۱۴ شهریور ۱۳۸۸ ه‍.ش.

زراعت

سلام به دوستانی نهایت عزیزم مطالب ذیل را که جمع آوری کردم برای شما تقدیم کردم البته این مطلب با عکس در نزدم موجود است ولی چون مطلب بسیار زیاد بود نتوانستم با تصویر پخش کنم. اگر دوستانی که خواسته باشد این مطلب را با تصویر داشته باشد با qassimwarasi_02@yahoo.com و qhaidari2007@gmail.com  با من در ارتباط شود برایش می فرستم. 

در بعضی جاهای این مطالب به شکل آدرس گفته شده در حالیکه شکل وجود ندارد ازینکه وقت کم داشتم نتوانستم درست اصلاح کنم معذرت می خواهم.

تقدیم به انجنیران محترم رشته زراعت و فصل سوم که در مورد زنبور داری است به زود ترین فرصت نشر می گردد. 

بااحترم

محمد قاسم حیدری ورس

فصل اول

 

سبزيجات

امراض غير حيه وغير سارى کچالو

زخم حرارت پائين :

برگهاى يخ زده نصوارى ميگردد وقتيکه مرطوب باشد رنگ سياه رابخود ميگيرد ( قسمت هاى بالاى بته ها را اولا يخ ميزند بته ها بقسم تيت وپراگنده خصوصا در قسمت هاى پخش کردها توسط يخ متضرر ميشود. اکثرا بته هاى که  قبلا زخمى شده دوباره ترميم ميشود گرچه حاصل آن کم ميگردد.

 شکل برگها بعد از ين زخمى شدن مکمل کج شکسته بد قواره داغهاى زرد بالاى آن تشکيل شودويا اينکه شايد سوراخ،سوراخ شوند) تيوبرهاى يخ شده بعد از گرم آمدن نرم اسفنجى مانند ميگردد واز زخمها وچشمکهاى کچالو آب ميچکد.

قسمت هاى قطع شده گلابى ميگردد بعدا رنگ سياه رابخود ميگيرد وپوسيده ميشود وقتيکه کچالو يخ شده خشک گردد سخت وتباشيرى معلو ميشود. و همچنان يک شبکه جال مانند در داخل تيوبر کچالو بشکل حلقه هاي سياه در ميايد.

حرارت پائين که نزديک به يخ زده گى مى باشد در ذخيره خانه باعث توليد مزه شيرين در کچالو پخته ميگردد.

اکثرا انواع کچالو که در حرارت پائين ذخيره گردد مقدار زيا د شکر را به خود نگاه ميکند وقتيکه اين کچالو بريا ن گردد رنگ سياه رابخود ميگيرند. کچالو که در حرارت پائين ذخيره گرديده وزخمى شده بايد بقسم کچالو تخمى استعمال نگردد.     

موى غير نورمال تيوبرکچالو

نموى بيحد سريع کچالو مخصوصا در شرايط مناسب آبيارى وخاکهاى بسيار قوى سبب خاليگاه هاى مرکزى کچالو ميگردد بعضى اوقا ت همراى آن بوسيده گى هم بميا ن مى آيد که جنسيت کچالو رابراى مارکيت پائين مياورد اشکال بى ترتيب تيوبرها که نموى خودرا تکميل کرده باشند باز از سر ميگيرند. (تصوير شماره5)

 وقتيکه نبات کچالو به کم آبي مواجه شود وآبيارى صورت گيرد دراين وقت انساج قسمت بالايى تيوبرشروع به نمو ميکند که سبب برآمده گى دم دار در تيوبرميگردد.  چشمکهاى جانبى تيوبر دراز ميگردد وقسمت هاى برامده گى ظاهر ميشود.  نيش زدن حرارت بلند   وقت بميان مى آيد که از حرارت بلند به تکليف شوند.

تيوبرهاى زنجيرى وقت تشکيل ميگردد که بالاى يک ستولن تيوبرهاى متعدد تشکيل گردد.(تصويرشماره 7) آغاز نمو دومى غالبا به انتقال مواد قندى يکجا مى باشد که از قاعده به دگر حصص عين تيوبر انتقال ميگردد وجابجا ميشوند که بالاخره بوسيده گى نرم لزجى مانند ومرطوب رابميان مياوردامکان دارد که مواد قندى از يک تيوبر به دگر تيوبر انتقال يابد ولى اکثرا تيوبرها که در قسمت اخرى عين ستولن تشکيل شده باشد انتقال ميگردد که بدين ترتيب سبب پائين آمدن جنسيت کچالو درمارکيت ميگردد.

بعضى اقسام وانواع کچالو نظر به ديگر انواع در مقابل اين مرض  بسيار حساس مى باشد.

از کشت تيوبرهاى کلان جلوگيرى شود وفاصله مناسب کشت مراعات گردد.

                                               خراشيده گى ودرز شدن تيوبرها:    

درز شدن تيوبرهاى کچالو ميتواند به چار قسم تقسيم بندى شود.

1.  چاک شدن تيوبرهاى کچالو توسط فشار داخلى که  بنام چاک شدن نمويي نيز ياد ميشوند

(تصويرشماره 8 )

2.  چاک شدن نموى که توسط مصابيت وايروسى بميا ن ميايد 

3.  چاک شدن که توسط صدمه ميخانکى بميان مى ايد.

4.  چاک شدن تيوبرها که حين جمع آورى حاصلا ت بميان ميايد.چاک شدن نموى تيوبرهاى کچالو وقتی بميان ميايد که تيوبرکچالو داراى نموى سريع باشد وانکشاف سريع نمايد.

چاک شدن وزخمى شدن تيوبرهاى کچالو حين جمع آورى حاصلات وقت صورت ميگيرد که کچالو انتقال ميگردد ويا قسما بايکديگر تماس نمايند.

اين مشکل وقت شدت پيدا ميکند که تيوبر هاى متورم درشاخچه هاى قوى وخاکهاى کلوخ دار جمع آورى شود.

کچالو که تازه جمع آورى گرديده باشد بااحتياط جدى ضرورت دارد پيش از ينکه کچالو جمع آورى گردد در خاک بايد مانده شود تا معتدل گردد ودر يک رطوبت نسبتى وحرارت مناسب(درجه حرارت 15 درجه سانتى گراد ورطوبت %95)ذخيره گردد

زخمى شدن کيمياوى:

استعمال نامناسب کودهاى کيمياوى تخم کچالو را زخمى ميسازد وسبب بوسيده گى توقف نمو ريشه ها، سوختگى هاى قسمت سبزنبات وتغيررنگ تيوبر ميگردد .استعمال گياه کش ها سبب سوى شکل نبات تاب خوردن برگها زردى وپوسيده گى نبات مى شود وهمچنان در وقت استعمال سبب توقف نمو ميگردد تيوبرهاى نبات نو رنگ باخته وانساج مرده در قسمت داخل ويا خارج تيوبر موجود مى باشد.

استعمال نادرست پوپنک کش ها وحشره کش ها قسمت هاى سبز را زخمى مى سازد وهمچنان اين موادکيمياوی ساحه بين رگبرگهاى کلان بطورشديدخساره مند ميکند سوختگى بميان مياورند وحاشيه برگها تشکيل سوختگى ميکند.

بى توازنى عناصر:

کچالو در خاکها يکه داراي P.H. (٧-٥) باشد بسيار خوب نمو ميکند . قلت عناصر ضروري و نيمه ضروري و يا زهريت که از ازدياد بي حداين عناصر بميان ميايد ممکن توسط تجزيه زياد و جذ ب آن تو سط ذرات خاک بميان آيد .

 نا يتروجن : ضرورت نايتروجن همراه به پيشرفت نموي نبات بصورت سريع از دياد مي يا بد . وقتيکه نا يتروجن از برگهاي پائين به طرف برگهاي بالا انتقال يابد برگها زرد ميگردد  اگر قلت نايتروجن توسط استعمال کود کيمياوي اصلاح نگردد تمام نبات کچالو زردگرديده واز نمو مناسب و نورمال بازميماند. شدت عکس العمل نبات در مقابل قلت نا يتروجن مربوط اندازه کمبود آن ميشود .

 فاسفورس :

 کمبود  فاسفورس به نصب فاسفورس در خاک هاي مختلف ار تباط ميگيرد علايم کمبود فاسفورس در نبات کچالو عبارت انداز نموي بطي در قسمت آخري نبات، نبات قدکوتاه، ماکو مانند همراه بابرگهاي چملک يعني شکل پياله مانند را بخود ميگيرد. رنگ نبات از رنگ عادي خودمتمايل به سياه بنفش رنگ را اختيار ميکند(تصويرشماره14 )  وامکان دارد پخته شدن نبات بتاخيربيفتد ، وبالا خره سبب تقليل حاصل گردد و هم چنان غده کچالو ممکن در داخل خود خط ها وداغهاي نصوارى که متشکل از انساج مرده ميباشد بوجود بياوردکه شباهت زيادبه پوسيدگى حرارت داخلى دارند اينکه فاسفورس پى در پى در خاکها نصب ميشود پس استعمال کودهاى فاسفورسى بشکل خطی  هردو طرف کچالو تخمى مفيد ارزيابى گرديده است نسبت به استعمال بشکل دست پاش.

 

پوتاشيم :

قلت پوتاشيم در خاکهاى سبک که شسته شدن در آن به آسانى صورت ميگيرد واقع ميشود.

علايم اولى قلت پوتاشيم عبارت از شاخچه هاى سياه سبز رنگ جلادا ر که بعدا  رنگ مسى رااختيار ميکند پوسيده ميشوند وشباهت به اتشک پيشينه دارد.

پوسيده گى، ساختمان زخمهاى عميق در سطح کچالو تخمى بالخاصه در قسمت نقطه تماس باساقه زيرزمينى بميان ميايد وميلان به داغهاى سياه ميکند وقتيکه پخته شود رنگ سياه رابخود ميگيرد.

 

حشرات کچالو

شيپشکهاى سبز شفتالو و شپيشکهاي  نباتى ديگر :

شپشک ها در نباتات مختلف پيدا ميشود اين  حشرات کوچک 1.2ملى متر بوده که اکثرا بسيار لطيف نرم و داراى رنگ سبزميباشد.حشرات بالدار (تصويرشماره   16) اولا حمله را شروع ميکند جاى که کنه هاى بى بال  پسانتر بالاى  بته هاى جوان وقسمت هاى تازه نبات وهمچنان در عقب برگها توليد نسل ميکند.

شپيشکهاي نباتى شيره نباتى از نبات ميزبان را مى چشد که بالاخره نبات ضعيف ميگردد وافرازات قندى بالاى سطح برگ نبات زمينه خوب براى نموى پوپنک سياه را مساعد مى سازد .

شپيشکهاي نباتى ازيک نبات به نبات دگر حرکت ويک ناقل موثر براى امراض ويروسى بحساب ميايد.

 

 

علايم :

نسل ها وگروپهاى کنه هاى نباتى در بين بته ها ويا هم در قسمت عقبى برگها به آسانى تشخيص ميشود.

در ذخيره خانه ها درشاخچه هاى نو توليد هم شپيشکهاي نباتى ديده ميشود  و آنها امراض وايروسى را انتقال ميدهند.

تخمهاى اين حشرات در هواي سرد زمستان زنده مانده ميتواند توسط باد به فاصله هاى دور ودراز حرکت ميکند.

                                

 

جلوگيرى:

دشمنان طبيعى کنه هاى نباتى بحيث نماينده گان موثر کنترول بيالوژيکى کار ميکند . انواع مختلف حشرات پرازيتى زنبورها وغيره از کنه هاى نباتى تغذيه ميکند.

فنگس ها نيز سبب مرگ شپشک هاى نباتى ميگردد کنترول کيمياوى کنه هاوشپشک هاى نباتى بطور سيستماتيک موثر تمام ميشود ولى براى کنه ها وشپشک هاى ادويه جات کيمياوى انتخابى بطور موثر کارميدهد وبالاى دشمنان طبعى آنقدر تاثير نمى کند.

تريپس :

تريپس يک حشره نازک است که طول آن 1-2 ملى مترميرسد از حجرات پائين برگ تغذيه ميکند که به اثر آن برگ ها خشک ميگردد نبات ضعيف ميشود وحاصل آن بى حد پائين ميايد.

حمله شديد اين حشره ممکن سبب پژمرده گى نبات گردد حشره تريپس همچنان وايرس ماکو مانند بادنجان رومى را نيز انتشار ميدهد.

علايم :

چوچه هاى زرد رنگ يا نصوارى (تصويرشماره 19 ) وحشره بالغ برنگ سياه در زير سطح برگ آشکار ميگردد و داغهاى نقره اى رابميان مياورد.

کنترول: 

اجتماع تريپس در موسم خشک زياد ميگردد به اين لحاظ آبيارى کافى يک راه موثر کنترول بحساب ميروند اگر تريپس از خود مقاومت نشان داد به استعمال حشره کش ضرورت است.

ملخها:

ملخها وانواع آن به پيمانه وسيع انتشار يافته اينها بسيار خورد ولى بسيار متحرک وفعال مى باشد. از شيره نباتى غذاى خود را اخذ نموده ونبات را ضعيف ميسازند همچنان زهرى شناخته شده به اين اساس نباتات رابسيار متضرر ميسازند بعضى انواع آن خساره مثل ستاره زرد وشکل جارويى رابميان مياورند.

علايم:

علاوه بران که تخمها وحشره کامل ملخها در قسمت هاى پائين برگها موجود مى باشد ملخها حاشيه هاى برگ راميسوزاند وبر گهاى بالاى تاب ميخورد وقسمت سبز برگ زرد ميگردد کچالو قبل از رسيدن از بين ميرود.

کنترول:

کشت کچالو به فاصله دور از نبات لوبيا که ميزبان خوب براى ملخها است ممکن سبب نجات مزرعه کچالو گردد کشت انواع مقاوم مهم تلقى ميگردد اگر بازهم اجتماع ملخها از دياد يافت استعال حشره کش هاى سيستماتيک ضرورى است.

پروانه غده کچالو:

 اينها به پيمانه وسيع در مناطق گرم وخشک مثل وادى نيل مصر اوندس امريکا جنوبى انتشار يافته است .

خسارات آن در شرايط گرم وخشک بسيارزياد است در هر دو جاى هم در مزرعه وهم در ذخيره خانه حمله ميکند.اگر ميتودهاى مناسب جهت کنترول آن درذخيره خانه ها موجود نباشد خساره آن شديد تر ميگردد.

پروانه ويا حشره کامل رنگ خاکى يا نصوارى دارد وتا 10 ملى متر طول آن ميرسد.

لاروائي حشره مذکور رنگ کريمى وداراى خط هاى سبز وسرخ که مربوط به نوع پروانه ميشود دارا مى باشد وتا 12 ملى مترطول دارد.

کرم قطع کننده :

کرمهاي قطع کننده ساقه هاي نبات جوان را قطع ميکند . در جريان روزلاروا خاکي تا سياه رنگ خود را در بيخ بته ها پنهان ميکند که به اين ترتيب کچالو که به سطح زمين نزديک تشکيل گرديده اند خساره مند ميسازد.  لاروا ها ي کرم قطع کننده به تغذيه از برگهاي نباتات مشابه ترجيح ميدهد (تصويرشماره 22) داغها وخط ها اکثرا به پشت لاروا اين حشره بميان ميايند .

 

جلو گيري :

براي جلوگري از حملات تيت و پرک در مزرعه ايجاب استعمال حشره کش را مينمايد . طعمه زهري که متشکل از سبوس ، شکر ، حشره کش و آب  مي باشد در تاريکي شام در بيخ نبات کچالو گذشته ميشود .

 

قانغوزکهاي کيکي:   

قانغوزکهای کيکي اکثرا خورد و از (2-3) ميلی متر  طول دارد ، رنگ آن سياه وبا آساني درشاخچه ها و برگهاي نبات کچالو خيزميز ند سوراخها به قطر کمتر از 3 ميلميمتر را ايجاد ميکند، (تصويرشماره 23 ) به برگها خسارات زياد وارد ميکند ، برگها را بطور مکمل خشک ميکند و حاصل را کم ميسازد لارواي اين حشره که از غده هاي کچالو ، ساقه هاي زيرزميني تغذيه ميکند نيز سبب خسارات بحاصل کچالو ميگردد. (تصويرشماره 24 ) اينها بطور سطحي کچالو را سوراخ ميسازد و يا پوست کچالو را زخمي مي سازد که دراين صورت امکانات نفوذ فنگس ها را به کچالو مسا عد ميسازد، لاروا سفيد نازک در سينه خود پاهاي کو تا ه که اندازه آن به 4  ملي متر ميرسد دارد. 

جلوگيري :

انواع کچالو که يک اندازه خساره به قسمت هاي سبز را متحمل ميشود بدون  اينکه به استعمال حشره کش ها ضرورت احساس گردد. از بين بردن نبات ميزبان اين حشره آماده کردن مناسب زمين ، ميتواند در کم کردن جمعيت حشره مذکور کمک کند                        

قانغوزکهاي کچالو و کرم هاي سفيد:  

انواع بالغ اين حشره از  (8-10)   ميليمترطول دارد ، رنگ سياه و نصواري داشته که فرق آن در خاک به آساني نميشود . اين حشرات از طرف روز در زير خاک پنهان ميشود و از طرف شب از حاشيه هاي برگ استفاده ميکند. خساره اقتصادي ان بميان اوردن تو نلها است که تو سط لاروا در کچالو بميان ميايد  . اندازه لاروا از 12-14 ملي متر ميرسد و قتيکه انکشاف کامل نمايد و حشره کامل شود زمين را ميکند تا آنجازمستان گذارا ني کند. بعد از گذشتاندن دوره پيوپا حشره به يک قا نغوزک مکمل تبديل گرديده . حشره کامل و بالغ در شروع موسم بارانی از خاک ميبرايد و مزرعه هاي نو را تحت حمله قرار ميدهد . شدت حملات در جاها ييکه نزديک جاي زمستان گذراني حشره باشد بسيارشديد ميباشد .

جلوگيري :

تقسيم او قات يک ساله و طرق کنترول قانغوزکها ي هندي ميتواند بطور موثر حملات را کم کند. زمين بايد يکماه بعد از جمع آوری حاصل عميق قلبه گردد تا لاروا و پيوپای حشره از بين برود. دواياشي صحن ذخيره خانه ها توسط فنگس کش و يا حشره کش هامفيد تمام ميشود. در طول فصل نموئي نبات ميتواند که حشرات کامل باتکان دادن شاخچه هاي نبات در يک ظرف جمع اوري گردد البته از طرف شب در وقت رفع حاصل کچالو در يک ترپال جمع اوري گردد تا لارواي اين حشره به کچالو از طريق سوراخهاي زمين داخل نشود. استعمال حشره کش ها در وقت جمع آوري حاصل کچالو ويا دروقت خاک دادن بالاي

حا صل کچالو کدام تاثير مثبت ندارد .

قانغوزک برگها :

زياد تر از ٣٠٠ نوع بالاي نباتات مختلف حمله ميکند حشره کامل و بالغ بطور عمومي داراي رنگ زرد ، سبز ، خالدار ويا داراي خط ها مي باشد که طول آن از  (6-8)  ميليمترميرسد . اينها در برگها سوراخها را تو ليد ميکند بخاطر يکه از برگها تغذيه ميکند خساره آن مشابه  با خساره (تصوير شماره 26) است ولي سوراخهاي ان اندک کلانتر ميباشد .

در بعضى ساحات خسارات اقتصادى رابار مياورد وکچالو هاى زيرزمينى را متضرر وزخمى مسازد که از يک طرف کچالو کيفيت خودرا ز دست ميدهد واز طرف دگردر مقابل عامل امراض که در خاک پيدا ميشود حساس ميگردد. تخم ولاروا اين حشره در شرايط خشک انکشاف نميکند بامين سبب در شرايط مرطوب خساره ان بسيار شديد مى باشد.

 جلوگيرى:

در مناطق که اين حشره پيدا ميشود نباتات درتناوب زراعتى شامل گردد که مورد پسند وميزبان حشره نباشد. استعمال حشره کش هاى تماسى براي از بين بردن حشره کامل بسيار موثر مى باشد.

                                                     فصل دوم:

باغداری

 شاندن نهال:

شاندن نهال در مناطق گرم افغانستان ميتواند هروقت بعد ازبرگريزي انجام شود ليکن درمناطق سردتر دراواخرزمستان واويل بهاربهتراست.

غلطي که معمولادرشاندن نهال صورت ميگيرداينست که چقوري جاي نهال بسيار عميق يا بسيار تنگ کنده شده وبراي ريشه نهال مناسب نميباشد.  غلطي ديگر اينکه کارشاندن نهال را يکنفر بعهده ميگيردو اين خيلي موثر است که دروقت شاندن نهال، يکنفر نهال رادر موقعيت آن قراربدهدونفردومي چقوري را ازخاک پرکندچقوري که براي نهال در افغانستان حفرميشود قابل بحث است.  چقوري کلان که ابتدا به عرض 1 متروعمق 60 سانتي مترکنده ميشودخوب متوازن به نظرميآيددرينصورت هم خاک کنده وميده ميشود و هم جاي کافي براي انکشاف ونموي ريشه هادرسال هاي بعدي آماده ميشوديک نقطه درنظرگرفته شود و آن اينکه خاک در کنارهاي چقوري سخت نگرددخصوصا اگرخاک بسيارمرطوب وآبدارباشدزيرااين درمقابل نموي ريشه مانع ايجاد ميکند و چقوري شکل يک ظرف را ميگيرد. درچقوري بايد اول تا يک قسمت آن خاک انداخته شود بدون موجوديت نهال تادرآينده محل خوبي براي ريشه نهال باشددرشروع کندن چقوري بايد خاک آن دوحصه شود خاک قسمت سطح بالايي آن که دوباره پس به چقوري نهال ريخته شودوخاک تحتاني آن براي پلوان آبياري اطراف نهال ويا دوروبرنهال پاش داده شود، قسمت از خاک بالايي را همراه کود مخلوط نموده ودرپايين چقوري که ريشه نهال درآن در وقت شاندن تماس نکندريخته وبالاي آن چندسانتي مترخاک انداخته شوداين مهم است که ريشه هاي نهال نودروقت شاندن به کودکيمياوي يا حيواني تماس نداشته باشدزيرا تماس کود ريشه هارا مي سوزاند.

 نموي ريشه هارادربهار سريع ميباشد و بعداز مدت ميتواند خودرا درمحل حاصلخيزي خاک رسانده و ازموادغذايي آن استفاده کند دروقت شاندن نهال خاک اطراف نهال خوب پرشود و يک اندازه سخت ساخته شود که در آينده بعد از آبياري خاک شکست نکند اگرچنين شود هم در اطراف نهال چقوري بوجود ميآيد که در آن آب ايستاده ميشود و هم قسمت اتصال پيوند درزيرخاک ميشود

              

1.  تخته که توسط آن نهال در محل نشاني شده شانده ميشود بالاي چقوري طوري گذاشته ميشود که نهال در جري آن قراربگيردونهال به عمق مناسب استاده باشد.  خط خاکي که نهال ازقوريه گرفته مساوي به قسمت پايين تخته باشد. چقوري به اندازه کافي وسعت داشته باشد تاريشه ها درآن جاي بگيرد .

2.  چند بيلچه ازخاک بالايي در چقوري انداخته شود نهال را اندکي بالاوپايين شورداده و خاک بيشتردرآن ريخته شود. خاک اطراف ريشه را همراي انگشتان ودست سخت نماييد خاک اطراف ريشه را بسيار سخت وتخته نسازيد.

 


3.  نصف چقوري را باخاک بالايي  يا سطح زمين پرنموده يک اندازه سخت شود. اين مربوط به جسامت نهال بوده خاک را علاوه کرده همراي مشت سخت نماييد بسيارسخت نگردد. ازکنارهاي چقوري شروع کرده به تدريج بطرف مرکز خاک اطراف نهال رايک اندازه سخت نماييد .

 

خاک بيشترازخاک بالايي انداخته شده تا چقوري پرشوددوباره اطراف نهال رايک اندازه سخت نماييد و خاک اضافي دردور ساقه نهال بريزيد که شکل گنبدرا اختيارکند.

نهال بعدازشاندن فوراآبياري شود ودرتابستان اول خاک آن يک اندازه نمداريا مرطوب نگاه شود .

هنگاميکه نهال برهنه ريشه غرس ميشود بايد احتياط لازم صورت بگيردکه ريشه هاخشک نشود مواجه شدن ريشه هارادرشعاع آفتاب يا باد خشک کننده حتي براي مدت چنددقيقه شديدا خشک شده و موفقيت نمويي آن کم ميشودوقتيکه نهال در باغ انتقال داده ميشود بايد در چقوري هاي که قبلاآماده شده گذاشته وريشه هاي آن ذريعه خاک مرطوب پوشانيده شود.  درهرمرتبه بايد يک نهال عليحده درمجاورت چقوري نهال يک جري حفرکرده نهال راگذاشته وريشه هاي آنرا توسط خاک مرطوب پوشانيده شودتاکه نوبت شاندن آن ميرسد. مواجه شدن ريشه ها به مقابل شعاع آفتاب و بادخشک کننده به حداقل برسد.

مرحله دوم پرکردن چقوري ميباشد يک مقدار خاک در چقوري انداخته شود تا بعدازفشرده شدن شکل بلندي کوچک رابگيردنهال به شکل راست در مرکز چقوري گذاشته شود که قسمت اتصال ريشه ها بالاي بلندي خاک وريشه ها بهرطرف پراگنده باشد وريشه هابايد درچقوري قات نشود اگر چقوري براي ريشه ضخيم گنجايش نداشته باشد عوض که ريشه قات گردد بايد قيچي شود.

احتياط لازم است که قسمت اتصال پيوند بايد ازخاک بلندترباشدمخصوصا در ميوه هاي سيبي که گردرخاک تماس پيداکند تمايل توليدريشه رانموده و مزيت پايه مادري ازبين ميرود. نهال جوان بايد طور پوشانده شود که پندک اصلي که نمايندگي ازجفت ترکيبي پيوندوپايه مادري مينمايد طرف مقابل جريان بادقرارگيرد.

ازتخته که کناره صاف وراست داشته باشدکارگرفته شودوآنرابالاي سطح خاک گذاشته و نهال را ازچقوري به اندازه که داغ خاک قوريه مساوي به قسمت پايين تخته ياکمي بلندترگردد اين باعث ميشود که نهال از سطح خاک که در قوريه داشت در باغ کمي بلندتر شانده ميشود اگر نهال عميق تراز قوريه شانده شود سبب ملوث شدن به مرض کالررات شده بخاطر که نقطه اتصال پيوند به سطح خاک بسيار نزديک ميباشد.  خاک بالايي به آهستگي درچقوري نهال انداخته شود طوريکه ريشه خوب پراگنده بوده نه جمع شوند ونه قات شوند نهال بايد به احتياط بالاوپايين حرکت داده شود تا ريشه پراگنده بوده و خاک در اطراف آن افتيده وکم کم سخت ساخته شودتاکه خاليگاه هوا دراطراف ريشه تشکيل نگردد هنگاميکه نصف چقوري از خاک پرشد آهسته آنراهمراي نوک پنجه پاي سخت نماييد ازکري پاي هيچگاه کارنگيريد قسمت باقيمانده چقوري را باخاک پرکرده آهسته سخت شودفورا آبياري شود اگر آب براي آبياري موجود نباشد توسط سطل مقدار 8-10 ليترآب را آهسته در اطراف نهال بريزيد تاکه نهال درست جابجا شود.

درختان ميوه نبايد طوري شانده شود که در اطراف درخت وقسمت شاخچه چقوري ها بوجود آمده آب باران در آن جمع شود وياآبياري آب اضافي بوجود آمده سبب پوسيدگي و مرگ درخت شود. معمولا خاک دوردرخت و قسمت تاج آن بايد طوري باشد که آب در آن ايستاده نشده بلکه بطرف خارج ازآن ساحه جريان کند يک نهال هيچوقت از سطح خاک قوريه در باغ پايينتر شانده نشودوقتيکه خاک پايين مي نشيند نهال يک کمي ازسطح خاک بلندترميماند استعمال چوب درکنارتنه درخت جديد، درتوليديک ساقه راست، پاک و قوي کمک مينمايد بسته کردن آن نظر به قطربزرگ شدن ساقه تنظيم گردد

              قسمت بالايي پايه بايد کمي پايين تراز شاخچه پاياني باشد و پايه بايدبطرف باد قرارداشته باشد که باد جريان دارد ميخ حداقل 30 سانتي متر پايينتر از سطح پايين چقوري  نهال فروبرده شود نهال بفاصله 10 سانتي متردورتراز ميخ محکم شانده شده و قسمت بالايي آن توسط تسمه يا نواربه ميخ قدري سست بسته شود ولي بعد از چندهفته که نهال خوب جابجاشد محکم بسته شود

آبياري:

سيستم آبياري در افغانستان توسط نسل هاي گذشته بوجودآمده و مهمترين جزء مصرفي است که بطور موثر درزراعت استفاده ميشود بوجودآوردن سيستم کاريز که مغلق است وباسرمايه گذاري گزاف جامعه ساخته شده و حفاظت گرديده اگر ازين آب بصورت درست استفاده نميشود قضاوت درست نخواهد بود.

درآزمايش سطحي گفته ميشود که مسله عمومي در باره آبياري زياد بايد دوهدف راداشته باشد سيستم اصلاحي کاربرد آن در مزرعه وتمديد وقفه هاي آبياري ميشودکه از مقدارمعين آب ساحه زيادي را تحت آبياري قرارداد.

نظر احتمالي ما اينست طوريکه ازعميق ساختن کاريزپيداست که سطح آب نظر به منبع اصلي آن پايين شده و هم نظربه علم آوري دهقانان آب آبياري بعدازجنگ با مقايسه قبل ازآن کم شده است اين مربوط ميشود به ازبين رفتن منابع مهم جنگلي که اصلا آب زيرزميني وقسماسطح زمين را حفاظت ميکند.  اين يک زمان طولاني راکار دارد که ازطريق زراعت دوامدار بررسي گردد آوردن اصلاحات واستفاده مؤثرازآبياري موقتي ميباشد،تا اينکه منبع دايمي آب تهيه نگردد قبل ازآنکه تغيرات در طرق آبياري داده شود دوساحه مورد نظرباشد:

آبياري که فعلا انجام ميشود با تر وخشک شدن مزارع دهاقين براي نباتات عمده وولسوالي هامثل ميوه هاي عمده باغ مانند انگور، انار،سيب وغيره بررسي گردد.

اين توسط تنشيامتر (آله پيمايش آب در خاک) ميتوانداندازه رطوبت را قبل وبعد ازآبياري معلوم کند اگر معلوم شد که رطوبت خاک نظربه قوه کشش بلندتربودوقفه آبياري بيشترگرددونمکي بودن خاک هم درنظرگرفته شود زيراقبل از آبياري ديگر بصورت عنعنوي آبياري ازحدزياد صورت ميگيرد و نمکي شدن خاک رادرشرايط اقليم خشک به بارمي آورد شستن همچوخاک ها به عمق زياد ضروري است تا که اززمين زراعتي استفاده دوامدار بعمل آيد.

 آبياري ازحدزيادبطوراوسط مزرعه تقريباًصدفيصد صورت گرفته اگراين آب بصورت دقيق استفاده شود دوچند ساحه راآبياري مينمايد. آبياري درکردهموارخوب است اگر يک نوع نبات کشت شده باشد و آبياري يکنواخت عملي شود ولي کشت دونوع يا بيشتردرعين زمين مشکل رابارميآوردزيرا آبياري مورد ضرورت آن مختلف ميباشد مانند سبزيجات و ميوه جات دريک ساحه.  راه حل اينست که بطورفزيکي ساحه آبياري آنهاراجداساخته و هرنبات عليحده آبياري گردد.

مؤثرترين سيستم دراينمورد آنست که درختان ميوه بشکل خطي و حوضچه درامتداد قطاردرختان ميوه جريان نموده ولي دراطراف هردرخت بصورت جداگانه يک حوضچه ساخته شود درسال اول که سيستم ريشه نهال کمتراست اين کافي ميباشد.

سال بسال که درخت بزرگ ميشود اين حوضچه ها هم وسعت داده شود کنارآخري حوضچه بايد در تحت انجام شاخچه نهال قرارداشته باشد بعد از 2 -3 سال که درخت بزرگ شده وحوضچه وسعت پيداکرده يک پلوان خاکي نيزدورتنه درخت ساخته شود تا آب از تنه دور بوده سبب پوسيدگي تنه درخت نگردد.

 

 

وقفه هاي آبياري مربوط چندين فکتورميشود:

1.  عمردرخت:

نهال نوغرس شده داراي سيستم ريشه کم بوده و رطوبت در ساحه کوچک خاک کافي است فلهذا درسال اول آبياري کم ولي زودزود براي نهال ضروري است وقتيکه درخت بزرگترميشود و سيستم ريشه آن توسعه پيدامينمايد وقفه آبياري هم ديرتر صورت ميگيرددرحقيقت قوه کشش رطوبت ازخاک هم مهم است چراکه ريشه هاي درخت قادر شوند تا آب راجستجو نمايند خاک مداوم مرطوب باعث ميشود تا ريشه درجستجوي آب توسعه نيافته و باعث خشکي درخت شده و از بين ميروندبخاطر بايد داشت که ريشه ها به هوا جهت تنفس ضرورت دارند و همچنان با آب که   در خاک انکشاف مينمايدآبياري از حدزياد سبب ميشود که براي ريشه ها هوانرسيده و ريشه ها متضرر شوند.

 

2. نوع خاک:

نوع خاک هم بالاي وقفه هاي آبياري مؤثراست خاک ريگي که گنجايش نگهداشت آبرا به اندازه کافي ندارد بايد کمتر ولي زودتر آبياري شود خاک که ذرات لوم دارد و گنجايش نگهداشت آب هم در آن بيشتر است بايد به وقفه ديرتر و آب زيادتر آبياري گردد. خاک که مقدار کلي (ذرات کوچک) آن زياد باشدگنجايش ظرفيت آب آن زيادبوده ازنگاه هواداربودن اگرزياد آبياري شودضعيف ميباشد ولي ميتواند با مقدار زياد در وقفه هاي طولاني آبياري گردد.  مقدار نفوذ آب هم در داخل اين خاکها متفاوت بوده در خاک ريگي زودتر، در خاک داراي ذرات متوسط آهسته ترودرخاک کلي بسيار بطي نفوذمينمايد.

 

3. فکتورهاي ديگر:

وقت سال، مرحله نمويي درخت، حرارت، هوا، باد، ساحه برگ و غيره نيز بالاي ضرورت آبياري تاثيردارد.

در بهاروخزان آبياري کمتر ضرورت بوده در حاليکه در تابستان به آبياري زيادترضرورت است. آبياري زمستاني جهت شستن مؤثراست ليکن بايد از حدزياد نباشد.

اين مهم است که در بهار زياد آبياري صورت نگيرد چراکه ريشه هادرحال نموي اعظمي خودبوده (قبل از بازشدن پندک)و لازم است که به اندازه کافي اکسيجن در خاک موجودباشد بدون اينکه خاک خشک باشد.  اين باعث انکشاف سيستم ريشه شده و کشش آب از خاک رادراثناي تابستان ميتواند از ساحه زياد جذب نمايد.

 

طرف چپ آبياري از حد زياد سبب بوجود آوردن آب در خاک شده و ريشه هارا ازانکشاف بازمانده، طرف راست از آبياري درست سيستم ريشه زياد انکشاف نموده و ميتواند نموي درخت را در تابستان هم که تبخيرزياد است ادامه بدهد.

 

پرورش نهال بعدازشاندن:

پرورش نهال بعدازشاندن به اندازه شاندن نهال اهميت دارد يک بار که نهال نودرجايش شانده شد بايد بطورکامل آبياري شود درمورد استعمال کود درين مرحله بسيار احتياط شود که استعمال آن غلظت نمکيات رادرخاک بلندبرده وريشه هاي نهال تازه شانده راازبين ميبردکودفاسفورس راميتوان دروقت غرس نهال استعمال کردولي ضرورت نهال جهت توليد ونموي شاخها به نايتروجن زياداست اين بهترخواهدبودکه در هرآبياري مقدارکمي از نايتروجن به اندازه يک قاشق چايخوري استعمال شوددرآغازبايديک ساقه راست وواحدتشکيل شود اين ساقه ازقسمت منابع قطع شود تا شاخچه هاي جانبي چوکات نهال تشکيل گردد تمام نوده هاي که پايين ازاتصال پيوند ميرويند يا از پايه مادري توليدميشودبايد قطع گردد اگراينها قطع نگردد وبه نموخودادامه دهد قوي شده وبالاي پيوند تاثيرنموده آنراضعيف ميسازد نکات که بعدازشاندن نهال مراعات شوند:

·        با ميخ متکاداده شود

·        استعمال کود نايتروجن به احتياط دروقت آبياري

·        کنترول گياه هرزه ازرقابت بانهال

·        ازبين بردن نوده هاي که از پايه مادري بوجود مي آيند.

·        درتشکيل ساقه راست سعي شود

·        دروقت که به آبياری ضرورت احساس شود آبياري گردد

بعدازشاندن نهال توجه زياد ميخواهد تاکه جابجاشودزيرا جوان ميباشدبمقابل خشکي کم مقاومت داشته همچنان درمقابل حرارت، آفات وامراض مقاومت نداردبسيار خوب است که زود نموکند و به توليد حاصل شروع کند. مهمترين بخش زراعتي آن آبياري کافي ميباشد که نموي نهال راسرعت مي بخشد حتي درمناطق که بارندگي زيادميشودوآبياري عملي نميباشد درصورت خشکي اگر آبياري نگردد باعث ازبين رفتن نهال هامي شود. نهالهاي غرس شده به آبياري کم ولي زودزود ضرورت دارد.

يک طبقه خوب پوشش موادعضوي به ضخامت 10 سانتي متر تابه ساحه پايين انجام شاخچه ها در حفظ رطوبت خاک ساحه ريشه کمک مينمايد.

 

به تعقيب آبياري اولي بعد ازشاندن نهال، وقفه هاي آبياري بعدي مربوط ميشود به نوع نهال، خاک، اقليم وباران.  تحت شرايط افغانستان ميتوان توسط پوشش خاک ذريعه مواد عضوي از ضايعات جلوگيري نمود درصورتيکه اين مواد به شکل يک حلقه دراطراف نهال  به وسعت 40 سانتي متر الي 1متروبه عمق 5 تا 10 سانتي مترودورترازتنه نهال استعمال گردد. اين موادکاربرد بيکاره، قطي، کمپوست،انبارحيواني، پرخچه چوب، بوره اره شاخچه بري هاي درخت وغيره ميباشد.

مقدارونوع کود که براي نهال نو غرس شده استعمال ميشودمربوط به سطح حاصلخيزي خاک است در هيچصورت مقدار آن زياد نمي باشد. درهرمرتبه استعمال کودبسيارکم ميباشدولي چندين مرتبه دربهاروتابستان کوداستعمال شود. بطورعموم بهتراست انتظارکشيد تاکه از نهال نوغرس شده علامت نمو ظاهرشودقبل ازآنکه کوداستعمال گردد براي اينکه ازصدمه زدن به ريشه ها جلوگيري گردد کود بايد در اطراف درخت يکنواخت پاش داده شود.

نهال هاي جوان هميشه بايد تفتيش شود تا صدمه نبيند و به امراض و آفات مبتلا نشود اگر چنين باشد به زودي اقدامات درکنترول آن صورت بگيرد.

 

بسيارمهم است که گياه هاي هرزه ازساحه نهال نوغرس شده ازبين برده شود تاکه براي جذب آب وموادغذايي خاک بانهال رقابت نکند.

 

زرع نباتات بين قطارهاي درختان مثمر:

استفاده اززرع نباتات دربين قطارهاي درختان مثمر (انترکراپ) درافغانستان يک حقيقت حياتي است.  بسياري از دهقانان يا باغداران تاوقتيکه باغ شان سرحاصل نيامده يابسيارکم ميوه ميدهد ازقسمت خالي بين قطارهاي نهال براي توليد بعضي نباتات استفاده مينمايد گرچه اينکاربراي نهال هاضررداردزيرادرسالهاي اول بايدنهال تقويه شده خوب نمووانکشاف نمايد تادرآينده ازان حاصل خوب بدست آيد.

انترکراپ به باغ صدمه ميرساند زيرا:

*       در جذب آب رقابت مينمايد

*       ازآبياري زيادکه انترکراپ به آن نيازدارد به نهال صدمه ميرسد

*       درباره گرفتن موادغذايي ازخاک رقابت مينمايد همان مقدار کودحيواني که استعمال ميشود انترکراپ ازان استفاده ميکند.

*       به ريشه هاي تغذيه کننده که سطحي واقع است ضررميرساند زيرا خاک بخاطر انترکراپ عميق تر قلبه و آماده ميگردد.

*       درگرفتن نوردرسالهاي اول بانهال رقابت ميکندمخصوصاً اگر انترکراپ قدبلندمانند جواري کشت شود.

*       پس بهتراينست که ازانترکراپ استفاده نگردد ولي اين ازنظر يک دهقان کم زمين درست نيست

 

پس خوب است که درانترکراپ خواص ذيل درنظرگرفته شود:

*       انترکراپ بايد قدکوتاه باشد تادرگرفتن نوررقابت نکند

*       انترکراپ داراي شاخ وبرگ کمترباشد (وسيع نباشد)

*       درجذب موادغذايي ازخاک بسيارقوي ونيازمندنباشد

*       بايدنبات دايمي باشد که خاک زودزود قلبه وآماده نشودتابه ريشه صدمه نرسد

اگرانترکراپ يکساله به قلبه و آماده ساختن خاک ضرورت داشته باشد هيچگاه تحت ساحه تاج درخت قلبه نشودزيراريشه هاي تغذيوي نهال متضررميگردداين کاراگردرشروع تاسيس باغ درنظرگرفته شود بهتراست:

*       هروقتيکه باغ آبياري ميشود انترکراپ آبياري شود يعني آبياري مشابه به نهال ضرورت داشته باشد.

*       عايد آن براي دهقان زيادوباارزش باشد

*       اگرممکن باشد ميزبان دومي براي امراض و آفات نباشدليکن حشرات مفيدرادرخودجابدهد وهمچنان ارگانيزم هاي مفيد ديگرراهم جادهد.

يک نبات انترکراپ که داراي همه اوصاف باشد پيدانمي شود ولي نبات که چندين صفت آنرا داشته باشد.

نباتات ذيل بحيث انترکراپ پيشنهادميگردد:

1.  رشقه وانواع ديگر ليگيوم

2. سبزيجات که قدکوتاه توليدميکند مانند انواع ليگيوم لوبياو ديگرسبزيجات مانند پياز، بادرنگ

3. ازجمله سبزيجات که رقابت ميکندبادنجان رومي ميباشد

کشت بعضي نباتات گرچه انترکراپ خوب نيست بايد ممنوع قرارداده شوندمانند گندم، جواري، بادنجان سياه، باميه قدبلند نوع هندي وغيره

اگر انترکراپ مداوم درنظرگرفته ميشود بايد بين قطارهاي درخت جاي وسيع گذاشته شودتاقلبه و آماده شدن وغيره عمليات زراعتي به سهولت انجام شده بتواند. عمليات زراعتي انترکراپ بايد ادامه پيدانکند که بخاطرقلبه کردن و آماده نمودن خاک ريشه هاي تغذيوي نهال راازبين برده وبالاي نهال تاثير خراب ميگذارد.

 

استعمال کود:

براي اينکه حاصل زيادوباکيفيت خوب از باغ بدست آيد مقدارکافي کوداستعمال شود.  مقدارواقسام کود مربوط ميشود به نوع نهال، عمرنهال وحاصلخيزي خاک وغيره.  جهت مقدار قابل سفارش کودبراي نهال طريقه خوب اين خواهدبودکه نمونه گيري و تجزيه برگها منظم صورت بگيرد اين کار باغداررا قادرمينمايد تابه اساس نيازمندي موادغذايي خاص، سال به سال براي آن ازکودموردضرورت استفاده نمايد.

گرچه اين کاردرافغانستان شده نميتواند و درآينده نزديک هم قابل پيش بيني نميباشد. بصورت عمومي ميتوان ازتجارب که در ديگر جاها انجام شده و استعمال مقدارعناصر راکه نهال ناوقت حاصل رااززمين جذب کرده معيار قرارداد.  اين ارقام بدست آمده عمومي بوده ولي نميتوان آنرابااحتياط تفسيرنمود يعني اگر نموي نهال بسيارقوي باشد از مقدار نايتروجن کاسته شود اگرنموي بدني نهال خيلي ضعيف باشد درمقدار نايتروجن تزييد بعمل آيد. به اساس تجربه که مقدار عناصر زياد مصرف سالانه سفارش گرديده ازينقرارميباشد:

 

يوريا 32  کيلوگرام في جريب

کودسياه  20 کيلوگرام في جريب

انبارحيواني يک جولی بارالاغ در في درخت

 

اين مقدار بطور عمومي سفارش شده ولي بعضي اقسام نهال شايد به عنصر خاص بيشترضرورت داشته باشد و يا بعضاکمتر ضرورت داشته باشند لذامقدار هرعنصر يابصورت کل درمرورزمان نظربه نموي نهال تنظيم گردد.

عمر نهال هم درنظرگرفته شود نهال کوچک نسبت به يک درخت کلان کمترکودضرورت دارد عنصر که بايد براي نهال دقيق حساب شود نايتروجن است که اين عنصر در جواني براي نمووانکشاف نهال فوق العاده ضروري ميباشد تا درخت چوکات ساختماني خودرا تشکيل دهد. 

اگرنهال نوشان تاسال چهارم يا پنجم سرحاصل بيايد بايد درمقدار کودآن سال به سال تزييدبعمل آيد يعني مقدارکودکه دربالا ذکرگرديد قرارذيل استعمال شود:

سال اول                   20 الي 25 فيصد

سال دوم                   40 الي 50 فيصد

سال سوم         60 الي 75 فيصد

سال چهارم       80 الي 100 فيصد

سال پنجم         100 فيصد

 

اهميت هريک از عنصر کود متفاوت است،کودنايتروجن براي نهال مفيد بوده ونموي بدني آنرا قوي ميسازدولي دردرختان کلان مقدارزيادنايتروجن سبب نموي بدني زيادشده حاصل ميوه راکم ساخته ورنگ ميوه کيفيت ذخيروي ميوه را پايين مياورد. مقدار زياد نايتروجن درخت کلان رادرمقابل حشرات ضعيف ساخته وسبب بروز آفات ميگردد استعمال نايتروجن در درخت بسيارضعيف به نموي بدني آن کمتر کمک ميکند تا حاصلدهي آنرا به درازمدت حفظ کند استعمال فاسفورس دروقت شاندن نهال مهم است، مقدار زياد فاسفورس به شکل سنگل سوپرفاسفيت يک کيلوگرام باانبار حيواني به قسم مخلوط درچقوري نهال انداخته شود که باريشه نهال تماس نکند تاکه درنهال جوان سبب نمووانکشاف ريشه هاي آن گردد استعمال فاسفورس دردرختان کلان (چندين ساله) درافغانستان قابل ترديداست زيرا درختان کلان داراي ريشه هاي خيلي زيادوسيع وفعال بوده وفاسفورس رابراي 9 ماه ازنقاط مختلف خاک جذب کرده ميتواند. 

ازقلت آهن در سيب کلوروسيس بوجودميآيد که مربوط ميشود به:

*       آبياري ازحدزياد مساله را مغلق تر ميسازد

*       قلبه يا آماده نمودن سالانه خاک ريشه هاي تغذيوي براي نهال را درقسمت حاصلخيزي خاک بي نظم ميسازد

*       انتخاب پايه مادري ايم ايم 106 و شفتالو به مقابل کمبود آهن مواجه ميشوند. 

*       کمبود موادعضوي درخاک

*       انتخاب سيب نوع سرخ مخصوصابالاي پايه مادري  ايم ايم 106 مواجه به کلوروسيس ميگردد.  پيش ازآنکه تمام توجه خودرابراي علاج آن درباره استعمال کيليت آهن بکاربيندازيم بايد از پوشش عضوي خاک طوري استفاده شود که خاک اطراف درخت خصوصا ساحه ريشه هاي تغذيوي آن هيچگاه بيجا نگردد تااين مساله حل شود.

قلت جست هم وجوددارد ولي وقتي حادميگردد که پروگرام شاخبري زيادبوده وشاخهاي زياد قطع گردد ذخايرجست نيز ازدرخت کاهش ميابد.  تنظيم خاک همچنانکه درباره آهن وعلاج کلوروسيس خاطرنشان گرديد عملي ميباشد.  اگر ضرورت شود استعمال سلفيت جست در وقت نمو بالاي برگهاودروقت رکوددرآخرزمستان بالاي پوست پاش داده شود.

 

تاثير وموجوديت وضرورت موادغذايي بايد در طول فصل نمويي در باغ بررسي گردد درصورت امکان نمونه هاي برگ ازکمبود يافزوني عناصرمختلف معاينه شود يعني کمبود سلفر،فزوني نايتروجن وغيره، ميتوان يک نمونه کوچک ازباغ جمع آوري نموده ودرخارج ازافغانستان آنرا تجزيه نموداگرهيچ نشود از سفارش عمومي که شده ميتوان استفاده بعمل آوردوقت استعمال کود هم خيلي مهم است، کود بايد وقتي استعمال شود که نهال آنراضرورت داردوآن دروقت نموي بهاري ميباشد.  گرچه ريشه ها قبلا فعال شده و به نموآغاز مينمايند پيش ازآنکه ساقه به نمو آغازکند ريشه ها فعالانه آب و موادغذايي راجذب مينمايد فلهذا کودبايد اين ضروريات ريشه هارا در اواخرزمستان واوايل بهار تکافو نمايد. کود فاسفورس وپتاشيم ازخاک شسته نشده و اينهارابايددرسطح خاک بشکل دايروي درتحت شاخچه ها و دورازتنه درخت پاش داد چه تماس کود با تنه درخت باعث سوختگي وکالررات ميگردد.  کودنايتروجن که به آساني ازخاک شسته ميشود بايد دردومرتبه ياسه مرتبه به وقفه هاي دوالي سه هفته استعمال گردد. کوديوريا يگانه کوداست که در افغانستان پيداميشودوشکل استعمال آن اينست که بعداازاستعمال بايد آبياري شود ليکن در اين وقت سال خاک خيلي مرطوب ميباشد اگرممکن شود يوريا قبل ازباران استعمال گردد يابعدازاستعمال يوريادرصورت خشکي هوايک آبياري بسيارخفيف صورت بگيردتاکودمذکور رادرطبقه بالاي خاک يعني در قسمت ريشه هاي تغذيوي پايين جابجا ساخته وازکندن يامخلوط نمودن خاک اين ساحا جلوگيري شود تاريشه هاي نهال صدمه نبيند.  استعمال کود نايتروجن بعداز ميوه گرفتن کيفيت ميوه راخراب مينمايد اگر کمي قبل ازتشکيل شدن پندک گل استعمال گردددرپندک گل سال آينده بسيار تقليل رخ ميدهد اگر ميوه درخت بسيارزيادباشد يک اندازه نايتروجن بعدازجمع آوري ميوه استعمال گرددولي درصورت استثنايي باشد

 

بادشکن: 

باد يک مانع عمده در توليد ميوه  جات در بعضي قسمت هاي افغانستان ميباشد بطورمثال درختان که در نواحي هرات ازسبب سرعت باد ضررديده بدشکل بار آمده اند اگر باد شکل درختان را هم تغيير ندهد. باددر بهار باعث پايين آمدن درجه حرارت شده ميوه را تغيير داده و فعاليت حشرات کم شده از عمل گرده افشاني توسط حشرات کاسته ميشود. تاثيرات نا مطلوب سرعت باد راميتوان توسط شاندن درختان در اطراف باغ يا در بين باغ کمتر ساخت فايده بادشکن ازينقراراست:

·        اقليم کوچک (مايکروکلايمت) اصلاح مي گردد

·        بدشکل شدن درختان کم مي شود

·        ازضايع شدن ميوه جلوگيري مي شود

·        براي حشرات مفيد و پرندگان که بالاي حشرات تغذيه مي نمايد پناه گاه ساخته مي شود.

·        تبخير وتعرق کم مي شود

·        ازينکه از سرعت باد کاسته ميشود فلهذا کنترول  حشرات وامراض سهل مي گردد

·        گرده افشاني زياد ميگرددزيراکه اقليم براي حشرات گرده افشاني کنند ه بهترمي شود.

درختان بحيث بادشکن تنها اين فايده هاراندارند بلکه ضرر هم دارند اين درختان طبيعتا نسبت به درختان ميوه خيلي قوي بوده و درگرفتن و جذب موادغذايي، آب و نور رقابت نموده و بايد فاصله زياد بين درختان بادشکن و درختان ميوه گذاشته شود (بيش از 5 متر) پس سرک امتداد باغ مي تواند يکطرف قطار بادشکن را تشکيل دهدودرعين زمان يک خلابين درختان سرک و قطاراول درختان بادشکن و قطاراول  درختان ميوه بوجود آيد.

نواقص بادشکن ها ازينقراراست:

·        يک قسمت از زمين باغ را اشغال مينمايد

·        از آب آبياري استفاده ميکنند

·        بادرختان ميوه رقابت مينمايد

·        تاثير سايه کننده دارد

·        ميتواند ساحه کوچک سرما را بوجود آورد

·        ميزبان امراض و آفات شده ميتواند

لذا مفاد و نواقص درختان بادشکن را نظر به نوع شان بايد قبل از تاسيس باغ وشاندن نهال در نظر گرفت وقتيکه نوع  درختان جهت بادشکن  و جاي آن انتخاب شد بايد دوسال قبل از احداث باغ شانده شوند تا از نهال هاي نوشان محافظت صورت بگيرد.

 قبل از انتخاب درختان بادشکن بايد چندين خواص آن مدنظر باشد:

اولين خاصيت بادشکن بايد درخت نموي راست داشته باشد. نموي سريع و حدود 50% خلا يا شمال رو درآن بوجود بيايد. نموي راست آن مهم که  جاي کمتررابگيرد، نموي سريع داشته باشد که زود تر بادشکن تشکيل کند و درختان ميوه را محافظت نمايد نه خلاف آن، پنجاه فيصد خلا در درختان بادشکن بسيار ضرور است تا که ديوار را تشکيل داده و باد از آن آهسته عبور کند.  اگر باد شکن غير قابل نفوذ تشکيل  شود باد درآن دور نموده تاب و پيچ خورده وضع خراب تر ميشود بصورت درست يک بادشکن خوب حتما پنجاه فيصد راه براي گذشتن جريان باددارد.

                   

 درختان بادشکن نبايد از ده متر بلندي داشته باشد، اينهم باعث تاب و پيچ خوردن باد ميگردد هرقدراز سطح زمين بلندترشود سرعت باد افزود شده و  بالاخره بلندتر از ده متر سرعت باد نامطلوب شده و براي دهقان يک پرابلم جدي رابه بار مي آورد اين تجربه از ديوارهاي بلنديک شهر حاصل ميشود که  چه اندازه سرعت زياد شده و درسطح زمين چه چيزرابه بار ميآورد. تمام بادشکن ها به ارتفاع ده متر قطع شوند.

بادشکن معمولا الي 20 برابر ارتفاع خود پناگاه ايجاد مينمايد پس اگر ارتفاع بادشکن ده متر تعين شود بعدازهر 100يا 200 متر يک بادشکن ديگر نهاده شود (شانده شود).

موقعيت بادشکن به بسيار احتياط تعين گرديده و قطار درخت بطور عمودي جريان باد باشد ودردامنه تپه خاليگاه هاي  کوچک سرما ( هواي سرد) را تشکيل نکند. در همچو موقعيت اگر بادشکن شانده ميشود قسمت پايين بادشکن بايد خلاهاي داشته باشد که جريان باد ازآن عبور کرده و هوارا مخلوط نمايد اين هم بايد فهميده شود که جريان باددرانجام قطار بادشکن سرعت پيداکرده و هم در خاليگاه بزرگ که قسمت از بادشکن  جهت عبورومرور خالي ميشود، در صورت اول يک تعداد درخت در هردو انجام قطارهاي بادشکن بشکل کنج مربع يک  قطار شانده شود و درصورت دوم اگر خاليگاه براي رفت و آمد ضرورباشد يک قطار بادشکن عليحده در داخل يا خارج قطار بادشکن در باغ غرس شوند تا پيشروي خاليگاه را گرفته باشد. 

درافغانستان طوري رواج است که شاخچه هاي  پايين درخت را قطع مينمايند و حدود دو متر ساقه درخت راازشاخچه خالي ميسازند اين عمل سرعت بادرا بخاطريکه عمل قيف را انجام ميدهد زياد ميسازد ازين کار بايد جلوگيري گردد.

درصورت امکان ازدرختانيکه زياد رقابت ميکند صرف نظرکرده و انواع غرس شود که نايتروجن را نصب کرده بتواند درختان بايد انتخاب شود که يک راه عايد خوب براي دهقان هم باشديا چوب آن قابل فروش باشد زيرا که يک ساحه اززمين را براي مدت طولاني احتواميکند انواع مناسب که مي تواند بحيث  بادشکن استفاده شود مربوط به ارتفاع ميگردد در ارتفاع بلند که هواسرد است بايد به آن توافق داشته باشد تعداد از انواع درخت سفارش شده مگر اينها حتمي نميباشد ميتواند انواع مناسب ديگر هم پيداشود يک تعداد انواع که خوبتر نتيجه داده در سه زون درذيل معرفي ميگردند:

 

·        در مناطق مرتفع باباد سرد و سرماي شديد

اقسام و انواع چنار

 انواع بيد

درخت شنگ

عکاسي خاردار

سنجد

 

·        ارتفاع متوسط همراه با زمستان ملايم و سرماي قابل ملاحظه

انواع  چنار

انواع بيد

درخت شنگ

عکاسي خاردار

سنجد

درخت هاي ناجو

 

·        ساحه کم ارتفاع همراه با سرماي بسيارکم يا بدون سرماي قابل ملاحظه

يوکاليپتوس

درخت عکاسي معمولي

گز

انواع درخت بيد

 عکاسي خاردار

 درخت سنجد

 درخت پاين (ناجو)

 

پيوند چه است:

 اين يک تخنيک هارتيکلچري ميباشد که

 قسمت هاي از دونبات را باهم وصل نموده

  از آن يک  نبات ساخته ميشود  اينها عبارت  از پايه مادري  و ساين (پيوند) ميباشد در مسلک هارتيکلچر اين  يک معني خاص دارد طوريکه هر کدام آن

 جداگانه  تشريح شده است.

پايه مادري:

آن قسمت نبات را گويند که در خاک نمو کرده و سيستم ريشه نبات را متحد ميسازد.

پيوند:

اين عبارت از تکميل پايه مادري بوده و آن قسمت نبات را تشکيل ميدهد که به چشم ديده شده و قسمت بالايي اتصال پايه مادري ميباشد.

 

کلتيوار:

اين کلمه از دو لغت  ترکيب شده يعني کلتيويتد و ورايتي ( نوع زرع شده يا زراعتي ) و عبارت از يک جز مخصوص نبات است يعني يا پيوند ميباشد يا پايه مادري ميباشد.

نبات از حيوانات فرق ميکند براي اينکه در نباتات امکان  دارد يک نبات مکمل از توته کوچک نبات که قطع ميشود بوجود بيايد بشرطيکه همين توته کوچک نقطه ناميه داشته باشد عين نبات راميدهد که ازآن گرفته يا قطع شده است ميوه راکه توليد ميکند هم مانند ميوه نبات است که توته کوچک ازآن گرفته شده است.

تمام درختان ميوه دار داراي پندک (پونگ) ميباشند، اينها در محل پيداميشود که برگ با نوده يا ساقه اتصال دارد، و معمولا به شکل يک ساختمان (برامدگي) کوچک در قسمت با لايي، جاييکه برک با ساقه وصل ميشود ميباشد.

 

اصطلاحات هارتيکلچري که در پيوند بکار ميرود:

نباتات جوان که از تخم توليد ميشود از همديگر فرق داشته وهم از نبات مادري و پدري خود فرق دارندچون خواص مخلوط از پدرومادر دارند مثل اعضاي يک فاميل که اطفال آن هيچ شباهت عيني و حقيقي به والدين ندارند، همچنان ست در نباتات و درختان که از تخم بوجود مي آيند.ازاصل خود بسيار متفاوت ميباشند.

 

 

لذا وقتيکه  ميخواهيم يک باغ جديدا احداث عينا ميوه مشابه با والدين را داشته باشد يگانه راه بدست آوردن آن استفاده از دوباره نمو دادن يک توته کوچک (پند ) آن از درخت اصلي ميباشد که بعدا در باغ شانده شود و باغ از آن تاسيس گردد. خاصيت اساسي پيوند کردن همين است. 

 

در پيوند نمودن يک توته از ساقه نبات اصلي گرفته ميشود که داراي چندين پندک ميباشد و اندازه آن از نظر درازي  متفاوت بوده از 25  الی  50 ميلي متر ميباشد اين طور آماده ميشود که شباهت نزديک به پايه مادري داشته خصوصا قسمت قطع شده آن هردو باهم بسته ميشود در صورت پندک پيوند تنها يک پندک با ضميمه انساج اطراف خود بالاي پايه مادري پيوند ميگردد اين نوع پيوند در افغانستان بسيار رايج بوده در

 

بسياري از درختان برگ ريز مو فقانه انجام ميشود ودر بسياري موارد نسبت به پيوند چندين  پندک (شاخه) اتصال قوي و محکم را بار ميآورد. 

 

 

سطوح قطع شده هردو پيوند و پايه مادري توليدکالس نموده ودرجورشدن زخم حصه ميگيرند مانند انساج زخمي که دروجودانسان جورميشود براي اينکه پيوند  موفقانه انجام شود انساج کالس هردوپيوند و  پايه مادري بايد بطور فزيکي باهم منطبق شده و يکجا تشکيل يک بافت بين پيوند و پايه مادري شکل گرفته و نبات کاملا باهم آشنا يکجا شوند.  

هیچ نظری موجود نیست: