننده نژادهای شایع وکم اهمیت تر تر افت ژنوتیپهای جداگانه است که تشکیل یک واریته چند قطاری باهم مخلوط گردند.
استراتژی سوم جای گذاری ژنهای کنترل کننده نژادهای شایع یا کم اهمیت در یک رق منفرد می باشد ،روشی که هرمی کردن مشهور است .
ارقام دارای تک ژنهای اصلی
موردستاده ترین استراتژی در اصلاح برای مقاومت به افت تولید ارقام دارای یک ژن اصلی برای کنترل نژادهای شایع می باشد .ارقام ممکن است از طریق انتخاب ازمیان نتایجی از جمعیت تفرق یافته که حاوی الل مقاومت هستند
یا از طریق انتقال الل از طریق تلاقی بر گشتی تولیدی گردند.مزیت مقاومت ژن اصلی ،اسان بودن کار با یک ژن در برنامه های اصلاحی است.عیب این مقاومت اسیب پزیری یک ژن در برابری نژادهای کم اهمیت تر می باشد که ممکن است در جمعیت افت ،غالب در بیابند.

ارقام چندقطاری
تخم های جنوتیپهای دارای جنهای اصلی خاص برای مقاومت به افت رامیتوان برای تشکیل یک چند قطاری به ان مخلوط یا ترکیب نیز گقته می شود مخلوط کرد جنوتیپهای جداگانه میتوانند ایزولاینهایی باشند که عمدتا در جن اصلی خود بایگدیگر متفاوت هستند .همچنین یک چند قطاری میتواند از ترکیب جنوتیپهای که علاوه بر جن اصلی مقاومت از نظر خصوصیات زراعی نیز متفاوت هستند به وجودبیاید .
چند قطاری را میتوان برای حفاظت نسبت به طیف وسیعی از نژاذهای افت زمانی که دروفور نژادهادر جمعیت افت،تغیر وجوددارد تهیه کرد،بعضی از جنو تیپهای که چند قطاری نسبت به هرنوع نژادی مقاومت مناسبی دارند.چنین گیاهان مقاومی انتشارنژاد جدید به گیاهان حساس را کاهش میدهند.
دو عیب اساسی استفاده ای گسترده ازاستراتژی چند قطاری را محدود می کند:
الف-تلاش قابل ملاحظه ای برای انتقال تعداد جنهای اصلی به جنوتیپهای برتر زراعی لازم است.
ب-اگر روشی تلاقی برگشتی برای تولید ایزولاینهای مورد استفاده قرار گیرند والد بر کرداننده خصوصیات زراعی چند قطاری را محدود می کند.در طول سالها زمانی که بر نامه تلاقی بر گشتی جریان دارد،ممکن است رقم جدید از طریق برنامه های انتخابی دیگر بوجود بیایند که از نظر خصوصیات زراعی نسبت به والد برگرداننده برتر باشند.رقم حدید ممکن است قایلیت پزیرفته شدن چند قطاری در زمانی که تولید می شود را محدود کند.

هرمی کردن
در استراتژی هرمی کردن ،ژنهای اصلی که باید برای تشکیل چند قطاری باید لاینهای منفرد قرار کیرند،در یک رقم با هم می پیوندند.ممکن است تعداد ژنهای اصلی زیادتری،بشتراز تنچه که برای بدست اوردن مقاومت کافی به نژادهای شایع افات موردنیاز است،استفاده شود،انتظار می رود تنوع ژنهای اصلی،حفاظتی بر علیه نژادهای تازه ای ممکن است در جمعیت افات تولید شوند،بوجود اورند
استراتیژی هرمی کردن،چندین عیب دارد که استفاده استفاده از ان را محدود می کند : الف­ – تلاش قابل ملاحظه ای برای وارد کردن تعدادی ازجنهای اصلی در جنوتیپهای مورد نیاز است.ازمونهای زیاد با نژادهای مختلف برای اطمنان از حضور هر یک از اللها لازم است.
ب-به کار بردن روشی تلاقی بر گشتی برای وارد کردن جنهای اصلی به یک جنوتیپ،خصوصیا ت زراعی ارقام جدید محدودبه والد های برگرداننده آنها می کند، ج- مقاومت رقم ممکن اس ظهور نژاد های مرض آور جدید آفت را تشویق کند، بویژه اگر همین ژنهای اصلی به تنهایی در سایر ارقام به کار برده شده باشد.

کاهش تغییرات د رنژاد ها:
تغییرات در نژاد های شایع جمعیت از آفت ، ارتباط اساسی با تولید محصول، زمانی با خساراتهای اقتصاد ی مهم مواجه می شود که توسط آفتی که بطور فراوان و سریع دچار تغییرات نژادی می شود، صدمه می بیند برای هر تغییری در نژاد که باعث حساسیت ارقام موجود میگردد ، لازم است که ژنهای جدید مقاومت شناخته شده و مورد استفاده قرار می گیرند. دسترسی به ژنهای جدید ، ممکن است در بعضی از گونه ها مشکل باشد. تثبیت ساختمان نژادی جمعیت آفت مطلوب می باشد.
امکان تثبیت نژاد در صورتی وجود دارد که نژاد هایی شایع آفت حفظ گردیده یا نژادهای جدید نتوانند به وجود آیند. هر دو امکان به عنوان راه حلهای عملی در تغییر نژاد در نظر گرفته شده اند. اینها شامل استفاده استراتژیک از ژنهای اصلی مقاومت د رارقامی است که برای تجاری کشت می گردند.

نگهداری نژاد های شایع
روشی که در آن ارقام با ژنها اصلی مقاومت در ارقامی است که مورد استفاده قرار میگرند ممکن است ثبات نژاد را تحت تاثیر قرار دهند.
تثبیت نژادهای شایع را می توان با هم فراهم کردن به اندازه کافی مواد گیاهی حساس برای زنده نگه داشتن آنها به دست آورد. دو راه عملی برای فراهم کردن مواد گیاهی حساس به روشی که منجر به زیانهای اقتصادی مهم نشود، وجود دارد. یک روش به کار بردن متناوب رقمهای حساس و مقاوم در یک کشت متناوب و راه دوم شامل به کار بردن مخلوط لاینهای حساس و مقاوم می باشد.

تناوب ارقام مقاوم و حساس: یک تناوب زراعی سه ساله در بعضی از مناطق جنوبی ایالات متحده برای ترغیب پایداری نژاد نماتد سیست سویا توصیه شده است. یک محصول غیر میزبان و یک رقم مقاوم سویا در چند سال متوالی برای کاهش جمعیت آفت به سطحی که هنگام کاشت گیاهان حساس باعث خسارتهای اقتصادی مهم نگردند کاشته می شوند. رقم حساس به منظور زنده نگهداشتن نژاد شایع و حفظ نقش غالب آنها در جمعیت کاشته میشود. تا کنون مدارک آزمایشی قاطعی در مورد ارزش کشت متناوب برای بدست آوردن پایداری نژادی وجود ندارد ، هر چند که این روش به تولید کنندگان تجاری معرفی شده است.

مخلوط ژنوتیبهای مقاوم و حساس: گیاهان حساس برای یک افت را می توان با کاشت بذور مخلوط لاینهای حساس و مقاوم به عوض کاشت یک رقم مقاوم خالص و همگن فراهم کرد. فراوانی گیاهان حساس در مخلوط به اندازه ای پاین نگه داشته می شود که از ایجاد خسارتهای اقتصادی مهم جلو گیری کند. ارزش بذور مخلوط درپایداری نژاد ها هنوز مشخص نشده است.

جلوگیری از ظهور نژاد های جدید
پایداری نژاد را در صورتی می توان به دست آورد که نژاد های جدید نتوانند بر مقاومت گیاه غلبه کنند هرمی کردن جنها بزرگ در یک رقم به عنوان موثر ترین راه برای جلوگیری از ظهور نژاد های تازه بیماریزا مطرح گردیده است (نلسون1973). این طرح براین مفهوم قرار دارد که نژادهای یک آفت ، تنها هنگام موثر هستند که دارای تمام جن های لازم برای بیماریزای باشند. چنین بر می آید که قابلیت یک آفت برای زنده ماندن در طبیعت با افزایش تعداد جن ها ی بیماریزایی وی کاهش می یابد.(واندر پلاک1963).به عنوان نتیجه،احتمال کمی وجود دارد که یک نژاد جدید توانسته باشد با غلبه جن های بیماری زابه هر یک از جنهای اصلی مقاومت گسترش یافته وهنوز دارای شایستگی مورد نیاز برای زنده ماندن باشد .سودمندی هرمی کردن جن برای به دست اوردن پایداری نژادی هنوز ثابت نشده است.

حد اقل نمودن برخورد با نژادهای جدید:
بر خورد یک جن جدید بیماریزا،زمانیکه محصولی به صورت یک نواخت حساس باشد بیشتر است .تنوع جن های اصلی مقاومت در ارقامی که برای تولید مورد استفاده قرار می گیرند تاثیر زیاد برآسیب پزیری محصول زراعی از نظرزیان های مهم دارد.تنوع در بین مزارع زمانی به دست می اید که ارقام با جنهای اصلی مختلف کاشته شوند .تنوع در جن های اصلی در داخل یک مزرعه با کاشتن تخم های مخلوطی از قطارهای که دارای جن های اصلی مقاومت مختلف می باشند انجام می گیرد.




















نتیجه گیری:
اصلاح برای مقاومت به امراض
الف : برای دستیابی به حداکثر تولید، مقاوم بودن به امراض ضروری است امراض باکتریایی و ویروسی در مقاطع مختلف از مرحله رشد گیاه بیشترین خسارت را به محصول وارد می‌کند. اصلاحگران همراه سعی بر دستیابی به گیاهان را دارند که حاوی ژنهای مطلوب به مقاومت وامراض هستند. علت مقاوم بودن بعضی از واریته‌ها را به مکانیزم فیزیولوژیکی فعال در برابر حمله های امراض می‌دانند به عنوان مثال ترکیبی به نام فیتوالکین در لوبیا همراه در هنگام شیوع بیماری فوزاریوم از گیاه ترشح می‌شود که باعث بلوکه شدن و توقف توسعه بیماری می‌شود. به هر حال از برنامه‌های اصلاحی مهم ایجاد گیاهان مقاوم می‌باشد. مقاومت به امراض و آفات بیشترین بازده اقتصادی را برای کشاورزان نوید بخش است. مقاوم منجر به سرشکست شدن بسیاری از هزینه‌های تحمیلی به کشاورزان و بی‌نیاز شدن به فعالیتهایی همچون سمپاش و آلودگی محیط زیست و مسائل باقیمانده سموم در بافت گیاهان زراعی با مصرف خوراکی می‌گردد.
ب : والدین حامل ژن ها مقاومت رامی توان در کلکسیون های موجود که در اختیار اصلاح کننده یا موسسات ملی و بین المللی قرار دارند، پیدا کرد.
گاهی اوقات والدین اهدا کننده جن های مقاومت فقط در گونه های وحشی موجود اند. برای مثال مقاومت برعلیه ویروس علفی شدن برنج فقط در رقم وحشی Oryza nivara پیداشد. در استفاده از والدین بخشنده ابتدا باید در ارقام زراعی به دنبال ژنهای مقاوم بگردیم و درصورت عدم موفقیت به گونه های غیر خویشاوند ووحشی مراجعه نمائیم، چراکه انجام دورگ گیری وسپس بدست اوردن تفکیک های خوب در تلاقی دور مشکل است اگر مقاومت در ژرم پلازم موجود وجود نداشته باشد ویا اگرباشد کفایت نکند میتوان با استفاده ازتناسخ، والدین بخشده مناسب تولید کرد.

منابع و ماخذ:
2. آرفهر ،والتر اصول اصلاح گیاهان زراعتی دانشگاه مشهد چاب دوم 1380
3. عبد مشانی، داکتر سروش اصول نباتات تکمیلی ج1 انتشارات دانشگاه تهران چاپ اول
4. اهدایی ، بهمن اصلاح نباتات انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد 1383
5. فارسی, داکتر محمد اصول اصلاح نباتات انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد 1383
6. سلیمان، فرشته ژنتیک عملی ،انتقالی،مالیکلولی، انسانی نشر ماهرنگ سال 1382
7. http//danishnamahroshd.ir
8. www.http//kishawarzi.blogspot.com



http://zahirnazari.blogspot.com/








July 9، 2008

خواننده گان گرامی و عزیزم که وبلاک ناچیزم را می خوانید به امید که استفاده کرده باشید. مدت چند روز این وبلاک بروز نمی گردد بعد از ختم امتحاناتم بروز خواهند شد.
اگر وبلاک خبری می خوانید این وبلاکم بروز می گردد
http://warasi.blogspot.com/

June 27، 2008

سبزیجات



کاهو گیاهیست یک ساله ، این گیاه از حوالی اروپای ساحلی یا آسیای مرکزی به نقاط دیگر جهان منتقل شده است .گروهی از محققین معتقدند که مبداء اصلی آن هندوستان می باشد . کاهو ، دارای ویتامین : آ،ب،ث و مواد دیگری مانند : ید ، آهن ، فسفر، منیزیم ، روی ، منگنز و مس می باشد .کاهو دارای برگ های کشیده و قاشقی شکل صاف و بدون کُرک می باشد .این گیاه به صورت خام در سالاد و به عنوان سبزی مصرف می شود . ● آب و هوا و خاک : این گیاه به آب و هوای معتدل مایل به سرما نیاز دارد .در مازندران ، در شهریورماه و مهرماه کشت می شود . محصول آن از اوایل بهمن ماه تا اواخر فروردین ماه بدست می آید . در نواحی سرد که دارای تابستان ملایمی باشد ، می توان کاهو را در اسفندماه کاشت ولی اگر کشت کاهو با گرما مصادف گردد ، ساقه های میانی آن بلند شده به گل می نشینند . کاهو گیاهیست پُر توقع و بایستی قبل از کاشت حداقل در هر هکتار ۲۰ تن کود حیوانی پوسیده و ۲۰۰ کیلو فسفات دامونیم و ۱۰۰ کیلو گرم پتاس داده شود . انواع کاهو عبارتند از : کاهو بابلی ، کاهو دولابی که در ایران کاشته می شود و اخیرا کاهوی پیچ و کاهوی گرد نیز کشت و مصرف می شود . در اروپا انواع متنوعی از آن کاشته می شود . انواع کاهو در آب و هوای مختلف قابل کشت است . برای مثال : بعضی از انواع آن به گرما مقاوم هستند و در مقابل سرما حساسیت نشان می دهند . برعکس بعضی از ارقام آن در مقابل سرما مقاوم و در برخورد با گرما حساسیت نشان می دهند . اقسامی که به گرما مقاومت می کنند دارای برگ های ضخیم تر بوده و طعم گس مایل به تلخی دارند . ● روش کاشت : این گیاه به دو روش کشت می شود : ۱ ) خزانه کردن : این روش به دو صورت انجام می گیرد . الف ) بذر کاهو را روی خطوطی به فاصله ۱۰ سانتیمتر در زمین اصلی می کارند و پس از جوانه زدن و زمانی که گیاه ۳ برگه شد آن را به خزانه دوم که فاصله ردیف ها از یکدیگر ۲۰ سانتیمتر باشد منتقل و به فواصل ۱۰ سانتیمتر از یکدیگر نشاء می کنند . زملانی که بوته ها ۵ تا ۶ برگه شدند ، آنها را به زمین اصلی که فاصله ردیف ها از یکدیگر ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر باشد ، منتقل و به فاصله ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر از یکدیگر می کارند . ب) در این روش پس از آن که بوته های جوان در خزانه اول ۳ برگه شدند آنها را مستقیما به زمین اصلی منتقل نموده و بفاصله ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر از یکدیگر روی ردیف هایی به فاصله ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر از هم می کارند . نکته مهم و قابل توجه آن است که دقت شود اگر خزانه کوُش گرم و یا شاسی باشد چون دارای حرارت مناسب است ، پس از انتقال بوته ها به زمین اصلی صدمه ای به گیاه وارد نشود . زیرا هوای آزاد حرارت مناسب خزانه را نخواهد داشت ، بنابراین روش اول تا حدود زیادی این مشکل را حل می نماید . ۲ ) کاشت کاهو در زمین اصلی : علت اساسی خزانه کردن گیاه آن است که چون کاهو گیاه پُرتوقعی است، در زمین کوچکتر تامین مواد غذائی و مراقبت های زراعی ارزانتر و آسانتر انجام می شود ، به خزانه کردن می پردازند. ولی اگر بخواهند در زمین اصلی اقدام به کشت کنند ، عملیات وجین کردن و تُنُک نمودن گران تمام می شو.د . به همین دلیل از گیاهان دیگری مانند : تربچه و پیازچه کمک می گیرند و آنها را باهم می کارند تا در زمانی که این گیاهان برداشت می شوند ، عملیات وجین کردن و تُنُک کردن هم خود بخود صورت گیرد و چنانچه نقاطی از زمین تُنُک و نقاطی دیگر انبوه باشد ، از نقاط انبوه تر بوته ها را خارج ساخته و در نقاط تُنُک تر نشاء نمایند . بهترین روش کاشت در زمین اصلی ، روش خطی ( ردیفکاری ) است و درکشت های وسیع این عمل را با ماشین بذرافشان انجام می دهند .کاهو به وسیله بذر کشت و تکثیر می شود . بذر آن دارای برجستگی و به دو رنگ سیاه و سفید است و در یک کیلو گرم حدود یک میلیون دانه یافت می شود . برای آن که بذر کاهو متراکم کاشته نشود بهتر است که بذر را با ۵ برابر حجم خود خاک نرم و یا ماسه مخلوط نموده و در زمین بپاشند . ● بذرگیری : برای آن که بذر سالم و قوی بدست آید ، بین بوته های کاهو آنهائی را که بهتر هستند انتخاب نموده و در اوایل فروردینماه در زمینی که آماده شده ( زمین انتخابی برای هر نوع از کاهو ، بایستی جداگانه در نظر گرفته شود و توجه بنمایند که انواع مختلف مانند : کاهو پیچ یا کاهو دولابی و غیره را باهم مخلوط نکارند ) مجددا می کارند . فاصله بین این بوته ها ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر از یکدیگر مناسب است . اواخر اردیبهشت ماه بوته ها بزرگ شده و به گل می نشینند و بذر آنها در ماههای خرداد و اوایل تیرماه کاملا می رسد . آنگاه ساقه های حامل بذر را قطع نموده دسته کرده و در محلی سایه خشک می کنند ، سپس آنها را با ملایمت تکان داده ( می کوبند ) تا بذرها جدا شوند . گروهی از متخصصین و افراد با تجربه معتقدند که بذر دوساله کاهو برای کشت بهتر از بذر یک ساله آن می باشد .
پرورش کرفس
کرفس گیاهیست دو ساله با ریشه الیافی و برگ های آن مرکب از برگچه های دندانه دار می باشد که از روی ریشه می رویند . برگ کرفس حدود ۵۰ سانتیمتر رشد می کند و در صورتی که آن را برای مصرف از خاک خارج نسازند در سال بعد از میان برگ ها شاخه های حامل گل خارج می شوند که در راس آنها گل چتری شکلی برنگ سبز قرار دارد .بذر کرفس ، معطر و سبز رنگ است . این گیاه در اکثر نقاط جهان کشت می شود و محل اصلی و اولیه آن را سواحل مدیترانه و اروپای شمالی و آسیای غربی می دانند .ولی به تحقیق مشخص نیست که این گیاه از کدام نقطه جهان به نقاط دیگر برده شده است . مصرف کرفس ، در انواع اعذیه و ساتلادها به عنوان یک سبزی خوش بو متداول است .▪ انواع کرفس : انواع مختلفی از کرفس بدست آمده که دو نوع آن معروفتر می باشند . ۱ ) کرفس برگ : که از ساقه و برگ آن استفاده می شود . ۲ ) کرفس قمری : که از ریشه آن که ضخیم شده و در سطح خاک قرار می گیرد استفاده می گردد . مصرف این نوع کرفس در ایران زیاد متداول نمی باشد .کرفس به سرما و گرمای شدید حساسیت نشان می دهد . به همین علت توجه به آبیاری این گیاه اهمیت دارد . ● آب و هوا و خاک : این گیاه مخصوص مناطق معتدل و معتدل سرد می باشد و احتیاج به آب فراوان دارد . به همین دلیل در نقاطی که تابستان مرطوب و یا پائیز و بهار طولانی دارند بهترین محصول بدست می آید . بهترین خاک برای کشت کرفس ، خاک های شنی رسی نمدار می باشند .ولی اگر آب و هوا و میزان رطوبت مناسب و مساعد باشد در هرخاکی کشت می شود . کرفس به مواد غذایی احتیاج مبرم دارد و به همین دلیل بایستی زمین محل کشت کرفس را تقویت نمود و بخصوص کودهای ازته مورد نیاز این گیاه هستند . ● روش کاشت : کشت و تکثیر کرفس ، فقط به وسیله بذر صورت می گیرد .بذر این گیاه کوچک ( ریز) و سه گوش است . کشت کرفس ، از اوایل اسفندماه تا اواسط فروردین ماه در خزانه انجام می گیرد . به این منظورپس ازکاشت بذرروی آن را با خاک برگ پوسیده میپوشانند و مرتبا آبیاری می کنند تازمانی که بذرها سبز شده و بوته های کرفس ۴ برگه شوند . آنگاه بوته های جوان را از خزانه خارج ساخته به خزانه دوم منتقل میسازند وآنها را به صورت خطی به فاصله چندسانتیمتر ازیکدیگر نشاء میکنند. پس از آن که بوته ها قوی شدند ، در اواخر اردیبهشت ماه و اوایل خردادماه آنها را از خزانه دوم خارج ساخته و به زمین اصلی منتقل می نماایند . بوته های جوان را روی ردیف هایی به فاصله ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر از یکدیگر و بفاصله ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر از هم می کارند . آنگاه زمین را آبیاری نموده دقت می نمایند که مرتبا آبیاری انجام شود ، زیرا آبیاری مرتب در رشد گیاه بسیار موثر خواهد بود . این امکان نیز وجود دارد که گیاه را مستقیما از خزانه اول به زمین اصلی منتقل سازند و به هر صورت مواظبت های زراعی لازمه کار می باشد . وجین کردن و سُلُه شکنی در کشت کرفس ، بسیار هم و ضروری است . بتدریج که گیاه رشد می کند ، پای بوته ها را خاک می دهند و یا برگ های پائینی را بدور بوته جمع می نمایند و با یک ساقه و یا برگ خودش اطراف آن را میبندند . این روش در سفید شدن ساقه های کرفس بسیار موثر می باشد . ● بذرگیری : برای بذرگیری از کرفس ، در پائیز تعدادی از بوته های قوی و سالم را انتخاب نموده آنها را به فاصله ۵۰ سانتیمتر از یکدیگر میکارند و سعی مینمایند که سرمای زمستان صدمه ای به آنها وارد نسازد . در صورت شدت سرما روی بوته ها را با برگ خشک می پوشانند و اواسط فروردین ماه سال بعد که هوا خوب و مساعد شد برگ های خراب شده بوته ها را قطع نموده تا بوته های کرفس گل کنند . بذراین گیاه بنا به درجه حرارت هوای محل درمردادماه و تیرماه میرسد. قبل از آن که بذرها به زمین بریزند ساقه های حامل بذر را قطع نموده ، سپس در محل سایه خشک می کنند . بذر را از پوسته آن جدا ساخته در ظرف مناسب نگهداری می کنند تا بموقع مورد استفاده قرار دهند .
پرورش بادمجان
بادمجان ، گیاهیست یک ساله با ساقه های قوی ، خشن و شاخه شاخه . این گیاه دارای برگ های پهن و کشیده و رنگ متمایل به خاکستری می باشد و برگها گاهی دارای خار هستند .گل بادمجان ، شبیه گل سیب زمینی ، ولی بزرگتر و رنگ آن بنفش کم رنگ می باشد .میوه بادمجان که به صورت های مختلف اعم از : کشیده ، قلمی ، دُلمه ای و یا کُرَوی می باشد همان بادنجان ، نام دارد که مورد مصرف خانگی است.بادمجان را به صورت پخته در غذاها و خورش ها مصرف می کنند و از آن نوعی ترشی نیز تهیه می شود که معروف به ترشی بادمجان و یا ترشی لیته است . همچنین آن را به صورت تنوری ( کبابی ) سرخ نموده در غذاهای محلی مصرف می کنند و درمواردی هم از میوه این گیاه مربا تهیه می نمایند .انواع بادمجان :تعدادی از انواع بادمجان را برای زینت در گلکاری کشت می نمایند مانند : بادمجان تخم مرغی سفید، کُرَوی قرمز ، ولی آنچه را به منظور تهیه غذا کشت می کنند شامل 7 نوع می باشد که مهمترین آنها عبارتند از :1 – بادمجان قلمی سیاه .2 – بادمجان آمریکائی ( بغدادی ) .3 – بادمجان ریحانی سفید و بلند .4 – بادمجان بارنپتال .5 – بادمجان بنفش ژاپونی .آب و هوا و خاک :بادمجان ، گیاهیست که در مناطق گرمسیر و معتدل گرم بخوبی عمل میآید . ولی در مناطق سردمیوه آن غالبا نرسیده و نمیتوان از آن استفاده نمود .این گیاه از نظر احتیاجات غذائی همانند ، گوجه فرنگی می باشد و بایستی زمین را تقویت نمود .روش کاشت :در مناطق گرمسیر بذر بادمجان را در بهمن ماه و در مناطق معتدل در فروردین ماه در خزانه گرم و یا شاسی می کارند .پس از آن که بوته های آن چهاربرگه شدند آنها را از خزانه خارج ساخته و در زمینی که قبلا آماده ساخته اند به فاصله 75 سانتیمتر از یکدیگر روی ردیف ها نشاء می کنند .فاصله بین ردیف ها بایستی یک متر منظور گردد .در طول تابستان هر چهار روز یک مرتبه آبیاری ضرورت دارد .در ایران پس از آن که بوته ها بزرگ شدند و اولین گل ها تبدیل به بادمجان شد روی مزرعه گوسفندان را می دوانند تا برگ ها و شاخه های گیاه بشکند ، آنگاه مزرعه را آبیاری می کنند تامجددا بوته ها شاخه و برگ بدهند و به گل نشسته میوه تولید کنند . ولی در اروپا ، روش دیگری را انتخاب نموده اند به این ترتیب که شاخه های اضافی را با ماشین ویا با دست قطع می کنند تا شاخه های جدید بوجود آیند و میوه بدهند .برداشت بادمجان ، از اواخر خردادماه آغاز می شود و تا اواخر مهرماه ادامه خواهد داشت . بادمجان های آخر محصول غالبا ریز و تلخ مزه هستند و برای تهیه ترشی بکار می روند .بذرگیری :بذرگیری بادمجان همانند گوجه فرنگی می باشد و با همان روش صورت می گیرد .
پرورش پیازپیاز گیاهیست دو ساله یا سه ساله که به وسیله بذر زیاد می شود .محل اصلی و اولیه آن مشخص نیست و آنچه مسلم است در زمانهای قدیم در قاره آسیا کشت میشده . این گیاه یکی از مهمترین سبزیهایی است که قسمت متورم و گوشتی انتهائی آن مورد استفاده قرار می گیرد و همین قسمت گوشتی و مطبق را پیاز می نامند . بذر این گیاه پس از کاشت در زمین ابتداء پیازهای کوچکی تولید می کند و در سال دوم اگر این پیازهای کوچک را بکارند آنها درشت شده و به عنوان پیاز مورد استفاده قرار می گیرند . در صورتی که پیازهای دوساله را که درشت شده اند مجددآ در سال سوم بکارند ، بوته آن به گل مینشیند و تولید بذر می کند . البته اگر در میان پیازهای کوچک سال اول پیازهای درشتری وجود داشته باشد ، آنها نیز در سال دوم ممکن است تولید گل و بذر نمایند . ریشه های پیاز ، به صورت ساده و از انتهای ساقه خارج شده و در زمین فرو میروند . در قسمت بالای ریشه های ساده گیاه ، پیاز که همان ورقه های گوشتی و مطبق گیاه است و شکل کُرَوی دارد قرار گرفته که تنها قشر روئی آن نازک و گاهی به رنگ های : سفید ، زرد ، قرمز و طلائی دیده می شود . در سال دوم کشت از میان بوته پیاز ، ساقه گل خارج می شود و تا یک متر بلند شده و در انتهای ساقه ، گل پیاز ظاهر می گردد . گل پیاز ، چتری شکل و به رنگ های : سفید مایل به سبز ، مایل به بنفش و یا ارغوانی می باشد آب و هوا و خاک : این گیاه در هر آب و هوا و خاکی محصول می دهد . لکن زمین های سخت مرطوب برای آن مناسب نیستند و از لحاظ درجه حرارت ، در هوای سرد طعم پیاز ، بسیار تند و زننده می شود . در حالی که طعم پیاز هائی که در نواحی گرم کاشته می شوند ملایم و شیرین می باشند . کود : نیاز پیاز ، به مواد غذائی فراوان است و بایستی زمینی را که برای کاشت این گیاه در نظر می گیرند کاملا تقویت کنند . ولی توجه داشته باشند که در زمان کاشت بذر پیاز و یا پیازهای کوچک از دادن کود حیوانی تازه خودداری شود . چون باعث فساد و بیماری و پوسیدگی و کرم زدگی گیاه می شود . بهترین روش تقویت زمین و یا کود دادن به محصول پیاز ، آن است که پیاز را پس از یک محصولی که برای کشت آن قبلا کودکافی به زمین داده شده است بکارند ، و کمبود مواد غذائی گیاه را با کودهای شیمیائی جبران نمایند روش کاشت : کشت پیاز ، به دو صورت انجام می گیرد : ۱ ) کاشت بذر در زمین . ۲) کاشت پیازهای کوچک در زمین . کشت این گیاه دو نوبت در سال ، در بهار و پائیز صورت می گیرد . به منظور کشت بهاره ، زمین را در پائیز آماده می سازند و کود کافی میدهند و در کشت پائیزه ، در بهار عملیات آماده سازی زمین انجام می پذیرد. لازم است زمینی را که می خواهند بذر و یا پیازهای کوچک را در آن بکارند ، قبلا به مقدار کافی تقویت نموده و در زمان کاشت آن را بیل بزنند و در مساحت بزرگ شخم کنند و سپس بذر پیاز ، را به یکی از دو روش خطی و یا دستپاش بکارند . مسلمآ در روش ردیفکاری ( خطی ) مقدار بذر مصرفی بسیار کمتر و در طریقه دستپاش میزان مصرف بذر زیاد خواهد بود . به این منظور زمین را با کشیدن شن کش و یا هر وسیله دیگری که در اختیار باشد صاف نمایند تا بذرها زیر خاک بروند و سپس آبیاری کنند . قبل از آنکه پیازها کاملا سبز شوند لازم است که زمین را وجین کنند و علف های هرز را خارج سازند تا آنها روی بوته های پیاز را نپوشانند . در صورتی که بخواهند پیازهای کوچک را در زمین به صورت خطی بکارند ، فاصله خطوط و یا ردیف ها ۲۵ تا ۳۰ سانتیمتر و فاصله پیازهای کوچک از یکدیگر بر روی خطوط ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر مناسب است . بذر پیاز سیه رنگ است و روی آن چین هایی وجود دارد .مقدار بذر مورد نیاز برای کشت یک صد متر مربع زمین نسبت به محصولی که مورد نظر است متفاوت می باشد . به این معنی که اگر منظور تهیه پیاز جهت مصرف به صورت خام و یا پخته باشد و لزومآ باید پیازها درشت باشند حدود ۲۵۰ گرم بذر لازم است . ولی اگر برای تهیه پیاز ترشی و یا پیازهای کوچک برای کشت سال بعد باشد چون اندازه پیازها کوچک است ، لذا ۵۰۰ گرم بذرمورد نیاز خواهد بود . به همین دلیل هر اندازه فاصله بوته های پیاز با یکدیگر کمتر باشد پیازها کوچکتروهراندازه که فاصله آنها از یکدیگر بیشتر باشد پیازها درشت تر خواهند بود. بهترین روش کشت پیاز ، نوع خطی ( ردیفکاری ) می باشد که فاصله بین خطوط ۲۵ تا ۳۰ سانتیمتر و فاصله بین بوته ها روی خطوط ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر باشد . لکن اگر منظور کاشت دستپاش باشد بهتر است بذر پیاز را تُنُک بپاشند تا در زمان برداشت هم پیازهای کوچک و هم پیازهای درشت داشته باشند و نیازی به تُنُک کردن و صرف هزینه زیاد و کار اضافی نباشند . هرگاه در محلی که پیاز ، را می کارند ، هوا خشک باشد پیاز ممکن است زودتر به گل بنشیند و گاهی در چنین نقاط در همان سال اول پیازها گل می کنند و بذر می دهند که بذر این پیازها برای کاشت مناسب نخواهند بود. بذرگیری : پیازهایی را که می خواهند از آنها بذر تهیه کنند از بین بهترین و سالم ترین و خوش فرم ترین آنها انتخاب می کنند و در محلی خشک و هواگیر نگهداری می نمایند تا به موقع مجددآ بکارند . در فروردین ماه پیازهای انتخاب شده را به فاصله ۴۰ سانتیمتر از هرطرف در زمینی که قبلآ آماده شده می کارند . در اواخر تیرماه و مردادماه که بذرها در داخل غلاف های نازکی که حامل بذر هستند رسیدند ، غلاف ها را از ساقه جدا نموده و دسته می کنند و در محیط تاریک و هواگیری در محل خشکی نگهداری می نمایند . یا آنکه غلاف ها را از بوته ها جدا ساخته و در کیسه کرده در محل خشکی نگهداری می کنند .مسلمآ روش اول در حفظ قوه نامیه ( رویش ) بذر پیاز اثر بهتری خواهد داشت .
پرورش هویجهویج ، گیاهی است دوساله که ریشه آن عمودی بوده و قسمت وسط ریشه گوشتی وخشبی و به رنگ زرد میشود که هویج مصرفی را تشکیل میدهد. به هر میزان که این قسمت ظریف تر و ضخامت آن کمتر باشد ، هویج مرغوب تر خواهد بود . برگ های این گیاه دندانه دندانه و ساقه گل آن درسال دوم ظاهر میشود . برای مصرف ، محصول هویج ، در سال اول و یا فصل زراعتی اول برداشت می شود و به منظور بذرگیری درسال دوم مورد استفاده قرار میگیرد . گل های این گیاه، سفید رنگ و ریز می باشند که در سال دوم به صورت چتری از داخل غلافی در راس ساقه گل خارج می گردند . هویج به صورت ، خام و پخته مصرف می شود . آب هویج را به عنوان آب میوه مصرف می نمایند . این گیاه دارای ویتامین " A " زیاد است و اغلب پزشکان و مردم مجرب مصرف آن را توصیه می کنند . از هویج در ترشی ها نیز استفاده می شود . آب و هوا و خاک : هویج ، در هر آب و هوا و خاکی می روید . ولی در زمین های نرم و عمیق بهار نتیجه می دهد . برای آن که ریشه هویج که همان قسمت خوراکی و مورد استفاده گیاه است صاف و خوش ترکیب باشد ، بایستی در زمین هائی به گشت آن پرداخت که اجسام سخت مانند : سنگ وگیاهان نپوسیده در زمین نباشد. زمین مورد استفاده برای کشت هویج احتیاج به مقدار کافی مواد غذائی (کود ) دارد . بایستی محل کاشت این گیاه را با کودهای لازم تقویت نمود . در صورتی که بخواهند کود حیوانی به خاک بدهند ، بایستی در پائیز سال قبل اقدام گردد تا کود کاملا پوسیده شود .روش کاشت : این گیاه وسیله بذر تکثیر می شود . بذر هویج کوچک و به رنگ های خاکستری و سبز و معطر می باشد . شکل بذر هویج کمی محدّب و دارای خار است و اغلب این خارها موجب می شوند که چند بذر بع هم بچسبند . به همین علت بایستی در زمان کاشت ، بذرها را کمی به یکدیگر مالید تا ازهم جدا شوند . بذر انواع زودرس را می توان در اسفندماه کاشت . البته در محل های محصور و بطور کلی پس از گذشت سرمای زمستان و بعد از عید نوروز در فروردین ماه می توان هویج را کاشت . طرز کاشت هویج به صورت خطی و یا دستپاش می باشد . در هردو صورت بایستی پس از سبز شدن گیاه ، زمین را از علف های هرز وجین کرد و در صورت لزوم هویج ها را تُنُک کرد . در صورتی که بذر هویج و تربچه را به نسبت مساوی باهم مخلوط نموده بکارند ، همزمان با سبز شدن هویج ها تربچه ها قابل برداشت می شوند و چون تربچه را برداشت می کنند خود به خود فضای لازم برای رشد و نمو هویج باز می شود و از یک زمین در یک زمان دو استفاده شده است . در طریقه خطی ، فاصله بین خطوط ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر مناسب است و بایستی دقت شود که روی بذرها زیاد خاک داده نشود . از زمان کشت بذر ، تا برداشت محصول هویج نسبت به انواع زودرس و دیررس ۳ تا ۶ ماه به طول می انجامد .
لوبیا سبزلوبیا سبز گیاهیست یک ساله . محل اصلی و اولیه آن روشن نیست. ولی عده ای معتقدند که از نواحی گرمسیر آمریکا ، به سایر نقاط انتقال یافته است و کاشت آن از زمان های دور در آنجا متداول بوده است . ساقه این گیاه ناصاف و خشن و بند بند و در نوع پابلند آن پیچنده میباشد. در نوع پاکوتاه ساقه ها ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر رشد می کنند . برگ لوبیا سبز ، مرکب بوده و از چند برگچه خشن که دارای کُرک های سخت می باشند تشکیل می یابد . گل لوبیا سبز ، به رنگ های : سفید ، صورتی و بنفش کم رنگ دیده میشود که تعدادی از ۲ تا ۸ گل بصورت خوشه به هر شاخه چسبیده اند . دانه های این گیاه در داخل غلاف کشیده و شمشیری شکل به حالت آویزان به ساقه قرار دارند . در انواع مختلف لوبیا سبز ، رنگ و اندازه آنها متفاوت می باشد . بعضی از انواع لوبیا سبز، غلاف نرم و گوشتی قابل خوردن دارند و در بعضی دیگر غلاف ها سخت بوده قابل خوردن نیستند . بذر لوبیا سبز ، بشکل قلوه ای ( کلیه انسان یا دام ) می باشد و در مواردی به صورت کُروی و یا بیضوی شکل دیده می شود . مصرف لوبیا سبز ، در غذاها بسیار متداول است و چون دارای مواد غذائی فراوان می باشد یکی از مهمترین سبزیهای مورد مصرف غذائی تلقی می شود . انواع لوبیا سبز : این گیاه انواع بسیار زیادی دارد . ولی در ایران فقط انواع زیر مورد مصرف عموم است : ۱ ) لوبیا سفید . ۲ ) لوبیا قرمز . ۳ ) لوبیا مَرمَری . ۴ ) لوبیا چشم بلبلی. ۵ ) لوبیا چیتی . ۶ ) لوبیا قلمدانی . آب و هوا و خاک : مناسب ترین محل برای کاشت لوبیا سبز ، زمین های بکر و تازه میباشد که قبلا کشت دیگری در آن نشده باشد .لوبیا ، در زمین های مرطوب و چسبنده محصول خوب نمی دهد . این گیاه احتیاج به مواد غذائی و کود حیوانی دارد . بوته های لوبیا به سرما حساسیت دارند و در حرارت کم سبز نمی شوند . به همین علت برلای نوبرکاری ابتداء بذر را در خزانه یا در شاسی و یا در زیر نایلون می کارند .روش کاشت : در نقاط معتدل و گرم از اواسط فروردین ماه بذر را در محل اصلی میتوان کاشت .بهترین روش کاشت لوبیا سبز ، طریقه خطی است . در نقاط سردسیر در خردادماه به کشت این گیاه می پردازند .در زمین اصلی فاصله دو بوته از یکدیگر نبایستی از ۴۰ تا ۵۰ سانتیمتر کمتر باشد و فاصله ردیف ها نیز همچنین ، تا برداشت محصول به خوبی انجام پذیرد . در زمان کاشت در زمین اصلی در هر حفره ای که در زمین ایجاد میکنند و عمق آن ۲ تا ۳ سانتیمتر خواهد بود ۲ عدد بذر می کارند تا اگر به هر علتی یکی از بذرها سبز نشد ، احتمال سبز شدن بذر دیگر وجود داشته باشد . در صورتی که بذر لوبیا را قبل از کاشت به مدت ۱۲ تا ۲۴ ساعت در آب بحیسانند گیاه زودتر سبز می شود . پس از کاشت زمین را آبیاری می کنند و پس از ۲ ماه بتدریج می توان محصول لوبیا را برداشت نموده به عنوان لوبیا سبز مصرف کرد . ولی برای بدست آوردن و برداشت محصول لوبیا که از دانه های خشک آن استفاده می شود ، بایستی منتظر ماند تا غلاف های حامل دانه ها زرد و خشک شوند . آنگاه آنها را از بوته ها جدا ساخته و دانه ها را از غلاف ها خارج ساخت . برای کاشت سال بعد می توان از محصول سال قبل استفاده نمود و نیاز به روشی خاص برای بذرگیری نیست .پرورش گوجه فرنگی
گوجه فرنگی ، که محل اصلی و اولیه آن کشورهای مکزیک و پرُو بوده و از این نقاط به سایر نقاط جهان منتقل گردیده است ، گیاهیست یک ساله با ساقه های خشبی و کرک دار و شاخه شاخه . گوجه فرنگی گوجه فرنگی ، که محل اصلی و اولیه آن کشورهای مکزیک و پرُو بوده و از این نقاط به سایر نقاط جهان منتقل گردیده است ، گیاهیست یک ساله با ساقه های خشبی و کرک دار و شاخه شاخه . این گیاه که از میوه آن استفاده می شود ، یکی از سبزیهای میوه ای بسیار مفید می باشد . برگ های گوجه فرنگی ، مرکب بوده و از برگچه های بریده و چروک دار تشکیل شده اند . اگر برگ این گیاه را میان انگشتان فشار دهند ، بوی مخصوص و مطبوعی از آن متصاعد می گردد . گل های گوجه فرنگی ، زرد رنگ و در انتهای شاخه قرار می گیرند . از هر گل یک میوه گوجه فرنگی ، بوجود می آید که گوشتی بوده کروی شکل و یا بیضوی شکل می باشد که علاوه بر مقادیر فراوانی ویتامین از نظر مواد دیگر مانند : فسفر ، آهن ، سیلیس و سایر مواد مفید غنی می باشد . مصرف گوجه فرنگی : میوه این گیاه به صورت خام ، پخته ، کنسرو ، جوشیده ( رُب گوجه فرنگی ) و حتی به عنوان یک نوشیدنی مفید از آب آن استفاده می شود که در همه موارد ذکر شده مطبوع و مطلوب می باشد . گوجه فرنگی ، به صورت پخته در غذاها ، به صورت سرخ کرده همراه کباب ، به صورت خام در سالاد ، یا بطور مستقل و به صورت جوشیده در تهیه سُس و رُب گوجه فرنگی و به صورت نوشابه با گرفتن آب آن و اضافه نمودن مقداری نمک خوراکی به مصرف می رسد . آب و هوا و خاک : گیاه گوجه فرنگی ، در هر آب و هوائی کشت می شود . روش کاشت : گوجه فرنگی ، در زمین های سبک و قوی و آفتاب گیر محصول خوب می دهد . به همین منظور در پائیز زمین را کود می دهند تا در زمان کشت کاملا آماده باشد . بذر گوجه فرنگی ، را از اوایل اسفند ماه تا اوایل فروردین ماه در خزانه و یا در شاسی و گلخانه می کارند . پس از آن که بوته ها ۶ تا ۱۰ سانتیمتر رشد کردند و خطر سرما مرتفع گردید ، بوته های جوان را به زمین اصلی منتقل نموده و بنا به انواع آن روی خطوطی به فاصله ۵۰ تا ۱۰۰ سانتیمتر از یکدیگر نشاء می کنند .فاصله بوته ها از یکدیگر بر روی خطوط ۲۰ تا ۴۰ سانتیمتر مناسب است . بهترین نحوه کاشت گوجه فرنگی ، روش جوی و پشته می باشد که آبیاری آن به صورت نشتی انجام می گیرد . در منازل که محیط کشت محدود است بهتر است فاصله بوته ها را کمتر منظور نموده و وسیله قیم بوته های گیاه را بطور عمودی در زمین نگهداری کرد تا بروی زمین پهن نشوند .در صورتیکه بخواهند در خانه مستقیما بذر گوجه فرنگی را در زمین اصلی بکارند . اوایل اردیبهشت ماه بذر را در زمینی که از قبل آماده ساخته اند با فاصله مناسب می کارند . برای این منظور در فواصل معین با میخ چوبی و یا هر وسیله دیگری حفره هایی به عمق ۱ تا ۲ سانتیمتر ایجاد می کنند ، در هر حفره ۲ تا ۳ دانه بذر میاندازند و روی آنرا با خاک پوشانیده آبیاری می کنند . پس از آن که بذرها سبز شدند و بوته ها ۴ برگه گردیدند ، یک و یا دو بوته اضافی را از انتهای یقه گیاه قطع می کنند تا تنها بوته ای که باقی می ماند ، قوی شده رشد کافی بنماید . بذر گیری : بوته های گوجه فرنگی ، به علت تلاقی انواع جدیدی را بوجود میآورند. لذا برای بذر گیری لازم است که بوته های بهتر هر نوع را انتخاب کرده و دور از یکدیگر بکارند و تعدادی از میوه های این بوته ها را از ساقه قطع نمایند و تعداد محدودی از میوه ها را باقی بگذارند تا میوه های باقیمانده کاملا درشت و خوش فرم بشوند . پس از آن که میوه های موجود کاملا رسیدند و رشد کافی نمودند ، تخم آنها را جدا ساخته و روی پارچه ای پهن نمایند تا خشک شود . سپس بذرها را جمع کرده در محل مناسبی نگهداری کنند تا بموقع برای کشت بعدی مورد استفاده قرار گیرد .
خیار
انتخاب زمان کشت : قبل از هر اقدامی در مورد کشت خیار ابتدا بهتر است اطلاعاتی از قبیل آمار هواشناسی منطقه نظرات و تجربیات مهندسین کشاورزی و کشاورزان با تجربه و مهمترین مورد قیمت این محصول در بازار کسب کرده و آنگاه زمان کشت را انتخاب نمایید زیرا زمان کشت در بهره برداری محصول تاثیر مستقیم داشته و باعث بالا رفتن روحیه کار و تلاش می گردد.مثلا در مناطق جنوبی کشور زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و در خرداد ماه سال بعد برداشت محصول پایان می یابد. و در مناطق شمالی و مرکزی کشور که در آذر ماه و دی ماه دارای هوای ابری و سرد می باشند زمان کشت را به نحوی انتخاب می کنند که این زمان یا آخر فصل برداشت و یا آغاز کشت باشد . به طور کلی زمان هایی که شرایط جوی نامساعد است باید از دوره کشت حذف گردد و اگر چنین کاری صورت نگیرد و زمانهای نامساعد در میان زمان برداشت قرار گیرد کشت با مشکلات عدیده ای روبرو می شود. انتخاب بذر:بعد از انتخاب زمان کشت باید بذر مناسب و خوبی انتخاب کنیم که بر اساس تقسیم بندی اقلیم های مناسب صورت می گیرد.مثلا برای مناطق جنوبی که زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و تا آخر خرداد سال بعد می توان برداشت محصول داشت و یا مناطق شمالی و مرکزی که کار کشت از اوائل دی ماه شروع می شود بذرهای تک گل پیشنهاد می شود که دارای برگ های کوچک و مقاوم به سرما بوده و جهت دوره های طولانی مناسب می باشد ولی در اقلیم های که دو فصل کشت دارند بهتر است از واریته های پرگل که محصول زیادی در زمان کوتاه دارنداستفاده گردد. شایان ذکر است که بسیاری از کشاورزان بدون توجه به نوع واریته و زمان کشت آن و تنها به علت پر گل بودن آن اقدام به کشت در فصولی می نمایند که مناسب حال آن بذر نیست در نتیجه با مشکلاتی مواجه می شوند که برای آنها اندکی ناشناخته و غریب می نماید.کشاورزانی که آشنایی با خواص واریته های مختلف ندارند اشتباه عمده ای را مرتکب می شوند و آن این است که واریته های پر گلی را که برای فصول بهاره کشت نموده اند و محصول خوب و زیادی برداشت کرده اند مجددا برای کشت پائیزه انتخاب می کنند.با شروع فصل سرما و کوتاه شدن طول روز تعداد زیادی میوه های کوچک در هر بوته مشاهده می کنند که به علت ریز ماندن میوه ها بر روی ساقه محصولی برداشت نمی کنند و با تصوراتی که دارند کود و سم را به گیاه تحمیل می کنند در حالی که بذر های تک گل بوده و از آن میوه کمتری مشاهده می کنند اما محصول بیشتری برداشت می شود. نحوه کشت :پس از انتخاب بذر باید فکر نحوه کشت باشیم به طور کلی در مقابل ما دو راه برای کشت بذر قرار دارد. یکی کشت مستقیم و کشت به صورت خزانه که از این دو راه به خاطر صرفه جویی در استفاده از امکانات گلخانه ای و مراقبت بیشتر و بهتر تا جوانه زدن٬ بهتر است از کشت در خزانه بهره گیری کرد. برای کشت مستقیم زمین باید رطوبت کافی داشته و به اصطلاح گاورو باشد و بهتر است زیر و روی بذر به مقدار مورد نیاز بیته موس ریخته شود. بهترین خاک برای کشت در گلدانهای نشاء ماده ای طبیعی به نام بیته موس می باشد که در بازار انواع خارجی و ایرانی آن یافت می شود.اگر محل قرار گرفتن سینی نشاء دارای ۳۰ درجه سانتی گراد حرارت بوده و نور و رطوبت کافی وجود داشته باشد پس از ۵ تا ۷ روز بذر جوانه می زند و چنانچه شرایط مناسب نبوده و عوامل نور و گرما و رطوبت به صورت دلخواه نباشد اولا در زمان جوانه زنی تاخیر ایجاد می شود و ثانیا در جریان رشد گیاه نیز اختلالاتی پدیدار خواهد شد. توصیه می شود این نوع بذرها را به علت گرانی آنها ۲۴ ساعت قبل از کاشت در زمین و یا گلدان در یک پارچه نخی و یا پنبه ای در دمای ۳۰ درجه سانتی گراد نگهداری کرد. باید دقت کرد قبل از این کار بذرها ابتدا در آب ولرم خیسانده شوند از طرفی باید مراقبت های لازم را به عمل آورد تا گیاه جوان بدون آفت و بیماری به زمین منتقل شود. انتقال نشاء به زمین اصلی :وقتی بذرها سبز شدند و رشد کافی نمودند باید آنها را به زمین گلخانه منتقل کنیم.بدین منظور حفره هایی که با فاصله معین و بر اساس تراکم بوته در متر مربع محاسبه شده است بر روی بسترها تعبیه می کنیم که دقیقا به اندازه حجم خاک گلدانهای سینی نشاءمی باشد. آنگاه با احتیاط کامل نشاء را همراه با خاک گلدان از گلدانها جدا کرده و در حفره ها قرار می دهیم.در اینجا باید مراقب باشیم تا به ریشه ها آسیبی وارد نیاید. بعد از انتقال نشاء به زمین آبیاری را شروع می کنیم . به یاد داشته باشیم مدت قرار گرفتن نشاء در گلدان نباید از حد معمول تجاوز کند زیرا در این صورت است که ریشه به علت حجم کم خاک دچار مشکل شده و از رشد طبیعی باز می ماند و در نتیجه گیاه از ابتدا ضعیف خواهد بود و پس از آن هم رشد درستی نخواهد داشت. تراکم بوته ها :به منظور دستیابی به بیشترین برداشت محصول از متر مربع تراکم بوته ها حائز اهمیت است.بعضی از کشاورزان و گلخانه داران بر این باورند که اگر تعداد بوته در واحد سطح بیشتر باشد محصول بیشتری می توانند برداشت کنند.بر اساس تجارب بدست آمده در گلخانه های خاکی برای واریته های موجود تراکمی برابر با ۷/۱ تا ۳ بوته٬ بنابر تجربه شخصی فصل کاشت و نوع واریته از نظر کوچکی و بزرگی برگ در نظر می گیرند که در این مورد می توان از کشاورزان با تجربه و کارشناسان مربوطه کمک گرفت. ناگفته نماند که این کار دلایل فنی و مهمی دارد که از جمله می توان میزان نوردهی و جذب مواد مغذی خاک در فصول سرد را نام برد.پس به خاطر اینکه بوته ها از نور کافی برخوردار بوده و رشد مناسبی داشته باشند باید به گونه ای کاشت شوند که به روی یک دیگر کمتر سایه بیاندازند و به عبارتی دیگر موجب جلوگیری از تابش نور کافی به گیاه نشوند از طرفی در فصول سرد میزان غذا رسانی خاک به ریشه کمتر می شود و اگر تراکم هم در چنین وضعیتی زیاد باشد طبیعی است که به ریشه مواد کافی نخواهد رسید آبیاری اولیه : برای آبیاری گلخانه بهتر است از سیستم تحت فشار به صورت قطره ای استفاده کنیم.در این روش که بهترین نوع آن استفاده از نوارهای آبیاری است که از حدر رفتن آب جلوگیری می کند. بر اساس برنامه ای منظم به آبیاری گیاه خواهیم پرداخت زیرا آبیاری به صورت سنتی ضمن بالا بردن مصرف آب و همچنین رطوبت گلخانه مواد غذایی در خاک را شسته و دسترسی ریشه را به این مواد کم کرده.شایان ذکر است که آبیاری گیاه بر اساس سن گیاه بافت خاک و زمان مصرف متفاوت است. برای مثال می توان گفت که خاک در زمستان به آب کمتری نیازمند است تا در فصل تابستان ولی در هر صورت باید به طور یکنواخت و دوره های منظم آبیاری کرد و مسلما در خاک های سبک مقدار آبیاری کمتر و فاصله زمانی بین آن نیز کمتر خواهد بود. توصیه می شود در هنگام آبیاری زمین را برای مدت طولانی به حالت اشباع قرار ندهیم و حتما رطوبت ۲۵ درصدی را در فاصله دو آبیاری رعایت نمایید به عبارت دیگر برای تناوب آبیاری٬ زمانی اقدام به آبیاری نمایید که رطوبت خاک به ۲۵٪ رسیده باشد ضمنا این را هم بدانید که گیاه خیار در زمانی که به گلدهی می رسد نیاز بیشتری به آب دارد. برخی از کشاورزان معتقدند بعد از اینکه گیاه جوان ۴ برگ حقیقی خود را کامل کرد باید یک دوره تشنگی به گیاه داد.چون اعتقاد دارند ریشه گیاه در حالت تشنگی به طور طبیعی به دنبال یافتن آب به عمق خاک نفوذ می کند و این حرکت ریشه باعث افزایش حجم ریشه می شود. به هر حال گیاه پس از دوره تشنگی و آبیاری پس از آن رشد سریعی خواهد داشت. در زمان رشد بوته باید نخهای گلخانه را آماده کرده و بر فراز بوته ها به سیم های مهار در فضای سقف گلخانه متصل نمود تا در هنگام رشد سریع بوته ها به طور منظم به دور نخ ها بسته شود برای بستن بوته ها به دور نخ ها روش های مختلفی وجود دارد می توان پائین نخ ها را به سیم مهار در پائین گیاه بست و یا اینکه نخ اضافه را به دور قرقره های سیمی پیچانده و بر روی سیم مهار قرار داد و یا اینکه به وسیله کلیپس های مخصوص که به اندازه قطر ساقه گیاه است و به انتهای نخ ها بسته می شود ارتباط ساقه و نخ را بدون گره زدن به گیاه برقرار نمود شایان ذکر است که نباید در مرحله نخ کشی بی توجهی نمود زیرا غفلت در این کار باعث شکستن ساقه گیاه می شود و سبب آسیب جدی به گیاه خواهد شد. آبیاری :آبیاری گلخانه برای خاک های سبک می تواند به روش نشتی باشد یعنی با ایجاد جوی و پشته آبیاری صورت می گیرد. در صورت استفاده از سیستم های قطره ای که با لوله های مخصوص صورت می گیرد نیازمند یک محاسبه دقیق هستیم زیرا معمولا وسط خط لوله از فشار آب کمتری برخوردار است و به این علت آبیاری به صورت یکنواخت انجام نمی شود.آبیاری قطره ای باید به صورتی باشد که پیازرطوبتی بین دو قطره چکان به یکدیگر متصل شود . همانطور که می دانید روزانه مقدار معینی اب زمین تبخیر می شود که باید در موقع مناسب تامین گردد.در صورتی که نسبت به آب یک منطقه مشکوک باشیم با آزمایش آب تصمیم نهایی را اتخاذ می کنیم مقادیر مجاز Ec در آب براساس میلی موس تامین می شود Ec کمتر از ۱ بسیار خوب Ec بین ۱ تا۲ مناسب و Ec ۲ تا ۳ کمی زیاد Ec ۳ تا ۴ زیاد و Ec بالاتر از ۴ بسیار زیاد غیر قابل قبول می باشد. هرس اولیه :در بته خیار تا زمانی که ارتفاع گیاه به ۳۰ سانتی متر نرسیده هیچگونه هرسی را انجام نمی دهیم . اما پس از اینکه بوته به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسید شاخه های فرعی و میوه و گلهای آن را به تدریج حذف می کنیم. با این کار به گیاه اجازه می دهیم که تمام انرژی تولیدی توسط گیاه صرف رشد ساقه و برگهای اولیه شود و بدین وسیله گیاه قوی و شاداب باشد از ارتفاع ۳۰ سانتی متر به بعد شاخه های فرعی را حذف کنیم ولی با توجه به فصل کاشت و ن